مناظره انصار الله با فقهاى اخر زمان وپیروانشان در تالارهاى مختلف ايرانى

صفحه 1 از 2 1, 2  الصفحة التالية

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي اذهب الى الأسفل

مناظره انصار الله با فقهاى اخر زمان وپیروانشان در تالارهاى مختلف ايرانى

پست من طرف اسراء في الثلاثاء 14 أكتوبر - 22:44


بسم الله الرحمن الرحيم

جواب ايت الله محمد صادق روحانى در تكذيب روايت وصيت

قال تعالى ( بَلْ كَذَّبُوا بِمَا لَمْ يُحِيطُوا بِعِلْمِهِ وَلَمَّا يَأْتِهِمْ تَأْوِيلُهُ كَذَلِكَ كَذَّبَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَانْظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الظَّالِمِينَ) (يونس:39)


اولا : تكذيب روايت وصيت بدون اعتماد بر قواعدى كه ان را اهل البيت (ع) براى ما گذاشتند كه عرض ان بر قران و سنت اهل البيت (ع) ميباشد ، و اعتماد فقط بر سند روايت اعتماد باطل است و دليل ان به شرح زير است چونكه ادله ما از كتاب خدا و رسول الله و ائمه اطهار نقل شچه است نه اجتهادات شخصى :

عن ابي الحسن موسى (ع) قال دخل رسول الله ص المسجد فاذا جماعة قد طافوا برجل فقال ما هذا فقيل علامة فقال وما العلامة فقالوا له اعلم الناس بانساب العرب ووقائعها وأيام الجاهلية والاشعار العربية فقال النبي ص ذلك علم لايضر من جهله ولاينفع من علمه ثم قال النبي ص إنما العلم ثلاثة آية محكمة أو فريضة أو سنة قائمة وما خلاهن فهو فضل . الكافي ج 1 ص 32 باب صفت العلم .

از ابى الحسم موسى(ع) فرمودند : رسول الله (ص) وارد مسجد شدند و ديدند كه مردم بر شخصى جمع شده اند
سبس فرمودند : اين چيست ؟
گفتند : علامة .
فرمودند : علامه يعنى چى ؟
گفتند به رسول الله (ص) : عالمترين مردم به نسب (علم رجال) و وقائع عرب و اشعار عربي ميباشد .
رسول الله (ص) فرمودند : اين علم اگر كسى از ان جاهل باشد ضررى ندارد و كسى كه هم ان را بداند نفعى نخواهد كرد ، سبس فرمودند كه : علم سه تاست : ايه محكم و فريضه و سنه قائمه و غير از اينها زيادى ميباشد و در ان نفعى نيست .

اگر رسول الله ان را امرى بدرد نخور محسوب ميكند ، بس ما بايد بيروى از رسول كنيم نه از كسانى كه اين علم را اوردند . و اعتماد قبول روايت يا انكار ان بر حسب سند ان را علماى متقدمين و متاخرين نگفته اند ، و ممكن است روايت صحيح باشد و كسانى كه روايت را نقل كرده اند اشخاص مجهول يا دروغگو باشند و ممكن است روايت صحيح نباشد و ان را اشخاص موثوق نقل كرده اند و ممكن است از انها نسيان يا صحو شده باشد .

عن أبي عبد الله (ع) قال :لا تكذبوا الحديث أتاكم به مرجئ ولا قدري ولا خارجي نسبه إلينا فأنكم لا تدرون لعله شيء من الحق فتكذبون الله عز وجل فوق عرشه
از ابى عبدالله فرمودند : تكذيب نكنيد حديثى را كه از طريق قدرى و مرجى(مخالفين اهل البيت) و نه خارجى (خوارج كه در نهروان بر امير مؤمنان خارج شدند ) اگر منسوب به ما (اهل البيت) باشد براى اينكه شماها نميدانيد ممكن است در ان شيء از حق باشد ،و خداوند را دروغگو ميكنيد فوق عرشش .

و روايت امام (ع) دليل واضحى است كه حديثى را تكذيب نكنيد با اعتماد بر سند (سند رجال )، حتى اگر اورنده ان اشخاصى باشند كه با اهل البيت (ع) مخالف هستند .

و ممكن است خواننده بگويد : چطورى همه روايتها را قبول ميكنيد فقط با وجود دارا بودن اسم اهل البيت (ع)؟؟؟!!!

جواب : ما با اراء و اجتهادات شخصى خود نظر نميدهيم ، چونكه اهل البيت(ع) همه امور را براى ما واضح كرده اند ، وليكن مرد از انها دور شدند و بيرو فقهاى اخر زمان شدند چونكه هزاران روايتهاى كه نقل از اهل البيت(ع) بود را انكار كردند فقط به خاطر اعتمادشان به سند مثل روايت وصيت رسول الله (ص) .

ادامه دارد ...

_________________
يُرِيدُونَ لِيُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ - الصف:8

اسراء

تعداد پستها : 188
تاريخ التسجيل : 2008-10-14

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

پاسخهاى انصار الله به سؤالات گوناگون دوستان در تالارهاى مختلف ايرانى

پست من طرف اسراء في الثلاثاء 14 أكتوبر - 22:49


راه قبول روايت طبق گفتار اهل البيت (ع) :

. رسول خدا ( صلی الله عليه و آله و سلم )

اى مردم ! آنچه را از من براى شما روايت می كنند، اگر موافق كتاب خدا باشد، بدانيد كه گفته من است ، و آنچه را بر خلاف كتاب خدا بود، گفته من نمی باشد.

. امام صادق ( عليه السلام ) :

هر گاه دو حديث مختلف به شما نشان دادند، آنها را به كتاب خدا عرضه كنيد و آن را که با كتاب خدا موافق باشد بپذيريد، و آن را كه مخالف كتاب خدا باشد رد كنيد.

هر چيزى به كتاب خدا و سنت پيغمبر بر می گردد و هر حديث كه با كتاب خدا موافق نباشد، باطل است .

حديثی را از ما قبول نکنيد مگر آن که موافق قرآن و سنت باشد . از خدا بترسيد و از ما قبول نکنيد آن چه مخالف قول پروردگار متعالمان و سنت نبيمان باشد . پس ما هنگامی که حديث می گوييم ، می گوييم خداوند عزوجل فرمود و رسول خدا فرمود .

ثانيا : بايد مردم از اهل البيت(ع) در مورد فقهاى اخر زمان سؤال كنند وليكن مردم از فقهاء اخر زمان در مورد اهل البيت(ع) ميبرسند كه انها نه تنها معصوم (فقهاء اخر زمان ) نيستند بلكى در فتاوى انها هم اختلاف زيادى ديده ميشود و انها ميگويند كه ما نواب امام مهدى (ع) هستيم ، ايا احكام امام مهدى (ع) مختلف است و يا اينكه يك حكمى دارد ؟؟؟!!! وجواب اين سوال بين شما و خالق شما .

وبراى اينكه ثابت كنيم احكام انها (فقهاء اخر زمان ) خارج از احكام اهل البيت (ع) است به روايت زير توجه كنيد :

ففي کتاب « من لا یحضره الفقیه » قال الصادق علیه السلام : « الحکم حکمان ؛ حکم الله عزوجل وحکم الجاهلیة ، فمن اخطأ حکم الله عز وجل حکم بحکم اهل الجاهلیة ، ومن حکم في درهمین بغیر ما انزل الله فقد کفر بالله تعالی

در كتاب ( من لا يحضره الفقيه ) امام صادق عليه السلام فرمودند :

حكم به دو صورت است ، حكم خداوند عزوجل يا حكم جاهليت ، هر كسى در حكم خداوند متعال خطا كند بس با حكم جاهليت حكم كرده است ، و هر كسى كه بخاطر درهمين (بول ناجيز ) حكم كند (فتواى بدهد) به خداوند متعال كفر كرده است .

منظور از روايت فوق اين است كه هر فتواى كه در ان اختلاف باشد در حكم خداوند حقيقى ، كسى كه ان فتواى را صادر كرده است كافر است و اين سخن از امام صادق (ع) است نه من بعنوان مثال :

در ماه رمضان مراجع تقليد هيچوقت به يك اتفاقى براى اين ماه نرسيده اند و صد درصد براى تعيين عيد هم به يك اتفاقى نرسيدند ، فكر ميكنيد كدام يك از اين مراجع حكمشان حكم خداوند متعال بوده است ؟ واگر بگوييد مرجع فلانى كه فلان روز را تعيين كرده بس بقيه مراجع كافرند چونكه خلاف حكم خداوند حكم كرده اند .

و هر كسى كه روز عيدش را روزه بگيرد محرم عظيمى انجام داده است و همين حال هم در مورد ماه رمضان است كه هر كسى ماه رمضان را روزه نگيرد محرم عظيمى انجام داده است !!!

و در روز قيامت كه خداوند از شماها سؤال ميكند كه چرا روز اول رمضان را روزه نگرفتيد چه ميگوييد وهمچنين در مورد عيد كه چرا روزه گرفتيد ؟ ميگوييد بيرو بزرگانمان بودیم كه اين ايه خدمت شماها :

(وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا مَا أَنْزَلَ اللَّهُ قَالُوا بَلْ نَتَّبِعُ مَا أَلْفَيْنَا عَلَيْهِ آبَاءَنَا أَوَلَوْ كَانَ آبَاؤُهُمْ لا يَعْقِلُونَ شَيْئاً وَلا يَهْتَدُونَ) (البقرة:170)
ادامه دارد ...

_________________
يُرِيدُونَ لِيُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ - الصف:8

اسراء

تعداد پستها : 188
تاريخ التسجيل : 2008-10-14

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

پاسخهاى انصار الله به سؤالات گوناگون دوستان در تالارهاى مختلف ايرانى

پست من طرف اسراء في الثلاثاء 14 أكتوبر - 22:54

حتى انها ( فقهاى اخر زمان ) از لقب امير مؤمنان نيز دست بر نداشتند و خود را ايت الله العظمى نامدادند كه در لينكهاى قبلى كه در قسمت كلمه ايت الله العظمى مربوط به كيست ، روايتهاى فراوانى نقل كرديم كه اين كلمه مربوط به كيست ، بس براى كسب معلومات بيشتر به ان رجوع كنيد .

ثالثا : در ظهور اول هر نبى یا رسول یا وصى فقهاء ان زمان اولين كسانى هستند كه بر خلاف او برميخيزند الا نفرهاى بسيار كمى كه به عهد خداوند وفادار بودند ، و اگر فراموش كرده ايد بيادتان اورم امام رضا(ع) را كه در ايران دفن است ، ايا قصه او را ميدانيد ؟؟؟!!!

بعد از اينكه امام موسى بن جعفر (ع) شهيد شدند ، يكى از وكلاء ايشان اسمش ابى حمزه البطانئى بود كه يكى از برزگان فقهاء ان زمان بود ، كه زير دست ايشان 70 هزار طالب علم داشتند ، وبعد از استشهاد موسى بن جعفر(ع) امام رضا وصيت رسول الله را اوردند و گفتند كه من خليفه هستم بعد از امام موسى بن جعفر(ع) :

فكر ميكنيد اولين كسى كه بر عليه ايشان بلند شد و او را تكذيب كرد و مردم و طالبان علم از او بيروى كردند چه كسى بود ؟؟؟!!!

اولين كسى كه ايشان را تكذيب كرد على بن حمزه البطائنى (لع) بود و تمام فقهاء ان زمان و مردم بيروى كردند ، واز امام رضا (ع) فقط دونفر بيروى كردند كه انها : احمد بيزنطى و ابى صلت الهروي بودند .

و هر كسى اين روايت را تكذيب كند بايد به محنه واقفيه رجوع كند كه از مبايعه با امام رضا (ع) متوقف شدند چونكه فقهاء ان زمان گفتند كه ايشان امام نيستند !!!

بس عجيب نيست كه فقهاى اين زمان حضرت مهدى (ع) را و وصى ايشان را انكار كنند چونكه فقهاى اخر زمان به ايشان ميگويند كه : برگرد اى ابن فاطمه ما را به تو نيازى نيست همانا دين بخير است چونكه وقتى در دين حكم از خود صادر ميكنند نيازى به امام ندارند !!!

رابعا : تكذيب روايت وصيت رسول الله (ص) يكبار بخاطر سند رجال كه طريقه باطل است ، و يكبار بخاطر اينكه مخالف با مشهور همانطور كه ميگويند ، و در حقيقت بسيارى از علماء اجلاء اين روايت را نقل كرده اند و بر صحت ان تحقيق كرده اند ، بس چرا ان را فقهاى اخر زمان انكار ميكند ، علما كه اهل البيت (ع) به ما امر كردند در روايتهاى بسيارى که ميگويند ، صاحب امر را ميتوان از طريق وصيت ظاهره شناخت .

از ابا عبدالله عليه السلام سؤال كردند كه چگونه میتوان امام را شناخت فرمودند: با وصيت ظاهر ... كافي ج 1- 315\ 314

و راه اخذ حديث كه در فوق ذكر كرده ايم طبق گفته هاى اهل البيت (ع) و براى زيادتر بصورت زير ميباشد :

حدثنا أبي رحمه الله قال حدثنا محمد بن يحيى عن سهل بن زياد عن جعفر بن محمد الكوفي عن عبد الله الدهقان عن درست عن إبراهيم بن عبد الحميد عن أبي إبراهيم ع قال قال رسول الله ص ألا هل عسى رجل يكذبني و هو على حشاياه متكئ قالوا يا رسول الله و من الذي يكذبك قال الذي يبلغه الحديث فيقول ما قال هذا رسول الله قط فما جاءكم عني من حديث موافق للحق فأنا قلته و ما أتاكم عني من حديث لا يوافق الحق فلم أقله و لن أقول إلا الحق .
شيخ صدوق ؛ معاني‏الأخبار ، ص 390 - علامه مجلسی ؛ بحارالأنوار ، ج 2 ص 188 - نقل از : معانی الاخبار

ابراهيم بن عبد الحميد از امام كاظم عليه السّلام روايت نموده كه پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله فرمود: توجّه كنيد! آيا ممكن است كسى مرا به دروغ گوئى متّهم كند؟ در حالى كه بر تشك خود تكيه داده است. حضار عرض كردند: اى پيامبر خدا ! كيست كه تو را تكذيب نمايد؟ فرمود: آن كس كه حديثى از من به او برسد، و بگويد:

هرگز پيغمبر خدا اين را نگفته است، پس هر حديثى از من براى شما نقل شد آن را بسنجيد، اگر موافق با حقّ بود، آن گفته از من است، و هر حديثى از من براى شما نقل شد كه با حقّ سازش نداشت، من آن را نگفته‏ام، من هرگز جز حقّ نگويم.
عبد العلى محمدى شاهرودى‏ ؛ ترجمه معاني الأخبار ، ج ‏2 ص 405 و 406

ادامه دارد ...

_________________
يُرِيدُونَ لِيُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ - الصف:8

اسراء

تعداد پستها : 188
تاريخ التسجيل : 2008-10-14

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

پاسخهاى انصار الله به سؤالات گوناگون دوستان در تالارهاى مختلف ايرانى

پست من طرف اسراء في الثلاثاء 14 أكتوبر - 22:59

خامسا : طبق مصادر نقل شده از فقهاى اجلاء (ره ) كه در زير نقل شده است انها وصيت و مهديين را قبول دارند ، و در سند ان تحقيق كرده اند ايا حرف اهل البيت و انها را قبول نكنيم وبيرو نظر شخصى شماها باشيم ؟؟؟ !!!

المصادر اولا الغيبة للطوسي صفحة 151 طبعة مؤسسة المعارف الاسلامية
النجم الثاقب ج2 ص41
الشیخ الحرالعاملی فی إثبات الهداةج1 ص549 ح 376 .
الشیخ الحرالعاملی کتاب الايقاظ من الهجعة ص393 .
الشیخ حسن بن سليمان الحلي فی کتابه مختصرالبصائرص159
العلامه المجلسي فی بحارالانوارج53 ص147ح 6 مختصرا وفی ج36ص260ح81کاملا
الشيخ عبدالله البحراني في کتابه العوالم ج3ص236ح227 .
السید هاشم البحرانی فی کتابه غاية المرام ج1ص370ح59.
الانصاف ص222للسید هاشم البحراني .
نوادرالاخبارللفیض الکاشاني ص294 .

•الشیخ المیرزا النوری فی کتابه النجم الثاقب ج2ص71 :

اشار بأن الوصية معتبرة السند وهذا نص ماذكره الشیخ المیرزا النوری قال : روى الشيخ الطوسي بسندٍ معتبر عن الامام الصادق خبرا ذكرت فيه بعض وصايا رسول الله لإميرالمؤمنين في الليلة التي كانت فيها وفاته

شيخ ميرزا نورى در كتابش نجم الثاقب جلد 2 صفحه 71 :

اشاره به اينكه وصيت سندش معتبر است و اين نصى است مذكور از از شيخ ميرزا نورى كه كفت : شيخ طوسى با سند معتبر از امام صادق نقل كرده اند خبرى كه در ان ذكر شده است بعضى او وصاياى رسول الله به امير مؤمنان در شبى كه وفات كردند ...

السید محمد محمد صادق الصدر فقد حقق سند الوصية وذکرها في کتابه تاريخ مابعدالظهور ص641
كتاب مكاتيب الرسول للشيخ الميانجي ج2 ص96 .

مختصرمعجم احاديث الامام المهدي للشيخ الکوراني صفحة 301
بحار الأنوار ج 53 ص 147
غاية المرام ج 2 ص 241
تاريخ مابعد الظهور للسيد محمد الصدر ص640

سادسا : به سخنان سيد مرتصى (ره) درمورد مهديين دقت كنيد :

سيد مرتضى(رض) ميكويند : كه اكر بكوييم بوجود امام بعد از امام محمد بن الحسن عسكرى از ائمه اثنى عشريه خارج ميشويم همانطورى كه تسميه ما ميباشد ، واكر بكوييم كه بعد از امام محمد بن الحسن عسكرى امامى نباشد اصل اعتقاد ما شيعيان باطل ميشود ، جونكه زمين خالى از حجت نميشود و قبيح است كه زمين خالى از امام حجت باشد . و سيد مرتضى (رض) ميكويند : جائز است بعد از امام محمد بن الحسن عسكرى عددى از ائمه بيايند كه واجب انها حفظ دين و اصلاح مردم است .

ادامه دارد ...

_________________
يُرِيدُونَ لِيُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ - الصف:8

اسراء

تعداد پستها : 188
تاريخ التسجيل : 2008-10-14

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

پاسخهاى انصار الله به سؤالات گوناگون دوستان در تالارهاى مختلف ايرانى

پست من طرف اسراء في الثلاثاء 14 أكتوبر - 23:06

سيد مرتضى (رض) ميكويند : كه قول ما بوجود ائمه بعد از امام محمد بن الحسن عسكرى بر اعتقاد ما ضررى ندارد ، جونكه تكليف ما اين است كه علم داشته باشيد بوجود 12 امام و انها را به بقيه مردم معرفى كنيم ، براى اينكه موضع خلاف بين ما و مردم هستند جونكه انها اعتقاد ندارند كه بعد از رسول الله ائمه ميايند و حجتها را قبول ندارند . بس اكر كفتيم كه در انجا بعد از ائمه اثنى عشر ائمه اى بعد از انها وجود داشته باشد ، خارج نميشويم از تسميه اثنى عشريه براى اينكه تسميه اثنى عشريه بيش ما اطلاق ميشود بر كسانى كه امامت اثنى عشريه را ثابت كند . و ما ثابت كرديم كه ما طبق موافقت مذهب ما و ما بر اين تسميه منفرد هستيم دون غيرنا .

و سخنان سيد مرتضى كافى است براى استدلال كه عقيده ما به ان ضررى نميرسد اكر به وجود مهديين كه بعد از حضرت مهدى ميايد معتقد باشيم .

سابعا: رجعت

در حقيقت فقهاى اخر زمان معنى رجعت را اصلا نميدونند و نميدونند كه چطورى امام حسين (ع) بر ميگردد ... چرا با مردم در مورد رجعت صحبت ميكنند وقتی که از ان اطلاعى ندارند ؟؟؟!!!

ومن از انها فقط سه سوال ميبرسم اگر توانستند جواب بدهند :

سؤال اول : ايا رجعت امام حسين (ع) از اسمان نازل ميشود يا اينكه از جديد بدنيا ميايد ؟؟؟!!!

سؤال دوم : وقتى كه امام حسين (ع) رجعت ميكنند ، ايا ايشان با همان اسم ميايند يا با اسم مختلفى ؟؟؟!!!

سؤال سوم : وقتى كه امام حسين (ع) رجعت ميكند مردم او را تكذيب ميكنند ، بس ايشان چطورى به انها ثابت ميكند كه امام حسين (ع) است ؟؟؟!!!


قال رسول الله (ص) : يأتي زمان على أمتي لا يبقى من القرآن إلا رسمه ولا من الإسلام إلا اسمه يسمون به وهم أبعد الناس عنه ، مساجدهم عامرة وهي خراب من الهدى ، فقهاء ذلك الزمان شرّ فقهاء تحت ظل السماء منهم بدأت الفتنة وإليهم تعود .


والحمد لله رب العالمين

_________________
يُرِيدُونَ لِيُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ - الصف:8

اسراء

تعداد پستها : 188
تاريخ التسجيل : 2008-10-14

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

مهر و دست خط روحانى

پست من طرف اسراء في الأحد 19 أكتوبر - 1:07


بسم الله الرحمن الرحيم

اللهم صل على محمد وال محمد ائمه والمهديين وسلم تسليما

همانطور كه در فوق ذكر كرديم ،انصار الله براى بيان حقيقت در تالارهاى مختلف ايرانى به مناظره با فقهاى اخر زمان و اتباعشان پرداختند ، كه يكى ازا نها محمد صادق روحانى است كه در اين لينك انكار ايشان را با مهر و خط خودش بر انكار از وصيت را در خدمت شماها قرار خواهيم داد .

http://arabsh.com/i4fqnudq5w16.html

والحمد لله رب العالمين

_________________
يُرِيدُونَ لِيُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ - الصف:8

اسراء

تعداد پستها : 188
تاريخ التسجيل : 2008-10-14

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

پاسخ به سؤالات سيد امينى

پست من طرف ام البنين في الخميس 23 أكتوبر - 0:48

السيد الاميني;السلام علیکم


باید هدف اصلی بحث را بگویم تا رشته ان از دست نرود. در طول تاریخ انبیاء و اوصیاء الهی کم نبودند کسانی که مدعین دروغین بودند ودر طول غیبت امام عصر عده زیادی حتی به اسم تشیع در ابتدا با دست اویز کردن روایات ضعیفه و بعضا با جهل به دلالت و فهم روایات و بعضا هم با مرض عناد - مدعیین دروغین بودند . و در این چند سال شخصی که چند صباحی در نجف مشغول به درس شد و او را می شناختند که شیخ است نه سید و بعد از مدتی ادعا ارتباط با امام زمان را کرد و ادعا این که سید است و بعد ادعا کرد که فرزند امام زمان علیه السلام و کم کم مدعی این که او همام یمانی است که قبل ا ز حضرت خروج میکند. و حتی گفتند معصوم است. و بر این ادعا دروغین خود به یک عده ادله ای چنک میزند که صحیح نیستند که البته ما در موضوعی به نقد افکار ضاله ایشان مشغولیم. این شخص سبب گمراهی عده کمی عوام که اطلاعی از عقائد شیعه ندارند شده است. در این پست هدف ما این است که شیعه بالاتفاق عقیده دارد که امام و وصی و خلیفه معصوم بعد رسول الله منحصر در 12 نفر و کسی به کمتر یا بیشتر معتقد باشد منحرف از شیعه است واین عقیده بر اساس قران و روایات متواتره از رسول الله و معصومین می باشد. و اما روایاتی که در مورد مهدیین امده است در ان تصریح شده است که این افراد ائمه معصومین نیستند بلکه شیعیان هستند. ولی محدثین مثل مرحوم مجلسی ولو نقل کرده است و نقل دلیل عقیده نیست - ایشان فرموند این روایات مخالف با مشهور عقیده شیعه است. یعنی از شواذ است و لذا انها تاویل بردند به رجعت پیامبر و معصومین.

جواب انصار الله

بسم الله الرحمن الرحيم


فقط بگم خيلى متاسفم ، كه به اين درجه رسيديد كه قصه هاى عجائز مينويسيد و از مواجهه علمى فرار میکنید ، براى اينكه نميتوانيد هم شما و غير شما با دلیل مواجهه كنيد و بعد از اينكه انحرافتون به مردم مشخص شد ، الان مردم را ميترسونيد و فريب ميدهيد با قصه هاى دروغ .


اولا : تمام دعوتهاى حق از انبياء و مرسلين و اوصياء در طول تاريخ ، اولين كسانى كه با انها مواجه ميشدند بزرگان قوم و(فقهاء ان زمان ) بودند كه مردم چشم بسته بيرو انها بودند كه بهترين دليل ان دعوت رسول الله (ص) بود كه در بين مردم يك شخص عادى و تاجر بودند ونه از رجال دين و فقهاء احناف (فقهاء احناف كسانى بودند كه منتظر نبى بودند تا مبعوث شود مثل يهود و نصارا ) و همينكه خداوند نبى را فرستاد ، فقهاء احناف و بزرگان قوم در ان زمان او را رفض كردند و گفتند كه اگر خداوند كسى را مبعوث ميكرد بايد يكى از اين دو فقهاى بزرگ قوم باشند و دليل اين حرف ايه ذكر شده در زير ميباشد : قال تعالى (وَقَالُوا لَوْلا نُزِّلَ هَذَا الْقُرْآنُ عَلَى رَجُلٍ مِنَ الْقَرْيَتَيْنِ عَظِيمٍ) (الزخرف:31)


ثانيا: با وجود اينكه در زمان رسول الله (ص) ايشان دعوت حق را داشتند و در مقابل با رفض وانكار بزرگان قوم و مردم و فقهاء احناف قرار گرفتند ، نيز در سوى ديگر مردمانى بودند كه ادعاى نبى و اينكه فرستاده خدا هستند را ميكردند مثل سجاح و مسيلمه الكذاب و غيره ... علما ً كه رسول الله مردم را 10 سال دعوت كردند و تعداد كسانى كه بيرو ايشان بودند فقط 33 نفر رجال بودند ، چرا بايد اين مقدار كم از مردم بيرو رسول الله (ص) باشند ؟؟؟!!!

ام البنين

تعداد پستها : 144
تاريخ التسجيل : 2008-10-22

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: مناظره انصار الله با فقهاى اخر زمان وپیروانشان در تالارهاى مختلف ايرانى

پست من طرف ام البنين في الخميس 23 أكتوبر - 0:54

جواب : چونكه فقهاء احناف ان زمان و بزرگان قوم واتباع انها و يهود و مسيحى ها مانع ميشدند تا مردم ملتحق بشوند به رسول الله و اين امر در اين زمان نيز تكرار ميشود وقتى كه بزرگان قوم و فقهاء اخر زمان ... مانع رسيدن مردم به ايشان (سيد احمد الحسن ) ميشوند .

و یک دليل دیگری نيز ذكر ميكنيم كه فقهاء هر زمان مردم را منحرف ميكنند از بيروى از حق كه متمثل به محمد وال محمد (ع) است :

بعد از اينكه امام موسى بن جعفر (ع) شهيد شدند ، يكى از وكلاء ايشان اسمش ابى حمزه البطانئى بود كه يكى از برزگان فقهاء ان زمان بود ، كه زير دست ايشان 70 هزار طالب علم داشتند ، وبعد از استشهاد موسى بن جعفر(ع) امام رضا وصيت رسول الله را اوردند و گفتند كه من خليفه هستم بعد از امام موسى بن جعفر(ع) :

فكر ميكنيد اولين كسى كه بر عليه ايشان بلند شد و او را تكذيب كرد و مردم و طالبان علم از او بيروى كردند چه كسى بود ؟؟؟!!!

اولين كسى كه ايشان را تكذيب كرد على بن حمزه البطائنى (لع) بود و تمام فقهاء ان زمان و مردم بيروى كردند ، واز امام رضا (ع) فقط دونفر بيروى كردند كه انها : احمد بيزنطى و ابى صلت الهروي بودند .

و هر كسى اين روايت را تكذيب كند بايد به محنه واقفيه رجوع كند كه از مبايعه با امام رضا (ع) متوقف شدند چونكه فقهاء ان زمان گفتند كه ايشان امام نيستند !!!

و اين سنت خداست كه هر وقت نبى يا وصى يا امام فرستاده میشود او را تكذيب ميکنند كه اولين انها فقهاى ان زمان هستند ، چونكه مردم بيجاره هستند و فكر ميكنند كه حق با فقهاء است و نميدونند كه فتنه از اينها شروع ميشود ...

قال تعالى ( سُنَّةَ اللَّهِ فِي الَّذِينَ خَلَوْا مِنْ قَبْلُ وَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبْدِيلاً) (الأحزاب:62)

و قال تعالى (سُنَّةَ اللَّهِ الَّتِي قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلُ وَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبْدِيلاً) (الفتح:23)

با وجود دعوتهاى باطل اين ما را بيشتر قانع ميكند كه دعوت باطل ظاهر نميشود مگر اينكه در مقابل دعوت حق ظاهر شود و بر ماست كه دعوتهاى باطل را از دعوتهاى مخفى تشخيص بدهيم .

چرا مردم را متوهم ميكنيد و انها را ميترسونيد و ميگويد كه دعوتهاى باطل فراوانى وجود دارد واين حجت شخصی ضعيف و عاجز است كه عقيده قوى ندارد و به اين اسلوب برميگردد .



نقل قول از سيد امينى :

در این پست هدف ما این است که شیعه بالاتفاق عقیده دارد که امام و وصی و خلیفه معصوم بعد رسول الله منحصر در 12 نفر و کسی به کمتر یا بیشتر معتقد باشد منحرف از شیعه است واین عقیده بر اساس قران و روایات متواتره از رسول الله و معصومین می باشد

ايا ميگويد كه شيخ طوسى والشیخ الحرالعاملی و الحلى و الشيخ عبدالله البحراني و السید هاشم البحرانی و الفيض الكاشانى و شيخ ميرزا نورى و لشيخ الميانجي و السید محمد محمد صادق الصدر منحرف هستند چونكه گفتند كه بيشتر از 12 امام وجود دارد و مؤمن هستند به 12 مهديين كه بعد از امام مهدى (ع) ميايد ؟؟؟!!!

تبصرة : از شما طلب كرديم كه منظور از مشهور در نطر شما چيست و تا الان جواب نداديد و فرار كرديد و ما منتظر جواب هستيم ؟

نقل قول از سید امینی :

ولی محدثین مثل مرحوم مجلسی ولو نقل کرده است و نقل دلیل عقیده نیست - ایشان فرموند این روایات مخالف با مشهور عقیده شیعه است . یعنی از شواذ است و لذا انها تاویل بردند به رجعت پیامبر و معصومین.



اما قول شما كه مشهور ان است كه علامه مجلسى گفته چرا ما بايد از علامه مجلسى قبول كنيم و غير از او که عكس سخنان ايشان ميگويند را رفض کنیم اين از يك طرف ، از طرف دیگر علامه مجلسى (ره) كلامشان حجت نيست براى اينكه از معصوم نقل نشده است ، وليكن طبق نظر خودشان تاويل كرده اند و غير از او ديگران هم نظر ديگرى دارند به اين مطلب دقت كنيد :

الشیخ المیرزا النوری فی کتابه النجم الثاقب ج2ص71 :

اشار بأن الوصية معتبرة السند وهذا نص ماذكره الشیخ المیرزا النوری قال : روى الشيخ الطوسي بسندٍ معتبر عن الامام الصادق(ع) خبرا ذكرت فيه بعض وصايا رسول الله (ص) لإميرالمؤمنين (ع) في الليلة التي كانت فيها وفاته ...

· شيخ ميرزا نورى در كتابش نجم الثاقب جلد 2 صفحه 71 :

اشاره به اينكه وصيت سندش معتبر است و اين نصى است مذكور از از شيخ ميرزا نورى كه كفت : شيخ طوسى با سند معتبر از امام صادق (ع) نقل كرده اند خبرى كه در ان ذكر شده است بعضى او وصاياى رسول الله(ص) به امير مؤمنان (ع) در شبى كه وفات كردند ...

· وايضا السید محمد محمد صادق الصدر فقد حقق سند الوصية وذکرها في کتابه تاريخ مابعدالظهور ص641

و همچنين سيد الشهيد محمد محمد صادق الصدر (ره) از سند وصيت تحقيق كردند و ان را در كتابشان تاريخ ما بعد از ظهور نيز ذكر كردند .

نقل قول از سيد امينى :

و اما روایاتی که در مورد مهدیین امده است در ان تصریح شده است که این افراد ائمه معصومین نیستند بلکه شیعیان هستند.
اين حرف شما نشان ميدهد كه شما نميدونيد چى ميخواهيد ، يك روز ميگيد كه مهديين نيستند و اسامى علما را اورديد و گفتيد كه اينها مهديين را قبول نداردند و بعد از اينكه عكس اين مطلب را براى شما ثابت كرديم ،الان ميگيد كه روايتهاى است كه در ان مهديين ذكر شده است وليكن انها حجت و معصوم نيستند بلكى از شيعيان ميباشند و با اين حرفتان هركسى حرف شما را قبول كند از عقيده شيعه خارج شده است براى اينكه عقيده شيعه ميگويد زمين خالى از حجت نميباشد و مهديين حجت خدا هستند و حجت خدا يعنى منصوب از طرف خدا بس بايد معصوم باشند كه مهديين از معصومين ميباشند بعد از امام محمد بن الحسن (ع) .

والحمد لله رب العالمين

ام البنين

تعداد پستها : 144
تاريخ التسجيل : 2008-10-22

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

سيد امينى و مشهور

پست من طرف ام البنين في الخميس 30 أكتوبر - 0:45

بسم الله الرحمن الرحيم
اولا : سيد امينى منظورتان از مشهور جيست ؟

جقدر از مشهور ها ى كه داراى سند شرعى نميباشند ، بلكى مشهورى هست كه خلاف شرع است ولى مردم نميدانند !!!

براى اينكه انها فكر ميكنند كه بيرو ادمهاى هستند كه انها را به راه حق هدايت ميكنند بخاطر همين سؤالى نميبرسند ولى اكر كمى به خود زحمت ميدادند و بيرو حقيقت بودند ميديدند كه بيشتر از كارهاى انها داراى سند شرعى نميباشد و حرف من در مورد فقهاء اخر زمان است كه از خود اجتهاد شخصى ميدهند كه در مورد انها رسول الله(ص) و اهل البيت(ع) در روايتهاى بسيارى ذكر كرده اند كه مردم را در اخر زمان كمراه خواهند كرد وبا امام مهدى (ع) خواهند جنكيد براى اينكه انها قران و روايتها را از خود تاويل ميكنند .

ثانيا : شما اول كفتيد :

نقل قول از سيد امينى :



هزاران عالم و فقیه ومحدث شیعی از شیخ طوسی و مفید و صدوق و سید مرتضی و علامه حلی و علامه مجلسی وووووووووو بر این عقیده بر اساس وصیت ها ی پیامبر استوار بودند.

من جواب دادم :

براى اينكه مشخص بشه جه كسى مردم را منحرف ميكنه مصادر وصيت از فقهاى اعلاء كه كفتيد به وصيت اعترافى نداردند در صورتى كه اين فقهاء اجلاء نقل كردند كه 12 امام و 12 مهدى ميباشد .

المصادر اولا الغيبة للطوسي صفحة 151 طبعة مؤسسة المعارف الاسلامية
النجم الثاقب ج2 ص41
الشیخ الحرالعاملی فی إثبات الهداةج1 ص549 ح 376 .
الشیخ الحرالعاملی کتاب الايقاظ من الهجعة ص393 .
الشیخ حسن بن سليمان الحلي فی کتابه مختصرالبصائرص159
العلامه المجلسي فی بحارالانوارج53 ص147ح 6 مختصرا وفی ج36ص260ح81کاملا
الشيخ عبدالله البحراني في کتابه العوالم ج3ص236ح227 .
السید هاشم البحرانی فی کتابه غاية المرام ج1ص370ح59.
الانصاف ص222للسید هاشم البحراني .
نوادرالاخبارللفیض الکاشاني ص294 .
·الشیخ المیرزا النوری فی کتابه النجم الثاقب ج2ص71 :
اشار بأن الوصية معتبرة السند وهذا نص ماذكره الشیخ المیرزا النوری قال : روى الشيخ الطوسي بسندٍ معتبر عن الامام الصادقخبرا ذكرت فيه بعض وصايا رسول الله لإميرالمؤمنين في الليلة التي كانت فيها وفاته

شيخ ميرزا نورى در كتابش نجم الثاقب جلد 2 صفحه 71 :

اشاره به اينكه وصيت سندش معتبر است و اين نصى است مذكور از از شيخ ميرزا نورى كه كفت : شيخ طوسى با سند معتبر از امام صادق نقل كرده اند خبرى كه در ان ذكر شده است بعضى او وصاياى رسول الله به امير مؤمنان در شبى كه وفات كردند ...

السید محمد محمد صادق الصدر فقد حقق سند الوصية وذکرها في کتابه تاريخ مابعدالظهور ص641
كتاب مكاتيب الرسول للشيخ الميانجي ج2 ص96 .

مختصرمعجم احاديث الامام المهدي للشيخ الکوراني صفحة 301
بحار الأنوار ج 53 ص 147
غاية المرام ج 2 ص 241
تاريخ مابعد الظهور للسيد محمد الصدر ص640

سيد امينى ان الاعتراف بالخطاء فضيلة ( اعتراف به خطا فضيلت است) شما مردم را كمراه كرديد و كفتيد كه فقهاء ذكر شده كه در كتابهايشان از مهديين ذكرى نكرده اند وانها را انكار ميكنند وعكس اين مطلب را براى شما ثابت كردم ، شما فكر ميكنيد كه هر جي شماها ميكيد مردم ازتون قبول ميكنند !!؟؟ مردم جاهل نيستند و ميتونن حق را از باطل تشخيص بدهند .

نقل قول از سيد امينى :

علامه مجلسی در ج 53 ذیل این روایات که ذکر مهدی بعد امام عصر علیه السلام می فرماید:

بيان : هذه الاخبار مخالفة للمشهور ، وطريق التأويل أحد وجهين : الاول أن يكون المراد بالاثني عشر مهديا النبي صلى الله عليه وآله وسائر الائمة سوى القائم عليه السلام بأن يكون ملكهم بعد القائم عليه السلام وقد سبق أن الحسن بن سليمان أولها بجميع الائمة وقال برجعة القائم عليه السلام بعد موته وبه أيضا يمكن الجمع بين بعض الاخبار المختلفة التي التي وردت في مدة ملكه عليه السلام .

تصميم اين امر را به عهده خوانندكان كرامى ميزاريم تا بر كلام شما حكم كنند ، شما در فوق كفتيد كه علامه مجلسى از مهديين ذكرى نكرده است ، ولى طبق بيان فوق ثابت شد كه خودتون اورديد ثابت شد كه علامه مجلسى نه تنها مهديين را ذكر كرده است بلكى در مورد مهديين كه در وصيت رسول الله (ص) در شب وفاتش ذكر شده است را مناقشه ميكند .

الان ميشه بكيد كه جه كسى داره مردم را از راه حق كمراه ميكنه من يا شما ها ؟؟؟

اما تاويل علامه مجلسى در مورد مهديين كه شما كفتيد از مشهور است ، در اينجا افراد ديكرى عكس سخنان ايشان را كفتند ، جرا ما بايد مشهورى كه شما انتخاب كرديد را قبول كنيم و بقيه را رفض كنيم ، و اين سيد مرتضى هم از علماى مشهورين ميباشند جرا سخن ايشان را قبول نكنيم ؟؟؟!!!

سيد مرتضى(رض) ميكويند : كه اكر بكوييم بوجود امام بعد از امام محمد بن الحسن عسكرى از ائمه اثنى عشريه خارج ميشويم همانطورى كه تسميه ما ميباشد ، واكر بكوييم كه بعد از امام محمد بن الحسن عسكرى امامى نباشد اصل اعتقاد ما شيعيان باطل ميشود ، جونكه زمين خالى از حجت نميشود و قبيح است كه زمين خالى از امام حجت باشد . و سيد مرتضى (رض) ميكويند : جائز است بعد از امام محمد بن الحسن عسكرى عددى از ائمه بيايند كه واجب انها حفظ دين و اصلاح مردم است .
سيد مرتضى (رض) ميكويند : كه قول ما بوجود ائمه بعد از امام محمد بن الحسن عسكرى بر اعتقاد ما ضررى ندارد ، جونكه تكليف ما اين است كه علم داشته باشيد بوجود 12 امام و انها را به بقيه مردم معرفى كنيم ، براى اينكه موضع خلاف بين ما و مردم هستند جونكه انها اعتقاد ندارند كه بعد از رسول الله ائمه ميايند و حجتها را قبول ندارند . بس اكر كفتيم كه در انجا بعد از ائمه اثنى عشر ائمه اى بعد از انها وجود داشته باشد ، خارج نميشويم از تسميه اثنى عشريه براى اينكه تسميه اثنى عشريه بيش ما اطلاق ميشود بر كسانى كه امامت اثنى عشريه را ثابت كند . و ما ثابت كرديم كه ما طبق موافقت مذهب ما و ما بر اين تسميه منفرد هستيم دون غيرنا .
و سخنان سيد مرتضى كافى است براى استدلال كه عقيده ما به ان ضررى نميرسد اكر به وجود مهديين كه بعد از حضرت مهدى ميايد معتقد باشيم

والحمد لله رب العالمين

ام البنين

تعداد پستها : 144
تاريخ التسجيل : 2008-10-22

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

تكذيب روايتها

پست من طرف ام البنين في الجمعة 31 أكتوبر - 7:21


در اصل توسط yar-mahdi نوشته شده است
سلام علیکمشيعه می گويد هر حديثی بايد ابتدا بر قرآن عرضه شود و الا سخن باطلی است با ظاهر آراسته ( زخرف ) و پس از آن بايد بر احاديث سابق و مورد قبول عرضه گردد. شيخ مفيد در کتاب " تصحيح الاعتقاد " می نويسد : هرگاه حديثی را بيابيم که کتاب ( قرآن ) با آن مخالف باشد و موافقت آن با حديث صحيح نباشد ، آن را دور می افکنيم ؛ به خاطر دستور کتاب ( قرآن ) به آن و اجماع ائمه عليهم السلام بر آن . متى وجدنا حديثا يخالفه الكتاب ولا يصح وفاقه له على حال أطرحناه، لقضاء الكتاب بذلك و إجماع الأئمة عليهم السلام عليه. شيخ مفيد ؛ تصحيح إعتقادات الإمامية ، ص 149در اين مورد کافی است خواننده ی محترم ، به کتاب های زير مراجعه نمايد و احاديث فراوانی در اين رابطه ببيند :کلينی ؛ الكافي ، ج 1 - كِتَابُ فَضْلِ الْعِلْمِ - بَابُ الْأَخْذِ بِالسُّنَّةِ وَ شَوَاهِدِ الْكِتَابِ عياشي ؛ تفسير ، ج 1 - مقدمة الكتاب - باب ترك رواية التي بخلاف القرآن‏ برقی ؛ المحاسن ، ج 1 - كتاب مصابيح الظلم من المحاسن - 11- باب الاحتياط في الدين و الأخذ بالسنة طبرسی ؛ مشكاةالأنوار - الباب الثالث في محاسن الأفعال و شرف الخصال و ما يشبههما - الفصل الثاني عشر في الأخذ بالسنة و معنى القرآن و ما يليق بهما عاملی ؛ وسائل‏الشيعة ، ج 27 - كِتَابُ الْقَضَاءِ - أَبْوَابُ صِفَاتِ الْقَاضِي وَ مَا يَجُوزُ أَنْ يَقْضِيَ بِهِ - 9- بَابُ وُجُوهِ الْجَمْعِ بَيْنَ الْأَحَادِيثِ الْمُخْتَلِفَةِ وَ كَيْفِيَّةِ الْعَمَلِ بِهَا نوری ؛ مستدرك‏الوسائل ، ج 17 - كِتَابُ الْقَضَاءِ - أَبْوَابُ صِفَاتِ الْقَاضِي وَ مَا يَجُوزُ أَنْ يَقْضِيَ بِهِ - 9- بَابُ وُجُوبِ الْجَمْعِ بَيْنَ الْأَحَادِيثِ الْمُخْتَلِفَةِ وَ كَيْفِيَّةِ الْعَمَلِ بِهَا مجلسی ؛ بحارالأنوار ، ج 2 - تتمة كتاب العقل و العلم و الجهل - تتمة أبواب العلم - باب 29- علل اختلاف الأخبار و كيفية الجمع بينها و العمل بها و وجوه الاستنباط و بيان أنواع ما يجوز الاستدلال به و من اکنون تنها چند مورد را برای نمونه يادآور می شوم :الف . رسول خدا ( صلی الله عليه و آله و سلم ) :اى مردم ! آنچه را از من براى شما روايت می كنند، اگر موافق كتاب خدا باشد، بدانيد كه گفته من است ، و آنچه را بر خلاف كتاب خدا بود، گفته من نمی باشد.ب. امام صادق ( عليه السلام ) :1 - هر گاه دو حديث مختلف به شما نشان دادند، آنها را به كتاب خدا عرضه كنيد و آن را که با كتاب خدا موافق باشد بپذيريد، و آن را كه مخالف كتاب خدا باشد رد كنيد. 2 - هر چيزى به كتاب خدا و سنت پيغمبر بر می گردد و هر حديث كه با كتاب خدا موافق نباشد، باطل است . 3 - حديثی را از ما قبول نکنيد مگر آن که موافق قرآن و سنت باشد . از خدا بترسيد و از ما قبول نکنيد آن چه مخالف قول پروردگار متعالمان و سنت نبيمان باشد . پس ما هنگامی که حديث می گوييم ، می گوييم خداوند عزوجل فرمود و رسول خدا فرمود .ج . امام رضا ( عليه السلام ):خلاف قرآن را از ما قبول نکنيد ، پس ما هرگاه حديث بگوييم، موافق قرآن و سنت حديث می گوييم . ما از خدا و رسول خدا حديث می گوييم . پس هنگامی که کسی بيايد تا شما را به خلاف آن - قران و سنت - حديث بگويد ، به خود او بازگردانيد .

بسم الله الرحمن الرحيم

(مِنَ الَّذِينَ هَادُوا يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَوَاضِعِهِ وَيَقُولُونَ سَمِعْنَا وَعَصَيْنَا وَاسْمَعْ غَيْرَ مُسْمَعٍ وَرَاعِنَا لَيّاً بِأَلْسِنَتِهِمْ وَطَعْناً فِي الدِّينِ وَلَوْ أَنَّهُمْ قَالُوا سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا وَاسْمَعْ وَانْظُرْنَا لَكَانَ خَيْراً لَهُمْ وَأَقْوَمَ وَلَكِنْ لَعَنَهُمُ اللَّهُ بِكُفْرِهِمْ فَلا يُؤْمِنُونَ إِلَّا قَلِيلاً) (النساء:46)

يار مهدى كفتند :
شيعه می گويد هر حديثی بايد ابتدا بر قرآن عرضه شود و الا سخن باطلی است با ظاهر آراسته ( زخرف ) و پس از آن بايد بر احاديث سابق و مورد قبول عرضه گردد.

اولا : اين مصادر و روايتهاى فوق نوشته شماست ، ايا يك روايت بيدا كرديد كه بگويد روايت را تصديق نكنيد الا اينكه سندش صحيح باشد ؟؟؟!!!

يا اينكه رسول الله و اهل البيت به ما گفتند كه ان را بر قران عرضه كنيد كه اگر موافق قران باشد ان را قبول كنيد واگر خلاف قران باشد ان را رد كنيد .

ثانيا : ايا رسول الله واهل البيتاز شماها نخواستند كه حديثى از انها نقل شده است را تكذيب نكنيد و اگر در ان حقى ديديد ان را قبول كنيد در غير اين صورت رفضش كنيد ، بس چرا بجاى اينكه در مورد مضمون روايت صحبت كنيد در مورد سند روايت بحث ميكنيد ؟؟؟!!!

ثالثا : از شماها طلب ميكنم كه يك روايت از رسول الله و اهل البيت براى ما بياوريد كه ميگويند هر موقع روايتى از ما بر شماها عرضه ميشود اول از سندش تحقيق كنيد ؟؟؟!!!

رابعا: روايتهاى زيادى از رسول الله واهل البيت نقل شده که ما را نهى ميكنند بر تكذيب و رد احاديث و روايتهاى كه از انها نقل شده است ، و در مصادرى كه نقل كرديد اين احاديث وجود دارد كه در ان امده است احاديثى كه از رسول الله واهل البيت نقل شده است را تكذيب نكنيد حال اين روايت هم خدمت شماها :

قال تعالى ( بَلْ كَذَّبُوا بِمَا لَمْ يُحِيطُوا بِعِلْمِهِ وَلَمَّا يَأْتِهِمْ تَأْوِيلُهُ كَذَلِكَ كَذَّبَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَانْظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الظَّالِمِينَ) (يونس:39)

عن أبي عبد الله قال : (لا تكذبوا الحديث أتاكم به مرجئ ولا قدري ولا خارجي نسبه إلينا فأنكم لا تدرون لعله شيء من الحق فتكذبون الله عز وجل فوق عرشه)

وليكن شماها روايت وصيت را تكذيب كرديد فقط با اعتمادتان بر سند وان را به قران عرضه نكرديد ،
ما (انصار امام المهدى مكن الله له في الارض) بيرو سخنان رسول الله واهل البيت هستيم قولا و فعلا .

ولى شماها نقل ميكنيد از انها
ولى تطبيق نميدهيد سخنانشان را بلكى بيرو اراء شخصى خودتان هستيد كه مخالف نصوص قران و رسول الله واهل البيت
است قولا و فعلا .

والحمد لله رب العالمين



ام البنين

تعداد پستها : 144
تاريخ التسجيل : 2008-10-22

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: مناظره انصار الله با فقهاى اخر زمان وپیروانشان در تالارهاى مختلف ايرانى

پست من طرف ام البنين في الخميس 13 نوفمبر - 2:23

بسم الله الرحمن الرحيم


جاى تعجب است كه كسى كه روايتها و ایات قرانی را تفسير با راى شخصى خود ، اون مفسر درست است وما بايد از او پيروى كنيم !!!
اما كسى كه ايات قرانى را مياورد و تفسير اهل البيت(ع) را براى ان ايه ارائه ميدهد و نقل ميكند روايتهاى اهل البيت را همانطورى كه نقل شده در مورد او ميگويند كه تفسير به راى شخصى خود ميكند .


مردم الان پيروى فقهاى اخر زمان ميباشند كه ايات قران كريم و روايتها را طبق نظر خودشون تفسير ميكنند كه در اينجا انها اساس شدند براى معرفت و فهم دين كه مردم بايد چشم و گوش بسته از انها پيروى كنند و هر كسى كه با انها مخالفت كند و بادليل از روايتهاى اهل البيت بيايد در مورد او ميگويند كه تفسير به راى ميكند كه در اينجا دين بر عكس شده است كه اين يكى از علامتهاى اخر زمان است كه رسول الله و اهل البيت ما را از فقهاى اخر زمان تحذير ميكنند :

حديث دين خدا با عقل ثابت نمى شود :

حديث الإمام علي بن الحسين (ع) : إن دين الله لا يصاب بالعقول الناقصة ، والآراء الباطلة ، والمقائيس الفاسدة ، ولا يصاب إلا بالتسليم ، فمن سلم لنا سلم ، ومن اهتدى بنا هدي ، ومن دان بالقياس والرأي هلك ، ومن وجد في نفسه شيئا مما نقوله أو نقضي به حرجا كفر بالذي أنزل السبع المثاني والقرآن العظيم وهو لا يعلم ( بحار الانوار ج 2 ص 303 )

اولا : يعنى منظور از سخن شما اينكه امام حسن و امام حسين عليهم السلام و ائمه از اولاد حسين و حضرت مهدى عليهم السلام صفت مؤمن بر انها گذاشته نمي شود ؟؟؟!!!


درست دقت كنيد رسول الله (ص) فرمودند كه اى على تو از اولين مؤمنان به من هستى . يعنى بعد از ايشان كسى ديگه نميتواند مؤمن باشند ؟؟؟!!!


ثانيا : من فقط از شما يك سؤال دارم كه اميد دارم جواب بديد :


ايا رسول الله (ص) در شب وفاتشان وصيت كردند يا نه ؟
اگر بگيد نه يعنى ابوبكر و عمر (لع) حكمشون درسته كه رسول الله وصيت نكردند قبل از وفاتشان ؟


واگر بگيد بله ، پس وصيت رسول الله (ص) را در شب وفاتش براى ما ارائه بدهيد .


اما بقيه سؤالات را جواب خواهيم داد بعد از اينكه وصيت رسول الله (ص) ثابت شود .



والحمد لله رب العالمين



ام البنين

تعداد پستها : 144
تاريخ التسجيل : 2008-10-22

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: مناظره انصار الله با فقهاى اخر زمان وپیروانشان در تالارهاى مختلف ايرانى

پست من طرف اسراء في الأحد 16 نوفمبر - 5:11

نقل قول از sarbaz e mahdi

بسمه تعالی
ادامه پاسخ
خانم …… شما احادیثی را نقل کردید که در آنها فقهای آخر الزمان توصیف شده بودند اگر تمامی احادیث را معتبر بدانیم اینجا چند سوال مطرح می شود که امیدوارم پاسخ دهید

1-برخی از روایات راجع به گروه خاصی از علما با ویژگی خاصی
سخن می گفت این احادیث را چگونه عمومیت دادید؟؟

بسم الله الرحمن الرحيم

روايتهاى رسول الله(ص) واهل البيت (ع) كه مربوط به فقهاى اخر زمان ميباشد روايتهاى عام ميباشد و كروه خاصى را ذكر نكردند !!! و انا از شما دو درخواست دارم :

1. روايتهاى اهل البيت (ع) كه مربوط به فقهاى اخر زمان ميباشد كه در ان اشاره به افراد و يا كروه خاصى اشاره ميكنند را براى ما بياوريد ؟؟؟

2. و يك روايت بياوريد كه در ان از فقهاى اخر زمان مدح ميكنند ؟؟؟

2- شما می توانید ثابت کنید که ما در آخر الزمان قرار داریم؟؟

با وجود اينكه من اين موضوع را جندين بار دار همين تالار ذكر كردم ولى باز هم براى شما تكرار خواهم كرد :

يكى از علامات اخر زمان اين روايت ميباشد :

ن مسند احمد عن النبي (ص) (( يحكم الحجاز رجل اسمه على اسم حيوان إذا رايته حسبت في عينه الحَول من البعيد وإذا اقتربت منه لا ترى في عينه شيء يخلفه له أخ اسمه عبد الله ويل لشيعتنا منه )) أعادها ثلاثاً (بشروني بموته أبشركم بظهور الحجة) . كتاب مائتان وخمسون علامة ص 122.

حاكم حجاز اسمش فهد بود كه نام يكى از حيوانات ميباسد و اكر به تصوير او درست
نكاه كنيد ميبينيد كه داراى جسمهاى حولى است و بعد از مركش برادرش كه عبدالله نام دارد جانشين او شد . يك سؤال ملك سعودى اسمش جيست و قبل از او كى حاكم بود ؟

ممكنه دوباره بكيد كه سندش ضعيفه و غيره كه جواب شما :

كسى كه كارش فقط ضربه زدن به سند روايت است يكمى فكر كند كه روايتى كه از عمرش 1400 سال ميكذرد و مضمون ان در واقعيت رخ داده باشد حتى اكر رواى روايت شخصى دروغكو باشد ، روايت صحيح است جونكه مضمون او انجام شده است ، بس دنبال ضعيف بودن سندش نكرديد .

و براى اينكه ثابت كنم در اخر زمان هستيم به اين روايت دقت كنيد :

وتدلنا الرواية التالية عن الإمام الباقر (ع) على أن جزء معتداً به من حكم عبد
الله يقع في فترة الملاحم أو المعارك التي تمهد لظهور القائم (ع) ، و أكثر من ذلك سيبقى حكم عبد الله قائماً حتى بعد أن تدخل قوات السفياني الى العراق، وإليكم الرواية: ( إذا ظهر السفياني على الأبقع وعلى المنصور والكندي والترك والروم، خرج و صار الى العراق، ثم يطلع القرن ذو الشفا، فعند ذلك هلاك عبدالله ) (المعجم الموضوعي لأحاديث الإمام المهدي(ع): الشيخ الكوراني553).

در ايننن روايت اكر درست دقت كنيد ظهور سفيانى همزمان با حكم عبدالله خواهد
بود . وما ميدونيم كه سفيانى در اخر زمان ظهور ميكند ، بس در اين روايت ميبينيم كه ظهور سفيانى با وجود عبدالله در زمان حكمش خواهد بود .

حال با ارائه اين روايت اكر باز هم شخصى بكويد كه ما در اخر زمان نيستيم بس او ناقص العقل ميباشد .

3- در بسیاری از این احادیث لفظ آخر الزمان به چشم نمی خورد این لفظ را چگونه به احادیث اضافه کردید؟

قال تعالى في حديث المعراج عن علماء اخر الزمان ( ... قلت الهي فمتى يكون ذلك أي قيام القائم (ع) – فأوحى الي عز وجل يكون ذلك اذا رفع العلم وظهر الجهل وكثر القراء وقل العمل وكثر الفتك وقل الفقهاء الهادون وكثر فقهاء الضلالة الخونة ... ) . بحار الانوار ج52 ص171-278

وقال الرسول محمد (ص) عن علماء آخر الزمان : ( ... فقهاء ذلك الزمان شر فقهاء تحت ضل السماء منهم خرجت الفتنة وإليهم تعود) .

و فكر ميكنيد كه توى اين دو روايت مربوط به كروه خاصى بود كه رسول الله و خداوند متعال در حديث معراج ذكر كرده است يا عام ؟؟؟!!!

و همانطور كه در فوق ثابت شد (اكر قبول داشته باشيد ) كه ما دا اخر زمان هستم ، بس مقصود از فقهاى اخر زمان همين فقهاى اين زمان ميباشند .

4- چرا علمایی مثل احمد بن الحسن و بزرگانی که شما از انها یاد می کنید از این جرگه جدا هستند و علما و برزگان شیعیان تنها در این جرگه قرار می گیرند؟؟

اولا: سيد احمد الحسن وصى و رسول و خليفه بعد از وفات حضرت مهدى (مكن الله له فى ارض ) و اولين مهديين ميباشند .

ثانيا : ظاهر تا الان هنوز هيج كدام از شماها فرق بين وصى ورسول امام (ع) و فقهاى اخر زمان را تشخيص نداديد و همانطور نواب امام (ع) .

مگر این افرادی که شما از انها نام می برید عالم نیستند؟؟

فقهاى كه ما از انها نام برده ايم فقهاى متقدمين و متاخرين ميباشند كه ما هميشه انها را تقدير و احترام ميكذاريم كه براى تشيع كسى تا الان اقدام نكرده است و ان بخاطر اعتمادشان به كتاب الله و عترت اهل البيت (ع) همانطور كه رسول الله (ص) در حديث ثقلين ذكر كرده است و اما فقهاى اخر زمان انها از اراء شخصى خود و فتوا را در مقابل نصهاى قران و روايتهاى ائمه قرار دادند مثل تقليد و خمس وستخدام لقب ايه الله العظمى ...

چگونه بین چند گروه از علما شما منظور حدیث را علمایی شیعه
و مراجع عالی قدر ما دانستید؟؟
اگر من ادعا کنم منظور حدیث علمایی مثل احمد احصایی و سید کاظم رشتی و علمای شیخیه و همین احمد ابن الحسن شماست چه جوابی دارید؟؟؟

ما از اراء شخصى خود استفاده نميكنيم يا روايت يا ايه قرانى بياوريد و منظور خود را واضحتر بكيد . ما بايد طبق روايتها بحث كنيم نه با نظرات شخصى خود كه هم بي دليل است هم بى منظور .

والحمد لله رب العالمين


_________________
يُرِيدُونَ لِيُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ - الصف:8

اسراء

تعداد پستها : 188
تاريخ التسجيل : 2008-10-14

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: مناظره انصار الله با فقهاى اخر زمان وپیروانشان در تالارهاى مختلف ايرانى

پست من طرف اسراء في الثلاثاء 18 نوفمبر - 4:52

نقل قول از سرباز مهدى
باسمه تعالی
اما در مورد وجود مهدی ها قبل از ظهور هم سوالی کرده بودم که بی پاسخ ماند:
گذشته از این مطالب جالبه که شما وصیتی که به ان استناد می کنید برای وجود این 12 مهدی را نیز قبول ندارید!!!
و یا این که هدیث را آن جوری که می خواهید می خوانید و عمل می کنید و پاره ای از مسائل را فراموش می کنید
بسم الله الرحمن الرحیم
اولا: ما به تمام امورى كه از طرف رسول الله (ص) واهل البيت (ع ) و تمامى روايتهاى كه از انها ر كتب حديث شيعه نقل شده است را قبول داريم تا اينكه روايت خلاف قران و سنت نباشد در اين صورت ان را قبول نداريم بر عكس شماها كه هر موارد يا روايتى را كه خوشتون بياد قبول ميكنيد و جزء را ترك ميكنيد با اعتمادتان به سند كه نمونه بارز ان روايت وصيت ميباشد .
ثانيا: من يؤمن باول امام يؤمن باخر مهدى ( كسى كه اولين امام را قبول داشته باشد ، اخرين مهديين را نيز قبول دارد )
شماها وصيت رسول الله را به دو قسمت قطع كرديد ، ميكويد كه 12 امام را قبول داريم و لى 12 مهدى را قبول نداريم ،
بس حالا جه كسى جزء از روايت را قبول ميكند و جزء را ترك ميكند ما يا شماها ؟؟؟!!!


پس بهتره که این وصیت رو با هم مرور کنیم

أخبرنا جماعة عن أبي عبد الله الحسين بن علي بن سفيان البزوفري عن علي بن سنان الموصلي العدل عن علي بن الحسين عن أحمد بن محمد بن الخليل عن جعفر بن أحمد المصري عن عمه الحسن بن علي عن أبيه عن أبي عبد الله جعفر بن محمد عن أبيه الباقر عن أبيه ذي الثفنات سيد العابدين عن أبيه الحسين الزكي الشهيد عن أبيه أمير المؤمنين ع قال قال رسول الله ص في الليلة التي كانت فيها وفاته لعلي ع يا أبا الحسن أحضر صحيفة و دواة فأملأ رسول الله ص وصيته حتى انتهى إلى هذا الموضع فقال يا علي إنه سيكون بعدي اثنا عشر إماما و من بعدهم اثنا عشر مهديا فأنت يا علي أول الاثني عشر إماما سماك الله تعالى في سمائه عليا المرتضى و أمير المؤمنين و الصديق الأكبر و الفاروق الأعظم و المأمون و المهدي فلا تصح هذه الأسماء لأحد غيرك يا علي أنت وصيي على أهل بيتي حيهم و ميتهم و على نسائي فمن ثبتها لقيتني غدا و من طلقتها فأنا بري‏ء منها لم ترني و لم أرها في عرصة القيامة و أنت خليفتي على أمتي من بعدي‏ فإذا حضرتك الوفاة فسلمها إلى ابني الحسن البر الوصول فإذا حضرته الوفاة فليسلمها إلى ابني الحسين الشهيد الزكي المقتول فإذا حضرته الوفاة فليسلمها إلى ابنه سيد العابدين ذي الثفنات علي فإذا حضرته الوفاة فليسلمها إلى ابنه محمد الباقر فإذا حضرته الوفاة فليسلمها إلى ابنه جعفر الصادق فإذا حضرته الوفاة فليسلمها إلى ابنه موسى الكاظم فإذا حضرته الوفاة فليسلمها إلى ابنه علي الرضا فإذا حضرته الوفاة فليسلمها إلى ابنه محمد الثقة التقي فإذا حضرته الوفاة فليسلمها إلى ابنه علي الناصح فإذا حضرته الوفاة فليسلمها إلى ابنه الحسن الفاضل فإذا حضرته الوفاة فليسلمها إلى ابنه محمد المستحفظ من آل محمد ع فذلك اثنا عشر إماما ثم يكون من بعده اثنا عشر مهديا فإذا حضرته الوفاة فليسلمها إلى ابنه أول المقربين له ثلاثة أسامي اسم كاسمي و اسم أبي و هو عبد الله و أحمد و الاسم الثالث المهدي هو أول المؤمنين
در این حدیث به صراحت تأکید شده است که این مهدی های مد نظر شما بعد از 12 امام خواهند آمد اما همان طور که می دانیم (البته امیدوارم شما بدانید) هنوز امامت ائمه ادامه دارد و هنوز امام دوازدهم در قید حیات هستند ( انشا الله در سلامتی کامل به سر می برند انشا الله هر چه زود تر هم ظهور خواهند کرد
همان طوری که در حدیث به شکل رنگی مشخص شده این مهدی ها زمانی ظهور خواهد کرد که حضرت بقیه الله از دنیا رفته باشند

فكر كنم امور را اشتباه متوجه شديد يميخواهد متوجه بيد جونكه شما نمتونيد تشخيص بدهيد بين وجود ائمه و مهيين در زم ظهور امام مهد(ع) و بين اينكه مهديين بعد از وفات امام (ع) خلفاء خواهند بود.
كه يك دليلى براى شما ميزنم كه خيلى واضح است :
سه نفر از خلفاء رسول الله (ص) با ايشان درزمان حياتشان زندكى كردند و بعد از وفاتشان از خلفاء ايشان (رسول الله ) شدند كه انها به ترتيب امام على (ع) و فرزندان ايشان(امام حسن و امام حسين عليهم السلام بودند ) ، ايا بعد از اين دليل باز هم اصرار داريد كه مهديين بايد بعد از وفات امام (ع) بيايند ؟؟؟!!! كدام عقل سالم اين مطلب شم را قبول ميكند .

شما زمانی می توانید که این ادعا درست است و این مهدی ها امده اند که ثابت کنید بقیه الله ارواحنا له فداه
از دنیا رفته اند آیا می توانید چنین چیزی را ادعا کنید؟؟ جوابتان در فوق داده شده .

آیا بر ایبن باورید که حضرت صاحب (عج) از دنیا رفته اند؟؟ جوابتان در فوق داده شده .

اگر چنین ادعایی را نمی توانید بکنید پس وجود این مهدی ها تا ظهور ان حضرت منتفی است!!!!
پس با توجه به موارد گفته شده در قبل و موارد بالا نمی توان به وجود چنین مهدی هایی در زمان غیبت ایمان داشت و کسانی که چنین ادعایی می کنند کذاب هستند
تمام انبياء و مرسلين و ائمه طاهرين و مهديين خلفائشان اولين كسانى هستند كه با انها يمان مياورند و در زمان انها زندكى ميكنند . و همانطور كه ميدانيد (اميدوارم) امام على (ع) در زمان رسول الله با ايشان زندكى ميكردند و اولين كس دند كه به رسول لله (ص) يمان اوردند و خليفه ايشان بعد از وفاتش بودند ، و اكر به وصيت درست دقت كنيد ميبينيد كه اولين مهدين( احمد بن الحسن ) اولين كسى هست كه به امام مهدى (محمد بن الحسن مكن الله له فى الارض) ايمان مياورد و خليفه ايشان (بعد از وفاتشان ) خواهند بود و كسى كه در اين موضوع بيشتر از اين مناقشه داشته باشد معاند است جونكه تمامى امور واضح و كاملا توضيح داده شده است .
در ختام اميد دارم كه جوابتان از كتاب و عترت باشه ، و اراء شخصى خود را نزاريد طبق ايه ذكر شده:
)وَلَوِ اتَّبَعَ الْحَقُّ أَهْوَاءَهُمْ لَفَسَدَتِ السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْضُ وَمَنْ فِيهِنَّ بَلْ أَتَيْنَاهُمْ بِذِكْرِهِمْ فَهُمْ عَنْ ذِكْرِهِمْ مُعْرِضُونَ) (المؤمنون:71)
والحمدلله رب العالمين

_________________
يُرِيدُونَ لِيُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ - الصف:8

اسراء

تعداد پستها : 188
تاريخ التسجيل : 2008-10-14

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: مناظره انصار الله با فقهاى اخر زمان وپیروانشان در تالارهاى مختلف ايرانى

پست من طرف اسراء في الأربعاء 19 نوفمبر - 5:13

نقل قول از طالب حق :
فَأَمْلَى عَلَيْهِ أَسْمَاءَ الْأَئِمَّةِ الْهُدَاةِ مِنْ بَعْدِهِ رَجُلًا رَجُلًا وَ عَلِيٌّ عَلَيْهِ السَّلَامُ يَخُطُّهُ بِيَدِهِ. وَ قَالَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: إِنِّي أُشْهِدُكُمْ أَنَّ أَخِي وَ وَزِيرِي وَ وَارِثِي وَ خَلِيفَتِي فِي أُمَّتِي عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ، ثُمَّ الْحَسَنُ ثُمَّ الْحُسَيْنُ ثُمَّ مِنْ بَعْدِهِمْ تِسْعَةٌ مِنْ وُلْدِ الْحُسَيْنِ.
ثُمَّ لَمْ أَحْفَظْ مِنْهُمْ غَيْرَ رَجُلَيْنِ عَلِيٍّ وَ مُحَمَّدٍ، ثُمَّ اشْتَبَهَ الْآخَرُونَ مِنْ أَسْمَاءِ الْأَئِمَّةِ عَلَيْهِمُ السَّلَامُ، غَيْرَ أَنِّي سَمِعْتُ صِفَةَ الْمَهْدِيِّ وَ عَدْلَهُ وَ عَمَلَهُ وَ أَنَّ اللَّهَ يَمْلَأُ بِهِ الْأَرْضَ عَدْلًا كَمَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً.

بسم الله الرحمن الرحيم
اولا : حديث فوق از سليم بن قيس الهلالى (ره) ميكويد شنيدم از سلمان محمدى (ره) و سلمان نيز به نوبت خود شنيدن از امام على (ع) ، و سلمان در مورد اتفاقى كه قبل اينكه رسول الله بخواهد وصيت خود را بنوسيد را نقل كرده است ، و در اينجا طبق روايت سلمان ميكويد :
لَمْ أَحْفَظْ مِنْهُمْ غَيْرَ رَجُلَيْنِ عَلِيٍّ وَ مُحَمَّدٍ، ثُمَّ اشْتَبَهَ الْآخَرُونَ مِنْ أَسْمَاءِ الْأَئِمَّةِ عَلَيْهِمُ السَّلَامُ، غَيْرَ أَنِّي سَمِعْتُ صِفَةَ الْمَهْدِيِّ وَ عَدْلَهُ وَ عَمَلَهُ وَ أَنَّ اللَّهَ يَمْلَأُ بِهِ الْأَرْضَ عَدْلًا كَمَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً.
( ثُمَّ اشْتَبَهَ الْآخَرُونَ ) ، سلمان يكى از موجودين بود با اباذر و مقداد و انها شاهدان بر وصيت هستند ، بس شاهدين وصيت بايد تمام تفاصيل وصيت را بدانند و امر بر انها مشتبه نباشد ، و همانطور كه روايت ذكر كرده است سلمان از وصيت فقط على و محمد را بخاطر دارند !!!
امر وصيت نميتواند بر سلمان مشتبه باشد ، واين امر عجيبي است نميتوانيم ان را قبول كنيم .
و طبق قواعد كه شماها كذاشتيد ، اكر احتماى بيش ايد استدلال باطل است .
ثانيا: وصيت مكتوبه كجاست كه رسول الله (ص) در شب وفاتشان نوشتند در ان اسامى اوصياء از ائمه (ع) يكى بس از ديكرى ذكر شده است ؟؟؟!!!
فكر ميكنيد كم شده كه اين امر بر سلمان مشتبه شده (حاشا لله) !!!؟؟؟
ما وصيت رسول (ص) كه در شب وفاتشان نوشته اند كه در ان اسامى اوصياء ائمه(ع) ذكر شده را ميخواهيم نه حديثى مشتبه .
والحمد لله رب العالمين

_________________
يُرِيدُونَ لِيُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ - الصف:8

اسراء

تعداد پستها : 188
تاريخ التسجيل : 2008-10-14

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: مناظره انصار الله با فقهاى اخر زمان وپیروانشان در تالارهاى مختلف ايرانى

پست من طرف اسراء في الخميس 20 نوفمبر - 6:26

بسم الله الرحمن الرحيم

ظاهرا بعضى از مردم قران را طبق نظر خودشون تفسير ميكنند ، حتى اين ايه قرانى كه در ان خداوند متعال ميكه هر كسى قبل از وفاتش بايد وصيت بنويسد وهركسى كه از خودش نظر بدهد جتهاد در مقابل نص صريح است و فكر ميكنن كه با اين كارهاشون ميتونن مردم را فريب بدن ؟

و همانطورى كه مشخص شده بعضى از اشخاص هنوز فرق بين روايت و وصيت را نميدونن ؟

بلى ما ميكوييم كه رسول الله (ص) در 23 سال از عمر رسالتش و نه اونطورى كه كفتيد 24 سال (بيداست كه يكسال اضافه كذاشتيد لطفا معلوماتتون را اصلاحش كنيد) در طول اين سنوات رسول الله(ص) به مردم ميكفتند كه على وصى من است ، و اخرين انها بيعت غدير بود كه قوم با امام على (ع) بيعت كردند كه وصى رسول الله (ص) حضرت على(ع) ميباشد ، وليكن رسول الله(ص) جونكه ميدانستند كه مردم بيعت شكننى و رفض ميكنند بيعت را جزء اشخاص بسيار معدودى بخاطر همين رسول الله (ص) در شب وفاتشان از حضرت على (ع) صحيفه و دوات واست تا اينكه كتابى را بنويسد كه بعد از ان مردم كمراه نشوند ؟ كه شهود بر ان وصيت سه نفر بودند : سلمان محمدى ، مقداد و ابا ذر ( رضى الله عليهم ) .

حال به نصوص صريحى از قران دقت كنيد كه ما را امر بر نوشتن وصيت هنكام احتضار ميكند :

شاهد اول وصيت در قران
: قوله تعالى كُتِبَ عَلَيْكُمْ إِذَا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ إِنْ تَرَكَ خَيْراً الْوَصِيَّةُ لِلْوَالِدَيْنِ وَالْأَقْرَبِينَ بِالْمَعْرُوفِ حَقّاً عَلَى الْمُتَّقِينَ) (البقرة:180) .

واين ايه صريح واجب ميكند كه وقت وفات (احتضار) بايد وصيت نوشته شود ، وهيچ روايتى را نميتوان بيدا كرد جزء اينى كه شيخ طوسى قبل از وفات رسول در كتاب غيبه نقل كرده است كه
ان اسم ائمه وذكر مهديين وجود داشته باشد.

شاهد دوم روايت وصيت از قران: ( يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا شَهَادَةُ بَيْنِكُمْ إِذَا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ حِينَ الْوَصِيَّةِ اثْنَانِ ذَوَا عَدْلٍ مِنْكُمْ أَوْ آخَرَانِ مِنْ غَيْرِكُمْ )(المائدة: من الآية106) .

ودر اين ايه علاوه بر واجب نوشتن وصيت قبل از احتضار نيز شرط ديگرى هم هست كه بايد دو نفر از عادلان بر ان شاهد باشند وهمين كار را رسول الله(ص) انجام دادند وقتى كه وصيتش را
به امير مؤمنان (ع) فرمود و شاهدان بر ان سلمان فارسي و اباذر غفارى ومقداد عليهم السلام بودند همانطورى كه امير مؤمنان ان را با طلحه محاججت كردند وانرا سليم ابن قيس الهلالى در كتاب مشهور خود ذكر كرده است.

شاهد سوم از قران : ( مَا يَنْظُرُونَ إِلَّا صَيْحَةً وَاحِدَةً تَأْخُذُهُمْ وَهُمْ يَخِصِّمُونَ * فَلا يَسْتَطِيعُونَ تَوْصِيَةً وَلا إِلَى أَهْلِهِمْ يَرْجِعُونَ) (يّـس:49 – 50 )

خداوند متعال كسانى را كه رسل را تكذيب كرده اند وبا انها جنگيدند را وصف كرده است كه نميتوانند توصيه كنند ، يعنى خداوند متعال به انها وقت اينكه بخواهند بعد از خود جانشين تعيين كنند را نميدهد بخاطر معارضه اى كه با رسل داشتند .

بس بايد رسول الله در شب وفاتش قبل از احتضار وصيت كرده باشند و هيچ روايتى را كه در ان وصيت ذكر شده باشد را نميتوان يافت بجزء در كتاب غيبه از طوسى ، حتى اگر سندش ضعيف باشد و يا كسانى كه روايت را نقل كرده اند فاسق باشند (حاشا لله) .

نقل قول از سيد امينى :
هزاران عالم و فقیه ومحدث شیعی از شیخ طوسی و مفید و صدوق و سید مرتضی و علامه حلی و علامه مجلسی وووووووووو بر این عقیده بر اساس وصیت ها ی پیامبر استوار بودند.

براى اينكه مشخص بشه جه كسى مردم را منحرف ميكنه مصادر وصيت از فقهاى اعلاء كه كفتيد به وصيت اعترافى نداردند در صورتى كه اين فقهاء اجلاء نقل كردند كه 12 امام و 12 مهدى ميباشد .
وصيت رسول الله(ص) كه در ان 12 امام و 12 مهدى ذكر شده است در مصادر زير ميباشد :

وصيت به عربى :

جماعة عن البزوفري عن علي بن سنان الموصلي عن علي بن الحسين عن أحمد بن محمد بن الخليل عن جعفر بن أحمد المصري عن عمه الحسين بن علي عن أبيه عن أبي عبد الله الصادق عن آبائه عن أمير المؤمنين ع قال قال رسول الله ص في الليلة التي كانت فيها وفاته لعلي ع يا أبا الحسن احضر صحيفة و دواة فأملى رسول الله ص وصيته حتى انتهى إلى هذا الموضع فقال يا علي إنه يكون بعدي اثنا عشر إماما و من بعدهم اثنا عشر مهديا فأنت يا علي أول الاثني عشر الإمام و ساق الحديث إلى أن قال و ليسلمها الحسن ع إلى ابنه م‏ح‏م‏د المستحفظ من آل محمد ص فذلك اثنا عشر إماما ثم يكون من بعده اثنا عشر مهديا فإذا حضرته الوفاة فليسلمها إلى ابنه أول المهديين له ثلاثة أسامي اسم كاسمي و اسم أبي و هو عبد الله و أحمد و الاسم الثالث المهدي و هو أول المؤمنين .

وصيت به فارسى :

شيخ طوسى در كتاب الغيبة طوسي از جماعتى ، ايشان از بوزفرى ، او از على بن سنان موصلى ، او از على بن حسين ، او از احمد بن محمد بن خليل ، او از جعفر بن محمد مصرى ، او از عمّ خود حسن بن على ، او از پدرش ، او از جناب امام جعفر صادق عليه السلام او از پدرانش ، ايشان از اميرالمؤمنين روايت كرده ، آن حضرت فرمود كه : رسول خدا در شبى كه وفات نمود ، به
من فرمود : يا ابا الحسن ! صحيفه اى و دواتى حاضر كن . پس دوات و صحيفه حاضر كردم . آن حضرت وصيّت خود را فرمود تا اينكه بدين موضوع رسيد كه : يا على ! بعد از من دوازده امام مى باشند و بعد از ايشان دوازده مهدى . پس تو يا على اوّلين دوازده امامى .

و حديث را ذكر نمود تا اينكه گفته كه : امامت را امام حسن عسكرى (ع) به پسرش م ح م د كه مستحفظ شريعت و از جمله آل محمّد (ص) است ، تسليم مى كند ، و ايشان دوازده امامند . بعد از آن دوازده مهدى مى باشند . پس وقتى كه قائم (ع) را اجل دريافت ، آنگاه امر را به پسرش كه اوّلين مهديان است مى سپارد ، و براى او سه نام است . يك نامش مانند نام من ، و نام ديگرش نام پدر من است و آنها عبد الله و احمد اند ، و نام سوّمين مهدى است و او اوّلين مؤمنان است .

لطفا به مصادر وصيت كه از فقهاى كه در فوق نام انها را سيد امينى ذكر كردند دقت كنيد :

المصادر اولا الغيبة للطوسي صفحة 151 طبعة مؤسسة المعارف الاسلامية
النجم الثاقب ج2 ص41
الشیخ الحرالعاملی فی إثبات الهداةج1 ص549 ح 376 .
الشیخ الحرالعاملی کتاب الايقاظ من الهجعة ص393 .
الشیخ حسن بن سليمان الحلي فی کتابه مختصرالبصائرص159
العلامه المجلسي فی بحارالانوارج53 ص147ح 6 مختصرا وفی ج36ص260ح81کاملا
الشيخ عبدالله البحراني في کتابه العوالم ج3ص236ح227 .
السید هاشم البحرانی فی کتابه غاية المرام ج1ص370ح59.
الانصاف ص222للسید هاشم البحراني .
نوادرالاخبارللفیض الکاشاني ص294 .
الشیخ المیرزا النوری فی کتابه النجم الثاقب ج2ص71 :
اشار بأن الوصية معتبرة السند وهذا نص ماذكره الشیخ المیرزا النوری قال : روى الشيخ الطوسيبسندٍ معتبر عن الامام الصادق(ع) خبرا ذكرت فيه بعض وصايا رسول الله (ص) لإميرالمؤمنين (ع) في الليلة التي كانت فيها وفاته ...
شيخ ميرزا نورى در كتابش نجم الثاقب جلد 2 صفحه 71 :
اشاره به اينكه وصيت سندش معتبر است و اين نصى است مذكور از از شيخ ميرزا نورى كه كفت : شيخ طوسى با سند معتبر از امام صادق (ع) نقل كرده اند خبرى كه در ان ذكر شده است بعضى او وصاياى رسول الله(ص) به امير مؤمنان (ع) در شبى كه وفات كردند ...
السید محمد محمد صادق الصدر فقد حقق سند الوصية وذکرها في کتابه تاريخ مابعدالظهور ص641
كتاب مكاتيب الرسول للشيخ الميانجي ج2 ص96 .
مختصرمعجم احاديث الامام المهدي للشيخ الکوراني صفحة 301
بحار الأنوار ج 53 ص 147
غاية المرام ج 2 ص 241
تاريخ مابعد الظهور للسيد محمد الصدر ص640



_________________
يُرِيدُونَ لِيُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ - الصف:8

اسراء

تعداد پستها : 188
تاريخ التسجيل : 2008-10-14

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: مناظره انصار الله با فقهاى اخر زمان وپیروانشان در تالارهاى مختلف ايرانى

پست من طرف اسراء في الخميس 20 نوفمبر - 6:26

و در مورد اينكه كفتيد (سيد امينى) كه سيد مرتضى (رضى الله عنه ) فقط 12 امام را قبول دارند و بيشتر از انها را قبول ندارد ، حالا به اين سخنان سيد مرتضى (رض) را در مورد اينكه بيشتر از 12 امام ميباشد را توجه كنيد :

رسائل المرتضى - الشريف المرتضى - ج 3 - ص 145 – 146
وسئل ( رضي الله عنه ) عن الحال بعد إمام الزمان عليه السلام في الإمامة فقال : إذا كان المذهب المعلوم أن كل زمان لا يجوز أن يخلو من إمام يقوم بإصلاح الدين ومصالح المسلمين ، ولم يكن لنا
بالدليل الصحيح أن خروج القائم يطابق زوال التكليف ، فلا يخلو الزمان بعده عليه السلام من أن يكون فيه إمام مفترض الطاعة ، أو ليس يكون . فإن قلنا : بوجود إمام بعده خرجنا من القول بالاثني عشرية ، وإن لم نقل ‹ صفحة 146 › بوجود إمام بعده ، أبطلنا الأصل الذي هو عماد المذهب ، وهو قبح خلو الزمان من الإمام . فأجاب ( رضي الله عنه ) وقال : إنا لا نقطع على مصادفة خروج صاحب الزمان محمد بن الحسن عليهما السلام زوال التكليف ، بل يجوز أن يبقى العالم بعده زمانا " كثيرا " ، ولا يجوز خلو الزمان بعده من الأئمة . ويجوز أن يكون بعده عدة أئمة يقومون بحفظ
الدين ومصالح أهله ، وليس يضرنا ذلك فيما سلكناه من طرق الإمامة ، لأن الذي كلفنا إياه وتعبدنا منه أن نعلم إمامة هؤلاء الاثني عشر ، ونبينه بيانا " شافيا" ، إذ هو موضع الخلاف والحاجة . ولا يخرجنا هذا القول عن التسمي بالاثني عشرية ، لأن هذا الاسم عندنا يطلق على من يثبت إمامة اثني عشر إماما " . وقد أثبتنانحن ولا موافق لنا في هذا المذهب ، فانفردنا نحن بهذا الاسم دون غيرنا .

سيد مرتضى(رض) ميكويند : كه اكر بكوييم بوجود امام بعد از امام محمد بن الحسن عسكرى (ع) از ائمه اثنى عشريه خارج ميشويم همانطورى كه تسميه ما ميباشد ، واكر بكوييم كه بعد از امام محمد بن الحسن عسكرى (ع) امامى نباشد اصل اعتقاد ما شيعيان باطل ميشود ، جونكه زمين خالى از حجت نميشود و قبيح است كه زمين خالى از امام حجت باشد .

و سيد مرتضى (رض) ميكويند : جائز است بعد از امام محمد بن الحسن عسكرى (ع) عددى از ائمه بيايند كه واجب انها حفظ دين و اصلاح مردم است .
سيد مرتضى (رض) ميكويند : كه قول ما بوجود ائمه بعد از امام محمد بن الحسن عسكرى(ع) بر اعتقاد ما ضررى ندارد ، جونكه تكليف ما اين است كه علم داشته باشيد بوجود 12 امام
و انها را به بقيه مردم معرفى كنيم ، براى اينكه موضع خلاف بين ما و مردم هستند جونكه انها اعتقاد ندارند كه بعد از رسول الله (ص) ائمه ميايند و حجتها را قبول ندارند .
بس اكر كفتيم كه در انجا بعد از ائمه اثنى عشر ائمه اى بعد از انها وجود داشته باشد ، خارج نميشويم از تسميه اثنى عشريه براى اينكه تسميه اثنى عشريه بيش ما اطلاق ميشود بر كسانى كه امامت اثنى عشريه را ثابت كند . و ما ثابت كرديم كه ما طبق موافقت مذهب ما و ما بر اين تسميه منفرد هستيم دون غيرنا .
و سخنان سيد مرتضى (ص) كافى است براى استدلال كه عقيده ما به ان ضررى نميرسد اكر به وجود مهديين كه بعد از حضرت مهدى (ع) ميايد معتقد باشيم .

نقل قول از سيد امينى :
جهل و غرض ورزی بعض ساده لوح ها سبب کج فهمی در باب عقائد می شود که صاحب شریعت به ان راضی نیستند.
اگر بخواهیم کج فهمی در باب عقائد را در این جا ذکر کنیم به طول می انجامد ولی اهل علم و فهم و تعقل همین مقدار برایشان کافی است.

اين حرفها به شما برميكرده جونكه اهل علم و عقل كه بيرو سخنان رسول الله(ص) واهل البيت هستند براى انها ايات قرانى و روايتهاى اهل البيت(ع) كافى است و نظر شخصى خودشون را در
مقابل نصوص صريح قران نميزارن تا مردم را كمراه كنند .
و من ثابت كردم كه شما امورى را بازنويسى ميكنيد و مردم را كمراه ميكنيد و امورى را ذكر كرديد كه علماء انها را كفته اند و من خلافش را ثابت كردم حالا بكوييد كه جه كسى جاهل است و مردم را كمراه ميكند ؟؟؟!!!

والحمد لله رب العالمين

_________________
يُرِيدُونَ لِيُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ - الصف:8

اسراء

تعداد پستها : 188
تاريخ التسجيل : 2008-10-14

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: مناظره انصار الله با فقهاى اخر زمان وپیروانشان در تالارهاى مختلف ايرانى

پست من طرف ام البنين في الجمعة 21 نوفمبر - 5:53

باسمه تعالی

حال بد نیست به کلام خداوند متعال در شب معراج و بیانی که به رسول مکرم اسلام داشته اند نظر بیندازیم تا خیلی از مسائل شفاف و روشن شود:

كمال الدين-ترجمه پهلوان ج‏1 473 باب 23 نص خداى تعالى بر قائم عليه السلام و اينكه او دوازدهمين امام است ..... ص : 469

(1) 1- ابن عبّاس از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم روايت كند كه فرمود: چون در معراج مرا به نزد پروردگارم جلّ جلاله بردند ندا آمد: اى محمّد! گفتم: لبّيك اى پروردگار عظمت لبّيك! و خداى تعالى به من وحى فرمود: اى محمّد! ملأ اعلى در چه چيز منازعه مى‏كنند؟ گفتم: پروردگارا مرا علمى نيست، فرمود: اى محمّد! چرا از آدميان وزير و برادر و وصىّ پس از خودت را بر نگزيدى؟ گفتم: الهى چه كسى را انتخاب كنم؟ تو برايم برگزين، خداى تعالى وحى كرد كه اى محمّد! من از ميان آدميان عليّ بن ابى طالب را برايت انتخاب كردم گفتم: پروردگارا! پسر عمّم را؟ فرمود: اى محمّد! عليّ وارث تو و وارث علم پس از تو و پرچمدار توست و پرچم حمد در روز قيامت به دست اوست و صاحب حوض توست و ازكمال الدين-ترجمه پهلوان، ج‏1، ص: 470

مؤمنان امّت تو هر كس بر آن وارد شود به دست او سيراب خواهد شد. (1) سپس خداى تعالى وحى فرمود: اى محمّد! من سوگند خورده‏ام سوگندى حقّ كه دشمن تو و دشمن اهل بيت و ذرّيّه طيّبين و طاهرين تو از آن حوض ننوشد، به راستى مى‏گويم: اى محمّد! همه امّت تو داخل در بهشت مى‏شوند مگر كسانى از خلقم كه از آن ابا كنند گفتم: خداى من آيا كسى هست كه از داخل شدن به بهشت ابا داشته باشد؟ خداى تعالى وحى كرد كه آرى، گفتم: چگونه ابا مى‏كند؟ وحى فرمود: اى محمّد! تو را از ميان خلقم برگزيدم و وصىّ پس از تو را انتخاب كردم و او را براى تو مانند هارون براى موسى قرار دادم جز آنكه پس از تو پيامبرى نيست و محبّت او را در قلب تو افكندم و او را پدر فرزندانت قرار دادم، پس بعد از تو حقّ او بر امّت تو مانند حقّ تو بر ايشان در حيات توست و هر كس حقّ او را انكار كند حقّ تو را انكار كرده است، و هر كه از ولايت او سرباز زند از ولايت تو سرباز زده است، و هر كه از ولايت تو ابا كند از داخل شدن به بهشت ابا كرده است. من به شكرانه نعمتى كه ارزانيم فرموده بود براى خداى تعالى به سجده افتادم كه ناگاه منادى ندا كرد كه اى محمّد! سر بردار و درخواست كن تا به تو عطا كنم، گفتم: خداى من! امّتم را پس از من بر ولايت عليّ بن ابى طالب‏
كمال الدين-ترجمه پهلوان، ج‏1، ص: 471

گردآور تا همگى در روز قيامت در حوض كوثر بر من وارد شوند، (1) خداى تعالى وحى فرمود: اى محمّد! من پيش از آنكه بندگانم را بيافرينم در ميانشان حكم كردم و حكمم در باره آنها در گذشته است، تا هر كه را بخواهم بدان هلاك كنم و هر كه را بخواهم بدان هدايت نمايم، من پس از تو علمت را بدو دادم و او را وزير و جانشين پس از تو بر اهل و امّتت قرار دادم، به خاطر قصد خود كه هر كه او را دوست بدارد به بهشت در آورم، و مبغض و دشمن و منكر ولايت او را پس از تو به بهشت داخل نمى‏سازم، پس كسى كه بغض او را داشته باشد بغض تو را داراست و كسى كه بغض تو را داشته باشد بغض مرا داراست، و كسى كه او را دشمن بدارد تو را دشمن داشته است و كسى كه با تو دشمنى كند با من دشمنى كرده است و كسى كه او را دوست بدارد تو را دوست داشته است و كسى كه تو را دوست داشته باشد مرا دوست داشته است، و اين فضيلت را براى او قرار دادم و بر تو نيز عطا كردم كه از صلب او يازده مهدى خارج سازم كه همه آنها از ذرّيّه تو از فرزندان بكر بتول خواهد بود، و آخرين ايشان كسى است كه عيسى بن- مريم پشت سر او نماز مى‏خواند، و زمين را از عدل آكنده سازد همچنان كه از ظلم و جور پر شده باشد، به واسطه او نجات مى‏دهم و از هلاكت باز مى‏دارم و هدايت مى‏كنم و از ضلالت جلوگيرى مى‏كنم و به واسطه او كوران را بينا وكمال الدين-ترجمه پهلوان، ج‏1، ص: 472

بيماران را شفا خواهم داد، (1) گفتم: الهى و سيّدى! آن چه كس خواهد بود؟ خداى تعالى وحى فرمود: آنگاه كه علم برداشته شود و جهل آشكار گردد، قاريان فراوان شوند و عمل به قرآن اندك شود و كشتار فراوان گردد و فقهاى هادى اندك و فقهاى گمراهى و خائنان و شعراء افزون شوند و امّت تو قبورشان را مسجد كنند، قرآنها زيور و مساجد زينت شود و جور و فساد افزون گردد و منكر آشكار شده و امّتت بدان فرمان دهند و از معروف باز دارند و مردان به مردان اكتفا كنند و زنان با زنان در آميزند و اميران كافر شوند و اولياى آنها فاجر و يارانشان ظالم و انديشمندان آنها فاسق گردند در اين هنگام سه خسوف واقع گردد، خسوفى در مشرق و خسوفى در مغرب و خسوفى در جزيرة العرب و بصره به دست يكى از ذرّيّه تو ويران گردد و زنگيان از وى پيروى كنند و يكى از فرزندان حسين بن عليّ قيام كند و دجّال از مشرق و از سيستان خروج كند و سفيانى ظاهر شود، گفتم: خداى من! پس از من اين فتنه‏ها كى واقع شود؟

خداى تعالى به من وحى فرمود و مرا از فتنه بنى اميّه و فتنه فرزندان عمويم و آنچه هست و تا روز قيامت خواهد بود آگاه كرد و من نيز آنگاه كه به زمين آمدم‏ كمال الدين-ترجمه پهلوان، ج‏1، ص: 473

آنها را به پسر عمويم وصيّت كردم و اداى رسالت نمودم و خدا را بر آن سپاس مى‏گويم چنان كه پيامبران و هر چه كه قبل از من بوده و هر مخلوقى كه تا روز قيامت است او را سپاس مى‏گويد



دوست گرامی چرا خدای تعالی راجع به مورد ادعای شما در این حدیث بلند کلامی را به میان نیاورده است؟؟؟

بسم الله الرحمن الرحيم

خداوند توى قران كفت كه وصيت كنيد هر كسى كه در حال احتضار است و شما براى من حديث معراج را مياوريد ؟؟؟!!!

والحمد لله رب العالمين

ام البنين

تعداد پستها : 144
تاريخ التسجيل : 2008-10-22

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: مناظره انصار الله با فقهاى اخر زمان وپیروانشان در تالارهاى مختلف ايرانى

پست من طرف اسراء في السبت 22 نوفمبر - 5:25

[quote=صبح;609248]چه با مزه ، طرف می گوید نباید در احادیث تحقیق کرد . از یک طرف برای ما یک گروه میفرستند که همه احادیث را انکار کنیم ، از طرف دیگر یک گروه می فرستند که همه احادیث را بدون تحقیق و اتکا به دانش قبول کنیم ! پاشنه مشترک این دو گروه ، دانش گریزی و دعوت به سوی جاهلیت و تعصب است .

اجازه بدهید طور دیگری بحث کنیم :
در سندی که نزد من است و از پدرم به پدرم و از اجدادم به به امام موسی کاظم بر می گردد ، از رسول الله نقل شده است که در آخر الزمان یک گروه به سرکردگی شخصی بنام احمد الحسن پدید می آیند که ادعای انتساب به مهدی موعود را می کند . از آنها اجتناب کنید که چشم شیطان از این جا به شما می نگرد .
حرف حساب ؟ این هم حدیث رسول الله است . تا زمانی که تصور کنید هر حدیثی را باید بدون تحقیق پذیرفت این هم جزو احادیث رسول الله به حساب آورید .[/quote]

بسم الله الرحمن الرحيم

واقعا جاى خجالته بعد از اينكه نتونستيد جواب درست به ما بدهيد بر ميكرديد از خودتون اون هم بدروغ حديث درست ميكنيد و ميكيد كه رسول الله كفته ؟؟؟!!!

(فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ يَكْتُبُونَ الْكِتَابَ بِأَيْدِيهِمْ ثُمَّ يَقُولُونَ هَذَا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ لِيَشْتَرُوا بِهِ ثَمَناً قَلِيلاً فَوَيْلٌ لَهُمْ مِمَّا كَتَبَتْ أَيْدِيهِمْ وَوَيْلٌ لَهُمْ مِمَّا يَكْسِبُونَ) (البقرة:79)

رسول الله (ص) فرمودند : كه هر كسى كه دروغ ميكويد و حديثى را به دروغ و متعمد از خودش نقل ميكند مسير او جهنم است ، و كسانى كه اين كارها را انجام ميدهند همانطورى كه رسول الله فرمودند ، منافقين هستند كه اظهار ايمان ميكنند و ادعاى مسلمان بودن را ميكنند واين حديث رسول :
عن سليم بن قيس الهلالى عن امير المؤمنين(ع) قال : قَامَ رسول الله (ص) خَطِيباً فَقَالَ أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ كَثُرَتْ عَلَيَّ الْكَذَّابَةُ فَمَنْ كَذَبَ عَلَيَّ مُتَعَمِّداً فَلْيَتَبَوَّأْ مَقْعَدَهُ مِنَ النَّارِ ثُمَّ كُذِبَ عَلَيْهِ مِنْ بَعْدِهِ وَ إِنَّمَا أَتَاكُمُ الْحَدِيثُ مِنْ أَرْبَعَةٍ لَيْسَ لَهُمْ خَامِسٌ رَجُلٍ مُنَافِقٍ يُظْهِرُ الْإِيمَانَ مُتَصَنِّعٍ بِالْإِسْلَامِ. كافى ج 1ص 62

واين دليل ضعف و عجز افرادى مثل شماهاست :

قال تعالى (وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ آمِنُوا كَمَا آمَنَ النَّاسُ قَالُوا أَنُؤْمِنُ كَمَا آمَنَ السُّفَهَاءُ أَلا إِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهَاءُ وَلَكِنْ لا يَعْلَمُونَ) (البقرة:13)

_________________
يُرِيدُونَ لِيُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ - الصف:8

اسراء

تعداد پستها : 188
تاريخ التسجيل : 2008-10-14

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: مناظره انصار الله با فقهاى اخر زمان وپیروانشان در تالارهاى مختلف ايرانى

پست من طرف اسراء في الأحد 23 نوفمبر - 5:19

بسم الله الرحمن الرحيم

جواب ستيا در مورد فقهاء اين زمان از بنى اسرائيل بهترند :

حال به اين حديث دقت كنيد :
إمام الصادق (عليه السلامَّ ) الْعُلَمَاءَ وَرَثَةُ الْأَنْبِيَاءِ وَذَاكَ أَنَّ الْأَنْبِيَاءَ لَمْ يُورِثُوا دِرْهَماً وَلَا دِينَاراً وَإِنَّمَا أَوْرَثُوا أَحَادِيثَ مِنْ أَحَادِيثِهِمْ.
از امام صادق (ع) كه فرمودند: علماء وارثين انبياء ميباشند و دراينجا منظور درهم يا دينار نميباشد بكلى انها وارث احاديث انها هستند .
و در اين روايت واضح است كه منظور از علماء ، فقهاء وعالمان اين دوره نيستند بلكى ائمه بالاترين مقام و منزلت را دارند و روايات زيادى در اين مورد نقل شده است كه علماء همان علماء و ائمه آل محمد(ع) هستند وانها راسخين در علم هستند طبق اين ايه شريفه :
لَكِنِ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ مِنْهُمْ وَالْمُؤْمِنُونَ يُؤْمِنُونَ بِمَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَمَا أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ وَالْمُقِيمِينَ الصَّلاةَ وَالْمُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَالْمُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ أُولَئِكَ سَنُؤْتِيهِمْ أَجْراً عَظِيماً) (النساء:162)
بس دور از عقل است كه عالمى كه معصوم نباشد و قدرت خطاء و گناه كردن را دارد بهتر از انبياء بنى اسرائيل (ع) مثل حضرت موسى (ع) يا حضرت عيسى (ع) ، باشند چونكه انسان داراى عصمت نيست و هر چقدر به درجه كمال برسد بهتر از انهائي كه داراى عصمت ميباشند نيست ، و روايات بسيارى نقل شده كه ائمه معصومين (ع) انها وارثين انبياء هستند .

_________________
يُرِيدُونَ لِيُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ - الصف:8

اسراء

تعداد پستها : 188
تاريخ التسجيل : 2008-10-14

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: مناظره انصار الله با فقهاى اخر زمان وپیروانشان در تالارهاى مختلف ايرانى

پست من طرف ام البنين في الخميس 27 نوفمبر - 4:41

فعلا چون قصد دارم مطلب دیگری را از حضرتعالی جویا شوم:
اولا شما می فرمایید که احمد الحسن شما هم یمانی است و هم اولین مهدیون و دارای عصمت...
خب! بر طبق همین وصیت اولا ما می بینیم که دوازده مهدی جدا از دوازده امام آورده شده است در ثانی آورده شده است که حضرت فرمود:
پس وقتى كه قائم را اجل دريافت ، آنگاه امر را به پسرش كه اوّلين مهديان است مى سپارد ، و براى او سه نام است .

حال سئوال اینجاست که
اولا کی مولایم حضرت مهدی زبان همه عالم لال وفات کرده اند؟!


ما نگفتيم كه حضرت مهدى (ع) وفات كرده است ، وليكن گفتيم كسى كه جانشين و خليفه ايشان بعد از او ميشود يعنى بعد از امام محمد بن الحسن (روحى له الفداء) كه خليفه و وصى ايشان (مهدى اول ) است و اين امر بر كسى بنهان نيست كه وصى وجود دارد با وجود امام و رسول و نبى كه اين حال انبياء و رسل است كه اوصياء انها اولين كسانى هستند كه به انها ايمان مياورند و وقتى كه وفات ميكنند انها خلفاء بعد از انها ميشود و بهترين دليل ان امام على (ع) است كه وصى رسول الله (ص) بود و از اولين مؤمنين كه به رسول الله (ص) ايمان اوردند و بعد از رسول الله باقى ماندند و همانطور ائمه (ع) .
وقول رسول الله (ص) در وصيت كه (مهدى اول) از اولين مؤمنان ميباشد يعنى اولين كسى است كه به امام مهدى (ع) در هنگام ظهورشان ايمان مياورند و در غير اين صورت اين كلمه بى فائده است و حاشا لله كه حتى يك كلمه از انها (ص) ذكر شود و ان بى فائده باشد .
مطلب دوم این است که یمانی در روایات شیعه ترجیحا نه سنی که در این مورد اهل عامه تناقضات بسیاری دارند از علائم قبل ظهور است نه از مهدیون بعد از ظهور! لذا حضرتعالی این تناقض را هم حل کنید.
سؤال شما نياز به بحث جدا دارد كه براى شما ثابت كنيم كه يمانى همان مهدى اول ومهدى اول همان احمد است كه در وصيت رسول الله ذكر شده است وليكن براى عجله مساله روايتى را براى شما ها ارائه ميدهم كه بحث را مختصر كند :
در روايتی از امام باقر (ع) اين گونه وارد شده است: ((و در پرچـمها پرچـمى هدايت يافته تر از پرچم يمانى نيست وآن پرچم هدايت است چون كه شما را به سوی صاحبتان دعوت می کند، و اگر يمانى خروج کرد فروختن اسلحه حرام مى شود. واگر يمانى خروج کرد؛ بپا خيز بسوی او زيرا که پرچمش پرچم هدايت است، و جايز نيست مسلمانان از آن سرپيچى كنند، و اگر كسى اينكار را انجام دهد از اهل جهنم مى باشد، زيرا که او دعوت به حق و هدايت به راه راست مى كند)).«كتاب الغيبه نعمانی» ص 264
ورد عن الإمام الباقر (ع) : ( كل راية ترفع قبل القائم فصاحبها طاغوت) غيبة النعماني: 115.
از امام باقر (ع) : هر برجمى قبل از قائم بلند شود صاحبش طاغوت است .
وهمانطور كه اهل البيت (ع) به ما امر كردند كه بيروى از برچم يمانى كنيم و فرمودند كه هر كسى از ان سر بيچى كند از اهل ناراست و همه ما ميدونيم كه برچم يمانى بلند ميشود قبل از قائم . بس چطورى به ما ميگويند كه هر برچمى قبل از قائم بلند شود صاحبش طاغوت است و در همان موقع ما امر از بيروى از يمانى ميكنند ؟
و مخرجى از اين امر نيست مگر اينكه يمانى همان قائم ( مهدى اول ) باشد.
و ممكن است شخصى تعجب كند كه ما يمانى ويا (مهدى اول ) را قائم خطاب كرديم و قائم در تصور شما فقط امام محمد بن الحسن (ع) ميباشد . همه اهل البيت (ع) قوامين و مهديين ميباشند و دليل ان اين روايتها ميباشد :
وعن عبد العظيم بن عبد الله الحسني ، قال : قلت لمحمد بن علي بن موسى بن جعفر ( عليهم السلام ) : اني لأرجو أن تكون القائم من أهل بيت محمد عليهم السلام ) الذي يملأ الأرض قسطا وعدلا كما ملئت جورا وظلما ، قال : يا با القاسم ما منا الا قائم بأمر الله ، وهاد إلى دين الله ........) خاتمة المستدرك - الميرزا النوري - ج 5 - ص 240 – 241
عن أبي عبد الله ، عليهما السلام أن أمير المؤمنين عليه السلام حدث عن أشياء تكون بعده إلى قيام القائم فقال الحسين : يا أمير المؤمنين متى يطهر الله الأرض من الظالمين ؟ قال : لا يطهر الله الأرض من الظالمين حتى يسفك الدم الحرام . ثم ذكر أمر بني أمية وبني العباس في حديث طويل ، وقال : إذا قام القائم بخراسان وغلب على أرض كوفان ( 1 ) والملتان ، وجاز جزيرة بني كاوان ، وقام منا قائم بجيلان ، وأجابته الآبر والديلم ، وظهرت لولدي رايات الترك متفرقات في الأقطار والحرامات ( 2 ) وكانوا بين هنات وهنات . إذا خربت البصرة ، وقام أمير الامرة فحكى عليه السلام حكاية طويلة . ثم قال : إذا جهزت الألوف ، وصفت الصفوف ، وقتل الكبش الخروف هناك يقوم الآخر ، ويثور الثائر ، ويهلك الكافر ، ثم يقوم القائم المأمول ، والامام المجهول ، له الشرف والفضل ، وهو من ولدك يا حسين لا ابن مثله يظهر بين الركنين في دريسين باليين ( 3 ) يظهر على الثقلين ولا يترك في الأرض الأدنين ( 4 ) طوبى لمن أدرك زمانه ولحق أوانه ، وشهد أيامه . بحار الأنوار - العلامة المجلسي - ج 52 - ص 235 – 236

ام البنين

تعداد پستها : 144
تاريخ التسجيل : 2008-10-22

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: مناظره انصار الله با فقهاى اخر زمان وپیروانشان در تالارهاى مختلف ايرانى

پست من طرف ام البنين في الخميس 27 نوفمبر - 4:43

از اين روايت نتيجه ميگيريم كه صفت قائم فقط بر امام محمد بن الحسن (ع) گذاشته نميشود بلكى بر تمام ائمه و مهديين نيز ميتوان نام داد وقائم كسى است كه بيرو امر خدا باشد . بس گذاشتن صفت قائم بر مهدى اول كه همان يمانى ميباشد امكان دارد و همانطور صفت مهدى چونكه مردم را به حق هدايت ميكند ، برعكس انچه كه برخى از اشخاص فكر ميكنند كه احمد و مهدى و يمانى ...
همه شخصيتهاى مختلف هستند ولیکن در اصل يك نفرند ولي با نامهای مختلف .

واگر نياز باشد اين موضوع را در بحث جداگانه ادامه خواهيم داد .

سئوالبعدی این است که بر طبق کدام روایت و حدیثی حضرتعالی ادعا می کنید که یمانی فرزند حضرت است؟!
[b]
[b][b]در بالا ذكر
كردم اين بحث جداگانه براى اثبات يمانى كه همان مهدى اول است ميباشد و در صورت تمايل به ان رجوع خواهيم كرد .

اگر امر با ذكر يك روايت تمام ميشد ، بس اول بايد روايت وصيت را قبول كنيد وان را تصديق كنيد ، وليكن با وجود واضح بودن روایت همه ان را انكار ميكنند . بس ما بايد به اصل موضوع بحث كنيم كه ايا رسول الله(ص) در شب وفاتشان وصيت كردند يا نه ؟

و در مورد دوازده مهدی هم لطف بفرمایید به این حدیثی که دوستانتان پاسخ ندادند شما پاسخ بدهید و همچنین بفرمایید آیا لفظ امام به مفهوم منصوب من عندا... شدن و معصوم بودن است که در این صورت باید بگوییم امامان اهل سنت و میلیون ها ائمه ی جمعه در تاریخ و .... همگی معصوم بوده باشند و حال اینکه حتی در روایاتی هم که شماها بدان استناد می کنید می بینیم که دوازده امام جداگانه آورده شده اند:

اولا بايد فرق بين كسى كه خداوند ان را نصب ميكند و انتخاب مردم را بدانيم ؟

انبياء و اوصياء از طرف خداوند نصب شده اند نه مردم ، و در حقيقت حرف شما عجيب است براى اينكه كسى كه خداوند ان را نصب ميكند تنها او معصوم است وامامی غير از ان نيست !! و انها نیز بدور خودشان ائمه جمعه را نصب ميكنند چونكه به باطنشان قبل از ظاهرشان باخبر ميشوند و بر عكس مردمان اين زمان كه به ظاهر بيشتر از باطن توجه ميكنند چه شيعه يا سنى .

ومن الأحاديث ما ورد عن سعد بن عبد الله القمي في حديث طويل أنه سأل الإمام المهدي (ع) وهو غلام صغير في حياة أبيه الحسن العسكري (ع) فقال:: مصلح أم مفسد؟ قلت: مصلح. قال: فهل يجوز أن تقع خيرتهم على المفسد بعد أن لا يعلم أحد ما يخطر ببال غيره من صلاح أو فساد؟ قلت: بلى. قال: فهي العلّة التي أوردتها لك ببرهان يثق به عقلك، أخبرني عن الرسل الذين اصطفاهم الله وأنزل الكتب عليهم وأيدهم بالوحي والعصمة، إذ هم أعلام الأمم وأهدى إلى الاختيار منهم، مثل موسى وعيسى عليهما السلام هل يجوز مع وفور عقلهما وكمال علمهما إذا همّا بالاختيار أن تقع خيرتهما على المنافق وهما يظنان أنه مؤمن؟ قلت: لا. قال: هذا موسى كليم الله مع وفور عقله وكمال علمه ونزول الوحي عليه اختار من أعيان قومه ووجوه عسكره لميقات ربه سبعين رجلاً ممن لا يشك في إيمانهم وإخلاصهم فوقعت خيرته على المنافقين،

قال الله عز وجل: (واختار موسى قومه سبعين رجلاً لميقاتنا)، إلى قوله: (لن نؤمن لك حتى نرى الله جهرة فأخذتهم الصاعقة بظلمهم)، فلما وجدنا اختيار من اصطفاه الله للنبوة واقعاً على الأفسد دون الأصلح وهو يظن أنه الأصلح دون الأفسد علمنـا أن لا اختيـار إلا ممن يعلم ما تخـفي الصدور وما تكن الضمائر ...) [إثبات الهداة ج1 ص115ـ116].

در اين روايت حتى با وجود اينكه حضرت موسى (ع) از انبياء بود نتوانست از خود حاكم يا خليفه اى اختيار كند براى قومش بعد از خودش در صورتى كه 70 مرد اختيار كردند كه خداوند يكى از انها را براى خلافتى بعد از او انتخاب كند ولی بعد از اينكه خداوند انها را امتحان كردند در امتحان مرفوض شدند ،

واين امر هم با امام على (ع) بيش امد كه خداوند ايشان را نصب كردند و حق ان را قوم انكار كردند از طريق شورى (سقيفه) و اختيار مردم همانطورى كه عمر و ابوبكر (لع) انجام دادند.

وهمين كار را نيز مردم در اخر زمان انجام خواهند كرد و حق امام ( محمد بن الحسن عليه السلام ) و وصى ايشان ( مهدى اول ) را انكار خواهند كرد .



[b][b]

ام البنين

تعداد پستها : 144
تاريخ التسجيل : 2008-10-22

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: مناظره انصار الله با فقهاى اخر زمان وپیروانشان در تالارهاى مختلف ايرانى

پست من طرف ام البنين في الخميس 27 نوفمبر - 4:43

[size=18]
ان التحذير الشديد الصادر عن رسول الله (ص) في اختيار الناس للحاكم ، من الشورتين ؛ الكبرى والصغرى ، فعن حذيفة بن اليمان وجابر الأنصاري ، عن رسول الله (ص) ، إنه قال : (( الويل الويل لأمتي من الشورى الكبرى والصغرى ، فسُئل عنهما ، فقال : أما الكبرى فتنعقد في بلدتي بعد وفاتي لغصب خلافة أخي وغصب حق إبنتي ، وأما الشورى الصغرى فتنعقد في الغيبة الكبرى في الزوراء لتغيير سنتي وتبديل أحكامي )) [مناقب العترة / ومائتان وخمسون علامة130] 0 ورغم هذا التحذير الشديد ، أبت الأمة إلا مخالفة الرسول (ص) و عقدت الشورى (الانتخابات ) في الزوراء وتم نصيب حكام بني العباس ليتسلطوا على رقاب العباد فانا لله وانا اليه راجعون .

[b]در روايت فوق رسول الله (ص) مردم را از شورى بزرگ كه
در ان حق حضرت على (ع) و حضرت فاطمه (ع) غصب شد تحذير كردند وهمانطور براى شورى كوچك كه در زوراء (بغداد ) انجام خواهد شد براى غصب خلافت از امام محمد بن الحسن (ع) و وصى و خليفه ايشان (مهدى اول ) در غيبت كبرى .

كه رسول الله (ص) مشخص كردند كه اين امر در غيبت كبرى اتفاق خواهد افتاد و در زوراء (بغداد) ، و اين امر در بغداد بصورت انتخابات و شورى بربا شد كه از غيبت امام محمد بن الحسن (ع) تا الان فقط اين اولين انتخاباتى بود كه انجام شد .

فعَنْ الإمام محمدالباقر(ع) قَالَ:" قَالَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَىلَأُعَذِّبَنَّ كُلَّرَعِيَّةٍ فِي الْإِسْلَامِ دَانَتْ بِوَلَايَةِ كُلِّ إِمَامٍ جَائِرٍ لَيْسَ مِنَاللَّهِوَ إِنْ كَانَتِ الرَّعِيَّةُ فِي أَعْمَالِهَا بَرَّةً تَقِيَّةً وَلَأَعْفُوَنَّ عَنْ كُلِّ رَعِيَّةٍ فِي الْإِسْلَامِ دَانَتْبِوَلَايَةِ كُلِّإِمَامٍ عَادِلٍ مِنَ اللَّهِوَ إِنْ كَانَتِ الرَّعِيَّةُ فِي أَنْفُسِهَاظَالِمَةً مُسِيئَةً".الكافي ج : 1 ص :

وقال الصادق (ع) (أما ترى الله يقول ما كان لكم أن تنبتوا شجرها يقول ليس لكم أن تنصبوا إماما من قبل أنفسكم تسمونهمحقا بهوىأنفسكموأرادتكم . ثم قال (ع): ثلاثة لا يكلمهم الله ولا ينظر إليهم يوم القيامةولا يزكيهم ولهمعذابا أليما من أنبت شجرة من لم ينبته الله يعني من نصب إماما لمينصبه الله أو جحد مننصبه الله ) تحف العقولص325.

[b]حال
ببینیم آیا مهدیون, امام هستند یا نه ؟!؟!؟!

[b]"
يا ابن رسول الله ، إني سمعت من أبيك عليه السلام أنه قال : يكون بعد القائم اثنا عشر مهديا ، فقال : إنما قال اثنا عشر مهديا ولم يقل اثنا عشر إماما ، ولكنهم قوم من شيعتنا يدعون الناس إلى موالاتنا ومعرفة حقنا "

[b]*
ابو بصير مىگويد به امام صادق ( ع ) عرض كردم : اى فرزند رسول خدا من از پدر بزرگوارتان شنيدم كه فرمود : پس از قائم ( ع ) دوازده مهدى خواهد بود ، امام ( ع ) فرمود : پدرم فرموده است دوازده مهدى نفرموده است دوازده امام ، ولى آنان گروهى از پيروان ما هستند كه مردم را به دوستى با ما ومعرفت وشناخت حق ما دعوت مى كنند

[b]المصادر
:
* : كمال الدين : ج 2 ص 358 ب 33 ح 56 - حدثنا علي بن أحمد بن محمد بن عمران الدقاق قال : حدثنا محمد بن أبي عبد الله الكوفي قال : حدثنا موسى بن عمران النخعي ، عن عمه الحسين بن يزيد النوفلي ، عن علي بن أبي حمزة ، عن أبي بصير قال : قلت للصادق جعفر بن محمد عليهما السلام : -

[b][b]* :
مختصر بصائر الدرجات : ص 211 - 212 - كما في كمال الدين بتفاوت يسير ، عن الصدوق ، بسنده ، وفيه " . . بعد القائم عليه السلام اثنا عشر إماما ، فقال : قد قال " .

* :
البحار : ج 53 ص - 115 ب 29 ح 21 - عن مختصر بصائر الدرجات .

وفي :
ص 145 ب 30 ح 1 - عن كمال الدين .


انشاا...
منتظر پاسخ کوبنده ی تان هستم


ام البنين

تعداد پستها : 144
تاريخ التسجيل : 2008-10-22

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: مناظره انصار الله با فقهاى اخر زمان وپیروانشان در تالارهاى مختلف ايرانى

پست من طرف ام البنين في الخميس 27 نوفمبر - 4:44

امام صادق (ع)
در اين روايت ميخواستند مشخص كنند كه در ان 12 امام هستند و انهائى كه بعد از قائم
(ع) ميايند همان 12 مهدى .




و سؤال ابي بصير واضح بود به امام صادق (ع) از كسانى كه بعد از قائم ميايد كه
فرمودند :
يا ابن رسول الله إني سمعت من أبيك
(ع) أنه قال : يكون بعد القائم اثنا عشر إماماً ...



عن أبي بصير قال : قلت للصادق جعفر
بن محمد (ع) يا ابن رسول الله إني سمعت من أبيك (ع) أنه قال : يكون بعد القائم
اثنا عشر إماماً . فقال : إنما قال : اثنا عشر مهديا ، ولم يقل : اثنا عشر إماما .
ولكنهم قوم من شيعتنا يدعون الناس إلى موالاتنا ومعرفة حقنا . كمال الدين وتمام
النعمة - الشيخ الصدوق ج 2 ص 358



وسؤال ابي بصير در مورد صفت مهديين
نبود بلكى چه كسانى بعد از قائم هستند ؟! وگرنه صفت مهدى هم بر ائمه و هم مهديين گذاشته
ميشود . و براى واضحتر شدن امر به اين روايت دقت كنيد :



الحديث الوارد عن حبة العرني قال :
خرج أمير المؤمنين (ع) إلى الحيرة فقال :



ليتصلن هذه بهذه - وأومأ بيده إلى
الكوفة والحيرة - حتى يباع الذراع فيما بينهما بدنانير وليبنين بالحيرة مسجدا له
خمسمائة باب يصلي فيه
خليفة القائم (ع) لان مسجد الكوفة ليضيق عليهم ، وليصلين فيه اثنا عشر إماما عدلا قلت : يا أمير المؤمنين ويسع مسجد الكوفة هذا الذي تصف الناس يومئذ ؟
قال : تبنى له أربع مساجد مسجد الكوفة أصغرها ، وهذا ومسجدان في طرفي الكوفة من
هذا الجانب وهذا الجانب وأومأ بيده نحو نهر البصريين والغريين . بحار الأنوار جـ
52 ص 374 ، تهذيب الأحكام لشيخ الطائفة الطوسي جـ3 ص 245 ، الذكرى للشهيد الأول :
155 ، معجم أحاديث الإمام المهدي للكوراني : جـ3 ص113



امير مؤمنان (ع) فرمودند : كه در
حيره مسجدى بنا ميشود كه داراى 500 باب است كه در ان
خليفه قائم نماز ميخواند . و اينجا امام على (ع) اشاره كردند كه در اين مسجد 12 امام نماز بربا ميدارند .


كه اين روايت به دو امر مهم اشاره
كرده است :



1: امير مؤمنان در مورد دولت عدل
الهى كه قائم ان را بربا ميدارند صحبت ميكنند وامورى كه هنگام و بعد از انها اتفاق
خواهد افتاد .



2: كه قائم (امام محمد بن الحسن عليه
السلام) داراى خليفه است و خليفه امام فقط امام ميتواند باشد بخاطر همين امير
مؤمنان (ع) كه اين مسجد در ان 12 امام نماز خواهند خواند كه منظور ايشان 12 مهدى
ميباشند . كه خليفه قائم همان وصى امام (ع) ميباشد كه در وصيت ذكر شده است .



واين ادله براى كسانى كه بيرو حق
هستند كافيست .



واولى تر اين است كه ما از شماها
سؤال كنيم كه ايا رسول الله (ص) در شب وفاتشان وصيت كردند يا نه تكرار ميكنم در شب
وفاتش كه عمر و ابوبكر (لع) ان را نفى كردند ؟؟؟!!! و لطفا از اين سؤال و جواب دادن به ان
فرار نكنيد .




ام البنين

تعداد پستها : 144
تاريخ التسجيل : 2008-10-22

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: مناظره انصار الله با فقهاى اخر زمان وپیروانشان در تالارهاى مختلف ايرانى

پست من طرف ام البنين في الجمعة 28 نوفمبر - 4:48

سرباز مهدى

جناب ----- و جناب -----

فرض را بر این می گیریم که ما وصیت را قبول کردیم و قبول کردیم 12 مهدی از فرزندان امام زمان بعد از ایشان خلافت خواهد کرد( در حالی که تحقیقات من تا این لحظه عکس این را نشان می دهد(

1. چه نتیجه ای از این موضوع می خواهید بگیرید و این موضوع چه دردی را دوا می کند؟؟؟

وعنه اهل البيت ( عليه السلام )
" ما من أمر يختلف فيه اثنان إلا وله أصل في كتاب الله عز وجل لكنه لا تبلغه عقول الرجال "
ـ البرهان في تفسير القرآن ـ

اهل البيت عليهم السلام طبق روايت ذمر شده ميكويند :
اكر دو نفر بر امرى اختلاف بيدا كردند الا و اصل ان در كتاب خداوند متعال وجود داشته باشد وليكن عقل مردم ان را درك نميكند .

بس هر شخصى نبايد افتراض كند فرضهايى كه از عقلش باشد در مقابل ايات قرانى و روايتهاى اهل البيت (ع)

نيجه از روايت وصيت رسول الله (ص) اين است كه بايد به 12 ائمه و 12 مهديين تمسك جوييم . و وطبق قران كريم و طبق روايتهاى اهل البيت هيج كسى اين وصيت را ارائه نميدهد مكر اينكه وصى باشد ، واين وصيت را در مدت 1250 سال (بعد از غيبت امام ) كسى بجزء احمد كه نام او در وصيت ذكر شده است ارائه نداده شده بود ، كه اين مطلب را جندين بار در قسمتهاى مختلف با دليل و روايتهاى ذكر شده از رسول الله (ص) واهل البيت (ع) ارائه داده شده بود كه اكر نياز باشد برايتان دوباره ان را تكرار خواهم كرد كه جكونه ميتوان صاحب امر را شناخت ؟ طبق وصيت ظاهره .

حالاز شما سؤالى دارم : اكر در اينجا رسولى از امام مهدى (ع) بر ما فرستاده شده باشد (همانطورى كه مسلم ابن عقيل در زمان امام حسين عليه السلام براى مردم فرستاده شده بود براى بيعت با امام ) ايا از او بيروى ميكنيد يا نه ؟

2. زمانی که حضرت ظهور نکرده دعوا بر سر جانشینانش چه حکمی دارد و با چه هدفی انجام می شود؟؟

سؤالتان اشتباست ، سؤال صحيح ايا اين شخصى كه از طرف حصرت مهدى ع) فرستاده شده است ايا حق است ؟ تا اينكه از او بيروى كنيم ؟
ميكويد كه او اولين مهديين است و اسم او احمد است طبق وصيت رسول الله كه در ان نيز ذكر شده است كه از اولين مؤمنان به امام هستند ، همانطور كه امام على در زمان رسول الله از اولين مؤمنان بود ، بس بيروى ما و ملحق شدن به اولين مهديين يعنى بيروى از بيعت با امام مهدى (ع) ميباشد . جونكه جنك ما جنك قديميت جنك انبياء و مرسلين واوصياء زمانى كه خداوند انها را فرستادند و مردم انها را قبول نكردند .
3. شما یک روایت بیاور که بر این موضوع تأکید کند که بعد از حضرت صاحب (عج) حکومت و ولایت مسلمین به فرزندانش می رسد!
بهتريد دليل براى اين سؤال نيز وصيت ميباشد ، وليكن دو روايت را فعلا در خدمت شما قرار ميدهم كه در ان ثابت ميشود كه خلافت بعد از امام به بسرش خواهد رسيد .
تهذيب الأحكام للشيخ الطوسي ج 3 ص 253 :
عنه عن محمد بن الحسين عن محمد بن إسماعيل عنصالح بن عقبة عن عمرو بن أبي المقدام عن أبيه عن حبة العرني قال : خرج أميرالمؤمنين عليه السلام إلى الحيرة فقال : لتصلن هذه بهذه وأومى بيده إلى الكوفةوالحيرة حتى يباع الذراع فيما بينهما بدنانير وليبنين بالحيرة مسجد له خمسمائة بابيصلي فيه خليفة القائم عجل الله تعالى فرجه لان مسجد الكوفة ليضيق عنهم ، وليصلين فيه إثنا عشر إماما عدلا ، قلت : يا أمير المؤمنين ويسع مسجد الكوفة هذا الذي تصفالناس يومئذ ؟ ! ! قال : تبنى له أربع مساجد مسجد الكوفة أصغرها وهذا ومسجد ان فيطرفي الكوفة من هذا الجانب وهذا الجانب وأومى بيده نحو البصريين والغريين .

كاملالزيارات- جعفر بن محمد بن قولويه ص 76 :
حدثني أبي ، عن سعد بن عبد الله ، عنأبي عبد الله محمد بن أبي عبد الله الرازي الجاموراني ، عن الحسين بن سيف بن عميرة، عن أبيه سيف ، عن أبي بكر الحضرمي عن أبي جعفر ( عليه السلام ) ، قال : قلت له : إي بقاع الأرض أفضل بعد حرم الله عز وجل وحرم رسوله ( صلى الله عليه وآله ) ، فقال : ( الكوفة يا أبا بكر هي الزكية الطاهرة ، فيها قبور النبيين المرسلين وغيرالمرسلين والأوصياء الصادقين ، وفيها مسجد سهيل الذي لم يبعث الله نبيا إلا وقد صلىفيه ، ومنها يظهر عدل الله ، وفيها يكون قائمه والقوام من بعده ، وهي منازل النبيينوالأوصياء والصالحين )

4. شما راجع به قوائد حدیث شناسی صحبت می کنید و قرینی برای حدیثی که اوردید ذکر نمی کنید!!

ممنون ميشود كه دوباره به اثبات وصيت و مهديين رجوع كنيد كه در ان تمام قوائد ذكر شده است هر جند طولانيست ولى كافيست براى بيان حقيقت .
5. کدام یک از این علما بر این موضوع قائل بودند که مهدی هایی بعد از حضرت صاحب از نسل ایشان حکومت خواهد کرد!!!
بر مردم واجب است كه در مورد علماء از اهل البيت (ع) سؤال كنند نه اينكه از علماء در مورد اهل البيت(ع) سؤال شود .
همه علماء بر انها واجب است كه از وصيت رسول الله (ص) بيروى كنند ، و هنكامى كه حضرت مهدى ظهور ميكنند واجب است بر همه كه از او بيروى كنند جه عالم و غير عالم . بس حال كه وصيت رسول الله ظاهر شده است بس بر همه واجب است بر كسى كه وصيت را ارائه داده است از او بيروى كنند .

والحمد لله رب العالمين

ام البنين

تعداد پستها : 144
تاريخ التسجيل : 2008-10-22

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: مناظره انصار الله با فقهاى اخر زمان وپیروانشان در تالارهاى مختلف ايرانى

پست من طرف فدك فاطمه في الجمعة 12 ديسمبر - 19:22

بسم الله الرحمن الرحيم

ظاهرا بعضى از مردم قران را طبق نظر خودشون تفسير ميكنند ، حتى اين ايه قرانى كه در ان خداوند متعال ميكه هر كسى قبل از وفاتش بايد وصيت بنويسد وهركسى كه از خودش نظر بدهد اجتهاد در مقابل نص صريح است و فكر ميكنن كه با اين كارهاشون ميتونن مردم را فريب بدن ؟

و همانطورى كه مشخص شده بعضى از اشخاص هنوز فرق بين روايت و وصيت را نميدونن ؟

بلى ما ميكوييم كه رسول الله (ص) در 23 سال از عمر رسالتش و نه اونطورى كه كفتيد 24 سال (بيداست كه يكسال اضافه كذاشتيد لطفا معلوماتتون را اصلاحش كنيد) در طول اين سنوات رسول الله(ص) به مردم ميكفتند كه على وصى من است ، و اخرين انها بيعت غدير بود كه قوم با امام على (ع) بيعت كردند كه وصى رسول الله (ص) حضرت على(ع) ميباشد ، وليكن رسول الله(ص) جونكه ميدانستند كه مردم بيعت شكننى و رفض ميكنند بيعت را جزء اشخاص بسيار معدودى بخاطر همين رسول الله (ص) در شب وفاتشان از حضرت على (ع) صحيفه و دوات خواست تا اينكه كتابى را بنويسد كه بعد از ان مردم كمراه نشوند ؟ كه شهود بر ان وصيت سه نفر بودند : سلمان محمدى ، مقداد و ابا ذر ( رضى الله عليهم ) .

حال به نصوص صريحى از قران دقت كنيد كه ما را امر بر نوشتن وصيت هنكام احتضار ميكند :

شاهد اول وصيت در قران : قوله تعالى كُتِبَ عَلَيْكُمْ إِذَا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ إِنْ تَرَكَ خَيْراً الْوَصِيَّةُ لِلْوَالِدَيْنِ وَالْأَقْرَبِينَ بِالْمَعْرُوفِ حَقّاً عَلَى الْمُتَّقِينَ) (البقرة:180) .

واين ايه صريح واجب ميكند كه وقت وفات (احتضار) بايد وصيت نوشته شود ، وهيچ روايتى را نميتوان بيدا كرد جزء اينى كه شيخ طوسى قبل از وفات رسول در كتاب غيبه نقل كرده است كه در ان اسم ائمه وذكر مهديين وجود داشته باشد.

شاهد دوم روايت وصيت از قران : ( يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا شَهَادَةُ بَيْنِكُمْ إِذَا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ حِينَ الْوَصِيَّةِ اثْنَانِ ذَوَا عَدْلٍ مِنْكُمْ أَوْ آخَرَانِ مِنْ غَيْرِكُمْ )(المائدة: من الآية106) .

ودر اين ايه علاوه بر واجب نوشتن وصيت قبل از احتضار نيز شرط ديگرى هم هست كه بايد دو نفر از عادلان بر ان شاهد باشند وهمين كار را رسول الله(ص) انجام دادند وقتى كه وصيتش را به امير مؤمنان (ع) فرمود و شاهدان بر ان سلمان فارسي و اباذر غفارى ومقداد عليهم السلام بودند همانطورى كه امير مؤمنان ان را با طلحه محاججت كردند وانرا سليم ابن قيس الهلالى در كتاب مشهور خود ذكر كرده است.

شاهد سوم از قران : ( مَا يَنْظُرُونَ إِلَّا صَيْحَةً وَاحِدَةً تَأْخُذُهُمْ وَهُمْ يَخِصِّمُونَ * فَلا يَسْتَطِيعُونَ تَوْصِيَةً وَلا إِلَى أَهْلِهِمْ يَرْجِعُونَ) (يّـس:49 – 50 )

خداوند متعال كسانى را كه رسل را تكذيب كرده اند وبا انها جنگيدند را وصف كرده است كه نميتوانند توصيه كنند ، يعنى خداوند متعال به انها وقت اينكه بخواهند بعد از خود جانشين تعيين كنند را نميدهد بخاطر معارضه اى كه با رسل داشتند .

بس بايد رسول الله در شب وفاتش قبل از احتضار وصيت كرده باشند و هيچ روايتى را كه در ان وصيت ذكر شده باشد را نميتوان يافت بجزء در كتاب غيبه از طوسى ، حتى اگر سندش ضعيف باشد و يا كسانى كه روايت را نقل كرده اند فاسق باشند (حاشا لله) .

نقل قول از سيد امينى :
هزاران عالم و فقیه ومحدث شیعی از شیخ طوسی و مفید و صدوق و سید مرتضی و علامه حلی و علامه مجلسی وووووووووو بر این عقیده بر اساس وصیت ها ی پیامبر استوار بودند.
براى اينكه مشخص بشه جه كسى مردم را منحرف ميكنه مصادر وصيت از فقهاى اعلاء كه كفتيد به وصيت اعترافى نداردند در صورتى كه اين فقهاء اجلاء نقل كردند كه 12 امام و 12 مهدى ميباشد .
وصيت رسول الله(ص) كه در ان 12 امام و 12 مهدى ذكر شده است در مصادر زير ميباشد :
وصيت به عربى :
جماعة عن البزوفري عن علي بن سنان الموصلي عن علي بن الحسين عن أحمد بن محمد بن الخليل عن جعفر بن أحمد المصري عن عمه الحسين بن علي عن أبيه عن أبي عبد الله الصادق عن آبائه عن أمير المؤمنين ع قال قال رسول الله ص في الليلة التي كانت فيها وفاته لعلي ع يا أبا الحسن احضر صحيفة و دواة فأملى رسول الله ص وصيته حتى انتهى إلى هذا الموضع فقال يا علي إنه سيكون بعدي اثنا عشر إماما و من بعدهم اثنا عشر مهديا فأنت يا علي أول الاثني عشر الإمام و ساق الحديث إلى أن قال و ليسلمها الحسن ع إلى ابنه م‏ح‏م‏د المستحفظ من آل محمد ص فذلك اثنا عشر إماما ثم يكون من بعده اثنا عشر مهديا فإذا حضرته الوفاة فليسلمها إلى ابنه أول المهديين له ثلاثة أسامي اسم كاسمي و اسم أبي و هو عبد الله و أحمد و الاسم الثالث المهدي و هو أول المؤمنين .


_________________
{وَاللَّهُ غَالِبٌ عَلَى أَمْرِهِ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لاَ يَعْلَمُونَ}يوسف21.

فدك فاطمه

تعداد پستها : 148
تاريخ التسجيل : 2008-10-09

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: مناظره انصار الله با فقهاى اخر زمان وپیروانشان در تالارهاى مختلف ايرانى

پست من طرف محتوى إعلاني اليوم في 13:12


محتوى إعلاني


بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

صفحه 1 از 2 1, 2  الصفحة التالية

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي بازگشت به بالاي صفحه


 
صلاحيات هذا المنتدى:
شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد