ازدواج امام مهـــــدى (ع)

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي اذهب الى الأسفل

ازدواج امام مهـــــدى (ع)

پست من طرف فرياد زينب في الأربعاء 29 أكتوبر - 5:34

بسم اللـــه الرحمــــن الرحيـــــم
االهــــم صل على محمد و آل محمد الائمة و المهـــديين و سلم تسليما

زندگي خصوصي حضرت مهدي عليه السلام

در اين باره، در چندين زمينه مي‌ توان سخن گفت:
امر اول: ازدواج حضرت مهدي (ع) و فرزند داشتن ايشان
از دو جهت مي توان در اين زمينه بحث كرد، يكي از جهت قواعد عمومي و ديگري از ديدگاه اخبار روايات.
ديدگاه نخست: بر حسب قواعد و قوانين عمومي
اين مسأله را با دو نظريه موجود درباره غيبت بررسي مي كنيم:

طبق نظريه اول- كه عبارت است از مخفي شدن بدن آن حضرت از ديده ها مي باشد- با صرف نظر از اخبار و روايات وارده در اين باب، بايد معتقد باشيم كه آن حضرت عليه السلام تاكنون ازدواج نكرده و تا پايان غيبت نيز ازدواج نخواهد كرد. و اشكالي هم نخواهد داشت، زيرا آن حضرت هر چيزي را كه با غيبت منافات داشته باشد، نبايد انجام داد.بنابراين جايز نيست كه ازدواج نمايد، زيرا با غيبت منافات داشته و مستلزم آشكار شدن وضعيّت امام –عليه السلام- خواهد بود. چرا كه ازدواج با وجود غيب بودن بدن حضرت امام امكان ندارد . اگر بخواهد ظاهر شود و ازدواج كند، اين همان محذوري است كه بايد از آن دوري كند، زيرا با هدف آن حضرت منافات دارد.
و اما فرض اينكه بگوييم آن حضرت فقط براي همسر خود آشكار مي گردد و ديگران نمي توانند او را ببينند، اگر جه از نظر عقلي اشكال ندارد و امكانش وجود دارد، ولكن خيلي بعيد است، به طوري كه چنين احتمالي نمي دهيم. زيرا بايد پيش از اينكه امام –عليه السلام- با اين ازدواج كند، از هر جهت مورد اطمينان باشد و جزء ياران مخصوص و ويژه حضرت مهدي –عليه السلام- باشد؛ به طوري كه هيچ گونه خطري از سوي او متوجه آن حضرت نباشد. و چنين زني -اگر نگوييم بالفعل وجود ندارد- وجود وي در ميان زنان عالم بسيار بعيد و نزديك به عدم است. تا چه رسد به اينكه بگوييم در هر نسلي يك زن با اين خصوصيات يافت ميشود .

بنابراين طبق نظريّه اول، زندگاني بدون همسر در طول غيبت كبري، براي امام مهدي-عليه السلام- ضروري و لازم است.

و اما طبق نظريّه دوم، كه بنابر آن عنوان و شخصيت امام –عليه السلام- پنهان است، تمام اشكالات وارد بر نظريّه اول، ديگر موضوعي نخواهند داشت. زيرا اگرچه براي آن حضرت، ازدواج كردن با شخصيت واقعي خود –با توجه به عدم وجود همسري با اين خصوصيات مطلوب كه ذكر شد- امكان ندارد، ولي بدون تشخّص و به صورت ناشناخته، اشكالي پيش نخواهد آمد و خيلي هم آسان خواهد بود. بدين صورت كه همسر آن حضرت در دوران عمر خود، ايشان را نشناخته، و بر فرض كه بر ذهن وي سوالي پيش آيد-كه چگونه حضرت با مرور زمان پير نمي شود و ...- حضرت مهدي –عليه السلام- مي تواند با برنامه هاي ويژه‌اي او را طلاق داده و از خود دور سازد؛ و يا اينكه شهري را كه در آن زدگي مي كند، عوض كند و در جاي ديگر با شخص ديگري ازدواج نمايد.
حال كه اينگونه ازدواج امكان دارد، مي توانيم بگوييم كه آن انجام گرفته و حضرت در دوران غيبت كبري، همسر گزيده است، زيرا اين كار با سنّت مؤكد اسلامي و دستورات فراوان به ازدواج و تشويق و ترغيب بسيار بر آن، تطبيق مي كند؛ و تبعيّت از اين سنت، براي حضرت مهدي –عليه السلام- لازمتر از ديگران است. مخصوصاَ اگر معتقد باشيم كه معصوم -تا آنجا كه ممكن باشد- ترك مستحب نكرده و مكروه انجام نمي دهد و به عصمت حضرت مهدي –عليه السلام- نيز ملتزم باشيم؛‌چناكه صحيح نيز همان است. پس در صورتي كه ازدواج امكان داشته و منافي غيبت نباشد، بر آن حضرت -عليه السلام- لازم مي شود. و با اين برداشت و تصور، امكان دارد كه در هر نسل و يا اينكه در بيشتر نسلها امام -عليه السلام- را فرزندان بسياري باشد كه نسل آنان نيز با مرور زمان گسترش يابد. زيرا ايشان شخصيت حقيقي خود را به فرزندان مستقيم و همسر خود معرفي نمي كند، تا چه رسد به ذريه و اولاد و فرزندان.
از گسترش اين نظريه يك مطلب جلوگيري مي كند –اگر خود دليلي بر نداشتن فرزند نشود- و آن عبارت است از اينكه داشتن فرزند معمولاً همراه با شناخته شدن آن حضرت و روشن شدن وضع ايشان است. زيرا سالهاي اندك، و بلكه بيست سال و سي سال را مي شود به صورت ناشناس، همراه زن و فرزند زندگي كرد چناچه امكان دارد در صورت التفات و متوجه شدن همسر از وي دوري گزيند، وليكن دور بودن و ناشناخته ماندن نسبت به ذريه و فرزندان مشكل است زيرا آنها –يا لااقل برخي از آنها- مي خواهند پدر خود را بشناسند و حسب و نسب خود را بدانند و لذا پيوسته آن حضرت زير نظر آنها بوده و مورد شناسايي قرار مي گيرد و لذا نمي توان براي زماني طولاني خود را از ديده ها مخفي نگاه دارد و كسي از راز او آگاه نشود. و بعد از گذشت پنجاه و يا هفتاد سال، وقتي فرزندان ملاحظه كردند كه آثار پيري در او ظاهر نشده و همچنان جوان باقي مانده است، لااقل اين احتمال به ذهن آنها راه پيدا مي كند كه نكند وي حضرت مهدي -عليه السلام- است و يا فردي اسثنايي است كه بايد درباره او تحقيق بيشتري بشود. و اين جستجو و پيگيري خلاصه به نتيجه مي رسد و احتمال شناخته شدن آن حضرت در ميان هست و اين مطلب با غيبت و پنهاني امام -عليه السلام- منافات دارد. و اگر همه اولاد او مراقب و مواظبت از او را چندين نسل پيگيري كنند به طور حتم وضع حضرت روشن خواهد شد.
و اما اين فرض كه حضرت مهدي -عليه السلام- با زن و فرزندانش زندگي كرده و به پيري مي رسد و آثار پيري در او پديدار مي گردد، و آنگاه از ديده ها پنهان مي شود و به طور معجزه آسا جواني خود را باز مي يابد و بار ديگر ازدواح جديدي مي كند و اين وضع را همينطور ادامه مي دهد، اين فرض يك نظريّه بيهوده‌اي است كه جندين اعتراض بر آن وارد مي شود، كه بهترين آن اعتراضات همين است كه اين مسدله با قانون معجزه منافات دارد،‌ چرا كه ازدواج كردن و اولاد داشتن، ارتباطي با هدايت مردم ندارد تا بدان جهت معجزه‌اي روي دهد.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- مؤلف محترم مسأله را زياده از حّد مشكل گرفته است و لابد در عراق به چنين زناني برخورد نكرده و آسان نيافته‌اند. از كجا معلوم كه حضرت نتواند بيابد و شناسايي كند و طبق اصطلاح مشهور: «عدم الوجدان لا يدلّ علي عدم الوجود» خلاصه از نظر اينجانب، وجود چنين بانوي با فضيلتي به تعداد ياد، جندان هم محال نيست. (مترجم)


ادامه دارد ...

فرياد زينب

تعداد پستها : 91
تاريخ التسجيل : 2008-10-11

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: ازدواج امام مهـــــدى (ع)

پست من طرف فرياد زينب في الأربعاء 29 أكتوبر - 5:56


بنابراين بايد بپذيريم كه اولادي كه وجودش با غيبت منافات داشته باشد براي آن حضرت نيست، چه اينكه اصلاً وجود نداشته باشد و يا اگر هم تعداد كمي باشند، نسب خود را نمي شناسند. و شايد ما با برخي از آنها برخورد كنيم ولي اثبات نسب آنها محال است.
پس آنچه از قواعد عمومي به دست مي آيد،‌ اين است كه امام -عليه السلام- ازدواج نموده وليكن به احتمال زياد فرزندي ندارد. نه از آن جهت كه نقصي در آن حضرت و يا همسرش باشد، بلكه خدا چنين خواسته و يا امام -عليه السلام- خود عمداً از دارا شدن فرزند جلوگيري مي كند تا رازش آشكار نشده و امرش محفوظ بماند.

ديدگاه دوم: بر حسب اخبار و روايات
در اخبار و رواياتي كه دلالت بر وجود همسر و اولاد براي امام -عليه السلام- دارند، با دو شكل و يا دو گروه روايت مواجه مي شويم:

گروه اول:
اخباري كه به طور مجمل بر داشتن زن و فرزند دلالت دارند، به نحوي كه معلوم نيست اين مطلب در زمان غيبت است يا بعد از ظهور و نيز معلوم نيست ازدواج با عنوان واقعي آن حضرت صورت گرفته است و يا با شخصيّت و عنوان ثانوي و بدلي. در آينده توضيح خواهيم داد كه اينگونه اخبار مربوط به بعد از ظهور است و يا اگر مربوط به زمان غيبت است، به صورتي است كه موجب آشكار شدن وضع امام -عليه السلام- نگشته و با غيبت منافات ندارد.

گروه دوم:
رواياتي كه دلالت بر ازدواج آن حضرت و وجود فرزنداني براي ايشان، در دوران غيبت كبري مي كند. در اين باب سه روايت موجود است:

خبر اول: روايتي است كه مرحوم حاج ميرزا حسين نوري –قدس سره- در كتاب " نجم ثاقب" از كتاب غيبت شيخ طوسي و كتاب غيبت نعماني نقل كرده است. وي با سند معتبر از مفضل بن عمر روايت كرده كه گفت: از حضرت صادق –عليه السلام- شنيدم كه مي فرمود:
«صاحب اين امر را دو غيبت است. يكي از آن دو آنقدر طول مي كشد كه برخي گويند: مرده است. و ديگري گويد: كشته شده است. و برخي ديگر گويند: از بين رفته است. بر اعتقاد به وجود او جز عدد اندكي از يارانش باقي نمي مانند. هيچيك از فرزندان و نه ديگري، از جاي او خبر ندارد، مگر آن كس كه كارهاي او را انجام دهد.» .

خبر دوم: روايت كمال الدين انباري است كه مضمون آن را در مسأله چهارم ذكر خواهيم كرد .

خبر سوم: روايت زين الدين مازندراني است كه از چندين جهت با روايت دوم شباهت دارد، به طوري كه در فصل آينده خواهيم ديد .

بررسي روايات:
اما به هيچ يك از اين سه روايت نمي توان استدال كرد، بدين معني كه بر فرض صحّت سند اين روايات، بيش از آنچه را كه قواعد عمومي اثبات كرده‌اند چيزي را اثبات نمي كنند.

و اما روايت نخست، از چندين جهت استدلال به آن صحيح نيست:

جهت اول: دليلي بر اين نيست كه در اين روايت يادي از فرزند براي آن حضرت شده باشد، زيرا شيخ طوسي و شيخ نعماني اين روايت را با يك عبارت نقل كرده‌اند، با اين تفاوت كه شيخ طوسي گفته است:‌ هيچ يك از فرزندان و نه ديگران از جاي او خبري ندارند . و شيخ نعماني روايت كرده است كه: نه هيچيك از دوستان و نه ديگران، از جايگاه او اطلاعي ندارند . بنابراين، با توجه به اختلاف نسخه ها در آن قسمت از حديث كه شاهد آورده شده است،‌راهي براي استدلال توسط آن وجود ندارد.

جهت دوم: بر فرض كه وجود لفظ "ولد" –فرزند يا فرزندان- را در روايت بپذيريم، اين روايت بيش از آنچه را كه مقتضاي قواعد –طبق نظريّة دوم براي غيبت- بود نمي رساند. زيرا امكان وجود فرزندي براي آن حضرت كه پدر خويش را نشناسد و از وضعيت او آگاه نگردد، مطرح مي باشد و نيز امكان دارد كه امام -عليه السلام- همسري داشته باشد كه بر فرض آگاهي خود او را شخصيّت واقعي آن حضرت، كسي را از آن مطلع نساخته و موضوع را از فرزندانش بپوشلند. وليكن فرزند يا فرزنداني كه با حضرت معاشرت داشته و پدر خود را بشناسند، به صريح روايت منتفي است، چنانكه طبق قواعد عمومي نيز، اين امر منتفي مي باشد.

جهت سوم: كمترين احتمالي كه در اين مورد وجود دارد اين است كه مقصود از عبارت «هيچيك از فرزندان و نه ديگران، از جاي حضرت آگاه نيستند» مبلغه در شدت پنهاني باشد. بدين معني كه اگر هم بر فرض آن حضرت را فرزندي باشد، حتي او هم از سخصيت حقيقي حضرت آكاه نخواهد بود، تا چه رسد به ديگران. و لذا –چنانكه واضح است- اين عبارت دليلي بروجود فرزند بالفعل نمي باشد. و همين اندازه كه چنين معنايي براي روايت محتمل باشد، براي ساقط كردن استدلال بدان، كفايت مي كند، زيرا آنگاه كه احتمال به مبان آيد، استدلال باطل است.

و اما دو روايت ديگر –كه بزودي آنها را ملاحظه خواهيم كرد- مدلول مشترك آن دو اين است كه امام -عليه السلام- در طول غيبت كبري، در بعضي از جزاير درياي مديترانه سكونت گزيده و داراي همسر و فرزند مي باشد، و در آنجا يك جامعة نمونة اسلامي كه از فرزندان و ياران و پيروان نيكوكار آنان تشكيل شده است، بنيان نهاده است و در آن جامعه به طور پنهاني زندگي مي كنندو سرپرستي و زمامداري آنجا را فرزندان آن حضرت بدست دارند.
مشروح مضمون اين روايات و توضيح نقاط ضعف آنها را بزودي عرضه خواهيم داشت و در اينجا بررسي دو اشكال كفايت خواهد كرد:

اشكال اول: اين دو روايت از پايه واساس درست نيست، زيرا چنانكه توضيح آن به زودي خواهد آمد، برهمان پايه‌اي بنا شده كه نظريّه اوّل بر آن پايه‌گذاري شده بود و بطلان آن را ثابت كرديم.

اشكال دوم: بر فرض صحت اين دو روايت، مدلول آنها بيش از آنچه كه قواعد عمومي مقتضي بود،‌ نمي باشد، زيرا نهايت آنچه از آن دو بدست مي آيد اين فرض است كه حضرت گاهي همسري با ايمان و مورد اطمينان را برگزيده و او هم موضوع را پنهان نگه داشته و آن حضرت را حتي به فرزندان خود نيز نشناسانده است، و اگر چه فرزندان انتساب خود را به امام -عليه السلام- مي‌دانند وليكن او را نديده و از مكانش خبر ندارند. خلاصه آنكه بر صدق دو روايت كافي است كه آن حضرت در طول دوران غيبت يك بار ازدواج كرده باشد، و قواعد عمومي با آن منافاتي ندارد.
بنابراين در روايات چيزي را نمي‌بينيم كه توسط آن بر بيشتر از آنچه كه از قواعد عمومي بدست آورده‌ايم، بتوان استدلال نمود.



و من الله التوفيق
يا قائم آل محمد (ع)


ـــــــــــــــــــــــــــــــ
2- نجم ثاقب /226؛ غيبت طوسي /102 .
3- نجم ثاقب /284 .
4- نجم ثاقب /284 .
5- غيبت طوسي /102 .
6- غيبت نعماني /172 .


فرياد زينب

تعداد پستها : 91
تاريخ التسجيل : 2008-10-11

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

ازدواج حضرت مهدى (ع) و خلفاى بعد ايشان

پست من طرف يزدان في الأربعاء 29 أكتوبر - 9:59

بسم الله الرحمان الرحيم
اللهم صلى على محمد و آل محمد الأئمة و المهديين و سلم تسليما

با سلام

يكى از نكاتى را كه معمولا افراد ناقص العقولى مثل فقهاى آخر الزمان با هم جلساتى را تشكيل ميدهند و در باره آن با عقول ناقصشان اظهار نظر ميكنند اين است كه آيا حضرت مهدى (ع) ازدواج كرده و داراى اولاد هستند و يا خير ؟
بعد از آنكه بعضى از احاديث و روايات به اين مسئله اشاره فرموده اند اين است كه بله ، ايشان ازدواج فرموده اند و صاحب زندگى هستند و باز اين فقهاى مكار خائن با نظريه هاى باطلى كه از عقل ناقصشان استخراج ميكنند ، بيان ميكنند كه هنوز معلوم نيست كه ايشان ازدواج كرده اند !!!!
بخدا قسم كه لكه عار و ننگى بر دامن دين هستند . ولى خب نمى دانم كه ازدواج ايشان چه ضررى و يا نفعى براى اين افراد دارد و از همه مهمتر اينكه آيا ازدواج براى افراد عادى حلال است و براى حضرت مهدى (ع) حرام كه ايشان ازدواج نكرده باشند ؟
يا اينكه ترس دارند ايشان را تحت مراقبت قرار بگيرند كه كسى قصد جان او را نكند ؟
اگر اين بحث باشد كه الفاتحه مع الصلوات ! در ضمن خداوند در قرآن فرمودند :
إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ ( الحجر - 9 )
بنابراين ، خداوند چگونه از آخرين فرستنده خود كه قرار است با آن دنيا را پر از عدل و داد كند همانطور كه از ظلم و جور پر شده است حفاظت نكند ؟
به اين مقاله توجه فرمائيد كه اثبات كننده قطعى اين مطلب از كلام خود اين فقها هست كه بيان كننده قوى و صريح اين مطلب است كه ايشان ازدواج كرده ( البته اين مقاله را ذكر مى كنم به علت اينكه متاسفانه افراد ناقص العقولى كه دين خود را از زبان مردم اخذ کرده اند هم بر اين امر يقين ندارند كه حضرت مهدى (ع) ازدواج كرده و داراى اولاد و ذريه ميباشند ، و علت آن اين مسئله است كه به عقل ناقص خود اعتماد مطلق كرده اند و روايات و ادعيه را كه بيان كننده صريح است را زير پا گذاشته اند ) :
آيا امام زمان عليه السلام همسر و فرزند دارند؟

حضرت ولي عصر (صلوات الله عليه) طبعا بايد داراي همسرو فرز-ن-د-ا-ني باشند اين رابا استدلال علمي و عقلي عرض مي کنم .

مسلماً يکي از سنن پيغمبر اکرم صلي الله عليه و اله ازدواج است حضرت رسول اکرم صلي الله عليه و اله فرمود : « تناکحوا تناسلوا فانّي اباهي بکم الامم » (1) امر به نکاح است . يکي از مستحبات مؤکد ازدواج است.که رسول اکرم صلي الله عليه و اله فرموده : « النکاح سنّتي فمن رغب عن سّنتي فليس منّي » (2) ازدواج سنت من است کسي که سنت مرا نديده بگيرد و ازدواج نکند از من نيست . امام زمان از يک چنين مسأله اي هيچ وقت نمي گذرد بعلاوه ما فکر نکنيم ازدواج و عمل زناشوئي کار کثيفي است که ائمه و انبياء عليهم السلام نمي کنند خير , غريزه جنسي يکي از قواي بدني است که هر چه يک انسان کاملتر باشد اين نيرو در او قويتر است . همان طوري که ما مي گوئيم : چشم پيامبر صلي الله عليه و اله خيلي پرنور بودو احتياج به عينک نداشت . گوشش احتياج به سمعک نداشت , نيروي جنسي ائمه و انبياء عليهم السلام از سائرين قويتر بوده است که روايت هم دارد .(3)

بنابراين حضرت ولي عصر(صلوات الله عليه) حتماً ازدواج کرده اند اگر بگوئيم که آن حضرت عقيم بوده اند ؟ اين نقص است و يِکي از امراض است که مسلماً حضرت ولي عصر (صلوات الله عليه) د راين جهت هم نقص نداشته اند . پس بنابراين حضرت صاحب الزمان عليه السلام هم همسر و هم فرزند دارند حالا درمدت هزار و صدو شصت و چند سال طبعاً هيچ زني اين اندازه سن نداشته که با آن حضرت باشد پس زنهاي متعدد گرفته اند . دريک زمان ممکن است چند زن نداشته باشند چون اجتماع امروز نمي پسندد ولي به هرحال هر زني که مي مرده ايشان زن ديگري انتخاب مي کرده اند البته به اندازه رفع کراهت .

با اين حساب وقتي که تنها از امام سجاد عليه السلام تا امروز هشتاد مليون سيد در روي زمين باشد بعيد نيست که امام عصر روحي فداه داراي يک مليون و يا اگر يک ميليون نباشند حتماً داراي صدهزار فرزند هستند .مي گوئيد پس کجا هستند ؟ مي گوئيم اين طوري بوده , اين معناي غيبت است . اگر مسأله جزيره خضراء درست باشد که آنجا هستند و ديگر کجايند ندارد برو و ببين . اگر درست نباشد که من در کتاب « مصلح غيبي » دو راه را شرح داده ام . (4) يکي به خاطر اينکه بر هر کسي واجب است که فرزندش را از فساد حفظ کند پس حضرت ولي عصر (صلوات الله عليه) فرز-ن-د-ا-نش را د رجزيزه اي که انتخاب کرده قرار داده و نگذاشته که درآنجا فساد نفوذ کند وآنها رااز فساد محافظت کرده است که اين نظر خيلي قوي نيست و حتمي نمي باشد و احتمالي است . يک جريان که از نظر خودم قويتر است اين است که امام عصر عليه السلام در هر زماني محلي را انتخاب مي کنند که وجودشان مؤثر هم باشد بدون اينکه او رابشناسند که ايشان امام عصر(صلوات الله عليه) است . مثلاً در تهران اگر کسي بيايد و بخواهد زندگي کند مي پرسند : تو پسر که هستي ؟ مي گويد : نام پدرم حسن است خيلي افراد هستند که اسمشان حسن است حتي فاميلش هم عسکري است از کجا معلوم که پدر حضرت ولي عصر عليه السلام باشد حضرت با خانواده اي ازدواج کرده مصالحي را هم درآن محيط در نظر گرفته که آن مصالح را هم انجام بدهد هيچ مانعي ندارد و مدتي هم آن حضرت درآن مکان بوده و او رانشناخته اند چون بناي شناختن نيست خودش اِعمال ولايت کرده و او را نشناخته اند يک رفتاري کرده که حتي زن و بچه اش او را عادي فرض کرده اند هيچ مانعي ندارد انسان در خانه اي زندگي بکند زن و بچه انسان هيچ احتمال هم ندهند اين آدم فوق العاده اي است . اولياء خدا اکثراً همين طورند , کراماتي و طّي الارضهائي دارند ولي زن و بچه اشان هيچ نمي فهمند و متوجه نمي شوند .

و اين ممکن است که زن و فرز-ن-د-ا-ن حضرت ايشان را درک نکنند چند سالي هم باشد فرض کنيد تا آخر عمر زنش باشد بعد فرز-ن-د-ا-ن بزرگ شده اند و اينها را کار و کسبي و برنامه اي دستشان داده است . دردنيا هر ده يا بيست يا پنجاه سال نمي شود يک نفر مفقود شود؟ وقتي حضرت اينها را روبراه کرده است بعد ازآنجا در جاي ديگري رفته است و زندگي کرده است . هيچ مانعي هم ندارد زنش را طلاق داده يا مرده باشد و فرز-ن-د-ا-ن هم هر کدام به دنبال کارشان رفته باشند . چه بسا اين ساداتي که الان در بين مردم هستند عده اي ازآنها فرز-ن-د-ا-ن حضرت ولي عصرعليه السلام باشند. در زيارت روز جمعه ما مي گوئيم : « صلي الله عليک و علي آل بيتک الطيبين الطاهرين » سلام بر تو و بر آل بيت تو اي امام زمان . پس اين مسأله بااين خصوصيت بعيد نيست واقعيت داشته باشد و چه بسا در م-م-ل-ک-تي آن حضرت سالها زندگي کرده به خاطر آنکه کاري انجام دهد . مثلاً اول کسي که اسلام را به آمريکا برد شخصي بوده به نام «محمد» و از حجاز هم رفته و پايه گذار اسلام در آمريکا است . الان اسلام در آمريکا از تبليغات او سرچشمه گرفته است . اين را در تاريخ آمريکا همه نوشته اند . مثلاً اگر حضرت ولي عصر عليه السلام دريک چنين جائي بروند و مدتي هم آنجا زندگي کنند و اسلام هم بوسيله او رواج پيدا کند و بعد از آنجا به جاي ديگري هجرت کنند چه اشکالي دارد؟ کار به اين مهمي . يا مثلاً درسودان اول کس که در سودان رفته البته آن هم جاي حرف داردکه جد اين « صادق المهدي » پدرش عبدالرحمن مهدي و جدش محمد المهدي بوده است مي گويند:« محمد المهدي » از حجاز به سودان آمده است وسودان مرکز فسادي براي تمام ممالک عربي بوده است و از وقتي او به آنجا رفته عده اي را اطراف خودش جمع نموده و اصلاح کرده که چهار سال درآنجا بوده و بعد هم معلوم نشده کجا رفته است که الان هم «ح-ز-ب ملت » که رئيسشان « صادق المهدي » است که اسم اصلي اش «انصار المهدي» است . (5) اينها معتقدند که او امام زمان همان مهدي موعود است و يک روزي هم خواهد آمد و اينها انتظارش را مي کشند . خوب اگر چنين برنامه هائي (نمي خواهم بگويم اين دو مورد حضرت بوده اند) اما اگر بعضي جاها بدون اينکه همين اندازه که نشانه گذاشته اند همين اندازه نشانه باشد چه اشکالي دارد؟ درکره به اين وسعت حضرت ولي عصر عليه السلام داراي زن و فرزند باشند و يک مليون هم فرزند داشته باشند البته نوه نه فرزند مستقيم (نوه ها و نتيجه هاو نبيره ها) از نظر عقل اشکالي به نظر نمي آيد که برايمان سخت باشد که اين مطلب را قبول کنيم .

--------------------------------------------------------------------------------
پي نوشت :
1-الخرائج جلد ۲ ص 920

۲- بحارالانوار جلد 100 ص 220 حديث 23

۳- وسائل الشيعه جلد 20 ص 243 باب 140 حديث 25545

۴-مصلح غيبي پاسخ به سوالات سي و سوم و سي وچهارم در صفحات 117 تا 120

۵-اسم اصلي محمد احمد و نام پدرش عبدالله و نام مادرش امينه بود وي نزد دو تن از علماي حوال يشهر «خرطوم » درس خواند و پس ازآن به جزيره « ابا» رفت و پانزده سال در آن جزيره درانزوا بسر برد و در سن 40 سالگي خود را مهد يناميد و قبيله « بگارا » که درآن منطقه از همه مقتدرتر بود او را تقديس مي کرد و او را پذيرفت . در سال 1300 داعياني نزد همه شيوخ فرستاد تا خبر دهند که او مهدي منتظر است.

د رانتها در 21 ژانويه 1885 ميلادي اين مدعي مهدويت د راثر تبي شديد درگذشت و مسأله مهدويت در آفريقا که با مبارزه عليه امپراطوري انگليس عجين شده بود به پايان رسيد (رجوع کنيد به معارف و معاريف جلد ۹ صفحه 713 ستون دوم و صفحه 714 ستون اول )
نقل از کتاب انوار صاحب الزمان ارواحنافداه تأليف حضرت آية الله سيد حسن ابطحي خراساني صفحه 170
http://www.mahdiehtehran.ir/detailnews.asp?id=70

يزدان

تعداد پستها : 33
تاريخ التسجيل : 2008-10-11

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

ازدواج حضرت مهدى (ع) و خلفاى بعد ايشان 2

پست من طرف يزدان في الأربعاء 29 أكتوبر - 10:01

بسم الله الرحمان الرحيم
اللهم صلى على محمد و آل محمد الأئمة و المهديين و سلم تسليما

با سلام

بنابراين وقتى كه ثابت شد حضرت مهدى (ع) ازدواج كرده و داراى اولادى هستند بسيارى از مسائل براى ما روشن ميشود كه آنها را ذكر خواهم كرد :
1 - وجود امامانى بعد از ائمه (ع)
2 - وقوع رجعت بعد از آخريين مهديين (ع)
ادامه دارد ....

يزدان

تعداد پستها : 33
تاريخ التسجيل : 2008-10-11

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

1 - وجود امامانى بعد از ائمه (ع)

پست من طرف يزدان في الأحد 9 نوفمبر - 0:29

بسم الله الرحمان الرحيم
اللهم صلى على محمد و آل محمد الأئمة و المهديين و سلم تسليما

با سلام
همانطور كه در موضوع ازدواج حضرت مهدى (ع) ثابت شد كه ايشان داراى ذريه و اولادى هستند ، حال نوبت به اين رسيده كه ببينيم آنها چه كسانى هستند و چه نقشى را دارند و كجا ذكر شده اند كه تا حالا به آنها اهميتى داده نمى شده و يا تفسير به رأى ميكردند ( و علت آن را ميتوانيم عدم تسليم به اهل بيت (ع) ناميم ) .

به هر حال ، افرادى و يا زمامدارانى كه بعد از حضرت مهدى (ع) ، انجام مسؤليت خواهند كرد ، همان اولاد و ذريه او هستند و نه ائمه (ع) كه در رجعت باز خواهند گشت !!!
و اولاد حضرت مهدى (ع) ، خلفاى خدا در زمين هستند تا زمين از حجت خالى نشود و اين خلافت تا 309 سال ادامه خواهد داشت و بعد از آن منتصر (ع) كه همان امام حسين (ع) است رجعت خواهد فرمود :
امام محمد باقر (ع) شنیدم می فرمود :« به خدا سوگند یاد می کنم هر آینه از ما اهل بیت مردی بعد از مردنش زنده می شود ، سیصد و نه سال خلافت و سلطنت می کند . عرض کردم که : این کی خواهد شد ؟ فرمود : بعد از قائم (عج) ، عرض کردم که : قائم (عج) در عهد خود چه مدت خلافت خواهد نمود ؟ فرمود : 19 سال ، بعد از آن منتصر خروج می کند و خون جناب امام حسین (ع) و خون اصحاب او را می طلبد . پس ظالمان را می کشد و اسیر می کند تا وقتی که سفاح خروج می نماید . ( غیبت شیخ طوسی ، ص 478 ، ح 505 ) ............................ بعد از آن باقر (ع) فرمود : یا جابر ! آیا می دانی منتصر و سفاح کیانند ؟ منتصر امام حسین (ع) و سفاح امیرالمومنین (ع) . (تفسیر عیاشی ، ج 2 ، ص 326، ح 24)
بنابراين سلسله حكومت مهديين (ع) تا 309 سال ادامه خواهد داشت و بعد رجعت انجام خواهد گرفت .
و اما اينكه اين مهديين در كجا ذكر شده اند را با هم ميخوانيم و لازم بذكر است كه آنها را با نامهاى مختلفى خطاب فرموده اند :
والدعاء الوارد عنهم (ع) في حق الإمام المهدي المنتظر (ع) والذي يقولون فيه : ( اللهم وصل على ولاة عهوده ، وبلغهم آمالهم وزد في آجالهم وانصرهم ، وتمم لهم ما أسندت إليهم من أمر دينك ، واجعلنا لهم أعوانا وعلى دينك أنصارا ، وصل على آبائه الطاهرين ، الأئمة الراشدين . اللهم فإنهم معادن كلماتك ، وخزان علمك ، وولاة أمرك وخالصتك من عبادك ، وخيرتك من خلقك ، وأوليائك ، وسلائل أوليائك ، وصفوتك وأولاد أصفيائك ، صلواتك ورحمتك وبركاتك عليهم أجمعين ) مكيال المكارم جـ 2 - ميرزا محمد تقي الأصفهاني ص 73

وفي صلاة يوم الجمعة التي قال فيها ابن طاوس ( رحمه الله ) وهو ممن التقى بالإمام المهدي (ع) بل ونقل عنه (ع) في زمن الغيبة الكبرى . أن تركت تعقيب العصر يوم الجمعة لعذر من الأعذار فلا تترك هذه الصلاة أبدا لأمر اطلعنا الله جل جلاله عليه ثم ذكر الصلاة التي في نهايتها يقول الإمام (ع) (( وصل على وليك وولاة عهدك والائمة من ولده ومد في أعمارهم وزد في اجالهم وبلغهم أقصى آمالهم دينا ودنيا وآخره انك على كل شيء قدير )) اعمال روز جمعه مفاتيح الجنان ص85

ورد عن الباقرين الصادقين (ع) محمد الباقر وجعفر الصادق القول :
... كرر في ليلة ثلاث وعشرين من شهر رمضان قائما وقاعدا ، وعلى كل حال ، والشهر كله وكيف أمكنك ، ومتى حضرك في دهرك ، تقول بعد تمجيد الله تعالى والصلاة على النبي وآله (ع) : اللهم كن لوليك القائم بأمرك ، محمد بن الحسن المهدي عليه وعلى آبائه أفضل الصلاة والسلام ، في هذه الساعة وفي كل ساعة ، وليا وحافظا وقائدا و ناصرا ودليلا ومؤيدا ، حتى تسكنه أرضك طوعا وتمتعه فيها طولا وعرضا ، وتجعله وذريته من الأئمة الوارثين . بحار الأنوار جـ 49 : ص 349

عن الأمام الرضا (ع) حيث يقول الأمام (ع) (اللهم أعطه في نفسه وأهله وَوَلَدِه وذريته وأمته وجميع رعيته ما تقر به عينه وتسر به نفسه وتجمع له ملك المملكات كلها) مفاتيح الجنان ص618
*نكته : در اين دعا از امام رضا به كلمه ولده اشاره شده كه به معناى فرزندش است . چرا باید بين اين فرزند و بقيه فرزندان آن اختلاف در تسميه و دعا باشد ؟

وسيد الأسرة ، الممدود بالنصرة يوم الكرة المعوض من قتله أن الأئمة من نسله والشفاء في تربته والفوز معه في أوبته ، والأوصياء من عترته بعد قائمهم وغيبته ، حتى يدركوا الأوتار ، ويثأروا الثار ، ويرضوا الجبار ، ويكونوا خير أنصار . بحار الأنوار جـ 53 ص 94 :الإقبال ص689 ، المصباح للكفعمي : ص543 ، البلد الأمين ص185 ، مصباح المتهجد ص826 ، مفاتيح الجنان دعاى سوم شعبان ، ضياء الصالحين ص 31

و بسيارى از امور كه به آن اشاره فرموده اند .
بنابراين همانطور كه ملاحظه فرموديد ، فرزندان حضرت مهدى (ع) را به نامهاى مختلفى ذكر كرده اند و اين خود دليل براين امر است كه آنها هم وصى و خليفه هاى خداوند در زمين هستند .

يا قائم آل محمد (ص)

يزدان

تعداد پستها : 33
تاريخ التسجيل : 2008-10-11

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: ازدواج امام مهـــــدى (ع)

پست من طرف محتوى إعلاني اليوم في 16:57


محتوى إعلاني


بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي بازگشت به بالاي صفحه


 
صلاحيات هذا المنتدى:
شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد