داستان ملاقات

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي اذهب الى الأسفل

داستان ملاقات

پست من طرف فدك فاطمه في الجمعة 10 أكتوبر - 3:11

بسم الله الرحمان الرحيم

الحمد لله رب العالمين مالك الملك مجري الفلك مسخر الرياح فالق الإصباح ديان الدين رب العالمين الحمد لله الذي من خشيته ترعد السماء وسكانها وترجف الأرض وعمارها وتموج البحار ومن يسبح في غمراتها اللهم صل على محمد وعلى آل محمد الفلك الجارية في اللجج الغامرة يامن من ركبها ويغرق من تركها المتقدم لهم مارق والمتأخر عنهم زاهق واللازم لهم لاحق.

اقْتَرَبَ لِلنَّاسِ حِسَابُهُمْ وَهُمْ فِي غَفْلَةٍ مُعْرِضُونَ *مَا يَأْتِيهِمْ مِنْ ذِكْرٍ مِنْ رَبِّهِمْ مُحْدَثٍ إِلاَّ اسْتَمَعُوهُ وَهُمْ يَلْعَبُونَ * لاَهِيَةً قُلُوبُهُمْ وَأَسَرُّوا النَّجْوَى الَّذِينَ ظَلَمُوا هَلْ هَذَا إِلاَّ بَشَرٌ مِثْلُكُمْ أَفَتَأْتُونَ السِّحْرَ وَأَنْتُمْ تُبْصِرُونَ * قَالَ رَبِّي يَعْلَمُ الْقَوْلَ فِي السَّمَاءِ وَالأَرْضِ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ *بَلْ قَالُوا أَضْغَاثُ أَحْلاَمٍ بَلْ افْتَرَاهُ بَلْ هُوَ شَاعِرٌ فَلْيَأْتِنَا بِآيَةٍ كَمَا أُرْسِلَ الأَوَّلُونَ * مَا آمَنَتْ قَبْلَهُمْ مِنْ قَرْيَةٍ أَهْلَكْنَاهَا أَفَهُمْ يُؤْمِنُونَ *وَمَا أَرْسَلْنَا قَبْلَكَ إِلاَّ رِجَالاً نُوحِي إِلَيْهِمْ فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ *وَمَا جَعَلْنَاهُمْ جَسَدًا لاَ يَأْكُلُونَ الطَّعَامَ وَمَا كَانُوا خَالِدِينَ ثُمَّ صَدَقْنَاهُمْ الْوَعْدَ فَأَنجَيْنَاهُمْ وَمَنْ نَشَاءُ وَأَهْلَكْنَا الْمُسْرِفِينَ * لَقَدْ أَنزَلْنَا إِلَيْكُمْ كِتَابًا فِيهِ ذِكْرُكُمْ أَفَلاَ تَعْقِلُونَ * وَكَمْ قَصَمْنَا مِنْ قَرْيَةٍ كَانَتْ ظَالِمَةً وَأَنشَأْنَا بَعْدَهَا قَوْمًا آخَرِينَ *فَلَمَّا أَحَسُّوا بَأْسَنَا إِذَا هُمْ مِنْهَا يَرْكُضُونَ * لاَ تَرْكُضُوا وَارْجِعُوا إِلَى مَا أُتْرِفْتُمْ فِيهِ وَمَسَاكِنِكُمْ لَعَلَّكُمْ تُسْأَلُونَ * قَالُوا يَاوَيْلَنَا إِنَّا كُنَّا ظَالِمِينَ * فَمَا زَالَتْ تِلْكَ دَعْوَاهُمْ حَتَّى جَعَلْنَاهُمْ حَصِيدًا خَامِدِينَ * وَمَا خَلَقْنَا السَّمَاءَ وَالأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا لاَعِبِينَ * لَوْ أَرَدْنَا أَنْ نَتَّخِذَ لَهْوًا لاَتَّخَذْنَاهُ مِنْ لَدُنَّا إِنْ كُنَّا فَاعِلِينَ* بَلْ نَقْذِفُ بِالْحَقِّ عَلَى الْبَاطِلِ فَيَدْمَغُهُ فَإِذَا هُوَ زَاهِقٌ وَلَكُمْ الْوَيْلُ مِمَّا تَصِفُونَ) (الأنبياء/1-18).

وقت حسابرسی مردم (قيامت صغری) نزديک شده ، در حالی که مردم در غفلتند واز آن رويگردانند* هيچ يادآوری تازه‌ای از طرف پروردگارشان برای آنها نمی‌آيد مگر اينکه ، با بازی (و شوخی) به آن گوش می‌دهند * اين درحالی است که دلهايشان در لهو و بی خبری فرورفته است. و ستمگران پنهانی نجوا کردند و گفتند : آيا جز اين است که او بشری همانند شماست؟ آيا به سراغ سحر می‌رويد، با اينکه (چشم داريد) و می‌بينيد؟! * گفت پروردگارم همه سخنان را، چه در آسمان باشد و چه در زمين ، می‌داند، و او شنوا و داناست * گفتند: بلکه خوابهايی أشفته است ، و بلکه آنها را از خود ساخته است بلکه او شاعر است، (اگر راست می‌گويد) بايد حجتی برای ما بياورد، همان گونه که فرستادگان پيشين فرستاده شدند.) تمام آباديهايی که پيش از ايشان هلاک کرديم هرگز ايمان نياوردند، آيا اينها ايمان می‌آورند؟ * ما پيش از تو نفرستاديم جز مردانی که به آنان وحی می‌کرديم، اگرنمی‌دانيد، از اهل الذکر ائمه (ع ) بپرسيد *آنان را پيکرهايی که غذا نخورند قرار نداديم. عمر جاويدان هم نداشتند * سپس وعده‌ای را که به آنان داده بوديم، عملی کرديم. آنها و هرکس را که مي‌خواستيم از شر ظالمان نجات داديم، واسراف كنندها را هلاک نموديم * چه بسيار آباديهای ستمگری را که درهم شکستيم، و بعد از آنها، قوم ديگری را روی کار آورديم * هنگامی که عذاب ما را احساس کردند، ناگهان پا به فرار گذاشتند *فرار نکنيد، و به زندگی پرناز و نعمت، و به مسکنهای پرزرق و برقتان بازگرديد تا مورد محاکمه قرار بگيريد * گفتند : ‌ای وای بر ما ، ما ستمگر بوديم * وهمچنان اين سخن را تکرار می‌کردند، تا آنها را درو کرده و خاموش ساختيم * ما آسمان و زمين، و آنچه را در ميان آنهاست را از روی بازی نيافريديم* واگر می‌خواستيم سرگرمی انتخاب کنيم چيزی برای خود انتخاب می‌کرديم، اگر اين کار را انجام می‌داديم* بلکه ما حق را بر سر باطل می‌کوبيم تا آن را هلاک سازد، و اين گونه ، باطل محو و نابود می‌شود. اما وای بر شما از توصيفی که می‌کنيد! .

صدق الله العلی العظیم



اين مطلب آخرين بار توسط فدك فاطمه در الأربعاء 29 أكتوبر - 22:27 ، و در مجموع 2 بار ويرايش شده است.

_________________
{وَاللَّهُ غَالِبٌ عَلَى أَمْرِهِ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لاَ يَعْلَمُونَ}يوسف21.

فدك فاطمه

تعداد پستها : 148
تاريخ التسجيل : 2008-10-09

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

داستان ملاقات

پست من طرف فدك فاطمه في الجمعة 10 أكتوبر - 3:14

اولین ملاقاتم با امام مهدی(ع) در این زندگی دنیوی درحرم إمامین عسکریین (ع) بود و در این ملاقات با إمام مهدی (ع) آشنا شدم. این ملاقات چند سال قبل بود و پس از این ملاقات ، ملاقات هایم با ایشان ادامه یافت و امورزیادی را برایم روشن ساخت ولی مرا أمر به تبلیغ آن نفرمودند بلکه این امور مختص من بود تا مرا بسازد و به سوی أخلاق نیک و خدا پسندانه سوق دهد ، و به من علم و معرفت را در آن زمان أرزانی داشت. و مرا از انحرافات زیادی که در حوزه علمیه نجف وجود داشت آگاه ساخت اعم از انحرافات علمی یا عملی اجتماعی و یا اقتصادی و سیاسی، یا انحرافات أشخاصی که أفراد متشخصی در حوزه علمیه بحساب می‌آمدند. و این مرحله بسیار دردناک بود چون نابود شدن آخرین قلعه ای که در ظاهرنماد دین بود را برایم نمایان می ساخت و برایم تداعی این ضرب المثل می شد : هرچه بگندد نمکش می زنند وای به روزی که بگندد نمک این مرحله‌ اندوهناک وفاجعه بود ودر عین حال امام (علیه السلام) ظلم و فساد را برایم روشن ساخت .ومرا در سختی روزگار رها کرد نمی دانستم چه کارکنم آیا از آنجا که آمده بودم باز می گشتم ؟

سؤالی که همیشه از خودم می پرسیدم؟ و پاسخم این بود که میان أهل دین و در حوزه علمیه نجف غریب شدم پس از اینکه حق را دانستم و چطور میان أهل دنیا غریب نباشم بهرحال روزها و ماهها گذشت و خدا خواست که امام (علیه السلام) را ملاقات کنم و این بار مرا به حوزۀ علمیه نجف اشرف فرستاد تا آنچه راکه مرا از آن با خبرکرده بود برای عده‌ای از طلاب حوزه علمیه مطرح کنم و ذکر این ملاقات را ولو بطور اجمالی و مختصر مهم می دانم برای اینکه نقطه عطفی در تاریخ زندگیم بحساب می‌آید. و اینکه این اولین باری بود که امام مهدی (ع) مرا برای کار بطور علنی در حوزۀ علمیه نجف أشرف می فرستادند و داستان این ملاقات از این قرار است:

در شبی از شبها درعالم رؤیا دیدم که إمام مهدی (ع) نزدیک ضریح سید محمد (علیه السلام) برادر امام عسکری (علیه السلام) ایستاده بود و به من أمر فرمود که به ملاقاتش بروم و از خواب بیدار شدم ساعت دو نصف شب بود چهار رکعت از نماز شب را خواندم و سپس خوابیدم و رؤیای دیگری دیدم شبیه به همان رؤیای اول و همچنین امام مهدی (ع) ملاقاتی را با من تعیین فرمود.

از خواب بیدار شدم ساعت چهار نصف شب بود نماز شب را کامل کردم و نماز صبح را خواندم و پس از دو روز به سامراء مسافرت کردم و إمام عسکری و امام هادی (علیهما السلام) را زیارت کردم سپس به شهر بلد برگشتم وسید محمد (علیه السلام) را زیارت کردم و سپس به بغداد رفتم و إمام کاظم و امام جواد (علیهما السلام) را زیارت کردم سپس به کربلا رفتم و امام حسین (ع) و شهیدان كربلا (علیهم السلام) را زیارت کردم و درهمان شب إمام مهدی (ع) را در حرم امام حسین (علیه السلام) ملاقات کردم سپس صبح روز بعد نیز با ایشان {در مقام امام مهدی (علیه السلام) كه در انتهای خیابان سدره می‌باشد} ملاقات کردم. و به تنهایی در آن مکان نشستیم كه خلوت بود وکسی به غیر از خدمت گذار نمازخانۀ زنانه { که تقريبا از آنجائی که ما بودیم جدا بود} در آنجا نبود به هر حال آن روز سی ام شعبان سال 1420 هـ.ق بود و پس از این ملاقات به خانه برگشتم و ماه رمضان را به فضل خدا روزه گرفتم و در اَواخر ماه رمضان به نجف رفتم و شروع کردم به بازگو کردن مسائلی که از امام (ع) تعلیم گرفته بودم و مباحثه میان من و میان طلبۀ حوزه علمیه بالا گرفت و نتیجه اش این شد که بعضی از آنها أز من دور شدند وبعضی هم مخالفم شدند. و عده‌ای هم با حرفهایم موافق بودند ولی یاریم نمی کردند.

و روزها و ماهها گذشت و تقریباً سه سال گذشت نه یاری و نه یاوری از طلاب حوزۀ علمیه داشتم ، ولی عده‌ای با سخنم دربارۀ فساد مالی در حوزۀ علمیه موافق بودند و از اینجا حرکت إصلاحی بر ضد این فساد مالی در حوزه را، شروع کردم ولی این إصلاح بطور کامل انجام نشد زیرا بعضی مراجع دینی حاضر به تغییر سیاست مالی خود نبودند وخوشگذارانی و اسراف در اموال در میان علما وکسانی که با ایشان مرتبط بودند همچنان ادامه داشت و دارد ودر مقابل آن جامعه فقیری بود که از شدّت گرسنگی و بیماری های جسمی و روحی می‌نالید و هیچ یک از علما برای بهبودی آنها تلاشی نمی کرد، و بعد از چند ماه، اعلان کردم که من از طرف امام مهدی (ع) فرستاده شده ام و با ایشان إرتباط دارم.

و آین اعلان فقط از طرف من نبود بلکه عده‌ای از طلاب حوزه علمیه چیزهایی در ملکوت آسمانها دیدند وشنیدند که مطلب مرا برایشان تأکید کرد. و از ميان ایشان کسانی بودند که با من رابطه مستقیم داشتند و کسانی هم بودند که هیچ إرتباطی با من نداشتند و عده‌ای از آنها بر بیعت با من اصرار ورزیدند با اینکه از سخت بودن این امر و اینکه مرا در پایان راه تنها می‌گذارند (همان گونه که اهل کوفه مسلم ابن عقیل (ع) را تنها کذشتند). مطلعشان کرده بودم ولی ایشان بیعت را کامل کردند به اینکه. جان و مال و فرزندانشان را فدای این امر کنند و این در ماه جمادی الاول سال 1423 هـ.ق بود و پس از آن عدۀ زیادی از طلاب حوزه علمیه با من بیعت کردند.



اين مطلب آخرين بار توسط فدك فاطمه در الجمعة 10 أكتوبر - 3:22 ، و در مجموع 1 بار ويرايش شده است.

_________________
{وَاللَّهُ غَالِبٌ عَلَى أَمْرِهِ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لاَ يَعْلَمُونَ}يوسف21.

فدك فاطمه

تعداد پستها : 148
تاريخ التسجيل : 2008-10-09

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

داستان ملاقات

پست من طرف فدك فاطمه في الجمعة 10 أكتوبر - 3:17

ولی ترس به سراغ ایشان آمد زیرا نیروهای امنیتی صدام ملعون برای دست یافتن به من دست به کار شدند واینجا بود که همه از اطراف من متفرق شدند و بیعت را شکستند، و هر شخص یا جماعتی به دنبال تراشیدن دلیلی برای بیعت شکنی خود بود بوسیله تهمتی که به من بزنند و در پایان بر دو چیزباهم توفق کردند :

1- گفتند: ساحری بزرگ است.

2- اینکه بر ممالک جن‌ دسترسی دارم و آن را برای سیطره برایشان بکارمی گیرم.

و به خانه‌ ام برگشتم پس از اینکه همه از اطرافم متفرق شدند و به جز عدۀ بسیار کمی از طلاب حوزۀ علمیه و بعضی مؤمنان کسی همراهم نماند و در سال 1424 هـ.ق. و در ماه جمادی الأول عده‌ای از این مؤمنان آمدند و با من تجدید بیعت کردند. و از خانه ام خارجم ساختند. و دوباره دعوت را آغاز کردم .
و دو روز آخر از ماه رمضان از سال 1424هـ.ق امام مهدی (ع) به من أمر فرمود که خطابم را متوجه همه أهل زمین کنم و هر فرقه با توجه به ویژگی هایش برحسب أوامر امام (ع) مورد خطاب قراردهم و در روز سوّم از شوّال امام مهدی (ع) به من أمر فرمود: که انقلاب برعلیه ظالمان را علنی کنم و به بررسی راهکارها بپردازم وکارهای لازم را به سرعت انجام دهم و مردم را برای یاری حق و أهلش و کار و کوشش برای برپاداشتن حق و برافراشتن کلمه (لا اله الا الله) دعوت کنم پس به درستی که دین خدا برتر و پیروز است دین خدا برتر وپیروز است دین خدا برتر وپیروز است و دین کفار پست و خوار می باشد .

{إِنْ تَنصُرُوا اللَّهَ يَنصُرْكُمْ وَيُثَبِّتْ أَقْدَامَكُمْ}(سوره محمد7).

و اگر خدا را ياری كنيد شما را ياري مي‌كند و قدمهايتان را ثابت و استوار مي‌دارد.


آيا کسی هست که دین خدا را یاری کند ؟ آیا کسی هست که قرآن را یاری کند ؟ آیا کسی هست که ولی خدا را یاری کند ؟ آیا کسی هست که خدای منزه و بلند مرتبه را یاری کند ؟

{وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُم فِي الأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضَى لَهُمْ وَلَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا يَعْبُدُونَنِي لاَ يُشْرِكُونَ بِي شَيْئًا وَمَنْ كَفَرَ بَعْدَ ذَلِكَ فَأُوْلَئِكَ هُمْ الْفَاسِقُونَ}(النور/55).

(خداوند به کسانی از شما که ايمان آورده و کارهای شايسته انجام داده اند وعده می‌دهد که قطعاً آنان را خليفه بر روی زمين قرار خواهد داد، همان گونه که به پيشينيان آنها خلافت روی زمين را بخشيد، و دين و آيينی را که برای آنان پسنديده، پابرجا و ريشه دار خواهد ساخت، و ترسشان را به امنيت و آرامش مبدّل می‌کند، آنچنان که تنها مرا می‌پرستند و چبزی را شريک من قرار نخواهند داد و کسانی که پس از آن کافر شوند، آنها فاسقانند).

و من انتظار یاری ونصرت از علمای دین را ندارم و چگونه انتظار یاری از ايشان را داشته باشم در حاليكه امام صادق (علیه السلام) در چندین حدیث تأکید فرموده است که بسیاری از علما با زبان و اسلحه به مبارزه با امام مهدی (ع) بر می خيزند ولی به محض اينکه زمام امور به دست امام (ع) می افتد هفتاد تن از بزرگان آنها و سه هزار تن از طلاب تابعشان را به قتل می رساند و چگونه منتظر یاری ازجانب ايشان باشم در حاليكه امام صادق (ع) می‌فرماید : خدا پيروز می کند این أمر (برپايی دولت حضرت مهدی (مکن الله...) )رابوسيله کسانی که هيچ نصیب و جايگاهی (دربين مردم ) ندارند و هنگامی که أمر ما فرا رسد کسی که امروز بت ها را می پرستد از ولايتمان خارج می شود ومنظور از بت ها همچنان که إمام صادق (ع) می فرمايد : علمای بی عمل هستند و در زمان امام صادق (ع) بتهایی وجود نداشت مگر أبو حنیفه و امثال وی ...

وهمچنين ايشان می فرمايد: اگر قائم (ع) خروج کند کسانی که گمان ‌برده می شد أزمنتظران قائم (ع) هستند ازاين امر(ولايت اهل بيت ) خارج می شوند وکسانی شبیه خورشید وماه پرستان وارد اين امر می شوند . الغيبه نعماني ص172

و آن کسانی که قائم (ع) را یاری نمی‌کنند علمای بی عمل هستند با اینکه مردم از آيشان توقع یاری قائم (ع) را دارند.

و چگونه از آنها توقع یاری داشته باشم و ائمه علیهم السلام در أحادیث روشن ساختند که سبب تفرقه امت همين علما هستند أز أمیرمؤمنان (ع) نقل شده: (ای مالک بن ظمره حال تو چگونه است در زمانيکه شیعه اختلاف پیدا می کنند به این صورت و أنگشتان دو دستش را داخل درهم کرد . گفتم: یا أمیرمؤمنان خیری در آن رمان وجود ندارد، ايشان فرمود: همۀ خیر در آن زمان است قائم ما قیام مي کند و هفتاد نفر از آنانی که به خدا و پیغمبرش (ص) دروغ مي بستند را به قتل می رساند سپس خدا مردم را بریک دین جمع می کند) «الغیبة نعماني»

آن کسانی که به خدا دروغ می بندند علمای بی عمل هستند.


اين مطلب آخرين بار توسط فدك فاطمه در الجمعة 10 أكتوبر - 3:21 ، و در مجموع 1 بار ويرايش شده است.

_________________
{وَاللَّهُ غَالِبٌ عَلَى أَمْرِهِ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لاَ يَعْلَمُونَ}يوسف21.

فدك فاطمه

تعداد پستها : 148
تاريخ التسجيل : 2008-10-09

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

داستان ملاقات

پست من طرف فدك فاطمه في الجمعة 10 أكتوبر - 3:20

امام صادق (ع): آمدن این امر (ظهور مهدی ع ) ممکن نیست در حالیکه فلک نچرخد تا جایی که می‌گویند از دنیا رفته یا به هلاکت رسیده است وبعضی می گویند:به کدام بیابانی رفته است گفتم: چرخش فلک چیست ايشان فرمودند: اختلاف میان شیعه .بحار الانوار ج52 ص288

واین فتوایی است که بعضی از علمای شیعه امروز صادر می کنند که پایانی برای غیبت کبری وجود ندارد. وهيچ کس هرگز امام عصر(ع) را نمی‌ بیند.

و در حقیقت آنها خواهان ظهور و قيامش نمی‌باشند برای اینکه ظهورش به معنی پایان مرجعیت إیشان می‌باشد.همان مرجعيتی که شیعه را به اختلاف کشانده و بين ايشان جدايی افکنده وآنان را پراکنده است .

در روایت از اهل بيت علیهم السلام اينچنين آمده است :اگر قائم (ع) قیام کند به طرف کوفه می‌رود و از کوفه چند هزار نفر که عقيده دارند حضرت مهدی (ع) فرزندی ندارد با سلاح از کوفه خارج می شوند و می‌گویند: أز همانجا که آمدی برگرد ما به فرزندان فاطمه (علیها‌ السلام) إحتیاجی نداریم. سپس قائم (ع) با شمشیر همه آنها را به قتل می ‌رساند و وارد کوفه می‌شود و همه منافقین را می‌کشد و کاخهایش را منهدم می‌سازد و همه مبارزین (برضد امام مهدی ) را هلاک می کند تا اینکه خداوند متعال راضی شود . الإرشاد شيخ مفید.

و ازامام باقر (ع) روايت شده است: حضرت قائم (ع) وارد کوفه می‌شود درحاليکه سه گروه در آن وجود دارد که با هم به منازعه مشغولند و اين به سود امام (ع) تمام می شود و وارد می‌شود تا اینکه روی منبر می‌رود و سخنرانی می‌کند... کتاب إرشاد مؤلف شيخ مفید ص354 ودر روايتی ديگر از ايشان وارد شده است : ای جماعت شیعه به هم آمیخته می‌شوید مانند آميخته شدن سرمه در چشم برای اینکه صاحب سرمه می‌داند که چه وقت سرمه را بر چشم می گذارد ولی نمی ‌داند که سرمه چه وقت از چشمش پاک می شود پس صبح می کنند کسانی از شما وخود را داخل در شريعت ما می بينند و آنروز را به غروب می رسانند در حاليکه از ولايت ما خارج شده اند و يا اینکه غروب همراه ما هستند و صبح هنگام از دین و شریعت ما خارج می‌شوند.

بحار‌الانوار ج52 ص101، الغيبه نعماني ص110 وچگونه از آنها ( علما ) توقع ياری داشته باشم و در حاليكه پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) می فرمايد : زمانی بر أمتم می‌آید که از قرآن باقی نمی ماند مگر ظاهرش و از إسلام باقي نمی ماند مگر إسمش. خود را به آن می‌ نامند درحاليکه دورترین کسان از آنند. مسجدهای آنان آباد است ولی خبری از هدایت در آن نيست . فقهای آن زمان بدترین فقهای روی زمين هستند فتنه از آنها خارج می شود و به خودشان نيز بازمی گردد بحارالانوار ج52 ص190 و پیامبر خدا(ص) درشب معراج از پروردگار عالم اينچنين نقل می کند: ... گفتم پروردگارا زمان خروج قائم (ع) چه وقت می باشد ؟ پروردگار عزوجل به من وحی فرمود: آن زمان که علم از ميان مردم برداشته شود و جهالت ظاهر شود ودرس خوانده ها زیاد شوند وعمل کننده ها اندک شوند. و بی حرمتی زياد و فقهای هدایت کننده اندک و فقهای ضلالت و خائن و شاعران زیاد شوند. و أمتت قبرهایشان را مسجد قرار می دهند و قرآن‌ها پرزرق وبرق می شود ومساجد زينت داده شده وجور وفساد زياد می شود . بحارالانوار ج278 -271:52

والحمد لله رب العالمین و به هرحال‌، ای أهل عراق پدرم مرا به سوی همه ساکنين زمين فرستاده است وازشما و ام القری يعنی نجف آغاز کرده است و من مؤيد به جبرائیل و میکائیل و اسرافیل وهمچنين مؤيد به ملکوت آسمانها هستم و عده زیادی که به من ايمان می آورند به سبب ايمانشان به حق ، حجاب از جلوی چشمانشان کنار رفت و امروز چشمانشان بينا(به حقيقت ) است. بعضی از آنها می‌بینند آنچه را که دیگران نمی‌بینند، و می‌شنوند آنچه را که دیگران نمی‌شنوند. و چه نشانه‌ای بزرگتر از این نشانه؟

{وَلَوْ فَتَحْنَا عَلَيْهِمْ بَابًا مِنْ السَّمَاءِ فَظَلُّوا فِيهِ يَعْرُجُونَ*لَقَالُوا إِنَّمَا سُكِّرَتْ أَبْصَارُنَا بَلْ نَحْنُ قوْمٌ َمسْحُورُونَ*}الحجر14-15

(واگر دری از آسمان به روی آنان بگشاييم، تا آنها پيوسته در آن بالا روند (14) باز می‌گويند: ما را چشم بندی کرده اند، بلکه ما (سرتاپا) سحر شده ايم (15) .


_________________
{وَاللَّهُ غَالِبٌ عَلَى أَمْرِهِ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لاَ يَعْلَمُونَ}يوسف21.

فدك فاطمه

تعداد پستها : 148
تاريخ التسجيل : 2008-10-09

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

داستان ملاقات

پست من طرف فدك فاطمه في الجمعة 10 أكتوبر - 3:24

و أما رؤیا های صادقه : هر چند وقت يکبار عده‌ای از أستانهای مختلف می‌آیند که ( بعضی از آنها دور أز نجف می‌باشند) در خواب دیده اند آنچه را که این دعوت حق را تأیید می‌کند و اگر یک یا دو رؤیا بود، مجالی برای دشمنان آل محمد (ع) در رد کردن آنها می بود ولی اینان با صدها بلکه هزاران رؤیای صادقه که در بیشتر آنها یکی از معصومین (ع) وجود دارد چه می خواهند بکنند؟ وحال اينکه در احاديث معصومين (ع) آمده است :کسی که ما را ببیند به تحقيق که خود ما را ديده است زيرا شیطان نمی تواند به صورت ما ظاهر شود. و برای اين قوم ستمکاردليلی باقی نمی‌ماند مگر اینکه بگویند رؤیای صادقه حجت نیست.

وحال اینکه رؤيا يک جزء أز چهل جزء نبوت است و پیامبران و أئمه (ع) به آن اهمیت دا ده اند وبه شنیدن آن و تأویل آن نهایت اهتمام را داشته اند و نبوت بعضی پیامبران بیشترش از طريق رؤیا بوده مانند نبوت دانیال (ع) و نرجس خاتون مادر امام مهدی (ع) به عراق آمد تا با امام حسن عسکری (ع) ازدواج کند برای اینکه رؤیای صادقه ای دیده بود. و خودش رابه خطر انداخت و أسیر شد درحاليکه وی نوه قیصر روم بود و با اینکه وهب نصرانی امام حسین (ع) را یاری کرد برای اینکه عیسی (ع) را در خواب دیده بود و با اینکه نجیب بنی امیه (خالد بن سعید بن العاص ألأموی) ایمان آورد به سبب رؤیایی که در آن پیامبر(ص) را ديد وإینان رؤیا را جملتاًً و تفصیلاً رد کردند بدون تفکر و تدبر. و به حق به شما می‌گویم آنچه که امروز برای مردم رخ می‌دهد وحی عظیمی از طريق رؤیا می‌باشد. ولی بیشتر مردم به نعمت خدایشان کافرند و بیشتر مردم شکرگزار نیستند.

{ذَلِكَ مِنْ فَضْلِ اللَّهِ عَلَيْنَا وَعَلَى النَّاسِ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لاَ يَشْكُرُونَ}(يوسف/38).

(اين از فضل خدا بر ما و بر مردم است، ولی بيشتر مردم شکرگزاری نمی‌ کنند)

و بسیاری را از أمور غیبی با خبر ساختم که بعضی از آنها حوادثی مهم و مربوط به آينده بودند و به حقيقت پيوستند مانند بيعت شکنی کسانی که در آغاز دعوت بیعت کرده بودند وبيعت شکنی کسانی که امسال با من بيعت کردند و از جمله آن اخبار غيبی پایان حکومت فرزند متولد شده از حرام ، صدام (لع) وسربازان پلیدش بود و أمور زیاد ديگری که در اين مختصر نمی گنجد و در مورد اين اخبارات غيبی از کسانی که با من ارتباط دارند ومرا می شناسند سؤال کنيد بلکه بپرسید از معجزاتی که با چشم سر یا با چشم دل آنرا ديده اند شما را به خدا سوگند می دهم ملکوت آسمان ها در دست چه کسی است ؟!
خدا يا شيطان (لع) ؟!! پس اگر گفتيد که این أمور سحر و جادوست و از جن می باشد این گفتۀ شما به معنی اين است که بگویيد ملکوت آسمانها و زمین در دست شیطان (لع) است و لعنت خدا بر کسی باد که این گفتۀ سفیهانه و جاهلانه را بگويد و بر آن اصرار ورزد و توبه نکند .

وإمروز من از شما یاری می‌خواهم همان گونه که جدم حسین (ع) از شما یاری خواست آیا یاری دهنده‌ای هست که ما را یاری کند و اگر عهدشکن باشید وبه ما خيانت کنيد قبلاً نیز پدرانتان همین کار را کرده ا ند و پدرم صبر کرد و من نیز صبر می‌کنم. تا اینکه خداوند رحمان به من إذن خروج دهد همانگونه که سال گذشته صبر کردم زمانيکه مرا مانند مسلم بن عقیل تنها گذاشتند نه یاری و نه یاوری مگر عده‌ای اندک . و ارتداد بیشترشان به خاطر ترس از طاغوت زمان صدام (لع) و رفتن به دنبال دنیای فانی بود و خداوند متعال مرا علی رغم همه تلاشی که نیروهای کافر صدام برای دستگيریم داشتند از شر طاغوت زمان نجات داد وهرکس که اين دعوت حق را تکذیب کند پس ببيند اين منم در ميان شما واینها دهها نفر مؤمنان می باشند که پرده از مقابل ديدگانشان برداشته شده و در ملکوت آسمانها می‌نگرند و صدها رؤیای صادقه و شاید هم بیشتر ديده شده است که إمام مهدی (ع) یا یکی از ائمه (ع) یا حضرت زهرا (سلام الله علیها) یا پیامبر گرامی اسلام (ص) را ديده اند که ايشان را به قبول اين دعوت الهی ارشاد کرده اند و من آماده می‌باشم برای مباهله بلکه از همۀ فرقه ها اعم از شیعه و سنی و علمای نصاری و یهود طلب هماورد می کنم تا ثابت کنم که من نسبت به مسلمانان فرستاده ای از طرف مهدی (ع), ونسبت به نصاری از طرف عیسی (ع) و نسبت به یهود ازطرف إیلیا (ع) آمده أم وبرای مناظره با اصحاب همه اديان ( هریک با کتاب خودشان) آماده ام ومن اين بندۀ مسکین وجاهل درمقابل پروردگار، داناتر ازهمه آنها هستم به قرآن و انجیل و تورات وهمچنين به مواضع تحریف در اين کتابها به خاطر علمی که خداوند تبارک وتعالی به من عطا فرموده است بلکه هيچ کدام از آنها قدرت رد اين علمی که خدا از علم وآگاهیش به من داده است را ندارند ، و یقین دارم که کسی که طالب حق باشد هدايت می شود و اما کسی که بخاطر طلب این دنیای چرک آلود، حق را قبول نکند وکافرشود. من در همان مجلس با وی مباهله می کنم تا کسی که زنده می ماند با دلیل روشنی همراه باشد وکسی که می‌میرد با اتمام حجت مرده باشد. و هر کس که بخاطر حق طلبیش مرا قبول داشته باشد نجات يافته و در دنیا و آخرت سعادتمند گشته است, و کسی که مرا رد کند حق را رد کرده است و دنیا و آخرت را باهم از دست داده است.

_________________
{وَاللَّهُ غَالِبٌ عَلَى أَمْرِهِ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لاَ يَعْلَمُونَ}يوسف21.

فدك فاطمه

تعداد پستها : 148
تاريخ التسجيل : 2008-10-09

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

داستان ملاقات

پست من طرف فدك فاطمه في الجمعة 10 أكتوبر - 3:37

وبه همین زودی آگاه می‌شوید که چه گناهی مرتکب شده اید و چه حرمتی از حرمتهای الهی را شکسته ايد ولی در آن وقت پشيمانی ديگرسودی ندارد. ‌ای فرزندان قاتلان امام حسین (ع) من به زودی از دیار شما هجرت خواهم کرد. پس در گذشته فقها و مجتهدانتان: شمر بن ذی الجوشن و شبث بن ربعی (لعنت خدا بر آنها باد) امام حسين (ع) را کشتند و پدرانتان به آنها کمک کردند و اگر امروز بخواهم نام شمربن ذی الجوشن و شبث بن ربعی را در این امت می گویم ولی هیهات مرا با این قوم أحمق که هیچ سخنی را نمی ‌فهمند چه کار؟!.

ای ظالمان خوشحال نشوید به دورشدنم ازشما و هجرتم از کشورتان، پس طولی نمی‌کشد که با پدرم محمد بن الحسن المهدی (ع) برمی گردم که به شما جز شمشیر و مرگ در زیر سایۀ شمشیر چیزی نشان نمی دهد. ‌ای کسانی که به کار پدرانتان راضی شدید و شمر بن ذی الجوشن وشبث بن ربعی زمان خود را تبعيت می کنيد ‌.

ای قاتلان پیامبران و فرزندان پیامبران، پشيمانی در آن هنگام سودی ندارد وچيزی جز ازدست دادن دنيا و آخرت به خاطرگناهانی که مرتکب شده ايد وسخنان باطل و بی اساس ودروغی که گفته ايد وتهمت وافتراهایی که (به من ) زده اید در انتظارتان نخواهد بود وبه زودی پدرم خشمناک و اندوهگین یه سویتان می‌آید به خاطر آنچه که با من انجام دادید و حرمتم راشکستید و به زودی در آن هنگام که علم هیچ سودی برای شما ندارد خواهید دانست که برچه کسی جرأت پیدا کرده بودید و چه حرمت شکنی در حق خدا و حضرت محمد (ص) و امام علی (ع) و فرزندانش انجام داده بودید.

ای انسان های غیر عادی و ای زیر پا گذارنده های کتاب خدا و ای گروه گنه کار و تحریف کننده سخن خدا و قاتل پیامبران و فرزندان پیامبران ، خداوند شما را بر من مسلط نخواهد کرد همان گونه که گذشتگانتان رابر جدّم حسین (ع) مسلط کرد این پایان کارشماست و امروز یوم الله الأکبر است و این هشداری مانند هشدارهای پیامبران وامامان پیشین می باشد (هذا نذیر من النذرالاولی) (سوره نجم) واین یکی از حوادث بزرگ الهی و هشداری برای بشراست (انها لاحدی الکبر نذیرا للبشر) (سوره مدثر). وبه زودی به سوی پدرم محمدبن الحسن المهدی (ع) باز می گردم تا به او خبر ‌دهم که چگونه مرا تکذیب کردید و با بهتان و سخن باطل هتک.حرمتم کردید و در پایان سعیتان در زندانی کردن و کشتنم بود نه برای گناهی بلکه فقط بخاطر اینکه می‌دانید حقی که من آورده ام. برای باطلتان چیزی باقی نمی‌گذارد درحالیکه شما با کسی که وجود خدا را انکار می‌کند مصافحه می کنید وبرهیچ فعل و گفته‌ او اعتراض نمی کنید:

{يَاقَوْمِ إِنْ كَانَ كَبُرَ عَلَيْكُمْ مَقَامِي وَتَذْكِيرِي بِآيَاتِ اللَّهِ فَعَلَى اللَّهِ تَوَكَّلْتُ فَأَجْمِعُوا أَمْرَكُمْ وَشُرَكَاءَكُمْ ثُمَّ لاَ يَكُنْ أَمْرُكُمْ عَلَيْكُمْ غُمَّةً ثُمَّ اقْضُوا إِلَيَّ وَلاَ تُنْظِرُونِ فَإِنْ تَوَلَّيْتُمْ فَمَا سَأَلْتُكُمْ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِي إِلاَّ عَلَى اللَّهِ وَأُمِرْتُ أَنْ أَكُونَ مِنْ الْمُسْلِمِينَ* فَكَذَّبُوهُ فَنَجَّيْنَاهُ وَمَنْ مَعَهُ فِي الْفُلْكِ وَجَعَلْنَاهُمْ خَلاَئِفَ وَأَغْرَقْنَا الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا فَانْظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُنْذَرِينَ}(يونس71-73).

ای قوم من! اگر مقام وتذکرات من نسبت به آيات الهی، برشما سنگين است (هر کار از دستتان ساخته است انجام دهيد) من بر خدا توکل کرده ام. * پس فکر خود، و قدرت شريکانتان را جمع کنيد،وهيچ چيز بر شما مستور نماند (تمام جوانب کارتان را بنگريد) سپس به حيات من پايان دهيد و (لحظه ای) مهلتم ندهيد! (امّا توانايی نداريد) واگر (از قبول دعوتم روی بگردانيد،) کار نادرستی کرده ايد، چه اينکه ) من از شما مزدی نمی‌خواهم، مزد من تنها برعهده خداست، ومن مأمورم که از مسلمين (تسليم شدگان در برابر فرمان خدا) باشم. أما آنها او را تکذيب کردند، و ما ، او و کسانی را که با او در کشتی بودند، نجات داديم، و آنان را خلفای زمين وجانشينان کفار قرار داديم ، و کسانی که نشانه های ما را تکذيب کردند را غرق نموديم. پس ببين عاقبت کار کسانی که انذار شدند (وبه انذار الهی أهميت ندادند) چگونه بود .

صدق الله العلی العظیم

بقية آل محمد علیهم السلام
الرکن الشدید سيد أحمد الحسن
وصی ورسول الامام مهدی (ع)
الی الناس اجمعین
المؤید بجبرائیل ، المسدد بمیکائیل ، المنصور باسرافیل
ذریه بعضها من بعض والله سمیع علیم
نجف أشرف 28/شوال/1424 هـ .ق.

_________________
{وَاللَّهُ غَالِبٌ عَلَى أَمْرِهِ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لاَ يَعْلَمُونَ}يوسف21.

فدك فاطمه

تعداد پستها : 148
تاريخ التسجيل : 2008-10-09

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

سوال

پست من طرف ?????? في الأحد 24 مايو - 5:50

با عرض سلام
من خیلی دوست دارم به آنچه شما ذکر فرمودید ایمان بیاورم اما برای اینکه مطمءن شوم از جناب عالی می خواهم همچنانکه استحضار دارید یکی از نشانه های اأمه برای شناخت خود اطلاع دادن از غیب بود و حال من از شما می خواهم اگر شما به معادن علم و غیب از طرف پروردگار متصل هستید لطف بفرمایید نام مادر و پدر مادرم را بفرمایید و دیگر اینکه من امروز یعنی روز یکشنبه چه چیزی برای ناهار پختم و آن را به چند نفر دادم
می بخشید مزاحم اوقات شریفتون گشتم
و من الله توفیق

??????
مهمان


بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: داستان ملاقات

پست من طرف فدك فاطمه في الأربعاء 19 أغسطس - 3:08

بسم الله الرحمن الرحيم

اللهم صل علي محمد وال محمد الائمه والمهديين وسلم تسليما

با سلام وحسته نباشيد

اگر ايشان اين درخواسته شما را ثابت كنند از كجا معلوم كه ايشان گفتن يا اينكه كسي در مورده شما به ما اطلاعاتي دادن تا ما شما را بشناسيم يا اموره ديگر.... فكر ميكنيد راهاي شناختن حجت به اين صورت ميباشد .

اين لينك را به شما ميدم ممنون ميشم با دقت گوش بديد تا اينكه حقيقت براي شما اشكار شود


قانون شناخت حجت http://www.mir.shrta.com/files/RQCY8ISA/7%20-%20%20%20.mp3

والحمد لله رب العالمين



_________________
{وَاللَّهُ غَالِبٌ عَلَى أَمْرِهِ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لاَ يَعْلَمُونَ}يوسف21.

فدك فاطمه

تعداد پستها : 148
تاريخ التسجيل : 2008-10-09

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: داستان ملاقات

پست من طرف afshin.f في الجمعة 30 نوفمبر - 6:06

و به زودی از شیعیان من می آیند کسانی که ادعای مشاهده خواهند کرد. آگاه باشید, هر کس پیش از خروج سفیانی و صیحه, ادعای مشاهده کند, او, دروغگوی افتراء زننده است. (کمال الدین و تمام النعمه)
توخوبی.
میخواستم نظر امام را راجع به این حدیث بدانم .

afshin.f

تعداد پستها : 1
تاريخ التسجيل : 2012-11-30

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: داستان ملاقات

پست من طرف محتوى إعلاني اليوم في 13:10


محتوى إعلاني


بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي بازگشت به بالاي صفحه


 
صلاحيات هذا المنتدى:
شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد