سرگردان

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي اذهب الى الأسفل

سرگردان

پست من طرف اصحاب الکهف في الخميس 16 أكتوبر - 20:52

سرگردان
نویسنده
یمانی آل محمد
امام احمد الحسن
وصی وفرستاده امام مهدی
(علیهما السلام)

مقدمه

بسم الله الرحمان الرحیم

والحمد لله است كه در آیاتش فرمود:

(وما أَرْسَلْناكَ إِلاّ كَافَّةً لِلنّاسِ بَشیرًا ونذیرًا ولكِنَّ أَكْثَرَ النّاسِ لا یَعْلَمُونَ* وَیَقُولُونَ مَتى‏ هذَا الْوَعْدُ إِنْ كُنْتُمْ صادِقینَ " قُلْ لَكُمْ میعادُ یَوْمٍ لا تَسْتَأْخِرُونَ عَنْهُ ساعَةً ولا تَسْتَقْدِمُونَ ) [1]

(وما تو را جز براى همه مردم نفرستادیم تا (آنها را به پاداشهاى الهى) بشارت دهى و(از عذاب او) بترسانى; ولى بیشتر مردم نمى‏دانند! (28) مى‏گویند: (اگر راست مى‏گویید، این وعده (رستاخیز) كى خواهد بود؟!) (29) بگو: (وعده شما روزى خواهد بود كه نه ساعتى از آن تاخیر مى‏كنید ونه (بر آن) پیشى خواهید گرفت!) (30))

سپاس تو را ای پروردگا كه ما كه به ما وعدة تخلف ناپذیر و شمشیر برندة وبندة ای كه برای یاری دین خود انتخاب كردی واو را از هر ناپاكی منزه ساختی به ما معرفی كردید. او را از هر گناهی معصوم كردید، واز هر عیبی مصون نمودی. او را از هر پلیدی پاكیزه گردانیدی، طاعت او را طاعت خود و یاریش را یاری خود قرار دادی واو را با زبان پامبر امّی خود (صلى الله علیه وآله) وزبان پیامبران گذشته، به دیگران معرفی كردید ودر تورات وانجیل وقرآن ذكر او را یاد كردید وبندگانت را از غفلت برحذر كردید،

وفرمودی بسم الله الرحمن الرحیم :

(وَ یَوْمَ یَعَضُّ الظّالِمُ عَلى‏ یَدَیْهِ یَقُولُ یا لَیْتَنِی اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبیلاً‌‍ ‌‍"27‌‍ ‌‍" یا وَیْلَتى‏ لَیْتَنی لَمْ أَتَّخِذْ فُلانًا خَلیلاً‌‍ ‌‍"28‌‍ ‌‍" لَقَدْ أَضَلَّنی عَنِ الذِّكْرِ بَعْدَ إِذْ جاءَنی وَ كانَ الشَّیْطانُ لِْلإِنْسانِ خَذُولاً‌‍ ‌‍"29‌‍ ‌‍")[2]

( و (به خاطر آور) روزى را كه ستمكار دست خود را (از شدت حسرت) به دندان مى‏گزد ومى‏گوید: (اى كاش با رسول (خدا) راهى برگزیده بودم! * اى واى بر من، كاش فلان (شخص گمراه) را دوست خود انتخاب نكرده بودم! * او مرا از یادآورى (حق) گمراه ساخت بعد از آنكه (یاد حق) به سراغ من آمده بود!) و شیطان همیشه خواركنند انسان بوده است!)

این نوشته ها سهم ناچیزی است از آنچه در وجود مؤمنان می گذرد، در آنها مقدار ناچیزی از گذشته، مقدار ناچیزی از حال، ومقدارزیادی از آینده وجود دارد. در گذشته پندهایی انكار ناپذیر وجود دارد، سنت تغییر ناپذیر الهی است. پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله فرمود:

( والذی نفسی بیده لتركبن سنن من كان قبلكم حذو النعل بالنعل والقذة بالقذة حتی لاتخطئون طریقهم ولا یخطئكم سنة بنی اسرائیل)

( قسم به پروردگاری كه جانم در دست اوست، دنبال روی سنت هایی خواهی بود كه قدم به قدم وبدون هیچ انحرافی از سنت های بنی اسرائیل تبعیت می كند، نه شما از راه آنها جدا می شوید ونه آنها از شما)

این نوشته ها داستان ملتی است كه سرگردان شده واز این سرگردانی نجات یافته ودیگر ملتی كه سرگردان شده وهمچنان رهایی نیافته است. در این نوشته ها اشاره ای به راه نجات شده است كه منِ حقیر آنها را ذكر كرده ام، این ها را می نویسم تا بانگ مستضعفان به سوی بیدادگران باشد، ندای سرور مستضعفان حجت خدا بر تمامی خلق مهدی این امت (علیه السلام) به گوش هر مؤمنی اعم از زن ومرد تا آنها را یاری كند وحجتی بر رویگردانان از نصرتش باشد. امروز پیش از قیامش وفردا بعد از قیامش. از خداوند خواستارم تا آن را حجتی از حجج خویش در صحرای محشر قرار دهد.

سپاس خداوندی كه مرا آفرید پس هدایتم را عهده گرفت. خداوندا مارا از صالحین خود قرار دهد ومرا در روز قیامت سرفكنده مساز، روزی كه هیچ ثروت وفرزندان سودی ندارد تنها آنان كه با قلبی سالم به درگاه خداوند بیایند. خداوند این تحفه كوچك را از من بپذیر ودل امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را از من راضی به گردان.

این امام زمان ای مولای من، ای حجت خدا بر زمین، ای وارث پیامبران واوصیای خدا، بدبختی به جان ما وخانوادة یماه افتاد وبا توشه ای ناچیز به نزد شما آمدیم پس بر ما تصدقی فرماید كه خداوند به افراد صدقه دهند، اجر وثواب عطا می كند.


[1] . سوره سبأ ـ آيه 28 الي 30
[2]. الفرقان/ آيه 27 ـ29

_________________
اشهد ان لا اله الا الله
اشهد ان محمدا رسول الله
اشهد ان علیا والائمة من ولده حجج الله
اشهد ان احمد والمهدیین من ولده حجج الله

اصحاب الکهف

تعداد پستها : 27
تاريخ التسجيل : 2008-10-09

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: سرگردان

پست من طرف اصحاب الکهف في الخميس 16 أكتوبر - 21:00

مات التصبر فی انتظارك أیها المحی الشریعه

فانهض فما أبقی التحمل غیر أحشاء جزوعة

قد مزقت ثوب الأسی و شكت لواصلها القطیعة

فالسیف ان به شفاء قلوب شیعتك الوجیعة

فسواه منهم لیس ینعش هذه النفس الصریعه

طالت حبال عواتق فمتی تعود به قطیعه

كم ذا القعود ودینكم هدمت قواعده الرفیعه

تنعی الفروع أصوله واصوله تنعی فروعه

فیه تحكم ن أباح الیوم حرمته المنیعة

من لو بقیمة قدره غالیت ما ساوی رجیعه

فاشحذ شبا غضب له الأرواح مذعنة مطیعه

أن یدعوها خفة لدعوته وان ثقلت سریعة

واطلب به بدم القتیل بكربلاء فی خیر شیعه

ماذا یهیجك إن صبرت لوقعة الطف الفظیعة

أترى تجئ فجیعة بأمض من تلك الفجیعة حیث

الحسین علی الثرى خیل العدى طحنت ضلوعة

قتلته آل أمیة ضام إلى حنب الشریعة

ورضیعه بدم الورید مخضب فاطلب رضیعه

غیرة الله اهتفی بحمیة الدین المنیعه

وضبی انتقامك جردی لطلی ذوی البغی التلیعة

ودعی جنود الله علی هذه الأرض الوسیعة

وأستأصلی حتى الرضیع لآل حرب والرضیعة


بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله رب العالمین مالك الملك مجری الفلك مسخر الریاح فالق الإصباح دیان الدین

الحمد لله رب العالمین مالک ملک است، راه انداز کشتیها، هدایت کننده بادها، شکافنده صبح (سپیده دم)پاداش دهندۀ روز بازسپسین

رب العالمین الحمد لله الذی من خشیته ترعد السماء وسكانها وترجف الأرض وعمارها وتموج البحار ومن یسبح فی غمراتها

پروردگار جهانیان سپاس خدا را که از ترسش آسمان و ساکنانش می‌ جرغند وزمین وهرچه که در آن هست می لرزد وموج دریاها وهرکسی در ژرفای در یا تسبیح می کنند ومی غلتند.

اللهم صل على محمد وعلى آل محمد الفلك الجاریة فی اللجج الغامرة یامن من ركبها

درود خدا بر محمد وال محمد کشتیها جاری در پستی وبلندی، در أمنیت أست سوارش شود

ویغرق من تركها المتقدم لهم مارق والمتأخر عنهم زاهق واللازم لهم لاحق

وکسانی که آنرا ترک کند غرق می شود، وکسانی که جلو بر آن ها مارق است . وکسی که از آنها عقب ماند هلاک شده بحساب می‌آید. وهمراهان آنها پس از این می‌آیند.
سرگردانی بنی اسرائیل

چهل سال بنی اسرائیل در صحرای سینا گم و سرگشته شدند، پس از آنكه از مصر به همراه حضرت موسی وهارون علیهما السلام خارج شدند واین نتیجه سرپیچی آنها از حضرت موسی علیه السلام وفرمان الهی در ورود به زمین مقدس (فلسطین) بوده است تا از تباهی وفسادی كه از سلطة فرعون وحامیانش در مصر در وجودشان رخنه كرده بود راهی یابند، داستان سرگردانی به این صورت در قرآن كریم آمده است:

( واذْ قالَ مُوسى‏ لِقَوْمِهِ یا قَوْمِ اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللّهِ عَلَیْكُمْ إِذْ جَعَلَ فیكُمْ أَنْبِیاءَ وجعَلَكُمْ مُلُوكًا وَآتاكُمْ ما لَمْ یُؤْتِ أَحَدًا مِنَ الْعالَمینَ "20 " یا قَوْمِ ادْخُلُوا اْلأَرْضَ الْمُقَدَّسَةَ الَّتی كَتَبَ اللّهُ لَكُمْ ولا تَرْتَدُّوا عَلى‏ أَدْبارِكُمْ فَتَنْقَلِبُوا خاسِرینَ "21 " قالُوا یا مُوسى‏ إِنَّ فیها قَوْمًا جَبّارینَ وانّا لَنْ نَدْخُلَها حَتّى یَخْرُجُوا مِنْها فَإِنْ یَخْرُجُوا مِنْها فَإِنّا داخِلُونَ "22 " قالَ رَجُلانِ مِنَ الَّذینَ یَخافُونَ أَنْعَمَ اللّهُ عَلَیْهِمَا ادْخُلُوا عَلَیْهِمُ الْبابَ فَإِذا دَخَلْتُمُوهُ فَإِنَّكُمْ غالِبُونَ وعلَى اللّهِ فَتَوَكَّلُوا إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنینَ "23 " قالُوا یا مُوسى‏ لَنْ نَدْخُلَها أَبَدًا ما دامُوا فیها فَاذْهَبْ أَنْتَ وَ رَبُّكَ فَقاتِلا إِنّ إِنّاهاهناقاعدون24 قالَ رَبِّ إِنّی لا أَمْلِكُ إِلاّ نَفْسی واخی فَافْرُقْ بَیْنَنا وبیْنَ الْقَوْمِ الْفاسِقینَ "25 " قالَ فَإِنَّها مُحَرَّمَةٌ عَلَیْهِمْ أَرْبَعینَ سَنَةً یَتیهُونَ فِی اْلأَرْضِ فَلا تَأْسَ عَلَى الْقَوْمِ الْفاسِقینَ "26 ")(المائدة 20ـ26)

(و [یاد كن‏] زمانى را كه موسى به قوم خود گفت: (اى قوم من، نعمت خدا را بر خود یاد كنید، آنگاه كه در میان شما پیامبرانى قرار داد، وشما را پادشاهانى ساخت، وآنچه را كه به هیچ كس از جهانیان نداده بود، به شما داد * اى قوم من، به سرزمین مقدسى كه خداوند براى شما مقرر داشته است درآیید، وبه عقب بازنگردید كه زیانكار خواهید شد * گفتند: (اى موسى، در آنجا مردمى زورمندند و تا آنان از آنجا بیرون نروند ما هرگز وارد آن نمى‏شویم. پس اگر از آنجا بیرون بروند ما وارد خواهیم شد * دو مرد از [زمره‏] كسانى كه [از خدا] مى‏ترسیدند وخدا به آنان نعمت داده بود، گفتند: (از آن دروازه بر ایشان [بتازید و] وارد شوید؛ كه اگر از آن، درآمدید قطعاً پیروز خواهید شد، واگر مؤمنید، به خدا توكل كنید * گفتند: (اى موسى، تا وقتى آنان در آن [شهر]ند ما هرگز پاى در آن ننهیم. تو وپروردگارت بروید وجنگ كنید كه ما همین جا مى ‏نشینیم * موسى گفت: (پروردگارا! من جز اختیار شخص خود وبرادرم را ندارم؛ پس میان ما ومیان این قوم نافرمان جدایى بینداز* خدا به موسى‏ فرمود: ([ورود به‏] آن [سرزمین‏] چهل سال بر ایشان حرام شد، [كه‏] در بیابان سرگردان خواهند بود. پس تو بر گروه نافرمانان اندوه مخور)

بنی اسرائیل پیش از آنكه در بیابان سرگردان شوند در مصر زندگی می كردند واولین كسی كه در مصر از بنی اسرائیل ساكن شد حضرت یوسف پسر یعقوب علیهما السلام بود، پس از آنكه برخلاف میلش به فرمان یكی از فراعنه مصر وزیر خزانه داری (بیت المال) شد از پدر وبرادرانش خواست تا به مصر نقل مكان كنند از آن زمان به بعد اسرائیل یا بهتر بگویم پیامبر خدا حضرت یعقوب بن اسحاق بن ابراهیم علیهم السلام زندگی بادیه نشین كه به چوپانی ورعتی چهارپایان مشغول بودن رها كرد وبه مصر وزندگی شهر نشینی نقل مكان كرد.

از آن زمان به بعد نوادگان پیامبر خدا حضرت یعقوب علیه السلام در مصر ماندند ومردم را به توحید وایین حق پرستی و رویگردانی از پرستش بت ها وخدا انگاری فرعون دعوت كردند، شاید این دعوت گاهی به صورت علنی و گاهی پنهانی بود سرانجام روز به روز بر تعداد بنی اسرائیل در مصر افزوده شد وچنین احساس شد كه دعوت به حق پرستی رفته رفته منافع حكومت ستم وزور فراعنه را به خطر انداخت وفكر از دست دادن مُلك و سطلنت وافتادن آن به دست پیامبران عظیم الشأن بنی اسرائیل در دل آنها تخم رعب وحشت كاشت، آنها اذیت وآزار بنی اسرائیل را به هر شكل ممكن آغاز كردند، دستگیری، قتل، اذیت وآزار، توانایی شان را از بین بردند، فرزندانشان را به خاك وخون كشیدن واز انجام عبادات وشعائر الهی ممانعت كردند به هر وسیله ای كه بود سعی بر از بین بردن تعالیم آئیین توحید وناگزیر كردن مصریان وبنی اسرائیل بر شرك و كفر به خداوند وآئینش واطاعت از فرعون وآنچه كه بدان امر می نمود از پرستش مجسمه ها، عكس ها و كشتار مؤمنان، اگر باور انتظار كه پیامبران نوید آن را در دل بنی اسرائیل كاشته بودن كه خلیفة منتظر خواهد آمد وبر فرعون وهامان و سربازانش چیره می شود، در میان بنی اسرائیل نبود هیچ فرد مؤمنی باقی نمی ماند،أما متأسفانه پشتیبانی آنها از این منجی تنها در حد گرد آمدن گروهی مستضعف به دور فرمانده ای كه از او انتظار نجات از دست طاغوت داشتند، بود غافل از اینكه این منجی یك پیامبر عظیم الشأنی است كه فرستاده شد تا آنها را بار دیگر تزكیه ونفس هایشان را تطهیر كند ودین توحید و یگانه پرستی وتعالیم آن را بار دیگر به گستراند.

سرانجام حضرت موسی علیه السلام همراه با آیات ونشانه های روشن فرستاده شد، اما فرعون وهامان و سربازان توانمندشان از بنی اسرائیل همانند قارون كبر ورزیدن وبر كوردل یشان واذیت وآزار پیروان حضرت موسی علیه السلام ادامه دادند. :



اين مطلب آخرين بار توسط اصحاب الکهف در الخميس 16 أكتوبر - 21:06 ، و در مجموع 1 بار ويرايش شده است.

_________________
اشهد ان لا اله الا الله
اشهد ان محمدا رسول الله
اشهد ان علیا والائمة من ولده حجج الله
اشهد ان احمد والمهدیین من ولده حجج الله

اصحاب الکهف

تعداد پستها : 27
تاريخ التسجيل : 2008-10-09

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: سرگردان

پست من طرف اصحاب الکهف في الخميس 16 أكتوبر - 21:04

خداوند در قرآن كریم می فرمایند: (ولقَدْ أَرْسَلْنا مُوسى‏ بآیاتِنا وَ سُلْطانٍ مُبینٍ "23 " إِلى‏ فِرْعَوْنَ وهامانَ وقارُونَ فَقالُوا ساحِرٌ كَذّابٌ "24 " فَلَمّا جاءَهُمْ بِالْحَقِّ مِنْ عِنْدِنا قالُوا اقْتُلُوا أَبْناءَ الَّذینَ آمَنُوا مَعَهُ واسْتَحْیُوا نِساءَهُمْ وما كَیْدُ الْكافِرینَ إِلاّ فی ضَلالٍ "25 " وقالَ فِرْعَوْنُ ذَرُونی أَقْتُلْ مُوسى‏ ولیَدْعُ رَبَّهُ إِنّی أَخافُ أَنْ یُبَدِّلَ دینَكُمْ أَوْ أَنْ یُظْهِرَ فِی اْلأَرْضِ الْفَسادَ "26 " وقالَ مُوسى‏ إِنّی عُذْتُ بِرَبّی وَ رَبِّكُمْ مِنْ كُلِّ مُتَكَبِّرٍ لا یُؤْمِنُ بِیَوْمِ الْحِسابِ "27 ")(سورهغافر)

(وبه یقین، موسى را با آیات خود وحجّتى آشكار فرستادیم، به سوى فرعون وهامان وقارون، [امّا آنان‏] گفتند: (افسونگرى شیّاد است * پس وقتى حقیقت را از جانب ما براى آنان آورد، گفتند: (پسران كسانى را كه با او ایمان آورده‏اند بكشید وزنانشان را زنده بگذارید) و[لى‏] نیرنگ كافران جز در گمراهى نیست * وفرعون گفت: (مرا بگذارید موسى را بكشم تا پروردگارش را بخواند. من مى‏ترسم آیین شما را تغییر دهد یا در این سرزمین فساد كند * وموسى گفت: (من از هر متكبرى كه به روز حساب عقیده ندارد، به پروردگار خود وپروردگار شما پناه برده‏ام)

بعد از این چاره ای جز هجرت به زمین پهناور خدا نبود، حضرت موسی (ع) به اتفاق بنی اسرائیل هجرت خود را برای خدا آغاز كردند واز مصر خارج شدند به دنبال آنها فرعون وسربازانش حركت كردند او نمی توانست آن گروه ضعیف ومستضعف، آزاد وبیرون از یوغ وتاریكی كه برایشان فراهم كرده بود، ببیند. آن لحظه، زمان امتحان بزرگ الهی بود رود نیل راه بر بنی اسرائیل بسته بود واز قفا سیاهی لشكریان فرعون نمایان شد، آنها از یاد برده بودند كه رهبرشان پیامبر بزرگواری است ومبعوث خداوند سبحان است، از روی ترس می گفتند آیا فریاد رسی هست كه به فریادمان برسد، آنگاه حضرت موسی به آنها گوشزد كرد كه به سوی خدا هجرت می كنید وفرمود:

(قالَ كَلاّ إِنَّ مَعی رَبّی سَیَهْدینِ)(الشعراء: 62)

(گفت هرگز (مترسید) كه خدا با من است ومرا راهنمایی خواهد كرد)

در آن هنگام خداوند به او وحی فرمود كه عصایت را بر آب زن، آنگاه آب به دو نیم شد، آب دریا هرگز سد راه این بندة مخلص خدا كسی كه تمام تو كلش او بر اوست نمی شود. آب دریا هرگز سد راه این موج عظیمی از ایمان نخواهد شد، آب دریا هرگز سد راه حضرت موسی علیه السلام نمی شود زیرا او یك انسان است وهرآنچه در زمین در خدمت انسان است او توانمندتری مخلوقات در معرفت وشناخت خداوند است، اما اگر به اطاعت از شیطان درآمد نادانتر وسخت از سنگ می شود، چه بسا از دل سنگ های سخت كه از ترس خدا خشوع كرده اند چشمه های روان جاری می شود. این آخرین معجزه ونشانه ای بود كه فرعون وسربازانش از حضرت موسی می دید، دلهایشان از سنگ هم سخت تر است، لحظه ای درنگ نكردند تا در این امر اندیشه كنند میان دو كوه از آب با دلهایی سرشار از تكبر وعناد به تعقیب حضرت موسی (ع) وپیروانش ادامه دادند، ودر همان جان شكاف آب بسته شد وهمگی آنها غرق شدند، در حالی كه بنی اسرائیل از میان آب گذشتند و سالم به آن سوی رود قدم گذاشتند، در آن سوی آب خود را در میان صحرای بی آب وعلفی دیدند كه با دره حاصلخیز نیل جایگاه قبلیشان بسیار تفاوت داشت، لیكن حضرت موسی (ع) همراه با بشارت وفرمان الهی به نزد آنها آمد وخواست كه وارد سرزمین مقدس شوند و وعدة پیروزی خدا را به آنها نوید داد، بعد از این همه آیات، معجزات ونشانه هایی كه در مصر مشاهده كردند وشكافته شدن آب دریا كه به عیناً آن را مشاهده كردند وغرق شدن فرعون وسربازانش در آب نیل، انتظار می رفت كه بنی اسرائیل ذره در طاعت از فرمان تردید ویا سرپیچی نكنند وپیروزی كه به آنها بشارت داده شده بود كاملاً یقین پیدا كنند اما حقیقت چیز دیگری بود آنها نافرمانی و سرپیچی كردند واز ورود به سرزمین مقدس خودداری كردند.

_________________
اشهد ان لا اله الا الله
اشهد ان محمدا رسول الله
اشهد ان علیا والائمة من ولده حجج الله
اشهد ان احمد والمهدیین من ولده حجج الله

اصحاب الکهف

تعداد پستها : 27
تاريخ التسجيل : 2008-10-09

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: سرگردان

پست من طرف اصحاب الکهف في السبت 18 أكتوبر - 23:38

شاید مهمترین عوامل نافرمانی آنها:


1. ضعف در باور وایمان به پیامبر وپیامبری حضرت موسی علیه السلام، معظم آنها به ئدید یك فرمانده به او نگاه می كردند تا یك پیامبر عظیم الشأن، حتی برخی از فرمانده او نیز سرپیچی كردند.

2. سستی در تقوی و ترس از خدا، كه منجر به سرپیچی وارتكاب گناه بدون مهابا شد.

3. ضعف نفس و ترس از استبداد گران و تسلیم وخضوع در برابر آنها، خو گرفتن به مظلومیت و سرانجام ترك جهاد در راه خدا.

4. توجه به زندگی دنیوی بیش از دنیای اخروی كه منجر به رخنه كردن دوستی دنیا در دلهایشان شده و تمسك بیش از اندازه به دنیا همانند بعضی از مسلمانان این زمانه.

5. همه گیر شدن خودپسندی در میان آنها به صورتی كه بعضی از آنها خود را برتر از موسی وهارون علیهما السلام می دید وهرگز زیر بار فرمانده یشان نمی رفت.. همان گونه در تورات سفر عدد اصحاح شانزدهم آمده است.

1ـ كما جاء فی التوراة سفر العدد الإصحاح السادس عشر ( 1 ) واخذ قورح ابن یصهار ابن قهات ابن لاوی. وادثان ، وابیرام ابناء الباب "واون" ابن قالت ابن داوبین ( 2 ) یقاومون موسى مع أناس من بنی إسرائیل مئتین وخمسین . رؤساء الجماعة مدعوین للاجتماع ذوی اسم ( 3 ) فاجتمعوا على موسى وهارون وقالوا لهما كفاكما أن كل الجماعة بأسرها مقدسة وفی وسطها الرب فما بالكما ترتفعان على جماعة الرب ( 4 ) فلما سمع موسى سقط على وجهه …( 12 ) فأرسل موسى لیدعوا داثان وابرام ابنی الیاب فقالا لانصعد ( 13 ) قلیل انك أصعدتنا من ارض تفیض لبنا وعسلا لتمیتنا فی البریة حتى تترأس علینا أیضا ترأسا…))

ودر قرآن كریم متنی نزدیك به این معنی نیز آمده است، یاد آور می شویم كه حب نفس وكبر ورزی از جمله آفات اخلاقی است كه بسیاری از انسان ها را هلاك وبه پرتگاه جهنم سوق می دهد، كِبرورزی در بسیاری عامل اصلی رویگردانی مردم از اطاعت وتأیید پیامبران علیهم السلام شد، ومنجر به ایجاد احساس برتری بر پیامبران واوصیای خدایند كه آنها ثروتمند تر، توانمندتر و سران قوم اند (واز لحاظ جایگاه دنیوی از پیامبران واوصیاء در مقام ودرجة بالاتر هستند) خداوند فرمود:

(وَما أَرْسَلْنا فی قَرْیَةٍ مِنْ نَذیرٍ إِلاّ قالَ مُتْرَفُوها إِنّا بِما أُرْسِلْتُمْ بِهِ كافِرُونَ ) (سبأ: 34)

(و[ما] در هیچ شهرى هشداردهنده‏اى نفرستادیم جز آنكه خوشگذرانان آنها گفتند: (ما به آنچه شما بدان فرستاده شده‏اید كافریم).

خود را از هر پیامبر و وصی وهر رهبری كه از طرف خدا برای امور دین ودنیا برگزیده شود، بالاتر می دانند وبه آنچه كه خدا به آنها عطا فرموده رشك می ورزند.

خداوند در این باره فرمود:

(أَمْ یَحْسُدُونَ النّاسَ عَلى‏ ما آتاهُمُ اللّهُ مِنْ فَضْلِهِ فَقَدْ آتَیْنا آلَ إِبْراهیمَ الْكِتابَ والْحِكْمَةَ واتَیْناهُمْ مُلْكًا عَظیمًا "54 " فَمِنْهُمْ مَنْ آمَنَ بِهِ ومنْهُمْ مَنْ صَدَّ عَنْهُ وَ كَفى‏ بِجَهَنَّمَ سَعیرًا "55 ") (النساء: 54-55)

(آیا حسد می ورزند با مردم چون آنها را خدا بفضل خود برخوردار نمود كه البته ما بر آل ابراهیم كتاب وحكمت فرستادیم وبه آنها ملك و سلطنتی بزرگ عطا كردیم * آنگه برخی كسان بدو گرویدند وبرخی كسان راهزن دین ومانع ایمان باو شدند وآتش افروخته دوزخ كیفر كفر آنان بس است)

از آنچه بدان اشاره كردیم پی می بریم، دلهای بنی اسرائیل، منظور كسانی كه همراه حضرت موسی علیه السلام خارج شدند انحطاط های اخلاقی بسیاری پیدا كرده اند. سرگردانی، كیفری بود كه خداوند برای سرپیچی آنها از ورود به سرزمین مقدس شاملشان كرد، امری ضروری برای پاكسازی دلهایشان وبازگشت به اصل توحید ونیكی…

در این چهل سال سرگردانی نسل جدیدی از فرزندان ونوادگان آنان (كه با حضرت موسی علیه السلام خارج شدند) در صحرا پرورش یافت، آنها هیچ جا ومكانی برای استقرار و یا زرق وبرقی از دنیا كه به آن دل ببندند نداشتند از سویی تحت سلطة هیچ ستمگری واقع نشدند، تا بذر رعب و وحشت در دلهایشان بكارد ومدام آنها را عذاب و رنج دهد، آنها در كمال آزادی پرورش یافته اند. شاید معجزاتی كه در دوران سرگردانی به عین می دیدند نقش موثری در تربیت روحی واعتقادیشان داشته است. در دوران سرگردانی نسلی پرورش یافت مؤمن، نیرومند ودلیر، مهیا برای بر دوش كشیدن رسالت الهی وگسترش آن بود، آماده برای نبرد با ستمگران وجهاد در راه خدا، سرانجام وارد سرزمین مقدس شدند. این به روشنی اهتمام خداوند به آنها وعلت مبعوث نمودن پیامبری عظیم از میان اوللعزم حضرت موسی علیه السلام علی رغم وجود افراد فاسد بسیاری از آنهایی كه همراه حضرت موسی علیه السلام خارج شدند ولیاقت بر دوش كشیدن رسالت الهی را ندارند، را معلوم می كند. تمام آنان كه به همراه حضرت موسی خارج شدند در دروران سرگردانی فوت شدند، و تنها بازماندگان آنها كالب و یوشع علیهما السلام بودند، ماندن تا حضرت یوشع علیه السلام فرزندان ونوادگان آنها را به سمت سرزمین مقدس وپیروزی بر استبداد گران، هدایت كند.

پیامد سرگردانی بنی اسرائیل، تحولی اصلاحی همراه با كیفر بود، هدف نهایی اصلاح نفوس ودرون بنی اسرائیل بر رویگردانی از ظلم وفساد، وعدم اطاعت از سردمداران زور وعصیانگر بود، پس از آنكه تسلیم محض خواسته های آنها شدند وهیچ نهضتی برای تغییر وضع بدِ موجود در مصر به راه نیفتاد. محل سرگردانی بعلت دور افتاده بودنش اثر بزرگی دارد، آنجا محلی برای پناه آوردن انسان به خداست، بر او توكل می كند وبه ولایتش تحصن می جویند، ذكر خدا همانگونه برای حضرت موسی علیه السلام اثر بزرگی در اصلاح بنی اسرائیل داشته است وآنها را آمادة بر دوش كشیدن رسالة الهی كرد، این شخصیت الهی خداوند او را برای یاری دینش انتخاب كردة همانگونه در قرآن آمده، یكه و تنها در راه خدا جهاد كرد هنگامی كه وارد كاخ فرعون شد و ستم دیدگان را یاری نمود ورو در روی متكبران ایستاد، زمانی كه هنوز از قدرت برخوردار نبود یكی از ستمگران را به هلاكت رسانید،

خداوند در قرآن در این باره می فرمود:

(وَدَخَلَ الْمَدینَةَ عَلى‏ حینِ غَفْلَةٍ مِنْ أَهْلِها فَوَجَدَ فیها رَجُلَیْنِ یَقْتَتِلانِ هذا مِنْ شیعَتِهِ وهذا مِنْ عَدُوِّهِ فَاسْتَغاثَهُ الَّذی مِنْ شیعَتِهِ عَلَى الَّذی مِنْ عَدُوِّهِ فَوَكَزَهُ مُوسى‏ فَقَضى‏ عَلَیْهِ قالَ هذا مِنْ عَمَلِ الشَّیْطانِ إِنَّهُ عَدُوُّ مُضِلُّ مُبینٌ) (القصص: 15)

( وموسی بی خبراهل مصر بشهر درآمد آنجا دید كه دو مرد باهم بقتال مشغولند این یك از شیعیان وی بود وآن یك از دشمنان بود آن شخص شیعه از موسی دادخواهی ویاری برعلی آندشمن خواست موسی مشتی برآندشمن زد بدان ضربت مرگش فرا رسید وموسی گفت اینكار از فریب و وسوسه شیطان بود كه دشمن شدید شیطان وگمراه ساختن آدمیان آشكار است) أما اینكه گفته این فعلی از افعال شیطان شاید منظور عملی است كه به خاطر آن قتل انجام گرفت و شاید منظورش شخص مقتول است، وخدشه دار كردن فطرت خیر و توحید جوی انسان عملی است از اعمال شیطان است... پس از این اتفاق حضرت موسی علیه السلام از مصر خارج شد او نگران دین خدا، درانتظار رحمتش وبا خدا عهد بسته بود كه هرگز هیچ استبدادگری حتی با سكوت بر ستمگریش یاری نكند. پس به سوی خدا هجرت فرمود ودنیای مادی خسیس وپر زرق وبرق كاخهای فرعود مصر را وا گذاشته به رضای خدا دلبست، خداوند شرایط ملحق شدن را به پیامبری عظیم آن هم حضرت شعیب علیه السلام را برایش فراهم كرد وبا یكی از دخترانش ازدواج كرد، ده سال در نزد او رعتی كرد، شاید این یكی از خواسته های خدا برای او بود، سپس خواست تا او را به نزد قوم خویش در مصر بازگرداند تا آنها را از تاریكی به سوی نور هدایت كند واز بردگی به آزادی رهنون سازد، از آنها نسلی تربیت كرد صالح وخداجو آماده برای بردوش كشیدن رسالة الهی است همانگونه كه قبلا ذكر كردیم.اگر فرمان ورحمت وفضل خدا نبود اوهرگز نمی توانست نسلی صالح را از پدارنی عبید ونافرمان تربیت كند.

اصحاب الکهف

تعداد پستها : 27
تاريخ التسجيل : 2008-10-09

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: سرگردان

پست من طرف اصحاب الکهف في السبت 18 أكتوبر - 23:39

سرگردانی امت اسلام


پس از رحلت پیامبر خدا محمد بن عبد الله صلى الله علیه وآله امت اسلام سرگردان شدند، از هنگامی كه أبوبكر ودیگر یاران منافقش خلافت وجانشینی رسول خدا صلى الله علیه وآله را غصب كردند واكثریت صحابه از یاری وصی وجانشین رسول خدا (ص)، برگزیدة خدا پس از پیامبر حضرت علی ابن ابی طالب علیه السلام، روی برتافتند. وصیّ كه خلافتش را رسول خدا به امر پرودگار در محلی به نام غدیر خم، هنگام بازگشت از حجت الوداع، برای عموم اعلام كرد. آن گروه حق مسلم حضرت علی بن ابی طالب (ع) به طور خاص وحق مسلمین وتمام بشریت، تمام كسانی كه پیام لا اله الا الله محمد رسول الله به گوش آنها رسد، به طور عام پایمال كردند، گستاخی از این هم بالاتر بود عمر بن الخطاب به همراه دیگر منافقان زمان با بی پروایی هرچه تمام درِ منزل حضرت فاطمة زهرا سلام الله علیها را به آتش كشیدند. فاطمه (س) آن یگانه دُخت پیامبر اسلام، درحالی كه قرآن بر دوستی با او همچنین امام حسن، وحسین وامام علی (علیهم السلام) تأكید فراوان دارد، در كلام خداوند آمده است:

( قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَیْهِ أَجْرًا إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبى‏[sup][1][/sup])

(بگو:من هیچ پاداشى از شما بر رسالتم درخواست نمى‏كنم جز دوست‏داشتن نزدیكانم (اهل بیتم)).

چون عمر با این عمل نتوانستند حضرت علی علیه السلام را از منزل خارج كند وبرای ابوبكر بیعت زور بگیرد به خانه حضرت زهرا (س) هجوم برد وپهلویش بین در ودیوار شكست، جنینش سقط شد ومیخ در در سینة مباركش فرو رفت، پیامبر اسلام (ص) در مورد فاطمه فرموده بود كه او:

(أم ابیها وبضعة منی ویرضی الله لرضاها ویغضب الله لغضبها وسیدة نساء العالمین من الأولین والآخرین)

(او (حضرت فاطمه) مادر پدرش است وپارة تن من است، رضایش، رضای خداست وخشمش، خشم اوست، او سرور زنان عالم است از ابتدا تا انتها است).

عاقبت مسلمانان قدم در مسیر یهودیت نهادند و ردِ آنها را دنبال كردند، و سرگردان شدند. رسول خدا می فرمود:

( والذی نفسی بیده لتركبن سنن من كان قبلكم حذوا النعل بالنعل والقذة حتى لا تخطئن طریقهم ولا یخطئكم سنة بنی إسرائیل)

(قسم به كسی كه جانم در دست اوست روزگاری خواهد رسید كه سنتهایتان مو به مو ما نند بنی اسرائیل است نه شما از آنها جدا می شود ونه آنها از شما تخلی می كنند)

از زمانی كه این امت شانس خود را از دست داد، وبا دشمنانش هم پیمان شد وبا امام وپیشوای خود دشمنی كرد، وپرودگار خود را خشمگین ساخت،رفته رفته به سوی سرگردانی و سردگمی كشانده شد، از آن زمان تا به امروز در دل بیابان سرگردانی جای گرفت. گذری از معاویه تا به یزید وابن زیاد واز مسلم ابن عقبه تا به مروان وعبد المللك وفرزندانش واز حجاج تا به بنی عباس خونخوار ومنصور دوانقی وهادی ومهدی ورشید گمراه وتا به امین ومأمون وغیر مأمون تا به متوكل بر شیطان وغیره وغیره... چه سفر هولناكی است كه امت اسلام پشت سر نهاد در این فاصله چه بسیار شهرهایی كه هتك حرمت شدند وچه عزیزانی كه خوار وذلیل گشتند وچه بسیار زنانی كه عفت ونجابتشان پایمال شد ودر این میان حتی شهر رسول خدا صلی الله علیه وآله (مدینه) و كعبة مكرمه از دست این متجاوزان در امان نبود (یزید ملعون مسلم بن عقبه ـ این جنایتكار خونخوار ـ را به مدینه فرستاد، وبیش از دهها هزار مسلمان از دم تیغ گذراند در میان آنها هفتصد صحابی بود، بیش از هزار دوشیزه مورد تجاوز قرار داد، اما به این همه جنایت بسند نكرد پس از آن به قصد كعبه شریفه به سوی مكه حركت كرد كه در راه، به سرنوشت اصحاب فیل دچار شد وخداوند او را از بین برد) بسیاری از آزادمردان را شكنجه كرد ونیك مردان را از لبة تیغ گذراند وچه بسیاری در سردابهای تنگ وتاریك كه شب وروزش مشخص نبود، اسیر كرد. داستان جنایت های بنی امیه وبنی عباس كه بر سر مسلمانان آوردند بسیار هولناك ورعب انگیز است وداستان فسق وفجورشان، كفر ودوریشان از دین مبین اسلام بسیار حیرت انگیز،در این میان مسعودی،یعنی ولید بن یزید ابن عبد الملك درون جامه های طلا می گوید: در مجلسی پسر عائشه با صدای خوش برایش آواز می خواند، چون ولید طرب كرد وبه وجد آمد به او گفت احسنت ای مرد تورا به ، عبد شمس، قسم می دهم كه یك بار دیگر برایم بخوان. وچون تكرار كرد گفت تو را به أمیه قسم تكرار كن او نیز تكرار كرد... سپس ولید به ترانه خوان گفت دراز بكش، وهیچ عضوی بر بدنش نماند كه بر او بوسه نزده باشد تا رسید به عورتش كه مرد آن را میان دو رانش مخفی كرد، لیكن ولید به او گفت بخدا قسم مگر آنكه بر او بوسه زنم، وآنقدر اصرار كرد تا اینكه بر آن بوسه زد، وبه او هزار دینار بخشید وبر قاطری سوار كرد وگفت: از فرش ملکی من رد شو ففعل . ووضع حوضا في بستان وملأه خمر ، فكان يسبح فيه مع الفواحش ويشرب منه حتى يبين فيه النقص ونزل يومأ على ابنته وقال من راقب الناس مات غماً وهمچنین مسعودی در مورد ولید گفت: روزی این آیه قرآن را شنید كه خداوند فرمود: (وَاسْتَفْتَحُوا وَخابَ كُلُّ جَبّارٍ عَنیدٍ‌‍ ‌‍"15‌‍ ‌‍"مِنْ وَرائِهِ جَهَنَّمُ وَ یُسْقى‏ مِنْ ماءٍ صَدیدٍ‌‍ ‌‍"16‌‍ ‌‍")(سورة ابراهيم)

( وآنها (از خدا) تقاضاى فتح وپیروزى (بر كفار) كردند; و (سرانجام) هر گردنكش منحرفى نومید ونابود شد! (15) به دنبال او جهنم خواهد بود; واز آب بد بوى متعفنى نوشانده مى‏شود! 16)

چون این آیات به گوش او رسید دستور داد برایش مصحف را بیاورند، آن را محل تیر قرار داد ،ودرحالی كه به آن تیر اندازی می كرد واین اشعار را سرود:
أتـوعـد كـل جـبـار عـنــید فــهـا أنـا جـبـار عــنــیــد
إذا ما جئت ربك یوم حشر فقل یا ربی خرقنی الولید


آیـا هـر گردنـكـش مـنحرفی را وعــده دهـی
پس من همان گردنكش منحرفم


چون به روز قیامت به پیش پرودگارت شدی
گوی كه ولید مرا پاره پاره كرد



[1] . شوري : 23

اصحاب الکهف

تعداد پستها : 27
تاريخ التسجيل : 2008-10-09

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: سرگردان

پست من طرف اصحاب الکهف في السبت 18 أكتوبر - 23:40

ذكر این وقایع بسیار شرم آور است، واین تنها گوشه ای از اعمال ننگین آنها است. كشتن فرزندان پیامبر (ص) و راندن آنها به دورترین نقطة كشور، در صدر برنامه های ننگین این ستمگران بوده است، امروزه شاهد پراكنده گی فرزندان پیامبر (ص) در كشورهای ایران، افغانستان، هندوستان و سرزمین های دور به سرزمین جدشان پیامبر اسلام (ص)، هستیم. این دلیل محكمی بر انحراف مخالفین أهل بیت علیه السلام از دین اسلام واسلام و تیزی است همچنین دلیل محكمی بر كینه توزی آنها به پیامبر اسلام (ص) است. این ظلم وفساد تا به امروز ادامه دارد، ثروت هایمان در دست ستمگرانی كه گسترش فساد در اولویت كار آنهاست ومال را خرج بندگانی كه آنها را به جای خدا می پرستند، می كنند. زندان هایشان در تاریخ شبیه ندارد، انواع شكنجه ها را به كار می برند ولشكریان شان تا بُن ودندان مسلح اما نه برای دفاع از كشور اسلامی بلكه برای از بین بردن ملت های اسلامی است وهر بانگی كه كلمة لا اله إلا الله را فریاد زند وهركس دعوت به اسلام وآنچه راكه خدا نازل فرموده، كند. هركس چنین كند سرنوشتش دهلیزهای تنگ و تاریك و سرانجام مرگ خواهد بود نمی دانیم چه وقت این سرگردانی وگمراهی پایان می پذیرد وچه وقت اسلام بازخواهد گشت تا بر مسلمین حكومت كند چون زمان پیامبر (ص)، وعدل وداد در سرزمین مسلمین گسترش یابد تا جهان را فراگیرد. ما كاملا ایمان داریم كه او بازخواهد گشت زیرا این وعده رسول خدا (ص) است، او خبر داد كه اسلام واقعی در آخر الزمان تر و تازه به دست فرزند موعودم مهدی علیه السلام باز خواهد گشت. وظهور آن مصلح بزرگ محقق نمی شود مگر موانع غیبت برطرف شود ونسلی در این امت پدید آید كه آمادگی لازم برای بر دوش كشیدن رسالة الهی برای اهل زمین داشته باشد، وبه وعدة الهی وظهور این دین بر ادیان دیگر جامعة عمل بپوشاند. اگر واقعاً خواستار گسترش عدالت بر زمین باشیدم وبخواهیم از این صحرای سرگردانی خارج شویم وخواستار ظهور امام زمان علیه السلام باشیم پس برماست كه به طریق اسلام كه موجبات رضایت خداوند را فراهم می كند بازگردیم خداوند می فرمایند:

(ولَقَدْ بَعَثْنا فی كُلِّ أُمَّةٍ رَسُولاً أَنِ اعْبُدُوا اللّهَ واجْتَنِبُوا الطّاغُوتَ فَمِنْهُمْ مَنْ هَدَى اللّهُ وَمِنْهُمْ مَنْ حَقَّتْ عَلَیْهِ الضَّلالَةُ فَسیرُوا فِی اْلأَرْضِ فَانْظُرُوا كَیْفَ كانَ عاقِبَةُ الْمُكَذِّبینَ)[sup][1][/sup]

( ما در هر امتى رسولى برانگیختیم كه:

(خداى یكتا را بپرستید; واز طاغوت اجتناب كنید!) خداوند گروهى را هدایت كرد; وگروهى ضلالت وگمراهى دامانشان را گرفت; پس در روى زمین بگردید وببینید عاقبت تكذیب‏كنندگان چگونه بود!).

طغیانگرانی كه امروزه بر امت اسلامی با كمك آمریكا مسلط شدند وآشكارا دشمنی خود را اظهار می كنند تا آخرین پرده های نمایش جنایی برایشان به اتمام برسانند هدفی جز چنگ اندازی بر دین اسلام وخالی نمودن قلب مسلمان از ایمان به خدا ندارند آنها می خواهند تنها پوسته ای از دین بر قلب مسلمانان باشد بدون هیچ حقیقتی واز این فراتر سعی بر از بین برد این پوسته را نیز دارند، چنانچه امروزه در تركیه شاهد آن هستیم وهركس در نوكری آنها برای آمریكا واسرائیل شك دارند بخصوص كسانی كه ادعا می كنند دشمن اسرائیل اند، می توانند تاریخ سیاه آن را مطالعه كنند، هر روز برای حفظ قدرت خود به اربابانشان آمریكا واسرائیل با افروختن آتش جنگ با مسلمین وملت عرب از یك سو وقلع وقمع هر حركت اسلامی وبیدار دینی از سویی دیگر، خدمت می كنند. برای اسناد ومدارك بیشتر می توان به كتاب توارات سفر دانیال را رجوع كرد، درآنجا ذكر شده كه در منطقه خاورمیانه ده پادشاه مزدور آمریكا وجود دارد، در آنجا از امریكا به نام مملكت آهنین یاد شده كه دیگر ممالك روی زمین را پایمال وبه كام خود می كشد لیكن انشاء الله بدست امام زمان (ع) پایمال خواهد شد، همانگونه در سفر دانیال آمده است. حكومت طاغوت به جز خود هیچ چیز دیگر برایش ارزشمند نیست وپایه های حكومتش بر خون وپیكرهای مردم استوار است. مخالفین نابود می شوند، همواره ملتها را در تنگناهای بی پایان قرار می دهد وفكر آنها را مشغول می كند، كه پایانش مقارن با پایان سلطه اش می باشد، آتش جنگ را بر می افروزد ومیان قبایل تعصب و كلام شیطان رواج می دهد، نان را بر ملت تحریم می كند تا همواره سرگرم بدست آوردن آن باشند، زندگی در زیر یوغ طاغوت ذلتی بیش نیست بلكه مرگی است در قالب زندگی است و سرانجامش خسران دنیا وآخرت است.

افلاطون فیلسوف یونانی در وصف حكومت طاغوت ونحوة شكل گیری آن می گوید: (مدعیان دموكراسی وحمایت از ملت، جزء خشن ترین وحیله گر ترین افراد هستند، ثروتمندان را تبعید یا اعدام می كند بدهكاری های مردم را می بخشد وزمین را را بین رعیّت تقسیم می كند وبرای خود طرفدارانی جمع می كنند تا پیش مرگ دسیسه های مخالفان باشند، ملت آرزویشان می كنند، و سرانجام بر مسند قدرت می نشینند. آتش جنگ میان كشورهای همسایه پس از آنكه دست دوستی به آنها دراز كرده بودند بر می افروزد تا اذهان مردم از خود دور كنند وهمراه نیازمند آنها باشند ودر این میان فرصتی برای ایجاد فضای امنی برای خود در داخل كشور باشد، رقیبان ومنتقدان را از دمِ تیغ می گذراند، افراد لایق واهل فضیلت از او دور می شوند ومزدوران وجیره خواران اطرافشان فرا می گیرد به شاعرانی كه زاندة شهر مایندا (مدینة فاضله) عطای بسیار می بخشد، از مدح وثنایان كلمه ای فروگذار نمی شوند، صومعه ها را غارت می كند وملت را می دوشد تا شكم نگهبانان و طرفدارانش سیر شود، سرانجام ملت خواهد فهمید كه از آزادی به سركشی مبدل شد، واین پایان حكومت است)[sup][2][/sup]

واما بندگان طاغوت وجیره خوارانشان گمان می برند كه در امنیت كامل بسر می بردند وبه یك زندگی آرام وبی دغدغه دست پیدا كرده اند البته تا زمانی كه در خدمت طاغوت باشند چرا كه سرورشان همچنان مخالفان را گردن می زند وملت در برابر ظلم وستمش زانو می زنند وزبان به اعتراض نمی گشانید،این همان آتش زیر خاكستر است، كه خداوند می فرمایند:

(مَثَلُ الَّذینَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللّهِ أَوْلِیاءَ كَمَثَلِ الْعَنْكَبُوتِ اتَّخَذَتْ بَیْتًا وَإِنَّ أَوْهَنَ الْبُیُوتِ لَبَیْتُ الْعَنْكَبُوتِ لَوْ كانُوا یَعْلَمُونَ‌‍ )(العنكبوت: 41)

(مثل كسانى كه غیر از خدا را اولیاى خود برگزیدند، مثل عنكبوت است كه خانه‏اى براى خود انتخاب كرده; در حالى كه سست‏ترین خانه‏هاى خانه عنكبوت است اگر مى‏دانستند! )

برای دانستن حقیقت كافی است به تاریخ ملتها نگاهی بیفكنید خواهید داد كه پایان تمامی حكومت طاغوت وجیره خواران آن به دست مستضعفین ومظلومین بوده است، وآنها كه ستم كردند به زودى مى‏دانند كه بازگشتشان به كجاست.


[1] . النحل : 36


[2] . کتاب جمهوريه افلاتون

اصحاب الکهف

تعداد پستها : 27
تاريخ التسجيل : 2008-10-09

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: سرگردان

پست من طرف اصحاب الکهف في السبت 18 أكتوبر - 23:42

كسانی كه تسلیم امر طاغوت شدند وفرمانبردان آنها شدند هر چند كه ادعای مسلمانی كنند لیكن آنها ندانسته از ولایت الله خارج گشته اند،



خداوند می فرمایند:

(أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذینَ یَزْعُمُونَ أَنَّهُمْ آمَنُوا بِما أُنْزِلَ إِلَیْكَ وَما أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ یُریدُونَ أَنْ یَتَحاكَمُوا إِلَى الطّاغُوتِ وقدْ أُمِرُوا أَنْ یَكْفُرُوا بِهِ وَیُریدُ الشَّیْطانُ أَنْ یُضِلَّهُمْ ضَلالاً بَعیدًا) (النساء:60)

(آیا ندیدى كسانى را كه گمان مى‏كنند به آنچه (از كتابهاى آسمانى كه) بر تو وبر پیشینیان نازل شده، ایمان آورده‏اند، ولى مى‏خواهند براى داورى نزد طاغوت وحكام باطل بروند؟! با اینكه به آنها دستور داده شده كه به طاغوت كافر شوند. اما شیطان مى‏خواهد آنان را گمراه كند، وبه بیراهه‏هاى دور دستى بیفكند )

طاغوت آنها را به جنك با ملتهای اسلامی دعوت می كند، از ترس مجبور به همكاری می شوند وبه جنگ اولیای خدا می روند و وحرمت مؤمنان را پایمان می كنند،پس چه حالی بدتر از این حال وچه كفری بالاتر از این كه به یاری دشمنان خدا برخواسته اند، خداوند می فرمایند:

(الَّذینَ آمَنُوا یُقاتِلُونَ فی سَبیلِ اللّهِ والَّذینَ كَفَرُوا یُقاتِلُونَ فی سَبیلِ الطّاغُوتِ فَقاتِلُوا أَوْلِیاءَ الشَّیْطانِ إِنَّ كَیْدَ الشَّیْطانِ كانَ ضَعیفًا‌‍ ) (النساء: 76)

(كسانى كه ایمان دارند، در راه خدا پیكار مى‏كنند; وآنها كه كافرند، در راه طاغوت (بت وافراد طغیانگر). پس شما با یاران شیطان، پیكار كنید! (واز آنها نهراسید!) زیرا كه نقشه شیطان، (همانند قدرتش) ضعیف است) .

ترس از كشته شدن به دست طاغوت را بهانه می كند این عذر بدتر از گناه است وقابل قبول نیست، اگر چاره ای جز بردوش گرفت سلاح نباشد باید آن را به روی طاغوت نشانه گرفت نه برای یاریش، خداوند می فرمود:

(إِنَّ الَّذینَ تَوَفّاهُمُ الْمَلائِكَةُ ظالِمی أَنْفُسِهِمْ قالُوا فیمَ كُنْتُمْ قالُوا كُنّا مُسْتَضْعَفینَ فِی اْلأَرْضِ قالُوا أَ لَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللّهِ واسِعَةً فَتُهاجِرُوا فیها فَأُولئِكَ مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ وَساءَتْ مَصیرًا‌‍)(النساء: 97‌‍)

(كسانى كه فرشتگان (قبض ارواح)، روح آنها را گرفتند در حالى كه به خویشتن ستم كرده بودند، به آنها گفتند: (شما در چه حالى بودید؟ (وچرا با اینكه مسلمان بودید، در صف كفار جاى داشتید؟!)) گفتند: (ما در سرزمین خود، تحت فشار ومستضعف بودیم.) آنها ( فرشتگان) گفتند: (مگر سرزمین خدا، پهناور نبود كه مهاجرت كنید؟!) آنها (عذرى نداشتند،) وجایگاهشان دوزخ است، وسرانجام بدى دارند) .

همچنین می فرمود: (قالَ الَّذینَ اسْتَكْبَرُوا لِلَّذینَ اسْتُضْعِفُوا أَ نَحْنُ صَدَدْناكُمْ عَنِ الْهُدى‏ بَعْدَ إِذْ جاءَكُمْ بَلْ كُنْتُمْ مُجْرِمینَ‌‍ * وقالَ الَّذینَ اسْتُضْعِفُوا لِلَّذینَ اسْتَكْبَرُوا بَلْ مَكْرُ اللَّیْلِ وَالنَّهارِ إِذْ تَأْمُرُونَنا أَنْ نَكْفُرَ بِاللّهِ ونجْعَلَ لَهُ أَنْدادًا وَأَسَرُّوا النَّدامَةَ لَمّا رَأَوُا الْعَذابَ وَجَعَلْنَا اْلأَغْلالَ فی أَعْناقِ الَّذینَ كَفَرُوا هَلْ یُجْزَوْنَ إِلاّ ما كانُوا یَعْمَلُونَ‌‍‍) (سبأ: 32ـ 33)

((اما) مستكبران به مستضعفان پاسخ مى‏دهند: (آیا ما شما را از هدایت بازداشتیم بعد از آنكه به سراغ شما آمد (وآن را بخوبى دریافتید)؟! بلكه شما خود مجرم بودید!) * ومستضعفان به مستكبران مى‏گویند: (وسوسه‏هاى فریبكارانه شما در شب و روز (مایه گمراهى ما شد)، هنگامى كه به ما دستور مى‏دادید كه به خداوند كافر شویم وهمتایانى براى او قرار دهیم!) وآنان هنگامى كه عذاب (الهى) را مى‏بینند پشیمانى خود را پنهان مى‏كنند (تا بیشتر رسوا نشوند)! وما غل وزنجیرها در گردن كافران مى نهیم; آیا جز آنچه عمل مى‏كردند به آنها جزا داده مى‏شود؟! ). ترك جهاد و ترك امر به معروف ونهی از منكر همانند یاری وهمكاری طاغوت حرام است، عزلت جستن از مسلمانان تكلیف را ساقط نمی كند، مسلمان نیست كسی كه به امور مسلمین اهتمام نورزد، گرچه فقیه عالم باشد یا ادعای نیابت امام زمان علیه السلام كند. پسندیده است كه فرد مسلمان به قلب خویش رجوع كند ودر آن نگاهی بیفكند،ازچه سرشار است، ترس از خدا یا ترس از طاغوت، چون این دو در یك مكان جمع نمی شوند، ترس از خدا، طاغوت را در چشم مسلمان خوار وحقیر می كند، كوچك وكوچكتر حتی از یك حشره هم كوچكتر می كند، وهیچ گونه تأثیری بر او وتصمیم هایش ندارد، مگر هنگامی كه تقیة واجب پیش آید، كه خداوند می فرمود:

(أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذینَ قیلَ لَهُمْ كُفُّوا أَیْدِیَكُمْ وَأَقیمُوا الصَّلاةَ وَآتُوا الزَّكاةَ فَلَمّا كُتِبَ عَلَیْهِمُ الْقِتالُ إِذا فَریقٌ مِنْهُمْ یَخْشَوْنَ النّاسَ كَخَشْیَةِ اللّهِ أَوْ أَشَدَّ خَشْیَةً وقالُوا رَبَّنا لِمَ كَتَبْتَ عَلَیْنَا الْقِتالَ لَوْ لا أَخَّرْتَنا إِلى‏ أَجَلٍ قَریبٍ قُلْ مَتاعُ الدُّنْیا قَلیلٌ وَاْلآخِرَةُ خَیْرٌ لِمَنِ اتَّقى‏ وَلا تُظْلَمُونَ فَتیلاً‌‍) (النساء: 77)

(آیا ندیدى كسانى را كه (در مكه) به آنها گفته شد: (فعلا) دست از جهاد بدارید! ونماز را برپا كنید! وزكات بپردازید!) (اما آنها از این دستور، ناراحت بودند)، ولى هنگامى كه (در مدینه) فرمان جهاد به آنها داده شد، جمعى از آنان، از مردم مى‏ترسیدند، همان گونه كه از خدا مى‏ترسند، بلكه بیشتر! وگفتند: (پروردگارا! چرا جهاد را بر ما مقرر داشتى؟! چرا این فرمان را تا زمان نزدیكى تاخیر نینداختى؟!) به آنها بگو: (سرمایه زندگى دنیا، ناچیز است!و سراى آخرت، براى كسى كه پرهیزگار باشد، بهتر است! وبه اندازه رشته شكاف هسته خرمایى، به شما ستم نخواهد شد!)

وخدا را سپاس كه امروزه ملت اسلام بازگشت به سوی خداوند وراه بیداری دینی واسلامی را آغاز كردند، وهر روزه گسترش بیشتر می یابد تا كلیة كشورهای اسلامی را دربر گیرد، تا تهدید باشد برای پایه های طغاتی كه بر این امت چنگ انداخته اند و تا حد ممكن سرمایه ها آن را به تاراج بردند، جوانان مسلمان را در منجلاب شهوت، لذت های مادی وجنسی، فرو ببرند، وعشرت كده های فساد وبساط شراب خواری را در كشورهای مسلمان به پا كردند وآنچه كه خداوند حرام فرموده، از رقص وموسقی وآواز تا صحنه های زنان عریان وداستان های زندگی غرب، كه هدفی جز از هم گسستن خانواده ندارد، از شبكه های تلویزیونی برای كشور های مسلمان پخش كردند. منتهی خداوند تمام افكار شومشان را نقش برآب كرد وپایه هایشان را درهم كوبید، وإنشاء الله دیری نخواهد پایید كه سقف حكومت شان بر سرشان خراب خواهد شد. اهل باطل همانند نیاكان خود گمان بردند كه قادرند تا معالم دین توحید وحقیقت را محو ونابود كنند، اسلام وتمام عقاید حقی كه در آن آنست كه تهدید برای پایه های حكومتی آنهاست، بخصوص عقیدة انتظار امام زمان علیه السلام را نابود كنند، لیكن تا زمانی كه ندای قرآن در گوشمان این گون ندا می زند كه :

(وَنُریدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذینَ اسْتُضْعِفُوا فِی اْلأَرْضِ ونجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً ونجْعَلَهُمُ الْوارِثینَ * وَنُمَكِّنَ لَهُمْ فِی اْلأَرْضِ ونرِیَ فِرْعَوْنَ وهامانَ وجنُودَهُما مِنْهُمْ ما كانُوا یَحْذَرُونَ ) (القصص: 5-6)

(ما حكومتشان مى‏خواهیم بر مستضعفان زمین منت نهیم وآنان را پیشوایان و وارثان روى زمین قرار دهیم! * و را در زمین پابرجا سازیم; وبه فرعون وهامان ولشكریانشان، آنچه را از آنها ( بنى اسرائیل) بیم داشتند نشان دهیم! ).

(( وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُهَا عِبَادِیَ الصَّالِحُونَ * إِنَّ فِی هَذَا لَبَلاغاً لِقَوْمٍ عَابِدِینَ )) (الأنبیاء 105-106)

(ودر زبور بعد از ذكر (تورات) نوشتیم: بندگان شایسته‏ام وارث (حكومت) زمین خواهند شد! س‏ذللّه * در این، ابلاغ روشنى است براى جمعیت عبادت‏كنندگان! )،

(وَعَدَ اللّهُ الَّذینَ آمَنُوا مِنْكُمْ وعمِلُوا الصّالِحاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی اْلأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذینَ مِنْ قَبْلِهِمْ ولیُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دینَهُمُ الَّذِی ارْتَضى‏ لَهُمْ ولیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا یَعْبُدُونَنی لایُشْرِكُونَ بی شَیْئًا ومنْ كَفَرَ بَعْدَ ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ‌‍ ‌‍) (النور: 55)

(خداوند به كسانى از شما كه ایمان آورده وكارهاى شایسته انجام داده‏اند وعده مى‏دهد كه قطعا آنان را حكمران روى زمین خواهد كرد، همان گونه كه به پیشینیان آنها خلافت روى زمین را بخشید; ودین وآیینى را كه براى آنان پسندیده، پابرجا وریشه ‏دار خواهد ساخت; وترسشان را به امنیت وآرامش مبدل مى‏كند، آنچنان كه تنها مرا مى پرستند وچیزى را شریك من نخواهند ساخت. و كسانى كه پس از آن كافر شوند، آنها فاسقانند).

این توهّم هرگز به حقیقت نخواهد پیوست. وهمچنان كلام رسول خدا در گوشمان طنین انداز است كه می فرمایند:

( لو لم یبق من الدنیا إلا یوم لخرج من ولدی من یملئها قسطا وعدلا كما ملئت ظلما وجورا) (اگر از عمر دنیا یك روز باقی باشد، در آن روز یكی از فرزندانم قیام خواهد كرد ودنیا را لبریز از عدل وداد خواهد كرد پس از آنكه آكنده از ظلم وجور شده است)

اصحاب الکهف

تعداد پستها : 27
تاريخ التسجيل : 2008-10-09

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: سرگردان

پست من طرف اصحاب الکهف في السبت 18 أكتوبر - 23:43

امام زمان علیه السلام در میان ماست وهمچنان كه زمین واهل زمین از خورشید پشت ابر بهره می جویند، مسلمانان نیز از او بهرمنداند.

ای مسلمانان اعم از زن ومرد ای عزیزان به خدا ایمان آورید وبه طاغوت كفر بورزید وبه عروه الوثقی، حجت خدا بر زمین مهدی موعود (ع) تمسك بجویید، لازمة ایمان به خدا كفر به طاغوت است واین دو لازم وملزوم اند همانند رفتن ظلت وآمدن نور است هیچ وقت نمی توان رفت ظلمت را درك كرد مگر با آمدن نور و روشنایی،



خداوند می فرماید:

(قَدْ تَبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ فَمَنْ یَكْفُرْ بِالطّاغُوتِ وَ یُؤْمِنْ بِاللّهِ فقد استَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقى‏ لاَ انْفِصامَ لَها واللّهُ سَمیعٌ عَلیمٌ‌‍ ‌‍) (البقرة: 256)

(راه درست از راه انحرافى، روشن شده است. بنابر این، كسى كه به طاغوت ( بت وشیطان، وهر موجود طغیانگر) كافر شود وبه خدا ایمان آورد، به دستگیره محكمى چنگ زده است، كه گسستن براى آن نیست. وخداوند، شنوا وداناست)

از شیطان وهوای نفسانی بر حذر باشید واز آنچه كه رسول خدا (ص) واهل بیتش (ع) از خداوند سبحان به ارمغان آورده اند پیروی كنید خداوند تمامی گناهان را می آمرزد لیكن از گناه شرك در نمی گذرد،

خداوند می فرمود:

(إِنَّ اللّهَ لا یَغْفِرُ أَنْ یُشْرَكَ بِهِ وَ یَغْفِرُ ما دُونَ ذلِكَ لِمَنْ یَشاءُ ومنْ یُشْرِكْ بِاللّهِ فَقَدِ افْتَرى‏ إِثْمًا عَظیمًا‌‍ ) (النساء: 48)

(خداوند (هرگز) شرك را نمى‏بخشد! وپایین‏تر از آن را براى هر كس (بخواهد وشایسته بداند) مى‏بخشد. وآن كسى كه براى خدا، شریكى قرار دهد، گناه بزرگى مرتكب شده است)

ایمان به طاغوت وقبول حكومتش، یاری و تسلیم در برابرش همگی شرك به خداست وگمراهی از راه راست خداوند است، آیا تا بحال شنیده اید نماز و روزة كسی كه به خدا كفر ویا شرك بورزد مورد پذیرش قرار گرفته است، از طریق عبادت، بندگان طاعت خود را به خداوند ثابت می كنند پس اگر طاعتشان برای طاغوت باشد دشمنی خود را با خدا ثابت كرده است پس هیچ معنایی برای عبادتش وجود ندارد لحظه ای كه انسان در برابر دستورات طاعوت سر تعظیم فرود آورد در آن لحظه او از اطاعت خدا خارج شده وبه اطاعت طاغوت پیوست واز نور به ظلمات قدم گذاشت. خداوند می فرمایند:

(أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذینَ یَزْعُمُونَ أَنَّهُمْ آمَنُوا بِما أُنْزِلَ إِلَیْكَ وما أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ یُریدُونَ أَنْ یَتَحاكَمُوا إِلَى الطّاغُوتِ وقدْ أُمِرُوا أَنْ یَكْفُرُوا بِهِ وَ یُریدُ الشَّیْطانُ أَنْ یُضِلَّهُمْ ضَلالاً بَعیدًا‌‍) (النساء: 60).

(آیا ندیدى كسانى را كه گمان مى‏كنند به آنچه (از كتابهاى آسمانى كه) بر تو وبر پیشینیان نازل شده، ایمان آورده‏اند، ولى مى‏خواهند براى داورى نزد طاغوت وحكام باطل بروند؟! با اینكه به آنها دستور داده شده كه به طاغوت كافر شوند. اما شیطان مى‏خواهد آنان را گمراه كند، وبه بیراهه‏هاى دور دستى بیفكند) .

راه بازگشت به سوی خدا و ولایتش همان راه كفر به طاغوت وخروج از ولایت اوست ودر واقع هر دو راه یكی است همان صراط مستقیم است عمل در آن پذیرفته است زیرا برای خداوند یكتا است اگر خواستار بازگشت واقعی به اسلام ناب محمدی باید به هرآنچه كه محمد بن عبد الله (ص) از رسالت برایمان به ارمغان آورده است ایمان بیاوریم وهمچنین به تمامی احكام اسلامی اسلامی ایمان آوریم نه اینكه تنها به احكامی كه موافق با امیالمان است ایمان آوریم ودیگر را واگذاریم. بر ماست كه راهی اوصیای حضرت محمد (ع) برایمان ترسیم كردند تبعیت كنیم چرا كه آنها كشتی نجات اند وكسانی كه از راهشان پیشی بگیرند گمراه خواهند شد وآنهایی كه از آنها عقب بیفتند فنا ونابود می شوند. اما كسانی كه به بخشی از كتاب (قرآن) كفر بورزند وبه بخشی ایمان آوردن سرانجام متوجه خواهند شد كه تمام این مدت در رون صحرا به دنبال سراب بوده اند لیكن اگر همانند جادوگرانی كه به حضرت موسی علیه السلام ایمان آوردند وهمانند آنانی كه به دور از روش الهی بودند واز یاران طاغوت ودر ابتدا در كنار فرعون ملعون ایستادند وبا حضرت موسى معارضه كردند لكن همگامی كه با نفس خویش مخالفت كردند وحق بر آنها آشكار گردید وبه خداوند ایمان آوردند وبه فرعون كفر ورزیدن ونورد ایمان در دلهایشان پرتو افشانی كرد و شیاهی طاعوت از دیدگانشان كنار رفت واین بار در كنار حضرت موسی (ع) ایستادند تا در راه خدا جهاد كنند وبا فرعون نزاع كردند تا دروغ، سستی وضعفش را برای مردم آشكار كنند خداوند می فرمود:

(فَأُلْقِیَ السَّحَرَةُ سُجَّدًا قالُوا آمَنّا بِرَبِّ هارُونَ وموسى‏‌‍*قالَ آمَنْتُمْ لَهُ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَكُمْ إِنَّهُ لَكَبیرُكُمُ الَّذی عَلَّمَكُمُ السِّحْرَ فََلأُقَطِّعَنَّ أَیْدِیَكُمْ وَأَرْجُلَكُمْ مِنْ خِلافٍ وَلأُصَلِّبَنَّكُمْ فی جُذُوعِ النَّخْلِ ولتَعْلَمُنَّ أَیُّنا أَشَدُّ عَذابًا وَأَبْقى‏‌‍ ‌‍* قالُوا لَنْ نُؤْثِرَكَ عَلى‏ ما جاءَنا مِنَ الْبَیِّناتِ والَّذی فَطَرَنا فَاقْضِ ما أَنْتَ قاضٍ إِنَّما تَقْضی هذِهِ الْحَیاةَ الدُّنْیا‌‍ ‌‍) (طه: 70- 72)

(موسى عصاى خود را افكند، وآنچه را كه آنها ساخته بودند بلعید ساحران همگى به سجده افتادند وگفتند: (ما به پروردگار هارون وموسى ایمان آوردیم!) * (فرعون) گفت: (آیا پیش از آنكه به شما اذن دهم به او ایمان آوردید؟! مسلما او بزرگ شماست كه به شما سحر آموخته است! به یقین دستها وپاهایتان را بطور مخالف قطع مى‏كنم; وشما را از تنه‏هاى نخل به دار مى‏آویزم; وخواهید دانست مجازات كدام یك از ما دردناكتر وپایدارتر است!) * گفتند: (سوگند به آن كسى كه ما را آفریده، هرگز تو را بر دلایل روشنى كه براى ما آمده، مقدم نخواهیم داشت! هر حكمى مى‏خواهى بكن; تو تنها در این زندگى دنیا مى‏توانى حكم كنى! )

دنیا در دیدگان آن بندگان مؤمن خوار وذلیل شد و تهدیدات فرعون ملعون بر بریدن دست وپاهایشان وبه صلیب كشیندنشان هیچ ثمره ای نداشت وخدشه بر تصمیم شان در پیروی از راه حق وحقیقت وارد نكرد، دلبستگی هایشان به این دنیا از بین رفت وحقیقت عالم مادی كه فروع وهامان وقارون وهمانند اینها، بر سر آن می جنگند، آشكار گشت، سرانجام آن جادوگران در این امتحان سربلند بیرون آمدند و رضای خداوند نصیب شان گشت پس خوشا به سعادتشان.

ذبیح آل محمد (ص) فرمود:
إذا كـانـت الـدنیا تعـد نـفیـسـه فـدار ثــواب الـله أعـلی وأنـبـل
وان كانت الأرزاق قـسماً مقدراً فقلت حرص المرء بالكسب أجمل
وان كانت الأموال للترك جمعها فـما بال مـتروك بـه الـمرء یـبخـل


وان كانت الأبدان للموت أنشئت فقتل امرأ بالسیف فـی الـله افـضل

اگـر دنـیـا گـرانـبها بـه شمـار آیـد

بدان كه خانه ثواب خداوند بالاتر وگرانبها تر است

اگر رزق وروزی انسان مقدور ومعلوم است

پس كمی حرص انسان در تصاحب روز زیباتر است

اگر اموال برای واگذاشـتن جـمع می شود

پس چـرا در مالی كه باز خواهد ماند ، بخل بورزیم

اگر بدن ها برای مـرگ آفـریده شده است

پس بدان كه كشته شدن با شمشیر آنهم در راه خدا افضل تر وبالاتر است.

ودر اینجا باید از خود بپرسیم یا دلهایمان باید در برابر ذكر خداوند خشوع كند وبه سوی او توبه واقعی كنیم وبرای أولیای خدا یاور وبرای دشمنانشان دشمن باشیم واسلام را دستور وروش زندگیمان قرار دهیم وقرآن شعارمان و كلمة لا اله ألا الله پناهگاهمان قرار دهیم و یا اینكه به طاغوت بگوییم كه حكم كن به آنگونه ای كه بخواهید تا این زندگی را بگذرانیم و یا حكم اسلام را انتخاب كنیم واز حكم جاهلیت دست برداریم تا در دلهایمان نور حق وحقیقت بتابد وآن را جلا بخشد وظلمت طاعوت را به كناری زند تا كی باید درون این صحرا سرگردانی بمانیم وبه دنبال سراب دست وپا زنیم؟ رهایی به دستمان است وآب نزدیك است،خداوند می فرمود: ..

( وَما أَنْتَ بِهادِی الْعُمْیِ عَنْ ضَلالَتِهِمْ إِنْ تُسْمِعُ إِلاّ مَنْ یُؤْمِنُ بآیاتِنا فَهُمْ مُسْلِمُونَ‌‍ ‌‍) (الروم: 53) و(نیز) نمى‏توانى نابینایان را از گمراهیشان هدایت كنى; تو تنها سخنت را به گوش كسانى مى‏رسانى كه ایمان به آیات ما مى‏آورند ودر برابر حق تسلیمند! ) .

اصحاب الکهف

تعداد پستها : 27
تاريخ التسجيل : 2008-10-09

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: سرگردان

پست من طرف اصحاب الکهف في السبت 18 أكتوبر - 23:44

اسلام وسیاست وحكم


حكام طاغوت كشورهای اسلامی سعی می كنند تا در میان عامة مسلمین اندیشة جدایی دین از سیاست را گسترش دهند وهموار شعار جدایی دین از سیاست را سرمی دهند این اندیشه حاصل فكر این افراد نادان نیست بلكه آن را از غرب مادی وارد كردند. اگر تحریف تورات وانجیل ونزاع راهبان وقسیسان بر سر مسندهای دنیوی نبود این فكر هرگز در غرب ومیان مسیحیان و یهودیان گسترش پیدا نمی كرد این كج فكری هرگز دامن گیر مسلمان آگاهی متوجه به دین اسلام نمی شود چرا كه اسلام برای تمام مسایل كوچك وبزرگ زندگی راه حل آورده به همین ترتیب برای عبادات و كلیة معاملات اقتصادی واجتماعی بیان نحوة اجرای آن در فقه اسلامی آمده است همچنین امور نظامی ومسایل جهاد وبرخورد با غیر مسلمان و تنظیم تعهد وپیمان، اما این احكام باب میل طاغوتیان نیست وقصدشان از سیاست تنها فریب وحیله گریست تا ابزاری باشد برای چنگ اندازی بر ملتهای مسلمان، سیاست شان بر علیه ملتها ست لیكن سیاست خداوند به نفع آنهاست، هركس سعی بر خروج از این سیاست خدا كند در واقع قدم

در ظلمات جاهلی گذاشته است، خداوند می فرمود:

(أَفَحُكْمَ الْجاهِلِیَّةِ یَبْغُونَ ومنْ أَحْسَنُ مِنَ اللّهِ حُكْمًا لِقَوْمٍ یُوقِنُونَ‌‍ )(المائدة: 50)

(آیا آنها حكم جاهلیت را (از تو) مى‏خواهند؟! وچه كسى بهتر از خدا، براى قومى كه اهل یقین هستند، حكم مى‏كند؟!)

ومی فرمود: (ومنْ لَمْ یَحْكُمْ بِما أَنْزَلَ اللّهُ فَأُولئِكَ هُمُ الْكافِرُونَ‌‍ ) (المائدة:44)

(وآنها كه به احكامى كه خدا نازل كرده حكم نمى‏كنند، كافرند) ،

ومی فرمود: (ولیَحْكُمْ أَهْلُ اْلإِنْجیلِ بِما أَنْزَلَ اللّهُ فیهِ ومنْ لَمْ یَحْكُمْ بِما أَنْزَلَ اللّهُ فَأُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ‌‍ ‌‍) (المائدة: 47)

(اهل انجیل ( پیروان مسیح) نیز باید به آنچه خداوند در آن نازل كرده حكم كنند! وكسانى كه بر طبق آنچه خدا نازل كرده حكم نمى‏كنند، فاسقند) .

سیاست ارتباط تنگاتنگی با حاكم دارد پایه های سیاست حاكم طاغوت مكر وحیله، فریب وآزار ملت، ایجاد حصار فكری واقتصادی همچنین گسترش فساد وظلم میان بندگان خدا است اما پایه های سیاست پیامبر صلی الله علیه وآله وائمة معصومین علیهم السلام ونوّاب آنها گسترش رحمت ودوستی میان مردم وبندگان خدا، هدایت مردم به سوی تعقل وتفكر ونشر عدل وانصاف در جامعه وفراهم كردن قوت وما یحتاج مردم وایجاد رفاه اقتصادی است.

طاغوت تنها به خود وبقای سلطنتش می اندیشد لیكن هدف پیامبر (ص) مردم وبیرون آوردن آنها از تاریكی به نور وگسترش عدل وداد میان آنها، اگر هدف این باشد، آیا می توان باور كرد كه خداوند مسلمین را پس از رحلت پیامبر (ص) به حال خود واگذارد بدون آنكه امام معصومی برایشان تعیین كند تا حافظ دین باشد ومیان مردم عدل وداد را گسترش دهد، چگونه می تواند حقیقت داشته باشد؟ خداوند حكیم وخبیر است وبه استناد آیه:الرجال قوامون على النساء یعنی مردان مردان، سرپرست ونگهبان زنانند، برای كوچكترین عضو اجتماع یعنی خانواده سرپرست تعیین كرده پس عاقلانه نیست كه بگوییم خداوند امت اسلام را بدون تعیین امام وجانشین رها كرده تا سرانجام زمام امور مسلمین به دست دشمنان خدا چون یزید بن معاویه بیفتد وامام حسین (ع) را به شهادت برساند ودر مدینه كشتار راه بیندازد وخانه خدا را با منجنیق مورد تجاوز قرار دهد، اگر كشتی كوچكی را در نظر بگیرید كه در آن تعداد ملوان وخدمه مشغول كار باشند بدون شك صاحبش برای آن ناخدایی تعیین خواهد كرد در غیر این صورت كشتی غرق خواهد شد، وجهل ونادانی صاحب كشتی نشان خواهد داد، پس چگونه باور كنیم خداوند كشتی خود به همران تمام بندگانش در این فضای متلاطم ودر برابر آماج حملات اتمی دشمنان كه هدف جز از بین بردن این كشتی وتمام سرنشینانش ندارند، بدون ناخدا رها كند. آیا عاقلانه است كه سرنشینان این كشتی را بدون شرع وقانون الهی وبدون رهبری عادل ومعصوم كه حكم خدا و شریعتش را پیاده كند، رها شوند با كمال اطمینان می گوییم كه خداوند از این كار مبرا است او حكیم وعادل است ملك وقدوس وما مسلمانان بر این عقیده اتفاق نظر داریم كه شرع وقانون در این زمان همان دین اسلام خاتم ادیان است وخداوند امامان عادل وپاك ومعصوم تعیین كردند تا به امور دین ودنیا با قسط وعدالت امر برانند لیكن طاغوتیان این حق را از آنها غصب كردند وبا نیروی زور بر آن چنگ انداختند، ومردم از یاری رهبران اطهار عقب نشینی وكناره گیری كردند، و شانس خود را (برای هدایت) از دست دادند ومورد غضب پروردگاه قرار گرفتند...

وتمام مسلمانان بر تعداد آنها كه دوازده تن است اتفاق نظر دارند همانگونه در حدیث نبوی صحیح ومتواتر آمده است، ومی گوییم كه اولین آنها حضرت علی علیه السلام است وخاتمشان امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است وحدیث خلفاء تحقق نمی یابد كه پس از من دوازده تن است مگر با آنها، وهركدام از آنها ادعای امامت ورهبری دین ودنیای امت را كردند وبه دیگری آنچه را كه پیامبر (ص) به او آموخته بود وگفته بود از اسماء، گفت وآموخت، ومردمان هر زمان اتفاق داردند كه آنها كاملترین وداناترین افراد زمانة خود بودند وهیچ كجا نقل نشده است كه احدی از آنها علم را از كسی یا استادی فراگرفته است بلكه دانش آنها بصورت الهامی است از طرف خداوند است، وآنها از نسل پیامبر (ص) وابراهیم (ع) كه قران بر امامتش گواهی داد و وعده داد كه هركس به آن كفر بورزد از جهنمیان است، خداوند می فرمود:(أَمْ یَحْسُدُونَ النّاسَ عَلى‏ ما آتاهُمُ اللّهُ مِنْ فَضْلِهِ فَقَدْ آتَیْنا آلَ إِبْراهیمَ الْكِتابَ والْحِكْمَةَ وَآتَیْناهُمْ مُلْكًا عَظیمًا فَمِنْهُمْ مَنْ آمَنَ بِهِ وَمِنْهُمْ مَنْ صَدَّ عَنْهُ وَ كَفى‏ بِجَهَنَّمَ سَعیرًا)(النساء54-55)

(یا اینكه نسبت به مردم ( پیامبر وخاندانش)، وبر آنچه خدا از فضلش به آنان بخشیده، حسد مى‏ورزند؟ ما به آل ابراهیم، (كه یهود از خاندان او هستند نیز،) كتاب وحكمت دادیم; وحكومت عظیمى در اختیار آنها (پیامبران بنى اسرائیل) قرار دادیم.* ولى جمعى از آنها به آن ایمان آوردند; وجمعى راه (مردم را) بر آن بستند. و شعله فروزان آتش دوزخ، براى آنها كافى است!)

تمام مسلمانان بر خاتم بودن امامت، امام زمان (عج) اتفاق نظر دارند، ومنكر آن همانند منكر رسول خدا (ص) واحدایثی كه در این باره وارد شده كه تعداد آن به صداها می رسد، می باشد. متأسفانه بسیاری كه نام اسلام را بر خود نهاده اند هنگام ظهور مباركش او را انكار خواهند كرد وبه سفیانی فرمانده ضلالت و تاریكی كسی كه از اسلام ودفاع از آن دم می زند، خواهند پیوست خداوند می فرمود:

( أَفَرَأَیْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ وَأَضَلَّهُ اللّهُ عَلى‏ عِلْمٍ وختَمَ عَلى‏ سَمْعِهِ وقلْبِهِ وجعَلَ عَلى‏ بَصَرِهِ غِشاوَةً فَمَنْ یَهْدیهِ مِنْ بَعْدِ اللّهِ أَ فَلا تَذَكَّرُونَ‌‍ ‌‍) (الجاثیة: 23)

(آیا دیدى كسى را كه معبود خود را هواى نفس خویش قرار داده وخداوند او را با آگاهى (بر اینكه شایسته هدایت نیست) گمراه ساخته وبر گوش وقلبش مهر زده وبر چشمش پرده‏اى افكنده است؟! با این حال چه كسى مى‏تواند غیر از خدا او را هدایت كند؟! آیا متذكر نمى‏شوید؟!)

امام زمان (ع) را از نشانه ها ومعجزاتش خواهند شناخت لیكن آنها را تحریف خواهند كرد، واز بین رفتن لشكر سفیانی را یك حداثة طبیعی معرفی خواهند كرد، همانگونه كه علت ازبین رفتن لشكر ابره را وبا معرفی كردند، نه عذاب الهی.

اسناد ومدارك دال بر امامت اولین امام علی علیه السلام بسیار زیاد وغیر قابل شمارش است واز جمله اقوال پیامبر صلى الله علیه وآله كه (أقضاكم علی) (حاكمترین شما علی است) علیه السلام، و (سلموا علیه بأمرة المؤمنین) (با لفظ امیر المؤمنین بر او سلام كنید)، و (أنت الخلیفة من بعد) (پس از من تو خلیفه مسلمین هستی)، و (أنت ولی كل مؤمن ومؤمنه بعدی) ( پس از من تو ولی هر مؤمنی ]زن ومرد[ هستی)، و(أنت منی بمنزلة هارون من موسى) ( منزلت توبه من همانند هارون به موسی است)، با توجه به اینكه كه هارون خلیفة موسی علیه السلام بود، در حیات ونفسش همانند پیامبر (ص) بود همانگونه كه در قرآن آیة مباهله آمده است:

(فَمَنْ حَاجَّكَ فیهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَأَبْناءَكُمْ ونساءَنا وَنِساءَكُمْ وَأَنْفُسَنا وَأَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللّهِ عَلَى الْكاذِبینَ‌‍ ) (آل عمران: 61)

(هرگاه بعد از علم ودانشى كه (در باره مسیح) به تو رسیده، (باز) كسانى با توبه محاجه وستیز برخیزند، به آنها بگو: (بیایید ما فرزندان خود را دعوت كنیم، شما هم فرزندان خود را; ما زنان خویش را دعوت نماییم، شما هم زنان خود را; ما از نفوس خود دعوت كنیم، شما هم از نفوس خود; آنگاه مباهله كنیم; ولعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم)

اصحاب الکهف

تعداد پستها : 27
تاريخ التسجيل : 2008-10-09

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: سرگردان

پست من طرف اصحاب الکهف في السبت 18 أكتوبر - 23:51

تمام مفسران توافق نظر دارند كه پیامبر (ص) از علی وفاطمه وحسنین علیهم السلام خواست تا برای مباهلة با او خارج شوند، از زنان حضرت فاطمه سلام الله علیها انتخاب شده است زیرا او سرور زنان عالم از ازل تا به قیامت است خداوند در مورد حضرت ابراهیم فرمود كه او امت است درحالی كه او یك نفر بود، از میان فرزندان حسنین (امام حسن وامام حسین علیهما السلام) بودند كه در این بین هیچ اختلافی وجود ندارد، ونفس پیامبر (ص) همان حضرت علی (ع) است اما گروهی ادا می كنند كه نفس پیامبر (ص) منظور خود پیامبر است (ص) واین ادعای كسانی كه از هواهای نفسانی خود پیروی كردند و كلام خداوند را بازیچه قرار داده اند، كلام خداوند سبحان از لغو مبرا است آیا منطقی است كه انسان نفس خود را كه حاضر است به كاری دعوت كند، خداوند می فرمود:

(إِنَّما وَلِیُّكُمُ اللّهُ وَ رَسُولُهُ والَّذینَ آمَنُوا الَّذینَ یُقیمُونَ الصَّلاةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّكاةَ وهمْ راكِعُونَ‌‍ ‌‍) (المائدة: 55)

(سرپرست و ولى شما، تنها خداست وپیامبر او وآنها كه ایمان آورده‏اند; همانها كه نماز را بر پا مى‏دارند، ودر حال ركوع، زكات مى‏دهند) .

وبیشتر مفسرین بر نزول این آیه در شأن امیر مؤمنان علی علیه السلام اتفاق نظر دارند زمانی كه در حال ركوع انگشتر خود را به فرد نیازمند بعنوان صدق در راه خدا بخشید، وفعل جمع دلالت بر جمع تمام یازده فرزند پس از حضرتش در این آیه است ـ وهمگی از نسل پیامبر (ص) وحضرت فاطمه (س) است ـ كه پیامبر وامیر مؤمنان (ع) شایسته ترین افراد برای ادارة امور مسلمین هستند، چرا كه ولایت آنها برگرفته از ولایت رسول خداست و ولایت رسول خدا بر گرفته از ولایت الهی است، چون ولایتشان در این آیه با ولایت الهی قرین شده است پس هیچ مبرری بر تصرف ملك و تدبیر امور دینی ودنیوی مسلمین توسط غیر وجود ندار خداوند می فرمود:

( یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا أَطیعُوا اللّهَ وَأَطیعُوا الرَّسُولَ وَأُولِی اْلأَمْرِ مِنْكُمْ) (النساء: 59)

(اى كسانى كه ایمان آورده‏اید! اطاعت كنید خدا را! واطاعت كنید پیامبر خدا واولو الامر(اوصیاى پیامبر) را!)

در اینجا منظور از اولو الامر ائمة دوازده معصومین پس از پیامبر علیهم السلام است اگر غیر از این باشدپس اطاعت از گناهكار خطاكار یك اطاعت مطلق است زیرا اطاعتش با اطاعت از خداوند قرین شده است واین صحّت ندارد زیرا بدین معناست كه خداوند به ما را به اطاعت از دشمنانش، و یا دست كم به معصیت خود ـ والعیاذ بالله ـ امر می كند. اما روشن است كه دستور برای اطاعت از خدا وپس از او پیامبر اسلام (ص) وپس از پیامبر علی وفرزندان معصومش (ع) می باشد. عصمت آنها از گناه در قرآن به صراحت آمده است كه می فرمود:

(إِنَّما یُریدُ اللّهُ لِیُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَكُمْ تَطْهیرًا‌‍‌) (الأحزاب33)

(خداوند فقط مى‏خواهد پلیدى وگناه را از شما اهل بیت دور كند و كاملا شما را پاك سازد)

همانگونه كه بسیاری از مفسرین، توضیح دادند كه پیامبر به تكرار اعلام كردند كه منظور از أهل بیت همان علی وفاطمة وحسن وحسین علیهم السلام است. پیامبر (ص) طی خطبة خود در حجت الوداع در محلی بنام غدیر خم هنگام ظهر فرمود:

( أیها الناس الست أولى بكم من أنفسكم قالوا بلى یا رسول الله قال فمن كنت مولاه فهذا علی مولاه اللهم وال من والاه وعاد من عاداه وانصر من نصره واخذل من خذله وادر الحق معه حیثما دار)

(ای مردم آیا من از نفس خویش بر شما اولاترم گفتند آری ای رسول خدا، فرمود پس هركس من مولای اویم پس این علی مولای اوست، خدایا برای كسانی كه یاریش كنند یار باش وبا دشمنانش دشمن، آنان كه او را پیروز گردانند، پیروز گردان و كسانی كه اورا شكست دهند، شكست بفرما، وبه هر سمت كه رو كند حق را به همان سمت بگردان)

در این حدیث پیامبر صلى الله علیه وآله ولایت حضرت علی علیه السلام را بر همگان آشكار كرد، وهمه دانستند كه پیامبر (ص) بر مؤمنین از خودشان اولاتر است واین حدیث متواتر از پیامبر (ص) ودر دهها كتب از مسلمین مصادرش آمده است كه پیامبر (ص) پس از خطبه اش در حجت الوداع در محلی بنام غدیر خم از مسلمین خواست تا با حضرت علی علیه السلام بیعت كنند ودر آن وقت أبو بكر، عمر در میان بعیت كنندگان بودند، وپرسیده خواهیم شد واز آنها خواهند پرسید روزی كه نه مال ونه فرزندان نفعی دارند مگر آنانكه با قلبی سلیم به پیشگاه خداوند حاضر شوند. اما در مورد امامانی كه از نسل حضرت علی (ع) پیامبر (ص) به نقل از جابر ابن عبد الله الأنصاری (رض) تك تك آنها را ذكر كردند گفت هنگامی كه خداوند فرمود:

(یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا أَطیعُوا اللّهَ وَأَطیعُوا الرَّسُولَ وَأُولِی اْلأَمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فی شَیْ‏ءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللّهِ والرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللّهِ والْیَوْمِ اْلآخِرِ ذلِكَ خَیْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْویلاً‌‍ ‌‍) (النساء: 59)

(اى كسانى كه ایمان آورده‏اید! اطاعت كنید خدا را ! واطاعت كنید پیامبر خدا واولو الامر (اوصیاى پیامبر) را! وهرگاه در چیزى نزاع داشتید، آن را به خدا وپیامبر بازگردانید (واز آنها داورى بطلبید) اگر به خدا و روز رستاخیز ایمان دارید! این (كار) براى شما بهتر، وعاقبت وپایانش نیكوتر است) .

به محضر پیامبر (ص) عرض كردم: ای رسول خدا (ص) خدا را شناختیم واطاعتش كردیم وشما را شناختیم واطاعتت كردیم، اما اولی الأمر چه كسانی هستند كه خداوند ما را به اطاعتشان دعوت می كند ... فرمود:

(هم خلفائی یا جابر وأولیاء الأمر بعدی أولهم أخی علی علیه السلام ثم من بعده الحسن علیه السلام ولده ثم الحسین علیه السلام ثم علی ابن الحسین علیهما السلام ثم محمد ابن علی علیهما السلام وستدركه یا جابر فإذا أدركته فأقرأه من السلام ثمن جعفر بن محمد علیهما السلام ثم موسى ابن جعفر علیهاما السلام ثم علی ابن موسى الرضا علیهما السلام ثم محمد ابن علی علیهما السلام ثم علی بن محمد علیهما السلام ثم الحسن بن علی علیهما السلام ثم محمد ابن الحسن علیهما السلام یملئ الأرض قسطاً وعدلاً كما ملئت جوراً وظلماً)

( ای جابر آنها جانشین واولیای امر پس از من هستند اولین آنها برادرم علی علیه السلام سپس فرزندانش حسن وحسین علیهما السلام پس از آنها علی ابن الحسین علیهما السلام، محمد ابن علی علیهما السلام وعمر تو تا زمان او كفاف خواهد داد چون او را دیدی سلام مرا به او برسان پس از او جعفر بن محمد علیهما السلام، موسی ابن حعفر علیهما السلام، علی ابن موسی الرضا علیهما السلام، محمد ابن علی علیهما السلام، علی ابن محمد علیهما السلام، الحسن بن علی علیهما السلام ومحمد ابن الحسن علیهما السلام كه با آمدنش دنیا را پر از عدل وداد می كند پس از آنكه پر از ظلم وجور گشته است).

[size=21]سوره قدر نیز گواهی بر امامت آنهاست ونزول أمر همراه با ملائكه وروح بر آنها در شب قدر پس از رحلت پیامبر اسلام صلى الله علیه وآله گواه آن است وگرنه پس از رحلتش تمام می شد، لیكن پس از پیامبر (ص) شب قدر باقی است، در دهه شب آخر ماه رمضان اتفاق می افتد ودلیلی بر امامت حضرت علی ودوازده معصوم پس از پیامبر (ص) است، آنچه را كه ذكر كردم طرفه ای بیش نیست واز این بابت از خداوند ورسولش وأئمة اطهار ومؤمنان پوزش می طلبم پس هیچ عذر وبهانه ای برای كسانی كه از راه آنها منحرف شدند و راه غاصبین حقشان را در پیش گرفتند، نمی ماند. آنها می دانند كه امور به دست آنهاست وآنها در این كار هیچ حقی نداشتند

اصحاب الکهف

تعداد پستها : 27
تاريخ التسجيل : 2008-10-09

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: سرگردان

پست من طرف اصحاب الکهف في السبت 18 أكتوبر - 23:55

أمیر مؤمنان علیه السلام می فرمود:

( أما والله لقد تقمصها فلان ] یعنی أبی بكر[ وانه لیعلم أن محلی منها محل القطب من الرحی ینحدر عنی السیل ولا یرقى جذاء أو اصبر على طخیة عمیاء یهرم فیها الكبیر ویشیب فیها الصغیر ویكدح فیها المؤمن حتى یلقى ربه فرأیت أن الصبر على هاتا أحجى فصبر وفی العین قذى وفی الحلق شجى أری تراثی نهبا حتى مضى الأول لسبیله فأدلى بها إلى فلان (یعنی عمر بن الخطاب) بعده ثم تمثل قول الأعشى:

شتان ما یومی على كورها ویوم حیان أخی جابر

فیا عجبا بینما هو یستقیلها فی حیاته (حیث أن أبا بكر قال علی المنبر أیلونی فلست خیركم وعلی فیكم ) إذ عقدها الآخر بعد وفاته لشد ما تشطر ضرعیها فصیرها فی حوزة خشناء یغلظ كلامها ویخش مسها ویكثر العثار فیها والاعتذار منها فصاحبها كراكب الصعبة أن اشنق لها خرم وان اسلس لها تقحم فمنی الناس لعمر الله بخبط وشماس (أی خروج عن صراط الله المستقیم) لان عمر اخذ یحلل ویحرم علی هواه فحرم متعی الناس والحج ورفح حی علی خیر العمل من الآذان و تخبط فی الموارسث تخبط العشواء) وتلون واعتراض، فصبرت على طول المدة وشدة المحنة حتى إذا مضى لسبیله جعلها فی جماعه زعم أنی أحدهم قیا الله واللشورى ومتى اعترض الریب فیّ مع الأول منهم (یعنی أبا بكر) حتی صرت اقرن إلى هذه النظائر (تحقیراً لشأنهم) لكنی أسفقت إذ أسفوا وطرت إذ طاروا فصغى رجل منهم لضغینته (سعد بن أبی وقاص) ومال آخر لصهره (أی عبد الرحمن بن عوف) مع هن وهن (یشیر إلی وضاعة القوم) إلى أن قام ثالث القوم نافجا حضنیه بین نثسبه ومعترفة ( یشیر إلى عثمان ویمثله بالدابة التی لیس لها هم إلا العلف والروث) وقام معه بنو أبیه (آی بنو أمیة لعنهم الله وهم الشجرة الملعونة فی القرآن) یخضمون مال الله خضمة الإبل نبتة الربیع إلى انتكث فتله وأجهر علیه عمله وكبت به بطنته (أی قتلته بطنه الملیئة بمال الله المغصوب) فما راعنی إلا والناس كفرف الضبع ینثالون علی من كل جانب حتى لقد وطئ الحسنان وشق عطفای مجتمعین حولی كربیضة الغنم فلما نهضت بالأمر نكثت طائفة ومرقت أخرى وقسط آخرون كأنهم لم یسمعوا كلام الله حیث یقول: تِلْكَ الدّارُ اْلآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذینَ لا یُریدُونَ عُلُوًّا فِی اْلأَرْضِ وَلا فَسادًا والْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقینَ‌‍ ‌‍(القصص:83)، بلى والله لقد سمعوها ووعوها ولكنهم حلیت الدنیا فی أعینهم وراقهم زبرجها أما والذی فلق الحب وبرء النسمة لولا حضور الحاضر وقیام الحجة بوجود الناصر وما اخذ الله على العلماء أن لا یقاروا على كضة ظالم ولاسغب مظلوم لألقیت حبلها على غاربها ولأسقیت آخرها بكاس أولها ولألفیتم دنیاكم هذه ازهد عندی من عفطة عنز) (نهج البلاغة)

أمیر مؤمنان فرمود: (آگاه باشید. به خدا سوگند كه فلان (منظور أبوبكر) خلافت را چون جامه اى بر تن كرد ونیك مى دانست كه پایگاه من نسبت به آن چونان محور است به آسیاب . سیلها از من فرو مى ریزد وپرنده را یاراى پرواز به قله رفیع من نیست . پس میان خود وخلافت پرده اى آویختم واز آن چشم پوشیدم وبه دیگر سو گشتم ورخ برتافتم . در اندیشه شدم كه با دست شكسته بتازم یا بر آن فضاى ظلمانى شكیبایى ورزم ، فضایى كه بزرگسالان در آن سالخورده شوند وخردسالان به پیرى رسند ومؤمن، همچنان رنج كشد تا به لقاى پروردگارش نایل آید. دیدم، كه شكیبایى در آن حالت خردمندانه تر است ومن طریق شكیبایى گزیدم، در حالى كه، همانند كسى بودم كه خاشاك به چشمش رفته، واستخوان در گلویش مانده باشد. مى دیدم، كه میراث من به غارت مى رود. تا آن نخستین به سراى دیگر شتافت ومسند خلافت را به دیگرى واگذاشت (منظور عمر بن خطاب)؛ چه فرق بزرگى است میان زندگى من بر پشت این شتر وزندگى حیان برادر جابر اى شگفتا ؛ در آن روزها كه زمام كار به دست گرفته بود همواره مى خواست كه مردم معافش دارند (در آن زمان أبوبكر بالا منبر گفت تا زمانی كه علی میان شماست من شایسته شما نیستم) ولى در سراشیب عمر، عقد آن عروس را بعد از خود به دیگرى بست. بنگرید كه چسان دو پستانش را، آن دو، میان خود تقسیم كردند وشیرش را دوشیدند. پس خلافت را به عرصه اى خشن ودرشتناك افكند، عرصه اى كه درشتى اش پاى را مجروح مى كرد وناهموارى اش رونده را به رنج مى افكند. لغزیدن وبه سر درآمدن وپوزش خواستن فراوان شد. صاحب آن مقام ، چونان مردى بود سوار بر اشترى سركش كه هرگاه مهارش را مى كشید، بینى اش ‍ مجروح مىشد واگر مهارش را سست مى كرد، سوار خود را هلاك مى ساخت (منظور خروجشان از صراط مستقیم خداوند است، چرا كه عمر به سلیقة خود حلال را حرام وحرام را حلال می كرد كه نتیجة آن تحریم ازدواج موقت وحج وحذف عبارت حی على خیر العمر از اذان، بود) . به خدا سوگند، كه در آن روزها مردم ، هم گرفتار خطا بودند وهم سركشى . هم دستخوش بى ثباتى بودند وهم اعراض از حق. ومن بر این زمان دراز در گرداب محنت ، شكیبایى مى ورزیدم تا او نیز به جهان دیگر شتافت وامر خلافت را در میان جماعتى قرار داد كه مرا هم یكى از آن قبیل مى پنداشت . بار خدایا، در این شورا از تو مدد مى جویم . چسان در منزلت ومرتبت من نسبت به خلیفه نخستین (منظور أبابكر) تردید روا داشتند، كه اینك با چنین مردمى همسنگ وهمطرازم شمارند. هرگاه چون پرندگان روى در نشیب مى نهادند یا بال زده فرا مى پریدند، من راه مخالفت نمى پیمودم وبا آنان همراهى مى نمودم . پس ، یكى از ایشان كینه دیرینه اى را كه با من داشت (منظور سعد بن ابی وقاص) فرایاد آورد وآن دیگر (منظور عبد الرحمن بن عوف) نیز از من روى بتافت كه به داماد خود گرایش یافت. و كارهاى دیگر كردند كه من از گفتنشان كراهت دارم (اشاره به فرومایه گی قوم). آنگاه سومى برخاست، در حالى كه از پرخوارگى باد به پهلوها افكنده بود وچونان ستورى كه همّى جز خوردن در اصطبل نداشت (اشاره به عثمان واو را به چهارپایی تشبیه می كند كه فكری جز خوردن وچریدن ندارد) . خویشاوندان پدریش با او همدست شدند ( منظور بنی امیه لعنت خدا بر آنها باد یا همان شجرة خبیثه ای كه در قرآن آمده است) ومال خدا را چنان با شوق ومیل فراوان خوردند كه اشتران ، گیاه بهارى را. تا سرانجام ، آنچه را تابیده بود باز شد و كردارش قتلش را در پى داشت. وشكمبارگیش به سر درآوردش (منظور شكمش كه پر از مال خصبی خداوند است او را به هلاكت رساند).

بناگاه ، دیدم كه انبوه مردم روى به من نهاده اند، انبوه چون یالهاى كفتاران . گرد مرا از هر طرف گرفتند، چنان كه نزدیك بود استخوانهاى بازو وپهلویم را زیر پاى فرو كوبند و رداى من از دو سو بر درید. چون رمه گوسفندان مرا در بر گرفتند. اما، هنگامى كه ، زمام كار را به دست گرفتم جماعتى از ایشان عهد خود شكستند وگروهى از دین بیرون شدند وقومى همدست ستمكاران گردیدند. گویى ، سخن خداى سبحان را نشنیده بودند كه مى گوید: سراى آخرت از آن كسانى است كه در زمین نه برترى مى جویند ونه فساد مى كنند و سرانجام نیكو از آن پرهیزگاران است .

اصحاب الکهف

تعداد پستها : 27
تاريخ التسجيل : 2008-10-09

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: سرگردان

پست من طرف اصحاب الکهف في السبت 18 أكتوبر - 23:55

آرى، به خدا سوگند كه شنیده بودند ودریافته بودند، ولى دنیا در نظرشان آراسته جلوه مى كرد و زر و زیورهاى آن فریبشان داده بود. بدانید. سوگند به كسى كه دانه را شكافته وجانداران را آفریده، كه اگر انبوه آن جماعت نمى بود، یا گرد آمدن یاران حجت را بر من تمام نمىكرد وخدا از عالمان پیمان نگرفته بود كه در برابر شكمبارگى ستمكاران وگرسنگى ستمكشان خاموشى نگزینند، افسارش را بر گردنش مى افكندم ورهایش مى كردم ودر پایان با آن همان مى كردم كه در آغاز كرده بودم . ومى دیدید كه دنیاى شما در نزد من از عطسه ماده بزى هم كم ارج تر است).

امام علی علیه السلام همچنین فرمود:

( یا أیها الناس اسمعوا قولی واعقلوه عنی فان الفراق قریب أنا أمام البریة، ووصی خیر الخلیقة، وزوج سیدة نساء الأمة، وأبو العترة الطاهرة، والأئمة الهادیة، أنا أخو رسول الله صلى الله علیه وآله ووصیة وولیه ووزیره وصاحبه وصفیه وحبیبه وخلیله أنا أمیر المؤمنین، وقائد الغر المحجلین وسيد الوصیین، حربی حرب الله، وسلمی سلم الله وطاعتی طاعة الله وولایتی ولایة الله، وشیعتی أولیاء الله، وأنصاری أنصار الله، والله الذی خلقنی ولم أك شیئاً لقد علم المستحفظون من أصحاب محمد صلى الله علیه وآله أن الناكثین والقاسطین والمارقین ملعونین على لسان النبی الأمی، وقد خاب من افترى) کتاب علل الشرائع (المقدمه)

زمانی كه خلافت به دست أمیر مؤمنان افتاد سعی كرد تا مسلمانان را به سوی خداوند هدایت كند وآنها را از ظلمات به سوی نور رهایی بخشد، وبه جای آن همه ظلم و ستیمی كه توسط یاران عثمان میان مردم منتشر شده بود، عدل وداد بگستراند، منتهی این چگونه میسر بود درحالی كه مردم بندگان دنیا ودین تنها لق لقة زبانشان است مگر تعداد كمی كه به عهد خدا وفادار ماندند، واین چگونه میسر می شد وقتی كه پسر ابی سفیان فرماندة ارتش كفر وفرزند هند جگر خوار حمزه سید شهداء بر تخت سلطنت نشست، و روزهای بسیار در جهاد با ناكثین، قاسطین ومارقین علیهم العنه سپری كرد، تا بر كسی پوشیده نباشد، حضرت حق خویش را بر همه آشكار ساخت ومردم را به صراط مستقیم خداوند رهنمود ساخت تا حجتی برای دوری مردم ازائمة اطهار باشد لیكن مردم او را واگذاشتند وبه یاریش نشتافتند، سرانجام معاویه لعنت خدا بر او امام حسن علیه السلام را به شهادت رساند و یزید لعنت خدا بر او امام حسین علیه اسلام را به شهادت رساند، وجز هفتاد واندی نفر كسی به یاری امام حسین نشتافت در حالی كه او پنجمین نفر از اصحاب كساء و سید جوانان أهل بهتشت وآخرین نوة رسول خدا بر زمین بود..

و سومین وصی رسول خدا صلى الله علیه واله امام حسین (ع) است .

و شما باید بدانید که در زمان امام حسین (ع) وضعیت مسلمانان اسفبار بود. و سر تسلیم در برابر طاغوت آورده بودند بدانجا که ذریه پیامبر صلى الله علیه واله علیه وآله با قربانی کردن خود به مسلمانان هشدار دادند که آنها از دین دور گشته وهمچنین از ولایت خدا خارج وداخل ولایت طاغوت و شیطان شده اند وبه ذلت وخواری یزید ومانند آنها که لعنت خدا بر آنها باد سرتعظیم فرود آورده اند.

بعد از امام حسین علیه سلام جهاد در راه خدا را اوصیاء پیامبر خدا (ص) ادامه دادند ومردم را برای دین اسلامی که پیامبر خدا حضرت محمد صلی الله علیه وآله آورده بود دعوت کردند . در حالی که طاغوتیان سعی بر این داشتند که مردم را از دین دور کنند تا بتوانند بر آنها تسلط پیدا کنند.خون امام حسین (ع)اثر بزرگی بر برگشت مسلمانان به ولایت خداوند سبحان متعال داشت .از آن زمان تشکیلات اسلامی مردمی به رهبری خاندان پیامبر صلی الله علیه وآله که نشانگر اسلامی حقیقی ومحمدی است شروع شد ودعوت در راه خداوند را ادامه دادند . واز طرفی طاغوطیان کسانی را پیدا می کردند که آنها را در دعوت مردم به راه شیطان یاری کنند . هم آنهای که دنیا را بر دین الهی ترجیح دادند .طاغوطیان ، اوصاء پیامبر (ص) را به شدت مورد آزار واذیّت قرار می دادند وچنان با این امّت و شعیان کردند که فرعون بر سر مؤمنین بنی اسرائیل آورد . از قبیل برین دستها وپاها وهمچنین مؤمنین را به تنه درختان به صلیب می کشیدند .لیکن هرچه بیشتر مؤمنین را مورد آزار واذیّت قرار می دادند دوستداران حق بیشتر می شد وهزاران مردم به تشیع روی می آوردند . وزمانی که امامت به آخرین وصی پیامبر (ص) رسید . خدا خواست او را حفظ کند . سپس او را از چشم طاغوتیان غائب کرد تا آنکه او را به قتل نرسانند، همنگونه که اجداد او را به قتل رساندند . رهبری امّت اسلامی به مدت هفتاد سال توسط نوابان امام (ع) صورت گرفت ، که آنها از بهترین مؤمنین خالص بودند که می توانستند با او رابطه مستقیم داشنه باشند ، آنان نامه های مسلمانان را نزد امام (عج) می بردند ، وایشان به سؤالات جواب می دادند ومسائل را برایشان روشن و راهنمائی می کرد . زمانی که این مدت به پایان رسید ، خواست خدا بر آن شد امام (عج) به مدت طولانی از انظار غائب باشد . تا زمانی که نسلی در این امّت به وجود آید ، که برای یاری وپیروزی وظهور الهی بپا خیزند ودر آن زمان خداوند به ایشان اجازه ظهور می دهد .

اصحاب الکهف

تعداد پستها : 27
تاريخ التسجيل : 2008-10-09

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: سرگردان

پست من طرف اصحاب الکهف في السبت 18 أكتوبر - 23:56

از امام (عج) واجداد ایشان برخی روایات آمده که از آن این چنین استنباط می شود . رهبری امّت اسلامی دینی ودنیای کسانی هستند که روایات الحدیث را نقل می کنند . وبرخی تفسیر کرده اند که روایت الحدیث خود فقهای عادل ، در زمان غیب ایشان علیه سلام هستند . واین در زمانیست که نائب خاص امام (عج) وجود ندارد . آنان دستورات واحکام خود را به مؤمنین منتقل می کنند ، امّا زمانی که ایشان (عج) فرستاده ای از طرف خود بفرستد . او آمد دستور های امام زمان (عج) را برای مؤمنان منتقل می کنند طاعت و یاری ایشان (فرستاده از طرف امام (ع) ) حتی بر فقها واجب می شود . اگر فقها او را تنها و یا آمد او را اطاعت نکردند همانا از ولایت اهل بیت علیهم سلام خارج شده اند ، وبر ما واجب نیست اطاعت فقها بلکه مخالفت با آنها واجب گشته ، واطاعت از فرستاده امام (عج) فریضه می گرد .

در کتاب ذخیرة صالحین اثر شیخ عبدالکریم زنجانی (رحمت الله علیه) در صفحه ( 7-8-9) آمده است .

ولایت مجتهدین واجد شرایط بر فتوا ، خود قسمتی از ولایت امام (ع) است که خود بخشی از ولایت پیامبر (ص) .

وگرفته شده از ولایت خداوند وحاکمیت الهی است (شرح آن )

بدهی است که حاکمیت خالق که تجلی قدرت است بر تمام مخلوقات بالا ترین انواع حاکمیت ومحکمترین ولایت است . که از مشتقات آن حاکمیت الهی وحاکمیت ربّانیت ، ولایت پیامبر خدا صلی ا...علیه واله که در این آیه ذکر شده است

( پیامبر نسبت به مؤمنان از خود شان سزاوارتر است ؛ وهمسران او مادران آنها (مؤمنان ) محسوب می شوند وخویشاوندان نسبت به یکدیگر از مؤمنان ومجاهدان در آنچه خدا مقرّر داشته اولی هستند ، مگر اینکه بخواهند نسبت به دوستانتان نیکی کنید ( و سهمی از اموال خود به آنها بدهید ) ؛ این حکم در کتاب (الهی ) نوشته شده است ) (احزاب : 6 ).

از ولایت پیامبر خدا (ص) ولایت امام علی (ع) مشتق شده ، همانگونه که از پیامبر (ص) در حدیث الغدیر که بسیاری از کتب اهل تسنن وشیعه اشاره کرده اند . آمده سازی پیامبر خدا صلى الله علیه واله برای ولایت امام علی (ع) با این گفتار (آیا من نسبت به مؤمنین از خودشان صاحب اختیارتر نبودم ؟ گفتند : بله ، ادامه داد : هرکس را من مولا وآقای اویم علی مولا وآقای اوست ). چنان که این زمینه سازی یک دلیل قطعی از پیامبر (ص) که می خواهد اولین معنا از کلمه مولا را روشن کند که ولایت امام علی (ع) بخشی از ولایت پیامبر (ص) می باشد . ودر احادیث بسیار تأکید می کند که امام علی (ع) خدا بر مردم وبرای امام (ع) یک حاکمیت مطلق بر همگان است که از طرف خداوند متعال تعیین شده . واین ولایت اصل مذهب است که بر این اصل ، مذهب بنا گذارده شده . و یکی از فروع ولایت امام علیه سلام ، ولایت فقیه واجد شرایط بر فتوا می باشد . خلاصه ی از تفسیر آن که منصوب از امام حسن عسکری است با این عبارت (( وامّا اگر باشند از فقها که مسلط به نفس خود ، محافظ دینش ، مخالف با هوای نفس ، مطیع امر امام زمان خود ، بر عوام است که از او تقلید کنند.))

وآنگاه امام علیه سلام حقیقت مخالفت با هوای نفس را در حدیث دیگری بیان کرد که شیخ طوسی آن را در کتاب الجتجاج به استناد از امام هشتم امام رضا (ع) روایت کرد . او گفت : (امام علی بن حسین علیها سلام فرمود : (( اگر دیدید مردی را که مقامش بالا رفته وخوب باقی مانده ودر منطقه خود معروف شد ودر حرکاتش فروتنی واز خود گذشتگی دیدید . کمنی تأمل کنید. زیرا بسیاری از اشخاص هستند که از نظر قدرت بدنی ضعیف ودر طلب دنیا عاجز هر کارهای حرام انجام نمی دهند وترسواند ، وبا دینداری وظاهر پسندیده مردم را گول می زند واگر توانائی انجام حرام را داشته باشند بدانید که انجام می دهند.

واگر دیدید مردی که به مال حرام دست نمی زند کمی درنگ کنید زیرا شهوتهای مردم مختلف است هرچند که مال حرام زیادی در اختیارش باشد دست نمی زند بلکه خود را مشغول اعمال قبیحی می کند که از آن حرام بر می آید . واگر دیدید که از آن مال حرام گذشت می کند شما را به اشتباه نیندازد . پس منتظر باشید که عقلش او را به کجا می برد ، زیرا خیلی ها آن را ترک کردند ولی به عقل سلیم برنگشتند. او آنچه را که بیشتر از نادانیش خراب می کند کمتر از عقل سلیمش برای اصلاح استفاده می کند . واگر دیدید کاری از روی عقل سلیمش انجام داد باز تأمل کنید واشتباه نکنید پسی صبر کنید وببینید که آیا هوای نفس بر عقلش حاکم است ! یا عقلش بر هوای نفس حاکم است ! چگونه است محبّت ریاست باطله وپرهیزگاریش بعضی از مردم دنیا وآخرت را از دست داده اند زیرا دنیا را برای دنیا ترک کرده اند ولذّت ریاست باطل را بهتر از اموال ونعمتهای حلال می بیند وبرای طلب ریاست باطل تمام اینها را ترک می کند حتی اگر به آنها بگویند تقوا به خدا پیشه کنید عزت را در پلیدی می بیند وعاقبت گرفتار جهنّم می شوند .

شروع به کارهای نادرست می کند واین کارهای باطل او را بیشتر به زوال سوق می دهد بدانجای که به بدترین خصلتهای پست برسد وخداوند او را رها می کند تا طغیانش را بیشتر ادامه دهد واو هم حلال خدا را حرام وحرام خدا را حلال می کند . هیچ اهمیتی برای دینش ندارد حتی اگر از بین برود ولی ریاستش که برایش مشقت کشیده باقی بماند . آنها مورد عذاب ولعنت خداوند قرار می گیرند . وخداوند برایشان عذاب سخت در نظر گرفته است .

وبهترین مرد کسی است که هوای نفس خود را مطیع امر خدا وقدرت بدنی خود را در اختیار رضای خدا قرار داده ولذّت بر حق را نزدیک تر بر عذاب ابدی وعزت درب باطل می بیند . خودش می داند که احتمال کمی دارد که رضای نفس او را به نعمت دائمی در خانه ای که از بین نمی رود برساند ، بسیاری ضررها بر او می رسد که هوای نفس خود را تبعیت کند وبه عذابی که نه تمامی ونه پایانی دارد می رساند .

وآن مرد بهترین مردی است که به تمسک می شود کرد وبه سننتش اقتدار کنید وبه خدا نزدیک شوید وبه او متوسل شوید زیرا خداوند دعای او را مستجاب می کند وهیچ طلبی از او رد نمی کند.

اصحاب الکهف

تعداد پستها : 27
تاريخ التسجيل : 2008-10-09

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: سرگردان

پست من طرف اصحاب الکهف في السبت 18 أكتوبر - 23:57

پس از اختیارات ولایت مجتهد واجد شرایط بر سه مقام است.



اولا- مقام فتوا در مسائلی که عوام به آن نیاز دارند ، موارد فتوا مسائل فرعی وموضوعات استنباطی است که حکم شرعی از آنها خارج می شود.



ثانیا- مقام قضاوت : ودادن حکم در دعواها وغیره در قضاوتهای مخصوص .



ثالثا- مقام ولایت تصرف در اموال والقوس که خود مرتبه ی از ولایت عام که قابل واگذاری از طرف امام به فقیه است .

در کتاب تهذیب الاصول من الزوائد والفضول مؤلف سید عبدالأعلی سبزواری ((رحمت الله علیه)) درجزء دوم صفحه 128 آمده است. (اعمالی که فقیه واجد شرایط انجام می دهد فقط در فتوا واجرای حکم منحصر نمی شود بلکه او یک حجّت وجودی است حتی اگر که سکوت اختیار کند . که خداوند در روز قیامت از آن بعنوان حجت استفاده می کند . واو در بارگاه الهی از جهل ونادانی مردم شکایت می کند . از آنکه کسی برای فهم احکام نزد اونمی آمد. در حدیثی وارد آمده که ( سه شخص در روز قیامت نزد خداوند شکایت می کنند عالمی که از او را ترک کرده اند – الحدیث -) همچنین وظیفه ولایت نظم در زندگی بشر وسیاست است که این نظم بر مبنای نظم الهی است بشرطی که بر تمام امور مسلّط ودستش در حکم از هر لحاظ حیثیتی باز باشد ).

پس بر مسلمانان واجب است در زمان غیب به نائب امام (عج) که فرستاده و یا فقیه واجد شرایط عادل وزاهد کمک و یاری کنند . واگر نائب خاص از طرف امام (عج) وجود نداشته باشد . با باز گذاشتن دست فقیه واجد شرایط در امور احکام از هر لحاظ وهمچنین واجب است که علما در این روزها با طاغوتیان بجنگند زیرا جهاد دفاع از اسلام است . در این زمانی که طاغوتیان سعی دارند اسلام را از بین ببرند وکشورهای اسلامی را به عهد جاهلیت باز گردانند . همانگونه که یزید لعنت خدا بر او باد در زمان امام حسین (ع) انجام داد ، بلکه بدتر وبیشتر کشورهای اسلامی پر شد از بتهای گوناگون ، عکسهای مختلف . واحترام وتقدیس آنها را بر مسلمانان واجب دانستند زیرا این بتها وعکسها بیانگر شخصیت شیطانی خودشان است .واین حالت نماینگر روشنی از شرک به خداوند است .

پس کار عالم علاوه بر بیان این مسائل با عمل خود وجهاد وکمک به مجاهدین حتی در فتوا وبالا بردن سطح فرهنگی دینی است وعلما که چنین نمی کنند در واقع جاهلند زیرا ( عالم بدون عمل در حقیفت جاهل است ) همانگونه که از ائمه (ع) آمده در دهلیزهای تاریک زندگی گزیده اند واینان خود را موکلف نمی دانند حتی اگر احوال مسلمین را بشنوند وهیچگونه حرکت دینی و یا یک حرکت فعل حقیقی در اجتماع یا یک حرکت کوچک نمی کنند . وهیچ رابطی بین خود وفرقه ناجی حس نمی کنند . اینان در روز قیامت خود را با روی سیاه در دهلیز تاریک پیدا می کنند . پیامبر (ص) فرمود : (در معنای کلی ) (بدترین وگرفتار ترین مردم عالمی است که مردم از عملش نفعی نمی برند )

از سخنانی که گذشت معلوم می شود که دین اسلامی یک نظریه سیاسی کاملی است .

هم از نظر قانون گذاری وهم اجرای قانون بر مسلمانان که نباید آن را رها کرد . همچنین کاملترین نظریه های را که تا کنون بشر داشته است را دارا می باشد وهیچ نظریه سیاسی دیگری که بالاتر از آن باشد پیدا نشده است . زیرا خداوند قادر حکیم وضع کننده وبنیان گذار آن است اجرای آن بر پیامبر (ص) وامام معصوم (ع) وبعد از ایشان وبعد از آن فقیه ربانی واجد شرایط عادل وزاهد در دنیاست در زمان غیبت امام (عج) ونبودن نائب خاص از ایشان واجب است والحمد لله وحده .

اصحاب الکهف

تعداد پستها : 27
تاريخ التسجيل : 2008-10-09

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: سرگردان

پست من طرف اصحاب الکهف في السبت 18 أكتوبر - 23:58

در راه بیرون روی از سرگردان




أی دوستداران وأی مؤمنان همگی ما کاری کنیم در راه خروج از گمراهی نسلی باشیم که از این گمراهی وصحرائی که خود را در آن یافته ایم خارج کنیم و شروع کنیم به اصلاح خود واجتماع اسلامی خودمان ، هر شخصی بر حسب توان واستعداد خود . خداوند می فرماید :

(( وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیَاءُ بَعْضٍ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَیُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَیُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَیُطِیعُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ أُولَئِكَ سَیَرْحَمُهُمُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ عَزِیزٌ حَكِیمٌ) (التوبة:71)

((خداوند به مردان وزنان با ایمان ، ولّی (و یار و یاور ) یکدیگرند با امر به معروف ونهی از منکر می کنند ؛ نماز را بر پا می دارند ؛ وزکات را می پردازند . وخدا ورسولش را اطاعت می کنند بزودی خدا آنان را مورد رحمت خویش قرار می دهد خداوند توانا وحکیم است)

ای دوستان دوری از دین اسلام واحکام و راه خدا ، بروی قلبها قلفهای قرار داده وحجاب چشمان جز با اخلاص در راه خدا از بین نخواهد رفت وبا این اراده قوی از معصیت الهی می توان دور شد وبه طرف عزت واطاعت الهی رفت واز ذلّت وخواری اطاعت از طاغوت نجات یافت وبا اطاعت از خداوند وتسلیم شدن در برابر خدا نوری در قلبها روشن شده وظلمت وتاریکی از چشمان پاک می شود . خداوند می فرمود :

( فَذَكِّرْ إِنْ نَفَعَتِ الذِّكْرَى * سَیَذَّكَّرُ مَنْ یَخْشَى * وَیَتَجَنَّبُهَا الْأَشْقَى ) (الأعلى 9-11)

( پس تذکّر ده اگر تذکّر مفید باشد . به زودی کسی که از خدا می ترسد متذکّر می شود . امّا بدبخت ترین افراد از آن دوری می گزیند.)

خداوند ما را از شقاوت دور کند وما را جز کسانی که سخنانش را گوش وپیروی می کنند بهترین ان قرار دهد .

شاید که خداوند بر ما منّت گذارد در تعجیل فرج مولای مان محمد بن حسن (ع) تا پیروز شویم در حسنین، شهادت بعد از پیروزی ، وگشتن دشمنان دین ومنافقین خداوند می فرمود:

(ذَلِكَ فَضْلُ اللَّهِ یُؤْتِیهِ مَنْ یَشَاءُ وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ) (الجمعة:4)

(این فضل خدا است که به هرکس بخواهد (و شایسته بداند)می بخشد وخداوند صاحب فضل عظیم است )

وراه خروج از سرگردانی نماز ،زکات- روزه – امر به معروف – ونهی از منکر ،جهاددر راه خدا ،دوستدار وبتان ، کینه دشمنان خدا ، وهچنین راه خروج از سرگردانی ملتزم بودن به شرایع تمام دین اسلام واخلاص وعمل برای خدای سبحان تعالی ، هچنین راه خروج از سرگردانی خونهای پاک از سرگردانی ریخته شده وعرقهای پاک که در راه خدا خارج می شود . راه رفتن در راه خروج از سرگردانی بسیار سخت ودشوار است ولیکن عاقبتش خیر است زیرا در انتهای این راه رضائی خدا وپیامبر خدا وجود دارد. ودر انتهای این راه دولت حق الهی برپا می شود وکلمه الله اکبر بر بقعه از زمین گسترش پیدا می کند وبرای خروج از سرگردانی ایات وعلامات بسیار روشن و واضح وجود دارد کسانی که صراط مستقیم وراه خدا راه پیش گرفته اند شمارا اگاه می سازند بجزخداوند کریم دانا وعالم و رسولان خدا ممد وال محمد (ص)کسی نیست که شما را به این علامت رهنمائی کند من در این مبحث به بعضی از ایات واحادیث حضرت محمد (ص) وحالات انها اشاره می کنم امید است خداوند به کسانی که می شنوند وعمل می کند منمغت رساند ومهترین علامات دراین راه.



نماز :

نماز عمود دین ومعراج مؤمن و شرف اوست ، اگر که خداوند قبول کند ان را تمام اعمال او مورد قبول قرار می گیرد . واگر نمازش مورد قبول قرار نگرفت تمام اعمالش هم مورد قرار نمی گیرد . توسط ان روح پلیدی پاک می شود مانند کردن الودگی بدن توسط اب

پیامبر خدا (ص) فرمود«خداوند قسم یاد می کند به عزت خودش که ساجدین نماز گذار را عذاب نمی دهد وانها را از اتش دوزخ نمی تر ساند زمانی که روز حساب برپا شود ومردم بپاخیزند ». اگر زمان نماز برسد ولحظه عقب نیندازد پس اولین سهلنگاری عقب انداختن نماز است وبا عث سبک شمردن نمی شود .

پیامبر خدا (ص) فرمود : «کسی که مقید به نماز وجب باشد و رکوع وسجود پسندیده همراه با تواضع انجام دهد و سپس خداوند را تمجید وشکر گذاری کند تا زمانی که وارد فریضه نماز دیگر شود وهیچ جدائی بین این دو نماز بوجود نیاورد خداوند برایش اجر حج وعمره وجزو علین قرار می دهد»(تنبیهات العلیه مؤلف شهید ثانی ) از امام صادق وباقر علیه السلام فرمودند ان مقدار از نمازت مورد قبول است که ان را با حضور قلب وخشوع خوانده باشی واگر احمال وسهلنگاری وغفلت در اداب ان کردی در این حالت نماز پیچیده شده وبه صورت نماز گزار کوبیده می شود)کتاب تنبیهات .

در حالی که تو در مقابل خدا ایستاده ی به عظمت الهی تفکر وسجود ورکوع خود را طولانی کن زیرا این نماز هدیه ی شما برای خدای حق است وثوابش از آن بزگتر است . وتا انجا که می توانی سعی کن نماز جماعت مسجد را از دست ندهی زیرا ثواب نماز جماعت بسیار بزرگ وعظیم است . بر تو باد بعضی از نماز های مستحبی بخصوص نماز غفیله ونماز شب ودر هیچ حالتی آن را ترک مکن زیرا ثواب آن بسیار بزرگ وعظیم است . وآن هشت رکعت است به اضافه دو رکعت شفع ویک رکعت وتر ، مانند نماذ صبح هر دو رکعت سلام می دهی بجز یک رکعت وتر که خوذدش به تنهای یک رکعت است . نماز شب را می شود با خواندن فقط حمد در نماز آن را کوتاهتر کرد و یا فقط با خواندن دو رکعت شفع و یک رکعت وتر خلاصه اش کرد . و روایت شده هر کس که قبل از نماز صبح بیدار شد ادا ء کند نماز وتر ونافله نماز صبح است – نماز شب فرصتی است که برای ما نوشته شده بهتر است آن را از دست ندهیم . از ابی عبدالله علیه السلام «مردی نزد پیامبر صلی الله علیه واله آمد وگفت ، ای رسول خدا ، خداوند فقط از فریضه نماز می پرسد . فرمود : نه ، گفت ، ای کسی که تو را حق مبعوث کرد نزدیک نشدم بخدا مگر توسط انجام دادن فریضه نماز . فرمود : چرا ، گفت : زیرا خداوند مرا زشت خلق کرده . پیامبر خدا (ص) در این حالت ساکت شد . جبرئیل علیه سلام فرود آمد ، پس فرمود: ای محمد ، خدا بر تو سلام می فرستد ومی فرماید سلام مرا به بنده ام فلان برسان وبه او بگو ، آیا تو را راضی می کند که فردا را جز آمتین مبعوثت کنم . پس گفت : ای رسول خدا به درستی خداوند مرا نزد خود یاد کرد . فرمود : بله ، گفت : ای کسی که تو را به حق مبعوث کرد هر چیزی که مرا به خدا نزدیک می کرد انجام دادم » . کدام از ما گناه نمی کند وکدام از ما نمی خواهد امان روز قیامت به او داده شود ؟

اصحاب الکهف

تعداد پستها : 27
تاريخ التسجيل : 2008-10-09

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: سرگردان

پست من طرف اصحاب الکهف في السبت 18 أكتوبر - 23:59

دعا :

خداوند فرمود :

(( قُلْ مَا یَعْبَأُ بِكُمْ رَبِّی لَوْلا دُعَاؤُكُمْ ) (الفرقان: 77)

« بگو : پروردگارم برای شما ارجی قائل نیست اگر دعای شما نباشد ؛ شما (آیات خدا وپیامبران را ) تکذیب کردید ، و ( این عمل ) (امان شما را خواهد گرفت واز شما جدا نخواهد شد »

باز خداوند فرمود :

(( وَقَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذِینَ یَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِی سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِینَ) (غافر:60

« پروردگار شما گفته است : مرا بخوانید تا (دعای ) شما را بپذیرم کسانی که از عبادت من تکبر می ورزند به زودی با ذلّت وارد دوزخ می شوند »

بر شما باد دعا کردن ، در زمان راحتی و سختی ، وبرای قضای هر حاجت کوچک وبزرگ وکوچک مشمار آنچه را می طلبی وگمان می کن آنچه را از خدا می طلبی بسیار بزرگ است .

وهیچ خیری مگر از طرف خداوند به شما نمی رسد وهیچ شری مگر بواسطه خداوند از شما دور نمی شود . بدانجا که خداوند به موسی وحی کرد : ( ای موسی حتی نمکی خمیرت را وچرم نعلینت و یونجه چهار پایت را از من بخواه ) . ای دوستان بدانید خداوند در وصف نمی گنجد وبخشش او بی نهایت است . وبه مقدار نیاز نعمت ورحمت نازل می کند زیرا جهان ما محدود است . پس هر چه از خیر دنیا وآخرت به صلاح دین و رضای خدا در آن است را می خواهی طلب کن . واز تو فوت نشود دعاهای مبارکه صحیفه سجادیه که کتاب زبور آل محمد(ص) است همچنین دعای کمیل در شب های جمه ودعای ابی حمزه ثمالی ومناجات شعبانیه .

در اینجا قسمتی از آن را ذکر می کنیم که خداوند ما را از مکر وحیله های دنیا نجات دهد . وبعضی ها موفق در تفکر بر معانی دعاها وحفظ آن ها در هر حالتی می شوند .


بسم الله الرحمن الرحیم


((الهی أسكنتنا داراً حفرت لنا حفر مكرها وعلقتنا بأیدی المنایا فی حبائل غدرها فألیك نلتجأ من

ای خدا ما در این خانه دنیا متدل دادی که به مکر چا هها بر سر راه ما کنده ومارا دست آمال وآرزوها برشته های



مكائد خدعها وبك نعتصم من الاغترار بزخارف زینتها فإنها المهلكة طلابها المتلفة حلالها المحشوة

حذی وفریبش آویخته از تو در خواست می کنم که ما را ز مغرور شدن دنیا وزیب وزیورش نگاه داری که این



بالآفات المشحونة بالنكبات الهی فزهدنا فیها وسلمنا منها بتوفیقك وعصمتك وانزع عنا جلابیب

دنیا طالبانش را هلاک می سازد و واردانش را نابود می گرداند این دنیا را از بلا وآفت و رنج ونکبت است ای خدا تو مارا به توفیق نگهداریت وزهد وبی علاقیگی به دنیا عطا کن



مخالفتك وتول أمورنا بحسن كفایتك وأوفر مزیدنا من سعةرحمتك واجمل صلاتنا من فیض مواهبك

واز شود فسادش جان ما را به سلامت بدار واز بر ما جامه های مخالفت خود را بر کن به حسن کفاینت متصدّی امور ما باش



واغرس فی أفئدتنا أشجار محبتك وأتم لنا أنوار معرفتك وأذقنا حلاوة عفوك ولذة مغفرتك وإقرار

واز رحمت بی حدّت عطای همیشگی مارا بیفزا ی واز موهبت های فیضت انعام ما را بهتر گردان ودر باغ دلها ما نهالهای عشق ومحبت را



أعیننا یوم لقائك برؤیتك واخرج حب الدنیا من قلوبنا كما فعلت بالصالحین من صفوتك

بنشان وانوار معرفتت را به حدّ کمال برسان ثیرینی عفو وبخشش ولذّت آمرزش خود را به ما بچشان و روز ملاقاتت چشم ما را به شهود جمالت روشن گردان وحبّ دنیا را از دل ما بیرون کن



والأبرار من خاصتك برحمتك یا ارحم الراحمین ویا اكرم الأكرمین)).

چنان که با بندگان نیکو کار با صفا وخاصّان در گاهت چنین فرمودی به حق رحمت بی پایانت ای مهربان ترین مهربانان وای کریم کریمان .



بر شما باد به ذکر خدا در هر حالتی ، هنگام کار یا فراغت در شب یا روز به خصوص بعد از نماز های واجب قبل از آنکه از جایت برخیزی وصلوات بر محمد وآل محمد را زیاد بفرستید . بعد از هر نماز و یا بعد از هر نعمتی که خداوند شما را ارزانی می دارد سجده شکر بجه آورید وهمچنین بعد از هر مکروهی که از شما دور می شود . بهتر است سجده شکربجا آورید ، ابتدا سجده می کنی وبعد قرار می دهی گونه راست را بر زمین پس گونه چب را دوباره به سجده برمی گردی ومی گویی در آن حالت ها سه بار ( شکرا لله ) وبهتر که صد بار گفته شود واز ذکر های که تداوم آن بر مؤمن بخصوص بعد از نماز صبح آمده .

1- لااله إلا الله وحده لا شریک له له الملک وله الحمد یحیی یمیت ویمیت ویحیی وهو حی لا یموت بیده الخیر وهو علی کل شیء قدیر (10 مرتبه ) بعد از نماز صبح وقبل از غروب افتاب .



2- سبحان الله العظیم وبحمده ولا حول ولاقوه الا بالله العلی العظیم (10مرتبه ).



3- اشهد أن لااله الالله وحده لا شریک له آلها واحدا احدا فردا صمدا لم یتخذ صاحبه ولا والدا (10مرتبه ) .



4 – الهم صل علی محمد وعجل فرجهم (100مرتبه ) .



5 - سبحان الله واحمدالله ولا اله الا الله والله اکبر (30مرتبه ) .



این ذکرهای که بیان شد فائده دنیوی واخروی دارد و شر شیطان وسلطان را دور می کند .



امربه معروف ونهی ازمنکر :

مهمترین چیزی که اجتماع اسلامی واجب است انجام دهد . از روحانیون ،دکتر ، کشاورز ، مهندس وهرفردی که اجتماع اسلامی زندگی می کند گرفته تا دیگر مردم عادی موظف به امر معروف نهی از منکر است پیامبر خدا (ص) به امت خود این چنین هشداد داد که نتیجه ترک امر به معروف مسلط شدن اشرار بر شما خواهد بود . آنگاه خداوند دعاهای شما را مستجاب نخواهد کرد . سئوال اینجانب که ایا بدتر از این سلاطین که اکنون بر این ملت مسلط هستند هم وجود دارد . بهتر است ودر این راه از سرزنش هیچ ملامت گری هراسی به خودت راه ندهید امر به معروف ونهی از منکر برگردیم وما فریاد بر صورت هر عاصی زده می شود . بر ما با ذکر خداوند ما را مورد رحمت ودور از این بلا قرار دهد . خداوند فرمود :

(( وَلْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ یَدْعُونَ إِلَى الْخَیْرِ وَیَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ)) (آل عمران:104)

(باید از میان شما ، جمعی دعوت به نیکی ، وامر به معروف ونهی از منکر کنند . وآنها همان رستگارانند )

از ائمه (ع) نقل شده عمل به امر به معروف فرضیه ها بر پا می شود وتوسط آن مذهب در امان می ماند ، کسب ها حلا ل وزمینه ها آباد ، ظلم از بین می رود وحق مظلوم از ظالم گرفته می شود وبا عمل به امر به معروف ونهی ازمنکر وهمواره در راه نیکی وپرهیزکاری مردم به خیر وبرکت باقی می ماند .

برکت در مال مردم زیاد می گرد د واما وقتی که عمل به امر به معروف ونهی از منکر صورت نگیرد برکتها از آنان صلب وبعضی بر بعضی دیگر مسلط می شوند ، وبرای آنان در زمین وآسمان هیچ یاری کننده نیست پیامبر خدا (ص) فرمود: زمانی خواهد رسید که زنان شما فاسد وجوانان شما فاسق خواهند شد و شما امر به معروف ونهی از منکر نمیکنید . ) صحابه گفتند : ای پیامبر خدا مگر می شود.

فرمود : بله ، بلكه بد تر از این حالت زمانی است كه منگر را معروف ومعروف را منكر می بینید !

وامروز بر هر موءمن ومؤمنه واجب است كه امر به معروف ونهی از منكر كنند وشبانه روز برای اصلاح اشخاص بكوشند آنانی كه معروف ومنكر را معروف كرده اند والحمد لله وحده .

اصحاب الکهف

تعداد پستها : 27
تاريخ التسجيل : 2008-10-09

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: سرگردان

پست من طرف اصحاب الکهف في الأحد 19 أكتوبر - 0:00

خمس وزكات :

در بعضی از خبر ها وارد شده ، كسی كه زكات نمی دهد كافر است . امام باقر (ع) فرمود : بیشترین گرفتاری مردم در روز قیامت زمانی است كه صاحب خمس برخیزد وبگوید ای خدا خمس من كو وامام زمان عجل الله فرجه شریف فرمود : (‌اگر كسی كه از مال ما چیز بخورد در شكم او آتش است كه او را می سوزاند ) خمس وزكات را پرداخت كنید زیرا خیر دینا وآخرت در آن است وباعث بركت وزیاد در عمال می شود.

خداوند فرمود:

(( إِنَّ الَّذِینَ یَتْلُونَ كِتَابَ اللَّهِ وَأَقَامُوا الصَّلاةَ وَأَنْفَقُوا مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ سِرّاً وَعَلانِیَةً یَرْجُونَ تِجَارَةً لَنْ تَبُورَ * لِیُوَفِّیَهُمْ أُجُورَهُمْ وَیَزِیدَهُمْ مِنْ فَضْلِهِ إِنَّهُ غَفُورٌ شَكُورٌ) (فاطر 29-30)

( كسانی كه كتاب الهی را تلاوت می كنند ونماز را بر پا می دارند واز آنچه به آنان روزی داده ایم پنهان وآشكار انفاق می كنند تجارتی ( پرسود ) وبی زیان وخالی از كساد را امدوارند . آنها این اعمال صالح را انجام می دهند تا خداوند اجر وپاداش كامل به آنها دهد واز فضلش بر آنها بیفزاید كه او آمرزنده و شكر گزار است )

مهمترین چیزی كه باید در نظر داشته باشیم وبشناسیم ، آن است كه كسی كه مالش را در راه خدا انفاق نمی كند جانش را هم در راه خدا نمی دهد و كس كه خمس وزكات نمید هد ، در مصاف امام ( عج ) نمی جنگد ، بلكه بعید نیست در مقابل وبر ضد امام (عج) بجنگد آن زمان كه عدالت امام (عج) با مصالح شخصی اش همخوانی نداشته باشد .

اگر به مسئله با چشم باز ومنصف نگاه كنیم می بینیم ، اموال دنیا تماماً از آن خداست ومالك حقیقی آن است وبا تمام این سخنان از آن مالی كه خداوند در اختیار ما قرارداده چهار جز را به ما بخشیده و یك جز را بعنوان خمس وزكات در راه خدا واجب كرده كه پرداخت كنیم وهیچ گونه تملكی بر آن نداریم وبا عمل به این امر اطاعت ومحبت ودوستی ما را به خداوند وپیامبر خدا (ص) وذریه او نشان می دهیم .

خداوند هیچ نیازی به این مال ندارد وتو امروز آن را برای فقرا وتنگدستان خرج می كنی اگر خارج كردی از حالت مثالی برایتان بزنم صاحب مزرعه ، مزرعه خود را در اختیار كارگران قرار داده وآنها گفته است در این زمینه بكارید ودر آخر محصول را برداشت كنید آنچه كه برداشت می كنید را به پنج قسمت تقسیم كنید چهار قسمت را خود بردارید و یك قسمت آن را به همسایه فقیر خود بدهید زیرا من نمی خواهم آنها گرسنه وعریان بمانند . كارگران طمع كردند وآن یك قسمت را به همسایه خود ندادند . حالا بخشندگی صاحب مزرعه وخساست كارگران مزرعه را می بینید والحمد الله رب العالمین



روزه :

روزه عبادتی است برای تذكیه نفس وتوجه اهتمام به امور فقرا مسلمین علاوه بر تقوا الهی . بر روزه دار است كه تمام روزش را به افطار ونوع غذای كه قرار است تناول كند فكر نكند . زمانی كه احساس گرسنگی كردی به یاد مسلمانانی كه بیشتر ایام سال را گرسنه می مانند باش . نباش جز آنانی كه خداوند فرموده :‌ ( وهنگامی كه به آنان گفته شود :

( وَإِذَا قِیلَ لَهُمْ أَنْفِقُوا مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ قَالَ الَّذِینَ كَفَرُوا لِلَّذِینَ آمَنُوا أَنُطْعِمُ مَنْ لَوْ یَشَاءُ اللَّهُ أَطْعَمَهُ إِنْ أَنْتُمْ إِلَّا فِی ضَلالٍ مُبِینٍ) (یّـس:47)

از آنچه خدا به شما روزی كرده افاق كنید ، كافران به مؤمنان می گویند آیا ما كسی را اطعام كنیم كه اگر خدا می خواست او را اطعام می كرد ؟ پس خدا خواسته است او گرسنه باشد ، شما در گمراهی آشكارید )

سعی وتلاش شما در حد اطعام بعضی از فقرا نباشد . بلكه بر همه ماست كاری انجام دهیم فقرا از تمام مسلمانان برداشته شود زیرا بیشترین فرزندان مسلمانان در فقر بسر می برند در حالیكه بشیترین ثروتهای خدادادی از نظر معادن ، كشاوزی ومنابع زیر زمین در امت اسلامی است اگر بدرستی و طبق شرایع اسلامی این منابع كه در سرزمین مسمانان وجود دارد برای خود مسلمانان خرج شود ، امروزه مسمانان ثروتمندترین مردم جهان بودن . ولی متاسفانه طاغوتیان امروز بر سرزمین اسلام تسلط پیدا كرده اند آنانی كه هیچ نگرانی جز چپاول ثروتها و ساختن قصرها وستمگری ومی گساری ندارند .

اگر یكی از طاغوتیان قصد سفر به یكی از كشورهای غربی را بكند . هفت هواپیمای بزرگ كه حامل صدها تن مواد غذایی و وسائل راحتی وتجملاتی و وغير آن به اضافه مستخدمین كه او را همراهی می كنند تماماً خرجهای كلان وگزافی است كه از چپاول منابع مسلمانان خارج می شود این خرجها برای اطعام شهری از شهرهای اسلامی كه اهالی آن در گرسنگی بسر می برند كافی است .

ودیگر انكه اینان خرجهای گزافی را برای تبلیغات خود صرف می كنند . خرجی كه می توان با آن یك ملت گرسنه مسلمان را از گرسنگی نجات داد ولكن اینان با گرسنه نگه داشتن انها كشتنشان بر آنان تسلط پیدا كرده اند تمامی این اعمال برای آن است كه روی سیاه ودهانی كه از آن خون مسلمانان می چكد را بپوشانند ، تا بر مسمانان حاكم بماند حتی برای یك روزه آنقدر در آن روز تجارت وچپاول میكند ااز انوع غذها می خورند خداوند شكمهایشان را سیر نكند . ای دوستداران حكمت روز تربر وتفكر در احوال مسمانان است ودیگر حكمت آن جهاد وبر نفس درونی و شیطان وهوای نفس وخدمه های دنیا ودیگران از خصایص روزه ، دوستی وبعضی برای خدا ،‌ودر قلب روزه دار رحم به مومنین و شدت بر منافقین و كفاراست .

پرهیز كنید از روزه كه در آن باشد گرسنگی وتشنگی : زیرا از پیامبر خدا (ص) روایت شده ( كمترین شمار روزه می گیرند بیشترین شما گرسنگی می كشند ) . وامیرالمومنین (ع) فرمود : بسیاری از روزدارانی كه جز برای آنها تشنگی نیست وبسیاری از قیام كنندگانی (نماز) جز خستگی نیست وچه خوب دانایان وافطار آنها )‌ روایت شد از پیامبر فرمود به جابر ابن عبدالله انصاری ( ای جابراین ماه رمضان است هر كس روزش را روزه بگیرد و شبش را عبارت كند و شكم خود را ازمال حرام بگیرد وزبان خود را ( دروغ وتهمت ) نگه دارد از گناه خارج می شود همانگونه كه از این ماه خارج می گردد ) جابر گفت : ( این بهترین حدیث است ) وپیامبر فرمود : ( ولی سخترین شرایط را دارد )

از مهمترین عبادت این ماه ، تلاوت قرآن ، تفكر وعمل به قرآن در ك قران ، ‌و.. با عمل به اینها زندگی می كنی زندگی سمعدتمندان ومی میری مردن شهیدا ن واز پیامبر خدا (ص) روایت شده ( زمانی بر امت می آید كه از قران چیزی جز خطوط نوشته نم ماند ) الحجار . ج 52 )

امروزه تعداد زیادی قران بچاپ رسیده والحمدالله وتعداد قاریان قران بسیارند ولی آیا به قرآن تدبر وتفكر می كنند ؟ آیا اخلاق خود را طبق موازین قران قرار داده ایم ؟ آیا به آیات آن تفكر كرده ایم ؟ آیا ما عبادت كننده واقعی هستیم ؟ آیا همانگونه كه در قرآن امر شده كافر به طاغوت هستیم ؟‌ آیا بر یقین خود باقی مانده ایم ؟

خداوند می فرمود :

( وَلَوْ أَنَّ قُرْآناً سُیِّرَتْ بِهِ الْجِبَالُ أَوْ قُطِّعَتْ بِهِ الْأَرْضُ أَوْ كُلِّمَ بِهِ الْمَوْتَى بَلْ لِلَّهِ الْأَمْرُ جَمِیعاً) (الرعد:31)

واگر به وسیله قرآن ، كوهها به حركت در آیند یا زمینها قطعه قطعه شوند یا بوسیله آن مردگان سخن گفته شود ، باز هم ایمان نخواهند آورد ) ولی همه كارها در اختیار خداست آیا انها كه ایمان آورده نمی دانند كه اگر خدا بخواهد همه مردم را به اجبار هدایت می كند ؟! ( اما هدایت اجباری سودی ندارد ) وپیوسته بلاهای كوبنده ای بر كافران بخاطر اعمالشان وارد می شود و یا در نزدیكی خانه آنها فرود می آید ،‌تا وعده ( نهایی ) خدا فرا رسید ، یقیین خداوند در وعده خود تخلف نمی كند ) سوره رعدآیه3)

عجابا تمام این ونصایح در قرآن است وما از ان غافلیم ، همه از خدایم وبه سوی خدا می رویم و شاید پیش خود گمان برده ایم كه در قرآن تفكر و وتدبر كرده ایم ولی با كمترین ناراحق كه برایمان پیش می آید سخت ناراحت می شویم در حالی كه در قرآن حكتهای بسیاری در باره صبر وتوكل بر خدا آمده خداوند در قرآن می فرمود :

( فَلَمَّا تَرَاءَى الْجَمْعَانِ قَالَ أَصْحَابُ مُوسَى إِنَّا لَمُدْرَكُونَ * قَالَ كَلَّا إِنَّ مَعِیَ رَبِّی سَیَهْدِینِ) (الشعراء 61-62)

( هنگامی كه دو گروه یك دیگر را دیدند یاران موسی گفتند ما در چنگال فرعونیان گرفتار شدیم موسی گفتا چنین نیست ! یقیناً پروردگارم با من است بزودی مرا هدایت خواهد كرد ))

در معانی این آیات تفكر كرده ایم .

همانگونه از آیات استنبات می شود اصحاب موسی بگونه ای بیان می كردند كه در دست فرعون خواهند افتاد در حالی كه یقیین داشت خداوند آنها را نجات خواهد دا د.

آیا شما هم همانند موسی (ع) برای پیروزی بر دشمنانشان بعنوان سلاح از این آیات استفاده كرده اید ؟ .

اصحاب الکهف

تعداد پستها : 27
تاريخ التسجيل : 2008-10-09

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: سرگردان

پست من طرف اصحاب الکهف في الأحد 19 أكتوبر - 0:01

صبر:

( یَا بُنَیَّ أَقِمِ الصَّلاةَ وَأْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَانْهَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَاصْبِرْ عَلَى مَا أَصَابَكَ إِنَّ ذَلِكَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ * وَلا تُصَعِّرْ خَدَّكَ لِلنَّاسِ وَلا تَمْشِ فِی الْأَرْضِ مَرَحاً إِنَّ اللَّهَ لا یُحِبُّ كُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ * وَاقْصِدْ فِی مَشْیِكَ وَاغْضُضْ مِنْ صَوْتِكَ إِنَّ أَنْكَرَ الْأَصْوَاتِ لَصَوْتُ الْحَمِیرِ) (لقمان 17-19)

(پسرن ! نماز را بر پادار ، وامر به معروف ونهی از منكر كن ودر برابر مصایبی كه به تو میرسد شكیبا باش كه این از كارهای مهم است (پسرم ) بای اعتنای از مردم روی مگردان ومغرورانه بر زمین راه مرو كه خداوند هر گز متكبر مغروری را دوست ندارد (پسرم ) در راه رفتن ، اعتدال را رعایت كن ؛ از صدای خود بكاه وهرگز فریاد مزن (كه زشت ترین صداها صدای خدان است )

از ابی عبدالله (ع) نقل شده پیامبر خدا (ص) فرمود خداوند هیچ حاجتی به كسی كه مال وبدنش نفعی به كسی نمی رسد ندارد) المیزان ج 5 ص 13

از پیامبر خدا پرسیده شد گرفتارتین مردم در دنیا چه كسانی هستند فرمود : ابتدا پیامبران سپس جانشینان وجانشینان آنها و سپس مؤمنین به اندازه درجه ایمان وحسن عملشان ، هر چه ایمان وعملش بیشتر وخالص تر باشد گرفتاریش بیشتر وهرچه ایمان وعملش كمتر وضعیفتر باشد گرفتاریش كمتر است ) المیزان ج 5

وامیرالمؤمنین (ع) فرمود: اگر كوه مرا دوست داشت مندم می شود ) وباز فرمود: «دوستداران اهل بیت برای پوشیدن لباس گرفتاری خود را آماده كرده اند ) المیزان ج 5 مؤمن همیشه گرفتاست باید كه صبور باشد وصبر را بعنوان سلاح قوی در مقابل مصیبتهای وگرفتاریها استفاده كنده بخصوص صبر در راه خداوند كه عظیم ترین عبادت هاست صبر به اشكال مختلف خود را نشان میدهد صبر برای انجام عبادت صبر در مقابل معصیت صبر در هنگام مصیبت مهمترین وعظیم ترین مصداق صبر مشقتها ومصیبتها نیست كه هر انسان مؤمن برای اطاعت خالصانه خدا وآن زمانی كه با باطل كه از جمله طاغوتیان ثروتمندان وجاهلان روبرو می شود تحمل كند .

مؤمنین ومؤمنات بر آزار واذیت كه از طرف طاغوتیان وثروتمندان ، بی لیافتان ونادانان می آید صبور وشكیبا باشید با چنگ ودندان از دین خود محافظت كنید همچنین بر تنگدستی زندگی صبور باشید وخود را مورد هلاكت نیندازید زیرا هر لحظه مرگ فرا می رسد وزندگی ساعتی بیشتر نیست كه در این ساعت اتنسان فقط فرصت ومعارفه با مردم را پیدا می كند ، باید بدانید كه دنیا به محمد وآل محمد (ص) خیانت كرد پس به تو نیز هیچ خیری نمی رساند پس سعی در اصلاح ین خود باشید كه دنیا وآخرت شما اطلاح می شود .

از پیامبر خدا (ص) فرمود : زمانی فراخواهد رسید كه هیچ دینی سالم نمی ماند ودیندارا نهمانند روباهان كه فرزندان خود را به دندان می گیرند ) دین خود را گرفته از كوهی به كوهی واز سنگی به سنگی فرار می كنند گفتند ای پیامبر این زمانی كه فرا می رسد فرمود: زمانی معشیت فقط با معصیت خدا بدست می آید وبعد از آن ازدواجی صورت نمی گیرد . گفتند : ای پیامبر خدا (ص) تو ما را به ازدواج امر كردی فرمود : بله لیكن آن زما ن كه فرا رسید مرد به دست والدینسش اگر والدینی نداشت بدست همسر وپسر اگر اینها را نداشت بدست اقوام وهمسایگانش به هلاكت می رسد گفتند ای پیامبر خدا (ص) چگونه این چنین می شود فرمود : (زیرا او را بخاطر تنگدستی در امرار معشیت تحقیر وبیشتر از حد توانش از او مطالبه می كنند به حدی كه زمینه هلاكت او را محیا می سازند ای دوستداران بر سختی صبور وبه روزی حلال هر چند كم باشد قانع وبه دنیا اهمیت ندهید وهمچنین با طاغوتیان ومتابعین آنها معاشرت نكنید فرج آل محمد (ص) وفرج شما نزدیك است انشاء الله بعد از هر سختی آسانی است از پیامبر خدا (ص) فرمود : ( جزو كسانی كه دنیا به واسطه فكروحیله وایجاد غرور در آرزوهای طول دراز زیبا و ساختن خامهای بر ، نباشد . زیرا اینها خیلی سریع از بین می روند وقابل تغییر ند از دنیا چیزی باقی نماند بجز مقدار كم به اندازه ( سوار شدن برشتر ) چرا گذشته را بیاد می آورید مگر منتظر چیزی هستید ، آنچه از دنیای گذشت انگار اصلاً نبودهخ است ، در حایل كه اگر عملی برای آخرت انجام دهید از بین نمی رود پس خود را برای بازگشت آماده كنید وتوشه را8ه بردارید كه قافله رفتن نزدیك است وبدانید آنچه را هر شخصی ( از عمل خوب یابد ) فرستاده در مقابلش خواهد دید وآنچه را از عمل نیك در گذشته انجام نداده پشیمان است ).

این سخنان را از هزار وچهارصد سال پیش بیان كردند پس به انتهای دنیا چیزی باقی نمانده زیرا در آن زمان دنیا به اندازه سوار شدن بر شتر مانده بود اكنون چیزی از آن نمانده كه قابل ذكر باشد واحتمال می رود ظهور صاحب زمان امسال یا سال دیگر باشد. آیا بازهم باید غافل وخواب بمانیم وحرص مال دنیا را بزنیم وغافل از آنچه ما می خواهند باشیم مردم خوابند وزمانی كه مردند بیدار می شوند از ابوذر سئوال شد چرا ما مرگ را دوست نداریم فرمود زیرا شما دنیای خود را ساخته اید وآخرت را خواتب كرده اید و كسی دوست ندار از جای آباد به جای خراب منتقل شود . خدا ما را برای عبادت واطااعت خلق كرده وباید بیشترین وقت را برای آن قرار دهیم وآنچه از وقت اضافه آمده در طلب رزق و كار بگذاریم نه بر عكس آن .

پیامبر (ص) فرمود : ای مردم رزیق و روزی شما معلوم ومشخص است وآنچه كه بر هر كس مقسوم است وبا او می رسد پس خواسته خود را در مطالبه رزق كم كنید زیرا عمر محدود است وبرای هر كس همان مقدرا كه یقیین شده زندگی می كند وبیشتر نمی شود .

پیامبر خدا (ص) زمانی كه از جنگ احد برگشت فرمود: ای مردم آنچه را كه برای اصلاح آخرت شما تكلیف شده انجام دهید وآنچه را كه دنیا بر شما مكلف می كند دوری كنید ) وعلی (ع) فرمود: آنچه كه برای تو مقسوم شده به تو می رسد پس از خواسته هایت كم كن وآنچه را كه برای تو مقسوم نشده بدست نمی رسد پس به آنچه كه بدست آوردی قانع باش ).

باز فرمود: ( مرگ سراغت خواهد آمد پس از خواسته هایت صرف نظرر كن وبه تو آنچه كه مقدار است خواهد رسید پس از مستخر كیتهای كاری كم كن ) باز فرمود: عجب دارم از كسی كه می داند خداوند ضامن مقدار رزق و روزی اوست ولی او برای زیاد كردنش تلاش فروان می كند در حالی كه خداوند همان مقدرای كه برایش مقسوم كرده می فرستد وا وبی نتیجه حرص روزی را می زند ) باید بدانید این احادیث وروایات هیچ تنافعی با سعی وتلاش برای طلب رزق و روزی بلكه با چیزهای كه باعث می شود به خاطر آن عبادت را ترك كنی چادر عبادت خدا كوتاهی كنی مانند به تاخیر انداختن نماز به هلاكت رساندن جسم وجان وغیره معارف است وزیرا جسم تو بر تو حقی دارد . امیرامؤمنین فرمود :
خذ القناعة من الدنیا وارض بهـا واجعل نصیبك منها راحة البد ن


وانظر إلى من ملك الدنیا بأجمعها هل راح منها بغیر القطن والكفن

بگید قناعت را از دنیا و راضی باش

وقرار بده از آن راحتی جسم

ونگاه كن به كسی كه همه دنیا را به تملك گرفته

یا جز پنبه و كفن چیزی با خود برده

بدانید كسی كه جسمش را خسته كند قدرت عبادت ندر پس باید برای عبادتهای واجب ومستحب وقتی قرار دارد واسبابش را مهیا كرده بخصوص نماز شب ودر هر حالتی آن را ترك نكرد امام حسن (ع) فرمود: ( برای طلب روزی جهاد سختی مكن وبر تقدیر تكیه مزن مانند كسی كه تسلیم شده كه طلب روزی و رحمت از سنت است بطور اجمالی طلب روزی كم از عفت می آید وعفت روزی را دفع نمی كند ونه حرص وطمع روزی می آورد زیرا رزق و روزی اجمال ، طلب روزی كم از عفت می آید وعفت روزی را دفع نمی كند ونه حرص وطمع روزی می آورد زیرا رزق وروزی تقسیم شده ومباعث مرگ هم تعیین شده ودر اینجا فقط حرص زیاد گناه را ایجاد كرده).



تقیه :

ما همگی به نوعی در زندگی روزانه از تقیه استفاده می كنیم زیرا انسان فطرتن از ضرر مادی دوری می كند حتی حیوانات بی زبان .

نیاز است كه این مسئله مهم را طبق احكام وموازین شرع اسلامی انجام داد . تقیه در اسلام عبادتی از عبادات مهم محسوب می شود ومؤمنین التزام كامل دارند كه این عبادت را موارد بج انجام دهند وترك ان حرام است زیرا عمل به تقیه در غیر موارد موجود باعث هلاكت مؤمن می گردد ، چه بسیاری از مؤمنینی كه در تقیه افراط وچه كم از مومنانی كه در آن تقیه تفریط می كنند . از ائمه اطهار (ع) آمده كه افراط وتفریط در تقیه را نهی كرده اند از امام صادق (ع) ((معنای كلی ) ( تقیه دی من ودین اجداد من است ) از امام صادق (ع) ( كسی كه تقیه نمی كند دیت ندارد ) همانگونه كه از امام (ع) بر عمل به تقیه در موارد خودش را تاكید می كند در حالی كه بعضی از آنها به جمله تقیه آل محمد (ص) را یاری نمی كنند خصوصاً در زمان ظهور امام مهدی (عج) پس منظور از تقیه ترك جهاد وعمل در راه خدا نیست بلكه معنی آن انجام كار با احتیاط است مثلاً اگر شما مارسمی را خواستید بكشید بهتر است كه به آرامی به آن نزدیك شوی و سرش را بزنی امام اگر با حركت تند ایجاد سروصدا به طرف مار رفتی توجه او به شما جلب گشته واحتمال دارد حالت تهاجمی بخود بگیرد از ابی جعفر در صحیح الحزاء نقل شده ( بخدا سوگند دوستدرترین اصحاب به من پرهیزكارترین وفقیه ترین وهمچنین بهترین محافظین احادیث ما هستند ) . وكتمان كردن احادیث اهل بیت از دست نااهلان وآنان كه به امامت آل محمد (ص) ایمان ندارند وجز وخارج شدگان از ولایت ومعاندین هستند .

اصحاب الکهف

تعداد پستها : 27
تاريخ التسجيل : 2008-10-09

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: سرگردان

پست من طرف اصحاب الکهف في الأحد 19 أكتوبر - 0:04

جهاد:

خداوند فرمود :

قال تعالى : (( أُذِنَ لِلَّذِینَ یُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَإِنَّ اللَّهَ عَلَى نَصْرِهِمْ لَقَدِیرٌ*الَّذِینَ أُخْرِجُوا مِنْ دِیَارِهِمْ بِغَیْرِ حَقٍّ إِلَّا أَنْ یَقُولُوا رَبُّنَا اللَّهُ وَلَوْلا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَهُدِّمَتْ صَوَامِعُ وَبِیَعٌ وَصَلَوَاتٌ وَمَسَاجِدُ یُذْكَرُ فِیهَا اسْمُ اللَّهِ كَثِیراً وَلَیَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ یَنْصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِیٌّ عَزِیزٌ) (الحج:40)

( به كسانی كه جنگ بر آنان تحمیل گردیده ، اجازه جهاد داده شده است ؛ چرا كه در مورد ستم قرار گرفته اند وخدا بر بیاری آنها تواهناست همانا كه از خانه شهر خود ریال به ناحق رانده شوند جز اینكه می گفاتند « پروردگار ما خدای یكتاست !» واگر خداوند بعضی از مردم را بوسیله بعضی دیگر دفع نكند ،‌دیرها وصوصه ها ،‌ معابد یهود ونصاری ، ومساجدی كه نام خدا در آن بسیار بده می شود ویران می گردد وخداوند كسانی را كه یاری او كنند ، واز آیینش دفاع نمایند یاری می كند ؛ خداوند قوی وشكست ناپذیر است )‌( سوره حج 40-39)

ای مؤمنین ومؤمنات این حاكمان ظالمی كه بر مسلمانان مسلط هستند اینان با زور وخون ریزی كه كه خداوند آن رات حرام كرده ومكروحیله وارازل واو باشی را كه بخدست گرفتن برای جنگیدن با هر انسان آزاده و شریق بر مسلمانان تسلط پیدا كردند آنها دستورات وقوانین ما را قبول ندارند زیرا خود را الاهه می دانند ودیگران را به پرستش خود به غیر خدا اجباری می كنند آنان خود را فوق بشر می دانند ومی خواهند آنچه كه می گویند وانجام می دهند مورد قبول وتمجید مردم قرار گیرد مستگبرانی هستند كه كلام زور واجبار را بهتر ازكلام زیبا ومحبت آمیز می شناسند زور وقدرت بهترین راه برای حل مشكلات ومواجه شدن با مستكبران ظالم است واین سرنوشت ماست كه خداوند سبحان با جهاد امتحان می كند مؤمنین را تا شناسد مؤمنین صادق وبا ایمان را از درومحگویانی كه ادعای ایمان می كننند خداوند در این باره می فرماید:( الم * أَحَسِبَ النَّاسُ أَنْ یُتْرَكُوا أَنْ یَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لا یُفْتَنُونَ*وَلَقَدْ فَتَنَّا الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَلَیَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِینَ صَدَقُوا وَلَیَعْلَمَنَّ الْكَاذِبِینَ * أَمْ حَسِبَ الَّذِینَ یَعْمَلُونَ السَّیِّئَاتِ أَنْ یَسْبِقُونَا سَاءَ مَا یَحْكُمُونَ * مَنْ كَانَ یَرْجُو لِقَاءَ اللَّهِ فَإِنَّ أَجَلَ اللَّهِ لَآتٍ وَهُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ * وَمَنْ جَاهَدَ فَإِنَّمَا یُجَاهِدُ لِنَفْسِهِ إِنَّ اللَّهَ لَغَنِیٌّ عَنِ الْعَالَمِینَ)(العنكبوت 1-6)

( الم* آیا مردم گمان كردند همین كه بگویند . « ایمان آوردیم » به حال خود رها می شوند وازمایش نخواهند شد ؟! با كسانی را كه پیش از آنان بودند آزمودیم او اینها را نیز امتحان می كنیم ) باید حلم خدا در باره كسانی كه راست می گویند و كسانی كه دروغ می گوند تحقق یابده آیا كسانی كه اعمال بد انجام می دهند گمان كردند قدرت ما چیده خواهند شده ! چه بر داوری می كنند ! كسی كه امیر به دیدار خدا و رستاخیز دارد باید در اطاعت فرمان او بگوشد زیرا سر آمدی را كه خدا یقیین كرده فرا می رسد واو شنوا وداناست كسی كه جهاد وتلاش كند برای خود جهاد می كند چرا كه خداوند از همه جهانیان بی نیاز است ). عنكبوت 1- 6

طاغوتیان بین دو چیز مختار كردند راه سخت خواردار وذلت همانگونه كه مولای ما امام حسین (ع) فرمود : خداوند و رسول والمؤمنین ذلت را قبول ندارند . باید كه با طاغوتیان وگماشتگانشان جهاد كرد كسانی كه خون مسلمانان را می ریزند . قبل از آنكه روزی بیاید وببینیم اجساد بدون خون ومردگان متحرك كه هیچ گونه ای اراده ندارد وبناشد ومسلمانانی كه بگویند ما با سیاست كاری نداریم ودخالتی نمی كنیم زیرا هر مسلمان متدین وملتزم وفقیه در دینش می داند دین عین سیاست است . اگر به كتابهای فقه اسلامی بنگریم خواهیم دید احكام معاملات اقتصادی ، اجتماعی ریال قضائی و سیاسی بیشتر از احكام عبادی است اگر قران را بعنوان دستور حیا ت زندگی ونشانگر صراط مستقیم بدانیم لازم است كه اجابت كنیم ودر قرآن تدبر كنیم خواهیم یافت نهصت پیامبران (ع) ومستضعفین مؤمن كه با طاغوتیان مستكبر چگونه مواجه می شوند واگر در احادیث پیامبر (ص) تدبر كنیم خواهیم یافت كه می گوید بهترین جهاد گفتن كلمه حق در مقابل حاكم ظالم است ) آنچه از حدیث بر می آید جهد ترجیحاً مقابله با حاكم ظالم و ستمكار است زیرا او بر حسب جاهلیت حكم می دهد واز هوای نقس خویش متابعت می كند از قبیل خون ریزی غصب اموال ،‌هتك ارحام وچیزی از اسلام باقی نماماند جز هوای نقس خویش وعلمای خود فروخته را مزدور خد كرده تا قران را طبق هوای نفس خود تفسیر كنند در آیه ای :

( یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَأُولِی الْأَمْرِ مِنْكُمْ ) (النساء:59)

(كسانی كه ایمان آودره اید ! اطاعت كنید خدا را واز اطاعت كنید پیامبر خدا واولو الامر معرفی می كننند)

نه دوازده امام معصوم (ع) را وآن زمان حضرت موسی (ع) امام علی (ع) وامام حسین (ع) را به گونه ای معرفی می كنند كه اینان از شریعت الهی دوراند ودر مقابل ائمه زمانه خود یعنی فرعون ومعاویه و یزید ( لعنت خدا بر آنها باد ) ایستاده اند به همین علت مردم به جاهلین بر می گردند واز قران فقط خطوط نوشته واز اسلام اسمش باقی می ماند وما در اینجا می دانیم جهاد دفاع از دین اسلام در مقابل احاكمان ظالم است ودر هر مسلمان است كه با طاغوتیان مسلط بر كشور های اسلامی مقابله وجهاد كند وبا از بین بردن آنها وگماشتگان وحكومت الهی واسلامی را بر پا كننده در آخر جرای شریعت خدا كه در قرا كریم آمده و وبر زبان پیامبر اعظم (ص) جاری است وآنچه را دوازده امام معصوم (ع) از پیامبر خدا (ص) در مورد كشورهای اسلامی ، عبات گسترش عدل وجنگ با فساد وهمچنین جهاد مسلحانه گفته اند متمابرای آماده سازی این امت است كه چند مرحله دارد وآن :



1 – نشر فقه دینی بین مؤمنان :

وبر هر مؤمن نشودین واجب است وبهتر كه آن جزو وظایف قرار دهد زیرا مقدمه برای تمام عبادت ومعاملات شخصی واجتماعی است البته بر حسب توان وقدرت هر شخص كاپس وظیفه یك دانشجو به مراتب سنگین تر از یك فرد امی وبی سواداست . به طور مثال یك فارغ التحصیل از دانشگاه بر او بست كه درسهای فقه را بخواند و یا بعضی از مسائل آن را از روحانیون كمك بگیرند . واین از وظایف واجب است كه مانند یك هدایت كنند ه آنهار اراهنمائی كنند ، سپس خودش به نشر فقه بین مؤمنین بر می خیزد . واما كسی كه توان خواندن ندارد ولیكن قادر به یادگیری بعضی در مسائل فقهی در مساجد و یا او دیگر مؤمنین است پس این شخص می تواند به انتشار فقه در میان مؤمنین بپردازند . دیگر هیچ علمی منحصر به فرد نیست اگر شما هم یك مسئله فقهی بدانید باید در نشر آن بین مؤمنین بگوشید . آگاه باشید كه نشر فقه تبادل علم بین مؤمنین و سخن پیرامون احوالات مسلمین وشریعت اسلامی است كه این عمل باعث رسوای طاغوتیان وزیردستانشان می شود كسانی كه به اسلام تظاهر می كنند ومسلمین با این عمل آگاه كشته كه حاكمان الم از شریعت مقدس اسلام خارج گشته وبا اولیاء خدا و روحانیون وهمچنین مؤمنین متدین جنگ می كنند .

اصحاب الکهف

تعداد پستها : 27
تاريخ التسجيل : 2008-10-09

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: سرگردان

پست من طرف اصحاب الکهف في الأحد 19 أكتوبر - 2:04

2- امر به معروف ونهی از منكر :
درباره این موضوع قبلا سخن گفته شده ، عمل به این مسئله یكی از مهمترین كار اجتماع و واجبات شرعی است كه آن رضایت خدا را جلب و طاغوتیان را رسوا می كند بر ماست كه زیر دستان وفرومایگانی در خدمت طاغوتیان هستند را اصلاح و سخنان قآن وانبیاء‌(ع) كه در مقابل طاغوت جهاد می كردند را یاد آوری كنیم خداوند فرمود:
(( إِنَّا لَنَنْصُرُ رُسُلَنَا وَالَّذِینَ آمَنُوا فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَیَوْمَ یَقُومُ الْأَشْهَادُ ) (غافر :51)
( ما به یقین پیامبران خود و كسانی را كه ایمان آورده اند ودر زندگی دنیا ودر آخرت روزی كه گواهان به پا می خزند یاری می دهسم )


خداوند فرمود :‌
وقال تعالى (( كَتَبَ اللَّهُ لَأَغْلِبَنَّ أَنَا وَرُسُلِی إِنَّ اللَّهَ قَوِیٌّ عَزِیزٌ * لا تَجِدُ قَوْماً یُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الْآخِرِ یُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَوْ كَانُوا آبَاءَهُمْ أَوْ أَبْنَاءَهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِیرَتَهُمْ أُولَئِكَ كَتَبَ فِی قُلُوبِهِمُ الْأِیمَانَ وَأَیَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ وَیُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ أُولَئِكَ حِزْبُ اللَّهِ أَلا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ) (المجادلة 21-22)
(كسانی كه با خدا ورسولش دشمنی می كنند آنها در زمره ذلیل ترین افرادند . خداوند چنین مقرر داشته كه من و رسولانم پیروز می شویم ، چرا كه خداوند قوی وشكست ناپذیر است ) مجادله 220 -21

خداوند فرمود :‌
(( وَلَقَدْ سَبَقَتْ كَلِمَتُنَا لِعِبَادِنَا الْمُرْسَلِینَ * إِنَّهُمْ لَهُمُ الْمَنْصُورُونَ * وَإِنَّ جُنْدَنَا لَهُمُ الْغَالِبُونَ) (الصافات 171-173) .
(اما هنگامی كه این كتاب بزرگ آسمانی بر آنها نازل شد، به آن كافر شدند ، ولی بزودی نتیجه كار خود را خواهند داشت . وعدۀ‌ قطعی ما برای بندگان فرستاده ما از پیش مسلم شده كه آنان یاری شدگانند ، ولشكر ما پیروز)
كسی كه در وجودش اندكی نور الهی وجود داشته باشد بیاد می آورد ولایت خدا را وباز خواهد گشت ودیگر بفرمان طاغوت نخواهد بود وجزء گروه مؤمنین قرار می گیرد . واما اگر شقی بود ( كسی كه در قلبش نور ایمان نیت ) گمان دارد تسلیم در برابر طاغوت او را نجات خواهد داد وزنده باقی می ماند برای چنین شخصی نباید متأسف شدزیر ا دارد زندگی بدست طاغوت است نه بدست خداوند ، وجود او مالامال از ترس وخوف طاغوت است به اندازه كه شخصیتی دوگانه پیدا كرده
اما عاملان طاغوت ، قلبهایشان تاریك وچشمانشان كور به حدی كه منكر را معروف را منكر می بینند. این سخنان بهاین معنا نیست كه آنها را ترك تا هیزم جهنم شون زیرا امكان دارد یكی از آنان اصلاح وبسوی ولایت خدا باز گردد مؤمنین باید راه و روش انبیاء(ع) بخصوص امام حسین (ع) را بعنوان الگو واسوه در مقابل خود قرار دهند همانگونه كه امام حسین (ع) در صحرای كربلا لشكر یزیدبن معاویه كه لعنت خدا بر او باد را شروع به نصیحت وامر به معروف نهی از منكر كرد در این میان حر بن ریاحی یك از سرداران لشكر اومیه كه خداود ار او راضی باشد هدایت دو بسوی حق باز گشت.
اگر نتیجه سخنرانی ابنی عبدالله (ع) هدایت همین یكنفر بود كافیست .
مؤمنین بر حذر باشند با احتیاط كامل وتدبر گمراهان با پند ونصیحت كنند ومطمئاً باشند از طرف آنها ضروری نمی بینند ودر اصلاح آ»ها باشند مؤمن ازاصلاح جامعه اسلامی مأیوس نمی شود زیرا آنها حذب خدا و سربازانش هستند وخداوند برای آنها پیروزی وسربلندی نوشته است .
خداوند سبحا رهبری ربانی مهدی (عج ) را كه اصلاح كننده بزرگ وناشو شریعت بر روی زمین و كلمه كه خدا وند وعده كرده بود انبیاء (ع) به نصرت وببردزی او بعد از بده غیبت طولانی وخسته كنده چون خورشید شطلوع خواهد كرد .
پس شبانه روز در پنهانی وآشكار كوشا باشید در امر به معروف ونهی از منكر زیرا مؤمنی كه زمینه را برای دولت صاحب زمان (ع) در این زمانه آماده می كند اجر بسیرای بزرگی دارد . از ابی عبدالله (ع)‌ فرمود : پیامبر خدا (ص) فرمود: ( خوشا به سعادت كسی كه درزمانی قائم آل محمد (ص) زندگی میكند در حالی كه اقتدار كرده به اوقبل از آنكه قیام كند دو دوستدار او واتئمه قبل از او ودشمن دشمنانش هستند ، اینان دوستان من ومودرد رحمت ومؤدت من هستند وكریمترین امت بر من فرمود: بلكه بالاتر بخشنده ترین خلق خدا بر من هستند . از امام صادق (ع ) فرمود: پیامبر خدا (ص)‌ به اصحاب فرمود:‌( امتی بعد از شما خواهد آمد كه اجر یك مرد برابری می كند با پنجاه مرد از شما ، گفتد : ای پیامبر ما در جنگهادی بدر ، احد ، چنین در مصاف تو بودیم وهمچنین خداوند قرا ن را در زمان ما نازل كرد پس فرمود: شما نمی توانید حمل كنید آنچه را كه آنان حمل می كنند وصبر نمی كنید آنچه را كه آنان صبر می كنند (غیبیه الطوسی ص 275 )
از محمد عن ابی بصیر : ابی عبدالله (ع) فرمود: ای ابا محمد نزد ما سوی از اسرار وعلمی از علم خداوند است به خداوند سوگند كسی نمی تواند حمل كند آن را حتی فرشتگان مقرب ونه پیامبران ونه مؤمنین كه خداوند قلبش را مورد امتحان قرار داده هیچ كس را خداوند ملكف نكرد بغیر از ما وهیچ كس را مورد اطمینان قرار نداد بجز ما ، ونزد ما قرار داد سری از اسرار وعملی از علمش وما را به تبلیغ آن امر فرمود: وما هم این چنین كردیم ولی هیچ اهلی نیافتیم كه توانائی حمل آن را داشته باشد پس خداوند از همان گلی كه محمد (ص) وذریه (ع) را خلق نمود امتی خلق كرد واز همان نوری كه محمد (ص) وذریه (ع) را خلق نمود به آنها عطا فرمود .
همان فضل ورحمتی را كه بر محمد (ص) وذریه اش (ع) ارازانی داشته وبا آنها را هم مورد لطف ومرحمت خود قرار داده وما تبلیغ كردیم آن را برای این امت همانگونه كه خداوند ما را امر فرموده بود وآنان قبول كردند وتوانستند آن را حمل كنند وقلبها یشان از محبت ومعرفت وگفته های ما پرشد وذكر ویاد ما را ابلاغ كردند.
اگر آنان از این سرشت خلق نمی شدند این چنین نبودند ، پس خداوند فرمود: جهنم وآتش رات خلق نمودیم وامر به ابلاغ آن داد وما هم این چنین كردیم ، عه از این سخنان متنفر شدند آن را رد نمودند وگمان كردند دروغ یا سحر وجادوست واحتمال ندراد زندگی بعد از مرگ حقیقت داشته باشد ، خداوند بر قلبهایشان مهر زد گاهی زبانهایشان به حقیقت ودفاع از اولیا واهل طاعت باز می شود در حالی كه قلبهایشا منكر از آن است واگر این چنین نبود كسی بر روی زمین خدا را عبادت نمی كرد .
خداوند امر فرمود ما را به دوری از آنها ومحافظت از سو وكتمان ان وما هم همانگونه كه خداوند فرموده بود انجام دادیم سپس بلند كرد دستهایش را وگریه كرد وفرمود ؛ خداوند اینان كه ایمان آورده بودند مردمانی كمی هستند پس زندگی آنها را با زندگی ما ومرگشان را با مرگ ما قرار بده وهیچ ظالمی را بر آنها مسلط مكن زیرا مرگ آنها ما را ناراحت می كند اگر این چنین شد هیچ عبادت كننده باقی نمی ماند (وصل علی محمد وآل محمد (ص)‌ ) ( اصول كافی ج 2 )‌

اصحاب الکهف

تعداد پستها : 27
تاريخ التسجيل : 2008-10-09

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: سرگردان

پست من طرف اصحاب الکهف في الأحد 19 أكتوبر - 2:05

3 – گسترش فكری نهضت اسلامی :
نهضت اسلایم همان نهضت حضرت محمد بن عبدالله (ص)‌ ومؤمنین ومستضعفین است كه بر علیه طاغوتیان زمان خود مثلاً :‌ابی سفیان ، كسری ، قیصر ویزید دستانشان واین نهضت زمانی به پایان می رسد كه تمام مردم روی زمین بگویند( لا الا الله محمد رسول الله ) كه بدست امام مهدی (عج) عدل الهی وگسترش آن در تمام نقاط جهان تحقق ومی پذیرد .
مسلمانان شك ندارند كه نهضت امام حسین : (ع) ادامه همان نهضت پیامبر (ص) است كه در حدیث مشهور خود می فرماید :‌ ( حسین از من است ) پس نهضت امام حسین (ع) همان نهضت حذب خدا ویارانش بر لعیه طاغوت وحذب آنهاست .
وهمچنین خروج امام حسین (ع) برای جهاد همان خروج پیامبر خدا (ص) اما در وجود پسرش امام حسین (ع) كه آقای جوانان بهشت است .
پس جهاد امام حسین (ع) در میدان جنگ برای پیروزی نبوده زیرا بخوبی می دانسته كه با هفتاد ودونفر چنین امری تحقق پیدا نمی كند ولی جهاد امام (ع) بسفارش وعهدهی كه به جدش رسول خدا داده بود امام (ع) بدرستی آگاه بود كه كشته خواهد شد به همراه یارانش حتی فرزند شیر خوارش واسارت زنان كه بین آنها زینب فرزند فاطمه دختر رسول الله (ص) بود كه امویون می خواستند این نهضت را به نهضت ارتشی تبدیل كره وتشكیل یك امپراطوری عربی به اسم اسلام كنند نهضت امام حسین (ع) آمد كه به تمام مردم در هر زمان ودر هر مكان بگوید كه هدف اسلام بر پای امپراطوری عربی یا اسلامی نیست بلكه هذف اسلام این است كه تمام مردم روی زمین بگویند ( لاالاالله ) نیست خدایی جز خدای یگانه ) ‌وهدف دیگر آن برپای عدل الهی روی زمین است نهضت امام حسین (ع) بر امت خداوند سبحان و رسولش (ص)‌ را اعلام كرد از احكام ظالمی كه بر امت اسلامی مسلط شده ان وخلفای خدا واولیاء كه دوازده امام (ع) هستند از حكومت دور كردند آنچه كه در روز دهم محرم سال شصت ویك هجری در كربلا واقع شد تاكیدی می كند كه امت اسلامی به عصر جاهلیت بعد از وفات پیامبر (ص)‌ برگشتند مهمترین وبارزترین نمونه این مسئله كشتن امام حسین (ع) وبالا بردن سر مباركش بر روی نیزه واسیر كردن وصی چهارم ازاوصیاء پیامبر (ص)‌ علی بن الحسین (ع) و كشاندن ایشان به شام با دستهای زنجیر شده وآنچه را كه این امت بر سراوصیاء پیامبر (ص) آوردند در واقع عمل بنی اسرائیل را كه بر سر پیامبر خود می آوردند را كامل كرد .
البته عملی كه این امت انجام دادند ننگین تر وبدتر بود از امت اسلامی نسلی را كه راضی به قتل امام حسین (ع) بودند گرفتار لعنت ابدی شدند ودر همان زمان نسلی كه بعد از كشته شدن امام حسین (ع) بوجود آمد كه نگهدار این نهضت بودند ومورد رحمت قرار گرفتند آنچنان كه خداوند این نهضت را راهنمائی وبدست محمد وآل محمد (ص)‌ سپرده آغازی برای تفكر عمیق در نهضت شد وحالا ما این حقیقت را درك كردیم زیرا این واقعه عملاً صورت گرفته وهر زمان كه روز عاشورا فرا می رسد نوحه وعزاداری وگریه از هر گوشه زمین كه مؤمنی وجود دارد بر می خیزد . زیرا امام حسین (ع) آنچه را كه داشت در راه خدا قربانی كرد .
كه برای رسیدن به خداوند متعال وخارج شدن از گمراهی كه این امت را در آن افتاده اند امام حسین (ع) با قربانی كردن خود و یارانش واهل بیتش مهمترین علامتها را قرار داده وبنیان مستحكمی برای هر مسلمانی كه می خواهد در مقابل تسلط طاغوتیان شمشیر بدست گیرد به این بنیان مستحكم تكیه كنند .
نهضت امام حسین (ع) یك نهضت ناب محمدی است كه هدفش اصلاح جوانان این امت ومهیا كردن نسلی مؤمن برای پای رسالت الهی است.
نسلی ربانی كه خداوند را عبادت كنند وهیچ دستوری را جز دستور قران قبول ندارند ومعصومین (ع) از طرف خداوند تایین شده اند وكسانی كه نائب آنها هستند را حاكم می دانند .
اگر كشته شدن امام حسین (ع) یك امر بسیار عظیمی است ولكین هدفش از آن عظیمتر ومهمتر است كه بر پای دولت ( لاالاالله الكبری ) بر روی زمین ، دولت عدل الهی به رهبری ابن الحسن العسكری علیهما السلام كه همان امام مهدی منتظر (عجل الله فرجه الشریف است .

4 – آماده سازی قدرت برای جهاد :
اگر مسلمانان جویای خود باشند و شروع به امر به معروف ونهی از منكر كنند واهداف نهضت اسلامی را بخوبی بشناسند كه همان بر افراشتن كلمه لااله الا الله بر تمام اهل زمین واقامه عدل الهی را بر روی زمین گسترش دهند . نسلی جدید كه آمده است برای جهاد با طاغوتیان بوجود می آید .
مرحله چهارم همان آماده سازی برای جهاد بر تمام دنیا است وتهیه سلاح حتی اگر چاقوی كوچك یا قطعه از فلزی باشد اینها را بی اهمیت وناچیز نشمارید زیرا اصحاب پیامبر خدا ( ص) با برگهای از درخت خرما توانستند بر شمشیر های مشركین قریش پیروز شوند . بدانید خداوند با شما ست اوست پابر جایتان می كند وتوسط فرشتگان خود شما یاری می دهد اگر براستی جزو مخلصینخدا باشید .
وهمراه لشكر طیغیانگر شیطان امت اوست كه آنها را راهمنائی می كند وانان نیز به دنبال آن حركت می كنند تا جای كه دو لشكر با هم مواجه شوند ولشكر طغیانگر فرار كرده وپشت به جنگ می كنند
وخداوند فرمود :
(( وَقَالَ الشَّیْطَانُ لَمَّا قُضِیَ الْأَمْرُ إِنَّ اللَّهَ وَعَدَكُمْ وَعْدَ الْحَقِّ وَوَعَدْتُكُمْ فَأَخْلَفْتُكُمْ وَمَا كَانَ لِیَ عَلَیْكُمْ مِنْ سُلْطَانٍ إِلَّا أَنْ دَعَوْتُكُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لِی فَلا تَلُومُونِی وَلُومُوا أَنْفُسَكُمْ مَا أَنَا بِمُصْرِخِكُمْ وَمَا أَنْتُمْ بِمُصْرِخِیَّ إِنِّی كَفَرْتُ بِمَا أَشْرَكْتُمُونِ مِنْ قَبْلُ إِنَّ الظَّالِمِینَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ) (ابراهیم:22)
( وشیطان ، هنگامی كه كار تمام می شود می گوید : خداوند شما وعده حق داد ، ومن به شما وعده ( باطل ) دادم ، تخلف كردم . من بر شما تسلطی نداشتم جز اینكه دعوتتان كردم و شما دعوت مرا پزیرفتید ، بنابر این مرا سرزنش نكنید ، خود را سرزنش كنید نه من فریادرس شما هستم ، نه شما فریادرس من من نسبت به شرك شما درباره خود ، كه از قبل داشتید ( واطاعت مرا همردیف اطاعت خدا قرار دادیدم بیزار و كافرم ) مسلمأ ستمكاران عذاب دردناكی دارند )
با اجرای این مراحلی را كه برایتان بیان نمودیم سربازان حضرت مهدی (عج ) كه همان سربازان خداوند سبحان وتعالی هستند با جسم وجان خود برای جهاد آماده می شوند . با حضور هر مؤمن مجاهد به شخصه وبیان آنكه همراه خدای سبحان جبار آسمانها وزمین است ونمی ترسد و سر تعظیم در برابر طاغوت فرود نمی آورد هر چند كه سربازانش از نظر تعداد وعده زیاد باشند . خداوند می فرمود :
( إِنَّ كَیْدَ الشَّیْطَانِ كَانَ ضَعِیفاً ) (النساء:76)
( نقشه های شیطان ( همانند قدرتش ) ضعیف است ) نساء : 76 )
ودعا كن خداوند سبحان وتعالی براین امت فرجی كند و رهبر ربانی امام مهدی (عج ) را بفرستد تا دستمان را بگیرد واز این سرگردانی خارج كند وبه سرزمین مقدس راهمائی وداخل كند ان شاء الله سبحان ومتعال...
حضرت مهدی (عج ) ومحمد فرزند امام حسن فرزند امام علی فرزند امام محمد (ع) فرزند امام علی (ع) فرزند امام موسی (ع) فرزند امام جعفر (ع) فرزند امام محمد (ع) فرزند محمد (ع) فرزند امام علی (ع) فرزند امام حسین فرزند امام علی (ع) فرزند ابی طالب (ع) واو از فرزندان علی وفاطمه دختر حضرت محممد (ص) پیامبر خدا (ص) ومسلمانان همگی بر این موافق هستند كه د رآخر زمان ظهور می كند ودر مورد این مسئله احادیث متعددی وجود دارد كه حضرت محمد (ص) در احادیث كه از او آمده فرمود (‌كسی كه اما م آخر زمان را منكر باشد كافر است )
در سال 255 ه . متولد شد ودرسن پیج سالگی پدرش امام حسن عسكری بشهادت رسید ومادرش یكی از نوادگان پادشاه روم كه نسبت آن به حواریون عیس می رسد . وبسیار یاز مؤمین در زمان حیات پدرش امام عسكری او را دیدند درزمانی كه به منصب امامت رسید فقط چهار نواب خاص در زمان غیبت صغری به مدت 70 سال او را میدیدند وسپس غیبت كبری امام به خداست خداوند آغاز شد تا امام زنده باقی بماند وزمین را از عدل وداد پر كند همانگونه كه ظلم و ستم زمین را پركرده است ودر توارات وانجیل نامش قدیم الیام ) ذكر شده بخاطر طولانی بودن عمر ایشان وعیسی در زمان قیام امام از آسمان فرود می آید. واو مؤید حقانیت امام است وزیرا وخواهد شد.

اصحاب الکهف

تعداد پستها : 27
تاريخ التسجيل : 2008-10-09

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: سرگردان

پست من طرف اصحاب الکهف في الأحد 19 أكتوبر - 2:06

امام در مكه قیام می كند . و یارانش كه بالغ بر 313 نفر هستند در آنجا جمع می شوند ،‌تعداد آنها بر حسب تعداد مردان جنگ بدر و یاران طالوت كه توانستند از رود خانه عبور كنند .
پس از تمام كشورهای اسلامی مؤمنین مخلص به مكه می آیند . كه تعدا آنها به ده هزار نفر می رسد واینها نخستین لشكر امام (ع) هستند. امام برای جنگ از مكه خارج نمی شود مگر آن زمان كه خداوند لشكر سفیانی را بین راه مكه ومدینه از بین ببرد (‌زمین آنها را می بلعد ) واین همان لشكری است كه می خواهند جلوی حركت نهضت امام را بگیرند . بعد از این واقعه آغاز حركت امام است برای پاكسازی زمین اسلامی از طاغوتیان ونوكرانی كه اطراف آنها جمع شدته اند امام به جنگ سفیانی وسربازان ارچاس وآزاد سازی سرزمین مقدس می رود ومردم گروه گروه به دین خدا وارد می شوند ولیكن امتحانات الهی در زمان ظهور حضرت بیساری اندیكی از آنها دجال ولشكر عزب است كه خدا وند ولی خود امام مهدی وسربازانش كه همراه او هستند را یاری وبردشمنان پیروز می كند تا دین الهی بر تمام ادیان پیروز شود این هر كراهت مشركین را ایجاد می كند همانگونه كه خداوند در قرآن كریم وعده كرده بود.
اما از علامات تردیكی ظهور امام ، از آسمان باران نمی بارد گرمابی داد می كند . اختلاف بین شیعه ، مواجع می میرند ،‌وبسیاری از آنها در نجف به قتل می رسند وعراق در محاصره اقتصادی می افتد . واینگونه كه وارد شده هیچ داد وستدی كشورهای مجاوری با عراق نمی كنند حتی به اندازهدینا رود رهم ، واهل عراق از زیادت خانه خدا توسط رومیان( غریب اموزه )‌منع می گردد از امام صادق روایت شده برای اهل عراق (.. زمانی كه از حج منع می شوید محصولات كم وقحطی كشور را بر می كنند وبه گرانی وظلم حاكم مبتلا می شوید وبین شما دشمنی وفتنه وبیماری وباگرسنگی همدیگر می شوید )‌ مساجد وكتاب قران تزئین می شود وغذا در مسجد خوردن . زمان آنقدر سریع می گذرد كه یك سال مانند یك ماه مانند یك هفته و یك هته مانند یك روز ویك روز مانند یك ساعت است . كشتار چهار هزار مسلمان روز جمعه در مسجد كوفه وانهدام دیوار مسجد بدست حاكمان عراق ، واختلاف حكام عراق بین خودشان واین اختلاف نخستین علامت از بین رفتن حكومتشان است ومردم به این حكومت طمع می كنند ،‌پیدا شدن ستاره دنبال دار كه روشنایش مانند نور ماه است وسپس تامی شود به طوری كه سرستاره به دنبه آن می رسد ودیگر اعلامات ندای آسمانی است در روز 23 ماه رمضان ، سوفیانی از شام واردن پیدا می شود وبه اشغال سوریه وبعضی از زمینهای فلسطین وقبل از ظهور سوفیانی در شام اختلاف بر سرحكومت بود واز طرفی ،‌قبل حاكم عراق آن را تصرف می كند ودیگر از علامات ماه گرفتگی در روز 25 ماه رمضان وخورشید گرفتگی در نیمه ماه رمضان كه مهر دوی آن در یك ماه بوقوع می رسد . در سال قیام امام اسیل كوفه را می گیرد . آسمان 24 بار می بارد وآثار وبر كاتش را در زمین می بینید ، در سالی كه امام قیام می كند خرما در نخلها فاسد ودر بعضی از روایات میوه ها در درختان فاسد می شوند . آتش در حجاز وآسمان ظاهر می گردد وهمچنین آسمان قرمز می گردد وخورشید در زوال باقی می ماند وبغداد وبصره با چنگها وفتنه خراب می شوند در این هنگام نام صاحب زمان بر زبانها مردم جاری می گردد وظهورش در یكی از این سالهاست وكشتار همگانی در كعبه بین ركن ومقام آنها را سر می برند وامام قیام می كند بعد از این علامت به پانزده روز یا كمتر وبعد از قیام امام چند علامت دیگر كه دال بر ظهورش است كه یكی از آنها لشكر سوفیانی در صحرای بین مكه ومدینه توسط زمین بلعیده می شوند . و یكی دیگر احتمال دارد ندای آسمانی بعد از ظهور وقیام امام باشد كه دلالت بر حقانیت امام است بخصوص كه منادی جبرائل می باشد
این علاماتی كه گفته شد احادیثی اند كه از ائمه نقل شده ،‌والله اعلم هر چه در این باره آگاهی داشته باشیم باز هم كم است از خدا می خواهیم كه آن را زیاد كند وسلام بر والسلام على حجة الله فی أرضه ورحمة اللـــه وبركاته
والسلام على المؤمنین والمؤمنات ورحمة الله وبركاته
(رَبَّنَا آمَنَّا بِمَا أَنْزَلْتَ وَاتَّبَعْنَا الرَّسُولَ فَاكْتُبْنَا مَعَ الشَّاهِدِینَ7 رَبَّنَا لا تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَیْتَنَا وَهَبْ لَنَا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهَّابُ8)(آل عمران) ( دعا می كنند ایمان كننده گان )‌خدایا به آنجه بر ما نازل فرمودی ایمان آوردیم واز پیامبر وفرستاده توتبعیت كردیم پس ما جزء‌ شاهدین قرارده ( راسخان در علم می گویند) پروردگارا دلهایمان را بعد از آنكه ما را هدایت كردی از راه حق منحرف مگردان واز سوی خود رحمتی بر ما ببخش زیرا تو بخشنده ای) .

بسم الله الرحمن الرحیم
( إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَیَقْتُلُونَ وَیُقْتَلُونَ وَعْداً عَلَیْهِ حَقّاً فِی التَّوْرَاةِ وَالْأِنْجِیلِ وَالْقُرْآنِ وَمَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَیْعِكُمُ الَّذِی بَایَعْتُمْ بِهِ وَذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ * التَّائِبُونَ الْعَابِدُونَ الْحَامِدُونَ السَّائِحُونَ الرَّاكِعُونَ السَّاجِدُونَ الْآمِرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّاهُونَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَالْحَافِظُونَ لِحُدُودِ
اللَّهِ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِینَ ) (التوبة:112)
(خداوند از مؤمنان ، جانها واموالشان را خریدای كرده در برابرش بهشت برای آنان باشد ، به اینگونه كه ) در راه خدا پیكار می كنند ومی كشتند و كشته می شوند این وعده حقی است برا و كه در تورات وانجیل وقران ذكر فرموده وچه كسی از خدا به عهدش وفادارتر است ؟‌اكنون بشارت باد بر شما . به داد و ستدی كه با خدا كرده اید . واین است آن پیروزی بزرگ).

مذنب مقصـر
سيدأحمـد حسن
1420 هـ. ق

اصحاب الکهف

تعداد پستها : 27
تاريخ التسجيل : 2008-10-09

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: سرگردان

پست من طرف محتوى إعلاني اليوم في 13:11


محتوى إعلاني


بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي بازگشت به بالاي صفحه


 
صلاحيات هذا المنتدى:
شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد