خطبه حج

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي اذهب الى الأسفل

خطبه حج

پست من طرف راجی في الأحد 12 أكتوبر - 15:24


خطبه حج

بسم الله الرحمان الرحيم

والحمد لله رب العالمين وصلى الله على محمد وآل محمد الائمة والمهديين و سلم تسليما .
خداوند متعال می فرماید :
( وکذلک مکنا لیوسف فی الارض یتبوآ منها حیث یشاء نصیب برحمتنا من نشاء و لا نضیع اجر المحسنین # و لاجر الاخرة خیر للذین ءامنوا و کانوا یتقون ) یوسف 57- 56
( واينگونه ما به يوسف در سرزمين قدرت داديم ، كه هر جا مى‏خواست در آن منزل مى گزيد ما رحمت خود را به هر كس بخواهيم مي بخشيم و پاداش نيكوكاران را ضايع نمى كنيم * اما پاداش آخرت ، براى كسانى كه ايمان آورده و پرهيزگارى داشتند بهتر است ) يوسف 56-57
اى مؤمنان ، از خداوندى كه بر همه چيز قادر و تواناست بترسيد و از كسى كه بر هيچ چيزى قادر و توانا نيست نترسيد زیرا او بر هيچ چيزى توانا نيست مگر به حول و قدرت و اراده خداوند سبحان .
شما در اين دنيا رهگذر هستيد ، و هر رهگذرى را ناگزیر از مقصد و پايانى است پس برحذر باشيد که مقصد و پايان کار شما آتش باشد و تلاش كنيد كه عاقبت کار شما ورود به بهشت باشد . و برهر عاقلى واجب است كه راهی را پيدا كند كه او را به سلامتى سوق دهد زیرا بعد از تمام شدن زمان و ره توشه ، دیگر پشيمانى سودى ندارد .
وشما اى مؤمنان حقيقى ، بعد از آنكه از خداوند آموختید و نه از احمد الحسن كه شما در صراط مستقيم و راه راست در حركت هستيد ومتدين به دين حقّى هستيد كه خداوند سبحان آنرا مى خواهد و شما را براى آن خلق كرده ( براى آن حقى كه شما آنرا شناخته ايد) ،عمل كنيد و عمل كنيد و عمل كنيد تا وقتیكه نفس قطع شود زيرا كه نجات شما درعمل كردن است و هيچ خيرى در كسى كه علم دارد ولى عمل نمى كند نیست و حقّ این است و حقّ را به شما مى گويم : كه ابليس ( لع) علم داشت ولى عمل نمى كرد پس او از علماى بى عمل بود . پس به آن چيزى كه ياد گرفته ايد و از خداوند سبحان آموخته ايد بدون ترس و هر گونه حسابی برغیر خدا (هرچند در نظر مردمی كه به دنيا و ماديات نظر مى کنند و به خداوند هيچ نظرى نمى کنند بزرگ باشد) عمل كنيد .
وحقّ را به شما مى گويم : مطمئن باشيد اى مؤمنان ، (سلام خداوند رحيم بر شما باد) خداوند سبحان شما را نجات خواهد داد زيرا كه او كريم و غيوری است كه به ملت مؤمن انتخاب شده خود در هر زمان كمك مى كند . و حق را به شما مى گويم : كه پدر غيور از اولادش واهل بيتش دفاع مى كند پس چگونه خداوند سبحان از امتى كه انتخاب كرده است دفاع نخواهد كرد ؟ بله ، شما خواستید كه خداوند سبحان را يارى کنید و او نیز شما را براى نصرت و يارى دين خود قبول كرد زيرا كه او كريمى است كه جزای بسيار را براى عمل اندك عطا مى كند ، پس عمل كنيد وعمل كنيد و عمل كنيد زیرا عمل مسابقه اى به سوى بهشت است و خوشا به حال برندگان ، كسانى كه نامشان در صفحه زندگى ابدى درج خواهد شد .
هميشه و از ابتدا مى گفتم : كه هدايت از خداوند است و نه از سيد احمد الحسن . پس هركسى كه خداوند سبحان او را هدايت کند ؛ كوهها به لرزش مى افتند ولی استوار باقى مى ماند زيرا كه او حق را از ((حق)) طلب كرده است و خدا را به خدا شناخته است و ولى خدا را به خاطر خدا پيروى كرده است و ليكن حال بعد از اينكه حق را شناختيد به شما مى گويم : كه انصار و یاران سيد احمد الحسن نباشيد این بنده اى كه مى ميرد و بر هيچ چيزى توانایی ندارد بلكه انصار آن زنده اى باشيد كه نمى ميرد و بر انجام همه چيز قادر است، انصار خدا باشيد زيرا كه او كريمى است كه خود را جزای كسى كه او را به حق يارى مى كند قرار مى دهد . مردم مى گويند : ما انصار فلان و یاران فلان هستيم ولى شما بگوئيد : كه ما یاری دهندگان خدا هستيم .
من بنده مسكين ( بيچاره ) همه شما را بهتر و برتر ازخود مى بينم ، و اما كسانى كه به كلمات خداوند ايمان آورده اند و به آن عمل می كنند و بر آزار و اذیت دشمنان صبر و به خاطر خدا و در راه او تکذیب می شوند من خود را حتى در مقام خادم آنها نیزنمى بينم ومن تشرف و تبرك پیدا می کنم به خاك زير پاى یاران حقیقی خداوند .

راجی

تعداد پستها : 31
تاريخ التسجيل : 2008-10-12

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: خطبه حج

پست من طرف راجی في الأحد 12 أكتوبر - 15:26

من خود و خانواده ام را متاع بسيار ناچيزی مى بينم كه در مقابل محبوب منزه و بلند- مرتبه ام تقديم كنم و اما مال را که اصلا چيز دارای ارزش و قيمت نمى بينم كه حتى بگويم متاع ناچيزى است كه در برابر پروردگار سبحان تقديم كنم .
هر شبانه روز منتظر مرگ بوده و هستم زيرا كه نتیجه آن ، دورى از دشمنان خدا و ديدار دوستداران خدا ، محمد و آل محمد (ع) وانبياء و اوصياء است .ولی سبحان الله ، مرگ را فرارى ديدم از كسانى كه او را طلب مى كنند و او را ديدم که به شدت در پی آنانى است كه از او فرار مى كنند .
هميشه و تابه حال تنهائى را دوست می داشتم و از مردم کناره مى گرفتم و با خداوند سبحان ، انس مى گرفتم و خداوند مي داند كه چقدر آمدنم در بين مردم بر من سنگينى مى كند مگر اينكه براى امر به معروف و نهى از منكر و يا ارشاد و توجه دادنشان بسوى خداوند وتفكرشان به خداوند سبحان و بشارتشان به بهشت و هشدارشان از آتش باشد . بلكه حضورم بخصوص در بين مؤمنین بر من سنگينى مى كند زیرا آنها برايم ارزش و احترام خاصى در نزدشان قائل می شوند و من خود را لایق آن نمى بينم همانگونه كه بشدت از خداوند سبحان مى ترسم كه مرا بخاطر این ارزش و احترام خاصى كه برايم قائل هستند محاسبه يا مؤاخذه كند .
وحق را به شما مى گويم : كه من در ابتدا بيعت را براى خود نخواستم بلكه در زمان صدام طغيانگر گروهى از افراد در حوزه علميه نجف اشرف براى بيعت با من بعنوان اینکه من فرستاده ای از سوی حضرت مهدى(ع) هستم عزم خود را جزم کردند بعد از آنكه براى آنها رؤيا و مكاشفه و معجزه اتفاق افتاد . سپس آنها براى طلب بيعت با من از بقيه طلبه هاى حوزه علميه در نجف برخاستند . خداوند مى داند و آنها نيز مى دانند و اين اولين بيعت بود . سپس بیعت را شکستند مگر اندكى از آنها كه به عهد خداوند سبحان وفا كردند . و آنانى كه عهد را شکستند مى گفتند : رؤيا و مكاشفه از جن است و معجزه، سحر است. و تا دیروز مرا صادق الامين (راستگوی امانتدار) می خواندند و امروز مرا (ساحر کذاب) ساحر و دروغگو می خوانند پس به خانه خويش باز گشتم و امر خود را به خداوند سپردم و به محبوبم ، خداوند سبحان پناه بردم راضى به قضا و قدر او بودم و صبور و مطمئن از اينكه خداوند پاداش نيکوکاران را ضايع نمى كند . سپس خداوند خواست كه بعد از سقوط صدام طغيانگر اندك افرادى كه به عهد خداوند وفا كرده بودند مردم را به بیعت با من دعوت کردند بدون هيچ گونه ارشاد يا دعوتى از طرف من بلكه من اصلا ً آنها را نديده بودم . سپس آمدند و با من تجديد بيعت كردند و مرا از خانه ام خارج كردند و اين دومين بيعت بود . و اين دعوت توسعه يافت و منتشر شد و تعداد مؤمنين افزايش يافت . سپس ارتداد حيدر مشتت و افرادش حاصل شد و به جز عده اندكى كه بر عهد خداوند وفادار بودند کسی باقى نماند وسپس به خانه ام بازگشتم و به محبوبم پناه بردم و بر بلاء صبر كردم وكسى را براى بيعت با خويش دعوت نكردم و ليكن خداوند خواست كه آنهائى كه خداوند به ولاى آل محمد (ع) طاهرشان كرده و آنها را براى يارى قائم آل محمد(ع) (قبل از اينكه دنيا خلق شود) انتخاب كرده است بيانند وتجديد بيعت كنند و اين سومين بيعت بود . بعد از اينكه مرا دو بار بر فرق سرم کوبیدند پس خدا را شكر كه در من شبهی ازذوالقرنين وعلى بن ابیطاب اميرالمؤمنين (ع) قرار داد و خدا را شكر كه نخواست من امامت را طلب كنم بلكه خواست كه امامت مرا طلب كند و خدا را شكر كه مرا در طلب دنيا قرار نداد بلكه خواست كه دنيا مرا طلب كند. پس به خدا سوگند که ملك وحكومت ومقام و منصب واطاعت کردن مردم از من و گوش به فرمانی ایشان ازخود را طلب نکردم مگر به امر خداوند سبحان و امر امام مهدى (ع) . و اگر به خاطر اقامه حجت بر حضور انصار و یارانم نبود ، طناب آنرا به كشتيش مى انداختم . پس به خدا كه دنيا نزد من (همانگونه که خداوند متعال آنرا به من نشان داده است ) و همانگونه كه پدرم على ابن ابى طالب (ع) او را وصف كرده : آنرا عرق خوكى در دست بیمار جذامى مي بينم .
خوشا به حالتان اى مؤمنین ، اى كسانى كه به حاكميت خدا و ملك وعزل ونصبش اقرار دارید و اما آنهائى كه دين خدا و حاكميت وعزل ونصب او را انكار كردند اعم از علماى بد کار و كسانى كه از آنها پيروى می کنند پس به آنها مى گويم : هر كارى كه دوست دارید انجام دهيد شما همه چیز را برای وارثان به جا خواهید گذاشت ، بخواهید یا نخواهید و دنيا و آخرت را از دست خواهيد داد و این است خسارت و شكست آشكار. و شما شكست خود را در دنيا روزى بعد از روز ديگر لمس مى كنيد وبدی حساب وتقدیراتتان این امر را به شما تاكيد مى كند از آنجایی كه همه چيز را حساب كرديد مگر خداوند متعال را ، پس چقدر حق خداوند در ميزان و حساب شما بى ارزش است :
(و ما قدروا الله حق قدره)
(خدا را آن گونه که باید بشناسند ، نشناختند)

پیروان علماى بى عمل کم کم دارند این موضوع را درك می كنند كه علماء ، آنها را در دره اى تنگ و تاريك داخل كرده اند که نه غذائى و نه آبى و نه نورى در آن یافت می شود پس این همان مرگ حتمى در تاريكى است و این علماى بى عمل شروع به پس گرفتن

راجی

تعداد پستها : 31
تاريخ التسجيل : 2008-10-12

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: خطبه حج

پست من طرف راجی في الأحد 12 أكتوبر - 15:27

افعال وگفته هاى خود كردند پس چوپانی که کار خود را بلد نیست گوسفندان خود را براى گرگها رها مى كند و به پيروان آنها مى گويم : آنها (علمای بی عمل) را رها كنيد و از حق تلخ و سنگين پيروى كنيد زيرا كه نجات شما در آن است . آيا نمى بينيد كه شما را مانند طعمه اى براى گرگها رها کرده اند ؟ آيا عاقلى هست كه خود را از مرگ حتمى در دنيا و آخرت نجات دهد ؟ از خداوند بترسيد ، از كسى كه مى تواند روح و جسم را با هم در جهنم هلاك كند .
اى مردم بدرستيكه این علماى بى عمل شما را فریفته اند و باطل را به حق شبيه كرده اند . پس به درستی شبهه برای آن شبهه نامیده شد ه است که شبیه به حق است ، اميرالمؤمنين (ع) فرمود: (( شبهه برای آن شبهه نامیده شده است که شبيه به حق مى باشد اما اولياء خدا پس چراغ آنها در آن ، يقين است و راهنمایشان ، سمت هدایت و اما دشمنان خدا دعاهايشان جز به گمراهى ختم نمی شود و راهنماى آنها نابينائی است )). نهج البلاغه ج 1 ص 89
شما را به شوراى كوچك دعوت كردند ، احكام خدا را تغيير دادند همانطوريكه اهل سقيفه اين عمل را در شوراى بزرگ انجام دادند . پس ديروز اين كار را با على ابن ابيطالب (ع) در مدينه انجام دادند وامروز آنرا با امام مهدى (ع) در عراق پايتخت دولت مهدويت انجام می دهند .
از حذيفه يمانى و جابر ابن عبدالله الانصارى از رسول الله (ص) نقل است كه ايشان فرمود : «وای بر امتم وای بر امتم از شوراى بزرگ و شورای كوچك. از ایشان (ص) سؤال شد : شورای بزرگ وکوچک کدام است ؟ ايشان (ص) فرمودند : اما شوراى بزرگ بعد از وفاتم در شهر خودم و براى غصب خلافت برادرم و غصب حق دخترم منعقد مى شود واما شوراى كوچك در غيبت كبرى در زوراء (بغداد) براى تغيير سنت و تبديل احكامم منعقد مى شود.
واميرالمؤمنين على ابن ابيطالب (ع) در حديثى طولانى فرمود: «مرکزحكومت به زوراء ( بغداد ) بازمى گردد و امورمردم با شورا (انتخابات) انجام مى شود هر كسى بر چيزى غلبه كند آنرا انجام مى دهد پس در آن هنگام خروج سفيانى انجام مى شود و به مدت نه ماه در زمين حاكم مى شود كه در آن بدترين عذابها نازل مى شود تا اينكه باز فرمود : سپس مهدى هدايت كننده خروج مى کند كسى كه پرچم را از دست عيسى ابن مريم مى گيرد» .
اى مردم من شما را به نجات دادن خود از فتنه هاى این علماى بى عمل و گمراه و گمراه كننده.دعوت مى كنم .
پس به سرگذشت امتهاى پیش ازخود بنگريد آيا هيچ عالم بى عملی را مى يابيد كه پیامبری از پیامبران یا وصیی از اوصیا را يارى كرده باشد ؟ پس تاریخ را دوباره به پیرویتان از علماى بى عمل ومبارزه با وصى امام مهدى (ع) تكرار نكنيد همانگونه كه امتهاى پيش از شما از علماى بى عمل پيروى كردند و با اوصياء و انبياى فرستاده شده خود به جنگ برخاستند . برای یکبار هم که شده با خود منصف باشيد و اين سؤال را از خود بپرسيد : آيا قبل از اينكه از علماى آخر زمان درباره وصى امام مهدى (ع) سؤال کنید ، از رسول خدا (ص) و ائمه (ع) درباره علماى آخر الزمان سؤال کرده ايد ؟ آيا از قرآن درباره موضع گیری علماء پرسیده اید که موضع تغییر نا پذیر آنها درهنگام مبعوث شدن انبياء و اوصیاء چیست ؟ آيا از قرآن کریم پرسيده ايد كه چه كسى آتش ابراهيم (ع) را شعله - ور كرد؟ وچه كسى خواستار قتل عيسى (ع) شد؟ و چه کسانی با نوح و هود وصالح وشعيب وموسى و يونس و تمامى انبياء و اوصياء جنگيدند ؟ اگر با خودتان منصف نباشيد و حالا به اين سؤال پاسخ ندهيد پس به زودی در آتش جهنم حتما با اين پاسخ جواب خواهيد داد : (..پروردگارا ما از سران و بزرگان خود اطاعت كرديم پس ما را گمراه ساختند !) احزاب 67
واگر از خداوند در حديث معراج سؤال کنید ، جواب را خواهيد يافت. پس بدرستيكه رسول خدا (ص) در شب معراج از خداوند سبحان وبلند مرتبه پرسید : «... خداوندا پس آن چه وقت خواهد بود ( قيام قائم )؟ ، خداوند عزوجل وحى فرمود : آن ، زمانی خواهد بود كه علم برداشته شود و جهل ظاهر شود و قراءت كنندگان (کتاب خدا واحادیث ) زياد شوند و عمل كنندگان كم گردند و فقر زياد شود وعلماى هدايت كننده كم و فقهاى گمراه كننده خيانت كار زياد گردند .
( بحارالانوار ج 52 )
و رسول خدا (ص) فرمودند : « زمانى بر امتم خواهد آمد كه از قرآن باقی نمى ماند مگر نوشته هایش و از اسلام باقی نمی ماند مگر نامش ، مسلمان نامیده می شوند درحاليكه دورترين افراد نسبت به اسلام هستند مساجدشان زيبا و آراسته است و لكن خبری از هدايت در آن نیست ، فقهاى آن زمان شرترين فقهایی هستند که آسمان برایشان سايه افکنده است فتنه از آنها خارج می شود و به خودشان نیز باز می گردد . (بحارالانوار ج 52 ص 190 )
اى مردم ، من شما را به ترك عبادت این بتها دعوت مى كنم پس به تحقیق که ایشان حلال خدا را برای شما حرام و حرام را برايتان حلال كرده اند و شما نیز از آنها اطاعت كرديد پس آنها را عبادت كرديد . از ابى بصير از امام صادق (ع) : گفتم : (( اتخذو احبارهم و رهبانهم اربابا من دون الله))(سوره توبه آیه 31 ) ايشان (ع) فرمودند :

راجی

تعداد پستها : 31
تاريخ التسجيل : 2008-10-12

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: خطبه حج

پست من طرف راجی في الأحد 12 أكتوبر - 15:29

به خدا سوگند که آنها (احبار و راهبان) مردم را به عبادت خویشتن دعوت نكردند و اگراین کار را می کردند هیچ کس نمی پذیرفت بلكه ایشان حلال را حرام و حرام را حلال كردند . پس (مردم) از آنجایی که خودشان هم نفهمیدند آنها را عبادت كردند. (اصول کافی ج 1 73 )
شما را به اقرار حاكميت خداوند در زمین و انكار حاكميت مردم دعوت مى كنم .
شما را به اطاعت از خداوند و كنار گذاشتن اطاعت از شيطان وهر كسى كه اطاعتش مانند اطاعت از شیطان است منند:علماى بى عمل ، دعوت مى كنم.
شما را به ترس از خداوند واقرار به حاكميتش واعتراف به آن وكنار گذاشتن سایرحاکمیتها (بدون نظر افکندن به واقعيتهاى سياسى موجودى که امريكا ان را تحمیل کرده است) دعوت مى كنم.
شما را به كنار زدن باطل اگر چه (آن باطل ) موافق هواي نفستان باشد دعوت مى كنم .
شما را به اقرار به حق و پيروى از حق هر چند که خالی از منافع مادی باشد دعوت مى كنم.
به حق تلخ روی آورید زیرا در دواى تلخ شفاى امراض بی علاج است . به حقى روی آورید كه برایتان هیچ دوستی باقی نمی گذارد. به حق و نور روی آورید در حالیکه نیتتان چيزى جز رضایت خداوند سبحان و بلند مرتبه و به دست آوردن آخرت و دوری جستن از تجملات دنيا و تاريكى آن نباشد.
ابوذرعلیه الرحمه می فرماید : حبيبم رسول خدا (ص) به من فرمودند: اى ابوذر ، حق را بگو و بدرستيكه من حق را گفتم و حق هیچ دوستی برايم باقى نگذاشت.
همانگونه كه در قرآن کریم مى خوانيد : (( قل اللهم مالك الملك تؤتى الملك من تشاء ...))
(( بگو خداوندا ای مالک حکومتها به هر کس که بخواهی حکومت می بخشی ...))
وهمانگونه كه در حج لبيك مى گوئيد )( لبيك اللهم لبيك ، لبيك لا شريك لك لبيك ، ان الحمد والنعمه لك ، و الملك لك ، لا شريك لك))
به اين آيه و اين تلبیه عمل كنيد ، آنوقت مى يابيد كه تنصيب به دست خداوند است و نه بدست مردم پس شما را چه شده است چگونه حكم مى كنيد ؟
لبيك اللهم لبيك ، حکومت برای توست ، و برخلاف میل كافرين به حکومتت در اول الزمان و آخر الزمان هیچ شريكی در حکم نداری. وكافران به تنصيب الهی و كسانى كه از آنها پيروى کردند و پیروی مى كنند «خواهند دانست كه بازگشتشان به کجاست و عاقبت از آن متقين است» همان کسانیكه به تنصيبی جز تنصیب الهی راضى نمی شوند و براى خداوند در ملكش شريكى قائل نمى شوند.
و این تلبيه ننگی استً برکسانی که آنرا می خوانند و به آن عمل نمی کنند و به تنصيب و ملك الهی اعتراف ندارند گویی چهارپايانى هستند که چيزى را می گویند كه نمى فهمند بلكه آنها گمراه تراز چهارپایانند زيرا ایشان خلق شده اند تا چیزی را که می گویند بفهمند و لیكن اینان خود را خوار کردند : «هذا أذان من الله و رسوله یوم الحج الاکبر أن الله بریء من المشرکین و رسوله ..»
«اين ندائى است از طرف خداوند و فرستاده اش به مردم در روز حج اكبر : خداوند و فرستاده اش از مشركين بیزارند پس اگر توبه كنيد خيرى است براى شما واگر رویگردان شوید بدانید که شما نمی توانید خدا را عاجز کنید و آنان كه كفر ورزیدند را به عذابی دردناك بشارت بده»
و حق را به شما می گویم:
اى مؤمنان ، يزيد ( لع) نتوانست حسين (ع) را بکشد زيرا كه حسين (ع) براى اثبات حاكميت خدا (كه در سقيفه = شوراى بزرگ) نقض شده بود قيام كرد و حسين (ع) در اثبات حاكميت خداوند در زمین پيروز شد و بدرستيكه ملك و تنصيب از آن خداوند و بدست اوست نه از برای مردم و بدست مردم .
نتيجه ثمره خون حسين (ع) و اهل بيت و يارانش ، بوجود آمدن امت مؤمنى بود كه در مقابل طاغوتيانی كه بر اين امت مسلط شده بودند ايستادند و اين امت مؤمن جز به تنصيب الهی راضى نشدند وبيش از هزار سال است که این نهضت ادامه دارد و لیكن علماى بى عمل آخر الزمان آمدند تا آن چيزى را كه حسين (ع) با خون طاهر ومقدسش بنا كرده بود ويران کنند ، آمدند تا حاكميت مردم را اثبات وحاكميت خداوند را نقض کنند و به خاطر حسابهاى دنيوى وبى ارزش ، دين خدا را فروختند و پيش خود گمان كردند كه عقلهاى ناقصشان قادر به تشخيص مصلحتهاى دنيوى مردم مى باشد واین در حالی است که به مصلحتهای اخروى مردم بطور مطلق نظر نكردند.
و حق را به شما مى گويم:
اى مؤمنان ، آنها نتوانستند حسين (ع) را از بین ببرند زيرا كه حسين (ع) وانقلاب الهي اش كه بر پایه تنصيب الهى شکل گرفت به واسطه شما پابرجاست .

راجی

تعداد پستها : 31
تاريخ التسجيل : 2008-10-12

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: خطبه حج

پست من طرف راجی في الأحد 12 أكتوبر - 15:30

اما آنها ، زمانى كه ادعا مى كنند كه بر حسين (ع) گريه مى كنند يا او را زيارت مى كنند پس بدرستیکه حسين (ع) آنها را لعنت مى كند زيرا ایشان قاتلان امام حسين (ع) دراین زمانند به تحقیق آنها تلاش می كنند كه نهضت حسينى را ويران كنند و هدفش را ضايع كنند ولي آنها شكست خوردند و شيطان مأيوس بازگشت زیرا كه دستهاى پاک شما آتش این نهضت را به دست گرفت و تصميم گرفتيد كه با خونهاى پاکتان از هدف مباركش یعنی حاكميت خدا در زمين محافظت كنيد .
سيد احمد الحسن بنده اى ضعيف است كه هیچ چیزی ندارد مگر يقينش به اینكه: «هيچ قدرتى نیست مگر به قدرت خداوند » و يقينش به اینكه : اگر با این اعتقاد با كوهها به مواجهه بپردازد آنها را ويران خواهد كرد .
ومن مي دانم كه آنها (مخالفین) اموال زيادى دارند که آنرا در اختیار کسانى قرار می دهند كه از ایشان اطاعت مطلق مى كنند و رسانه های اعلان جمعی فراوان و دولت و سلطه بزرگی که برایشان طبل می زند را در دست دارند. وهمچنین آمريكا را در کنار خود دارند كه او را راضى مى كنند و او هم آنها را راضى مى كند و من مى دانم كه آنها چیزهای زیادی در اين عالم جسمانى دارند و ليكن با آنها با اين يقين و اين كلمه روبرو مى شوم :
« لا حول ولا قوة الا بالله »
(( هيچ قدرتى نيست مگر به قدرت خداوند ))

با آنها روبرو مى شوم همانگونه كه حسين (ع) با اجدادشان روبرو شد و تمام عالم كربلاى جديدى را بر اين زمين خواهد ديد ، كربلائى كه در آن حسين (ع) و ياران اندكش وجود دارند كه به حق وحاكميت خدا دعوت مى كنند و حاكميت مردم و دموكراسى آمريكا و سقيفه علماى بى عمل را انكار مى كنند . كربلائى كه در آن شريح قاضى و شمر بن ذى الجوشن و شبث بن ربعى (علماى بى عملی که فتوا به قتل حسين (ع) دادند ) وجود دارد ، كربلائى كه در آن يزيد وابن زياد و سرجون حضور دارند و روم (آمريكا) پشتیبان آنهاست.
و تمام عالم حوادث ومصیبتهایی كه در رسالت جدید عيسى بن مريم در سرزمين مقدس رخ خواهد داد را خواهد دید.
وسرزمينی مقدس وعيسی ای دیگر به همراه حواريون اندك ومستضعفش كه مي ترسند مردم آنها را بكشند خواهد بود.
و سرزمينی مقدس که درآن علماى يهود كه خواستار قتل عيسى (ع) هستند و روم (آمريكا) كه خواسته هاى آنها را عملی مى كند و سعی در قتل عيسى (ع) دارد خواهد بود .
عيسى (ع) فرمود : (( اى علماى بد کردار، امر خداوند همانگونه كه شما آرزو داريد و انتخاب مى كنيد نيست بلكه اینگونه است که : خانه را مى سازيد براى مرگ و بنا مى سازيد وعمران می کنید براى خراب شدن وبراى بهره برداری وارثان تلاش می کنید)قصص الانبیاء
وتمام حوادث و مصیبتها تکرار خواهد شد خداوند اينگونه اراده فرموده است و اراده پروردگاری كه اولياء و انبياء و فرستادگانش را یاری می کند اینگونه می باشد :
« ولقد سبقت کلمتنا لعبادنا المرسلین # انهم لهم المنصورون # و ان جندنا لهم الغالبون »
« وعده قطعى ما براى بندگان فرستاده مان از پيش مسلم شده ، كه آنان قطعا يارى شدگانند ، و بدرستیکه لشكر ما همان پيروزشوندگان هستند » (الصافات 171 – 173 )
به زودی پروردگار محمد (ص) بر ظالمين برروی زمين پيروز خواهد شد و از فرزندان قاتلان امام حسين (ع) انتقام می گیرد زيرا كه آنها راضى به اعمال پدرانشان شدند . هر كس از شما كه مى خواهد ايمان بياورد ، ايمان بیاورد و پاکان خود را پاک ترکنند ومقدسان خود را مقدستر کنند و هر كس از شما كه خواست كافر شود ، كافر شود و گناهكارتر و نجس تر شود. علماى بى عملتان را پيروى كنيد هيزمها را فراهم كنيد و آتش را براى ابراهيم (ع) شعله ور سازيد و نوح (ع) را به مسخره بگيريد و شمشير زهرآلود را براى شکافتن فرق سرعلى (ع) و اسبهاى خود را براى لِه كردن سينه امام حسين (ع) مهيا سازيد وليكن من لن اساوم ، هرگز کنار نمی آیم ، هرگز از مواجهه با عثمان زمان خود و به فضیحت کشاندن او در مقابل دیدگان همه دست بر نمی دارم .
بله اين روبرو شدن من سخت تر از روبرو شدن جدم رسول خدا (ص) با بتهاى قريش است ؛ زيرا كه آن بتها از سنگ بودند وليكن این بتهائى كه من امروز با آنها روبرو مى شوم بتهائى هستند كه لباس رسول خدا (ص) را پوشيده اند و و خود را شبیه به حاملان قرآن کرده اند و ادعاى نيابت عام از امام (ع) را دارند ، بتهائى كه وارثان دشمنان انبياء و مرسلين هستند و مى دانند كه چگونه قرآنها را بالاى نيزه ها کنند تا لشكر على (ع) را بشكنند ولي نمی دانند كه ((هيچ قدرتى نسيت مگر به قدرت خداوند )) و خدا را شكر كه تنها نيستم بلكه عده ای از مؤمنین با من هستند براى من افتخار و شرفى است كه خادم آنها باشم . حق را در سينه خود حمل كردند و به سوى خدا رفتند ، به سوى نور و راضى نمى شوند مگر به نورى كه ذره ای تاريكى در آن نباشد ؛

راجی

تعداد پستها : 31
تاريخ التسجيل : 2008-10-12

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: خطبه حج

پست من طرف راجی في الأحد 12 أكتوبر - 15:31

اما آنها ، زمانى كه ادعا مى كنند كه بر حسين (ع) گريه مى كنند يا او را زيارت مى كنند پس بدرستیکه حسين (ع) آنها را لعنت مى كند زيرا ایشان قاتلان امام حسين (ع) دراین زمانند به تحقیق آنها تلاش می كنند كه نهضت حسينى را ويران كنند و هدفش را ضايع كنند ولي آنها شكست خوردند و شيطان مأيوس بازگشت زیرا كه دستهاى پاک شما آتش این نهضت را به دست گرفت و تصميم گرفتيد كه با خونهاى پاکتان از هدف مباركش یعنی حاكميت خدا در زمين محافظت كنيد .
سيد احمد الحسن بنده اى ضعيف است كه هیچ چیزی ندارد مگر يقينش به اینكه: «هيچ قدرتى نیست مگر به قدرت خداوند » و يقينش به اینكه : اگر با این اعتقاد با كوهها به مواجهه بپردازد آنها را ويران خواهد كرد .
ومن مي دانم كه آنها (مخالفین) اموال زيادى دارند که آنرا در اختیار کسانى قرار می دهند كه از ایشان اطاعت مطلق مى كنند و رسانه های اعلان جمعی فراوان و دولت و سلطه بزرگی که برایشان طبل می زند را در دست دارند. وهمچنین آمريكا را در کنار خود دارند كه او را راضى مى كنند و او هم آنها را راضى مى كند و من مى دانم كه آنها چیزهای زیادی در اين عالم جسمانى دارند و ليكن با آنها با اين يقين و اين كلمه روبرو مى شوم :
« لا حول ولا قوة الا بالله »
(( هيچ قدرتى نيست مگر به قدرت خداوند ))

با آنها روبرو مى شوم همانگونه كه حسين (ع) با اجدادشان روبرو شد و تمام عالم كربلاى جديدى را بر اين زمين خواهد ديد ، كربلائى كه در آن حسين (ع) و ياران اندكش وجود دارند كه به حق وحاكميت خدا دعوت مى كنند و حاكميت مردم و دموكراسى آمريكا و سقيفه علماى بى عمل را انكار مى كنند . كربلائى كه در آن شريح قاضى و شمر بن ذى الجوشن و شبث بن ربعى (علماى بى عملی که فتوا به قتل حسين (ع) دادند ) وجود دارد ، كربلائى كه در آن يزيد وابن زياد و سرجون حضور دارند و روم (آمريكا) پشتیبان آنهاست.
و تمام عالم حوادث ومصیبتهایی كه در رسالت جدید عيسى بن مريم در سرزمين مقدس رخ خواهد داد را خواهد دید.
وسرزمينی مقدس وعيسی ای دیگر به همراه حواريون اندك ومستضعفش كه مي ترسند مردم آنها را بكشند خواهد بود.
و سرزمينی مقدس که درآن علماى يهود كه خواستار قتل عيسى (ع) هستند و روم (آمريكا) كه خواسته هاى آنها را عملی مى كند و سعی در قتل عيسى (ع) دارد خواهد بود .
عيسى (ع) فرمود : (( اى علماى بد کردار، امر خداوند همانگونه كه شما آرزو داريد و انتخاب مى كنيد نيست بلكه اینگونه است که : خانه را مى سازيد براى مرگ و بنا مى سازيد وعمران می کنید براى خراب شدن وبراى بهره برداری وارثان تلاش می کنید)قصص الانبیاء
وتمام حوادث و مصیبتها تکرار خواهد شد خداوند اينگونه اراده فرموده است و اراده پروردگاری كه اولياء و انبياء و فرستادگانش را یاری می کند اینگونه می باشد :
« ولقد سبقت کلمتنا لعبادنا المرسلین # انهم لهم المنصورون # و ان جندنا لهم الغالبون »
« وعده قطعى ما براى بندگان فرستاده مان از پيش مسلم شده ، كه آنان قطعا يارى شدگانند ، و بدرستیکه لشكر ما همان پيروزشوندگان هستند » (الصافات 171 – 173 )
به زودی پروردگار محمد (ص) بر ظالمين برروی زمين پيروز خواهد شد و از فرزندان قاتلان امام حسين (ع) انتقام می گیرد زيرا كه آنها راضى به اعمال پدرانشان شدند . هر كس از شما كه مى خواهد ايمان بياورد ، ايمان بیاورد و پاکان خود را پاک ترکنند ومقدسان خود را مقدستر کنند و هر كس از شما كه خواست كافر شود ، كافر شود و گناهكارتر و نجس تر شود. علماى بى عملتان را پيروى كنيد هيزمها را فراهم كنيد و آتش را براى ابراهيم (ع) شعله ور سازيد و نوح (ع) را به مسخره بگيريد و شمشير زهرآلود را براى شکافتن فرق سرعلى (ع) و اسبهاى خود را براى لِه كردن سينه امام حسين (ع) مهيا سازيد وليكن من لن اساوم ، هرگز کنار نمی آیم ، هرگز از مواجهه با عثمان زمان خود و به فضیحت کشاندن او در مقابل دیدگان همه دست بر نمی دارم .
بله اين روبرو شدن من سخت تر از روبرو شدن جدم رسول خدا (ص) با بتهاى قريش است ؛ زيرا كه آن بتها از سنگ بودند وليكن این بتهائى كه من امروز با آنها روبرو مى شوم بتهائى هستند كه لباس رسول خدا (ص) را پوشيده اند و و خود را شبیه به حاملان قرآن کرده اند و ادعاى نيابت عام از امام (ع) را دارند ، بتهائى كه وارثان دشمنان انبياء و مرسلين هستند و مى دانند كه چگونه قرآنها را بالاى نيزه ها کنند تا لشكر على (ع) را بشكنند ولي نمی دانند كه ((هيچ قدرتى نسيت مگر به قدرت خداوند )) و خدا را شكر كه تنها نيستم بلكه عده ای از مؤمنین با من هستند براى من افتخار و شرفى است كه خادم آنها باشم . حق را در سينه خود حمل كردند و به سوى خدا رفتند ، به سوى نور و راضى نمى شوند مگر به نورى كه ذره ای تاريكى در آن نباشد ؛

راجی

تعداد پستها : 31
تاريخ التسجيل : 2008-10-12

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: خطبه حج

پست من طرف راجی في الأحد 12 أكتوبر - 15:33

این علماى بى عمل بخاطر دنياى خويش ، به خاطر دنياى هارون الرشید مى خواهند موسى بن جعفر(ع) را زندانى و يا بكشند
اى خفتگان بيدار شويد.....
اى مردگان بيدار شويد ......
و آنها (علمای بی عمل) را تبعيت نكنيد و با آنها در اعماق جهنم نرويد . به سوى خداوند باز گرديد زیرا ذات منزهش هركارى را كه در عراق و در تمام عالم انجام می دهد به خاطر این است که اهل زمين به خود بیایند و شايد كه به سوى حق هدايت شوند خداوند متعال می فرماید:« ظهر الفساد فی البر و البحر بما کسبت ایدی الناس ..» الروم 41
« فساد ، در خشكى و دريا بخاطر كارهايى كه مردم انجام داده‏اند آشكار شده است ; خدا مى‏خواهد نتيجه بعضى از اعمالشان را به آنان بچشاند ، شايد بازگردند » روم – 41


و همچنین می فرماید :
«ولنذیقنهم من العذاب الادنی دون العذاب الاکبر لعلهم یرجعون»السجده 21
( به آنان از عذاب نزديك (عذاب دنيا) پيش از عذاب بزرگ(آخرت)مى‏چشانيم ، شايد بازگردند ) السجدة – 21

و همچنین می فرماید :
« و ما نریهم من ءایة الا هی اکبر من اختها وأخذناهم بالعذاب لعلهم یرجعون » الزخرف 48
« ما هيچ آيه به آنان نشان نمى‏داديم مگر اينكه از ديگرى بزرگتر بود و آنها را به انواع عذاب گرفتار كرديم شايد بازگردند » زخرف – 48
وهمچنین می فرماید :
«ولقد اهلکنا ما حولکم من القری وصرفنا الایات لعلهم یرجعون» الاحقاف 27
«ما آباديهايى را كه پيرامون شما بودند نابود ساختيم ، و نشانه های خود را بصورتهاى گوناگون بیان کردیم شاید بازگردند »

به سوی خدا باز گردید........
به سوى حق باز گرديد......
به سوی كتاب خدا و صاحبش بازگرديد.....
زيرا در بازگشتتان به حق ، خير دنيا و آخرت وجود دارد و نجات شما از عذاب در دنيا و آخرت مى باشد و هيچ راه ديگرى براى رهائى وجود ندارد پس اين همان یوم اللهى است كه اولياء و دوستانش را در آن پيروز ميگرداند :
( او كلمه توحيد را كلمه پاينده‏اى در نسلهاى بعد از خود قرار داد ، شايد به سوى خدا باز گردند )( الزخرف – 28 )
اميرالمؤمنين (ع) فرمود : ( و بعد از من بر شما زمانى خواهد آمد كه در آن هيچ چيزى پنهان تر از حق وآشكارتر از باطل و بیشتر از دروغ بستن بر خدا و رسولش نخواهد بود ، و در نزد اهل آن زمان متاعی بی ارزش تر از قرآن اگر تلاوت شود آنگونه که باید تلاوت شود و پر مشتری تر از آن اگر تحریف شود نخواهی یافت و در سرزمينها چيزى نا مأنوس تر از معروف (خوبی ) و مأنوس تر از منكر (بدی) نخواهی یافت حاملان کتاب ،کتاب را پشت سر خود انداختند وحافظان کتاب آنرا فراموش کردند پس در آن زمان ، قرآن و اهلش مطرود و کنار کذاشته می شوند و دو رفیقند که در یک راه با هم مسیرند و هیچ پناهگاهی آنها را پناه نمی دهد پس در آن زمان قرآن واهلش در میان مردم هستند ولی نه در بین جمعهایشان وهمراهشان ، زيرا كه گمراهى وهدايت یکجا جمع نمی شوند ، مردم بر فرقه فرقه شدن وکنار گذاشتن جماعت با هم توافق کردند گویی كه آنها امامان كتاب ( قرآن ) هستند نه اینکه كتاب ، امامشان . پس در نزدشان باقى نخواهد ماند از آن (قرآن ) جز اسمش و نمى شناسند از آن جز خط و حرکاتش را ، و از قبل چه بلاهایی که سربنده های صالح خدا نیاوردند و راستگوئیشان را دروغ بستن بر خدا نامیدند و برای کار خیر پاداش کار شر را قرار دادند ) (نهج البلاغه ج 2 ص 41 )
اى مؤمنان ، اين روزها روزهاى حج است حجتان بر شما مبارک باشد فرقی نمی کند كه به كعبه رفته باشید يا آنكه در خانه تان محبوس باشید بدرستیکه حجاج حقیقی شما هستيد هرچند كه در خانه خود باشيد زيرا كه خانه خدا در قلبهاى شماست و بدرستيكه خدا حج را بر مردم واجب کرد تا ولايت و ياريشان را بر قائم آل محمد (ع) عرضه کنند پس رویگردانان از قائم آل محمد (ع) ، ولايت وياريشان را بر چه کسی عرضه خواهند كرد ؟
و حق را به شما مى گويم:
(آنها مردگان بى جانى هستند كه نمى دانند چه زمانی مبعوث خواهند شد) (نحل 21)
اهل جاهليت نيز حج به جا می آوردند :
(نمازشان نزد خانه خدا، چيزى جز سوت كشيدن‏ و كف زدن نبود؛ پس بچشيد عذاب الهى را بخاطر كفرتان) الانفال 35
حال امروزيها نیز مانند ديروزيهاست :
( فان للذین ظلموا ذنوبا مثل ذنوب اصحابهم فلا یستعجلون )(الذاریات 59)

راجی

تعداد پستها : 31
تاريخ التسجيل : 2008-10-12

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: خطبه حج

پست من طرف راجی في الأحد 12 أكتوبر - 15:33

( و براى كسانى كه ستم كردند ، سهم بزرگى از عذاب مانند سهم يارانشان از اقوام ستمگر پيشين می باشد ؛ بنابراين عجله نكنند ) ( الذاريات – 59 )
بدرستيكه خداوند رویگردانان ازحق را به عذاب هشدار داده است : ( و اگر مجازات را تا زمان آمدن امت معدوده (313نفراصحاب امام زمان) به تاخير اندازيم ، از روى استهزا مى‏گويند : چه چيز مانع آن شده است ؟ آگاه باشيد ، آن روز كه عذاب به سراغشان آيد از آنها بازگردانده نخواهد شد ; و هيچ قدرتى مانع آن نخواهد بود ; و آنچه را که مسخره مى‏كردند دامانشان را مى‏گيرد ) ( هود – 8 ) و سپاس خداوند یگانه را .
خداوندا تو را سپاس می گویم و تو صاحب منت بر من می باشی ، خداوندا من نمی دانستم کتاب و ایمان چیست و تو آن را به من آموختی ، و گمراه بودم پس هدایتم کردی ، خداوندا من سردر گم بودم و تو مرا راهنمایی کردی ، خدایا من مریض بودم و تو مرا شفا عنایت کردی ، خدایا من عریان بودم و تو مرا پوشاندی ، خدایا من گرسنه بودم و تو مرا سیر کردی ، خدایا من تشنه بودم و تو مرا سیراب کردی ، خدایا من فقیر بودم و تو مرا غنی کردی ، خدایا من یتیم بودم و تو مرا پناه دادی .
طاقت شکر تو را ندارم زیرا من به هیچ خیری نرسیدم مگر بواسطه منت تو بر من و هیچ کس از من بدی را دفع نکرد مگر تو پس سپاس تو را همانگونه که شایسته کرم و عزت و جلال ات است .
خداوندا بر محمد و آل او درود فرست و گوشهای قلبم را برای شنیدن ذکرت باز کن تا زمانیکه وحی تو را درک کنم و اوامرت را انجام ونهی هایت را ترک کنم.
خداوندا بر محمد وآل او درود فرست و نظر رحمتت را از من برنگردان و فضل و بخشش خود را از من دریغ مکن و به من توفیق دوستی با دوستانت و دشمنی با دشمنانت را عطا بفرما و ترس از خود و رغبت به سویت و تسلیم شدن در برابر اوامرت و تصدیق کتابت و پیروی از سنت پیغمبرت (ص) را روزی من قرار بده .
خداوندا حرکت کردن مرا سراسر ، عبرت گرفتن و سکوتم را تفکر وکلامم را ذکر گفتن قرار ده و گناه بزرگم را بر من ببخش و مرا به پدران صالحم ملحق کن و سپاس تو را اولا وآخرا وظاهرا و باطنا خدایا سلام مرا به بنده فرستاده ات جمع کننده و بلند کننده (مردم برای حساب است ) وهمچنین مؤید و پیروز است برسان وعذر مى خواهم و استغفار و توبه مى كنم به سوی تو و به سوی او از كوتاهيم در تبليغ رسالت وليت (حضرت محمد ص) و پسر مظلومش محمد بن الحسن (ع) که درود و صلواتت بر او و بر پدران طاهرش باد .
وسلام و رحمت وبركات خداوند بر مؤمنين ومؤمنات در مشرق ومغرب زمين .

سيد احمد الحسن
وصی وفرستاده امام مهدی
(مکن الله له فی الارض)
23 ذوالقعدة 1427 هـ ق

راجی

تعداد پستها : 31
تاريخ التسجيل : 2008-10-12

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: خطبه حج

پست من طرف محتوى إعلاني اليوم في 13:11


محتوى إعلاني


بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي بازگشت به بالاي صفحه


 
صلاحيات هذا المنتدى:
شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد