طلب معجزه

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي اذهب الى الأسفل

طلب معجزه

پست من طرف nasr في الأحد 25 أبريل - 15:48

خداوند می فرماید : (مَالِكِ يَوْمِ الدِّينِ) (الفاتحة:4) پادشاه وصاحب روز جز است .
و در تلبیه حج (الملك لك لا شريك لك) پادشاهی برای تو وهیچ شریکی نداری .
و خلیفه خداوند بر اساس این حقیقت با کسی سیاست بازی نمی کنند هرچند که بسسب حمل رسالت خداوند متهم می شدند، در قدیم در باره حضرت عیسی (ع) گفتند که او به ملک بنی اسرائیل طمع دارد که علمای بی عمل به علت مداهنه آنها با حکومت روم آن را از دست داده بودند ودر مورد دعوت حضرت محمد (ص) گفته شد که : (انه لا جنة ولا نار ولكنه الملك) هیچ بهشت وجهنمی در کار نیست بلکه مسئله پادشاهی است ، یا اینکه می گفتند محمد (ص) آمده است که پادشاهی را برای خود وفرزنداش به دست آورد ، ودر مورد علی (ع) گفته می شد : ( او بر ملک حریص است ) با آنکه آنها می شنیدند که می فرماید : (( مالِ علي وملك لا يبقى ) علی را با حکومت رانی بی دوام چه نسبتی است ؟! وپارسایی و رو گرداندن او از دنیا وزخرف آن را می دیدند واین است حال عیسی (ع) وحال حضرت محمد (ص) که بر هیچ کس مخفی نیست .
انبیاء ومرسلین واوصیاء توجهی به اتهامات مردم نمی کنند همانطوری که حال و روز علمای بی عمل که رضای مردم را به سخط وعذاب الهی طلب می کنند ومی خواهند وبه همین دلیل است که مردم از علمای بی عمل پیروی می کنند وبا انبیاء واوصیاء که آنها را به حاکمیت خدا در زمین دعوت می کنند به مبارزه بر می خیزند چه در مرحله قانون گذاری و چه در مرحله اجرای قانون ( قانون وحاکم ) لازم وضروری است که دستو دستور الهی باشد ، وحاکم تعیین شده از طرف خداوند سبحانه وتعالی است ، واین مناسب حال و روز خیلی از مردمی که که تابع میل وخواهش های نفسانی هستند وخوشی در دنیا را بر عافیت آخرت ترجیح میدهند، ، وخداوند علیم وخبیر ازحال اکثریت که بر آن افزونتری نیست خبر می دهد (وَإِنْ تُطِعْ أَكْثَرَ مَنْ فِي الْأَرْضِ يُضِلُّوكَ عَنْ سَبِيلِ اللَّه) (الأنعام: 116) واگر از اکثریت آنچه در زمین است پیروی کنی شما را از راه خداوند گمراه خواهند نمود. وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يُؤْمِنُونَ)(هود: 17) و لکن اکثر مردم ایمان نمی آورند .
(وَمَا أَكْثَرُ النَّاسِ وَلَوْ حَرَصْتَ بِمُؤْمِنِينَ) (يوسف:103)
و تو هرچند جهد وترغیب در ایمان مردم کنی باز اکثر آنان ایمان نخواهند آورد .
(وَلَقَدْ ضَلَّ قَبْلَهُمْ أَكْثَرُ الْأَوَّلِينَ) (الصافات:71)
وقبل از اینان اکثر پیشینیان هم سخت گمراه شدند .
(مَا خَلَقْنَاهُمَا إِلَّا بِالْحَقِّ وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لا يَعْلَمُونَ) (الدخان:39)
آنها جز به حق واز روی حکمت ومصلحت نیافریدیم و لیکن اکثر مردم از آن آگاه نیستند .
(قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْلَمُونَ) (لقمان:25)
بگو که ستایش مخصوص خداوند است بلکه اکثر آنها نمی دانند .
(قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْقِلُونَ) (العنكبوت:63)
بگو که ستایش مخصوص خداوند است بلکه اکثر آنها تعقل نمی کنند .
(وَقَالُوا إِنْ نَتَّبِعِ الْهُدَى مَعَكَ نُتَخَطَّفْ مِنْ أَرْضِنَا أَوَلَمْ نُمَكِّنْ لَهُمْ حَرَماً آمِناً يُجْبَى إِلَيْهِ ثَمَرَاتُ كُلِّ شَيْءٍ رِزْقاً مِنْ لَدُنَّا وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لا يَعْلَمُونَ) (القصص:57)
وگفتند : که اگر ما با تو اسلام را که از طریق هدایت است پیروی کنیم ما را از سرزمین خود به زودی برانند بگو : آیا ما حرم مکه را برایشان محل ایمن قرار ندادیم تا به این مکان نعمت وثمرات که روزیشان کردیم ازهر طرف بیاورند ؟ ولیکن اکثر مردم نادانند.
مردم بیشتر ازاین سه وسیله شناخت خلیفه خدا در زمین به چیز دیگری احتیاج ندارند که جمع شدن این شرایط فقط در خلیفه خدا در زمین می باشد اما همانطوریکه گروه اول(ملائکه)به دو دسته تقسیم شدند وملائکه سجده کردند وابلیس(لع) کفر ورزید و نسبت به واسطه(خلیفه خدا در زمین) راضی نبود ،واین موارد سه گانه حجت تامه از طرف خدا جهت وجود خلیفه خدا در زمین می باشد.
وبا این وجود خداوند سبحانه وتعالی وبخاطر رحمت گسترده او انبیاء واوصیاء را با آیات ونشانه های زیادی که از جمله آنها معجزات و روءیاها یی که مؤمنین می بینند و غیره آنها را تأیید کرده اند
{ که من در صدد مناقشه و استقصاء آنها نیستم به کتابهایی که برادران انصار امام مهدی (ع) نوشتند مراجعه کنید }
خداوند آنها را برای هر خیری در دنیا و آخرت محفوظ و نگه دارد ولکن فقط مناقشه جزئی در خصوص معجزاتی که انبیاء به و سیله آنهاتأیید شدند خواهیم داشت وآن بخاطر اهمیت آن وغفلت مردم از آن که عبارتند از :
مسئله تلبیس(سرپوش گذاشتن) در معجزه وهدف آن اینکه مردم میدانند که ازجمله معجزات حضرت موسی (ع) عصایی بود که به افعی تبدیل شد که در زمان انتشار سحر وجادو بود واز جمله معجزات حضرت عیسی (ع) شفای بیماران در زمانی که طب وپزشکی در آن منتشر شده بود واز جمله معجزات حضرت محمد (ص) قرآن است وآن در زمانی پیش آمد که بلاغت کلام منتشر شده بود ودر اینجا کسی که با حقیقت آشنایی نداردعلت شباهت معجزه با آنچه در زمان وقوع ان را تنها بر ای غلبه معجزه بر سحروطب وبلاغت می داند ولکن حقیقتی که بر مردم مخفی مانده با آنکه در قرآن ذکر شده اینکه معجزه مادی برای کسانیکه جز ماده چیزی نمیدانند آمده است که خداوند سبحانه وتعالی راضی نمی شود که ایمان به ماده باشد بلکه لازم وضروری است که ایمان به غیب باشد و می فرماید :.
(الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَيُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنْفِقُونَ) (البقرة:3)
کسانیکه به غیب ایمان می آورند ونماز را بر پا می دارند واز آنچه به آنها روزی دادیم انفاق می کنند .
(إِنَّمَا تُنْذِرُ مَنِ اتَّبَعَ الذِّكْرَ وَخَشِيَ الرَّحْمَنَ بِالْغَيْبِ فَبَشِّرْهُ بِمَغْفِرَةٍ وَأَجْرٍ كَرِيمٍ) (يّـس:11)
بيم دادن تو تنها كسى را [سودمند] است كه كتاب حق را پيروى كند و از [خداى] رحمان درغیب بترسد [چنين كسى را] به آمرزش و پاداشى پر ارزش مژده ده
(مَنْ خَشِيَ الرَّحْمَنَ بِالْغَيْبِ وَجَاءَ بِقَلْبٍ مُنِيبٍ) (قّ:33)
(لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ وَأَنْزَلْنَا الْحَدِيدَ فِيهِ بَأْسٌ شَدِيدٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَلِيَعْلَمَ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ وَرُسُلَهُ بِالْغَيْبِ إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ عَزِيزٌ) (الحديد:25)


به راستى [ما] پيامبران خود را با دلايل آشكار روانه كرديم و با آنها كتاب و ترازو را فرود آورديم تا مردم به انصاف برخيزند و آهن را كه در آن براى مردم خطرى سخت و سودهايى است پديد آورديم تا خدا معلوم بدارد چه كسى در غیب او و پيامبرانش را يارى مى‏كند آرى خدا نيرومند شكست ناپذير است
خداوند سبحانه وتعالی خواستار ایمان بندگان به غیب می باشد ومعجزهایی را که می فرستد حتما در آن ایمان به غیب وجود دارد وبه همین دلیل در آن اندکی پوشیدگی است که در بیشتر مواقع در زما نی که ارسال می شوند شبیه به هم هستند (وَلَوْ جَعَلْنَاهُ مَلَكاً لَجَعَلْنَاهُ رَجُلاً وَلَلَبَسْنَا عَلَيْهِمْ مَا يَلْبِسُونَ) (الأنعام:9) وچنانچه فرشته ای به رسالت فرستیم ، هم او را به صورت بشری در آوریم و بر آنان همان لباس مردان بپوشانیم .
وبه این دلیل مادی گرایان وکسانی که بجز ماده چیزی را نمی شناسند در مشابه بودنشان عذری برای سقوطشان می بینند (فَلَمَّا جَاءَهُمُ الْحَقُّ مِنْ عِنْدِنَا قَالُوا لَوْلا أُوتِيَ مِثْلَ مَا أُوتِيَ مُوسَى أَوَلَمْ يَكْفُرُوا بِمَا أُوتِيَ مُوسَى مِنْ قَبْلُ قَالُوا سِحْرَانِ تَظَاهَرَا وَقَالُوا إِنَّا بِكُلٍّ كَافِرُونَ) (القصص:48)
پس هنگامیکه رسول گرامی حق از جانب ما بر آنها فرستاده شد گفتند : چرا به این رسول مانند مانند موسی معجزاتی داده نشده؟ و گفتند : اینها سحر وجادوگری است که موسی وهارون ظاهر می کنند و گفتند : ما به همه اینها سخت بی ایمان وبی عقیده ایم .
بنابراین تشابه برای آنها عذری شده که بگویند (سِحْرَانِ تَظَاهَرَا* سحر وجادوگری است که موسی وهارون ظاهر می کنند ) و(إِنَّا بِكُلٍّ كَافِرُونَ * ما به همه اینها سخت بی ایمان وبی عقیده ایم) امیرالمؤمنین (ع) در حالی که یکی از منافقین را توصیف می کند می فرماید : ( ... جعل الشبهات عاذرا لسقطاته ) ( ... شبه ها را برای سقوط خود عذری قرار داده اند )
اما اگر معجزه قدرتمند باشد ودر آن هیچ شبه ای نباشد در آن حالت برای ایمان به غیب هیچ جایگاهی باقی نمی ماند که در این حالت پناه بردن به ایمان اجباری می شد این نه ایمان است ونه اسلام است بلکه تسلیم شدن است واین مورد رضایت خداوند نمیباشد وآن را نمی خواهد وقبول نمی کند
(وَجَاوَزْنَا بِبَنِي إِسْرائيلَ الْبَحْرَ فَأَتْبَعَهُمْ فِرْعَوْنُ وَجُنُودُهُ بَغْياً وَعَدْواً حَتَّى إِذَا أَدْرَكَهُ الْغَرَقُ قَالَ آمَنْتُ أَنَّهُ لا إِلَهَ إِلَّا الَّذِي آمَنَتْ بِهِ بَنُو إِسْرائيلَ وَأَنَا مِنَ الْمُسْلِمِينَ) (يونس:90)
وما بنی اسرائیل را از دریا گذرانیدیم پس آنگه فرعون و سپاهش به ظلم وتعدی از آنها تعقیب کردند تا چون هنگام غرق او فرا رسید گفت : اینک من ایمان آوردم به آنکه بنی اسرائیل به او ایمان دارند و جز او خدایی نیست ومن هم تسلیم فرمان او هستیم .
پس فرعون ایمان میآورد ومسلمان می شود یا بگوئیم تسلیم می شود قبل از اینکه بمیرد اما خداوند به این ایمان و این اسلام نه راضی می شود ونه قبول می کند وخداوند سبحان با این جواب به او پاسخ می دهد :
(آلْآنَ وَقَدْ عَصَيْتَ قَبْلُ وَكُنْتَ مِنَ الْمُفْسِدِينَ) (يونس:91)
به او خطاب شد : اکنون ایمان آوردی ؟ در صورتی که عمری پیش از این به کفر و نافرمانی زندگی کردی واز بد کاران بودی .
این ایمان به سبب یک معجزه قدرتمند وقهار حاصل شد وبرای کسانی که بجز این جهان مادی چیز دیگری را نمی شناسند برای تأویل یا وارد شدن شبهه بر کسانی که به آن ایمان آوردند هیچ مجالی نیست و با این وجود برای غیب واز طریق غیب آنچنان که خدا می خواهد جایگاهی باقی نمی ماند. لذا تا این حد ایمان پذیرفتنی نیست چون آن التجاء واجباری است نه ایمان (هَلْ يَنْظُرُونَ إِلَّا أَنْ تَأْتِيَهُمُ الْمَلائِكَةُ أَوْ يَأْتِيَ رَبُّكَ أَوْ يَأْتِيَ بَعْضُ آيَاتِ رَبِّكَ يَوْمَ يَأْتِي بَعْضُ آيَاتِ رَبِّكَ لا يَنْفَعُ نَفْساً إِيمَانُهَا لَمْ تَكُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ أَوْ كَسَبَتْ فِي إِيمَانِهَا خَيْراً قُلِ انْتَظِرُوا إِنَّا مُنْتَظِرُونَ) (الأنعام:158)
آیا انتظار دارند جز آنکه فرشتگان قهر بر آنها در آیند ویا امر خدا ویا قضای الهی بر آنان رسد و همه هلاک شوند ، یا برخی دلایل و آیات خدا آشکار شود ، روزی که قهر خدای تو بر آنها برسد آن روز هیچ کس را ایمان نفع نبخشد اگر قبل از آن ایمان نیاورده و یا در ایمان کسب خیر وسعادت نکرده باشند ، بگو : در انتظار نتیجه اعمال زشت باشید ما هم هستیم .
(قُلْ يَوْمَ الْفَتْحِ لا يَنْفَعُ الَّذِينَ كَفَرُوا إِيمَانُهُمْ وَلا هُمْ يُنْظَرُونَ) (السجدة:29)
ای رسول ما بگو: که روز فتح ، ایمان آنان که کافر بودند سود نبخشد و به آنها با نظر لطف ورحمت ننگرند .
واگر خداوند می خواست که ایمان مردم با التجاء وبه اجبار باشد همراه انبیاء معجزات قهار می فرستاد تا مجالی برای کسی باقی نماند که بگوید (سِحْرَانِ تَظَاهَرَا * سحری ظاهر است ) او (أَضْغَاثُ أَحْلامٍ بَلِ افْتَرَاهُ بَلْ هُوَ شَاعِرٌ فَلْيَأْتِنَا بِآيَةٍ كَمَا أُرْسِلَ الْأَوَّلُونَ) (الانبياء:5)
(اظهار جادوگری ) یا ( خواب وخیالی بی اساس است بلی محمد (ٌ ص) شاعر بزرگی ست که این کلمات را خود فرا بافته است و گرنه باید مانند پیغمبران گذشته آیت و معجزه ای برای ما بیاورد .
خداوند می فرماید (وَلَوْ شَاءَ رَبُّكَ لَآمَنَ مَنْ فِي الْأَرْضِ كُلُّهُمْ جَمِيعاً أَفَأَنْتَ تُكْرِهُ النَّاسَ حَتَّى يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ) (يونس:99)
اگر خدای تو می خواست اهل زمین همه یکسر ایمان می آورد ند آیا تو مردم را به اجبار وا می داری که ایمان بیاورند ؟
ونیز خداوند می فرماید : (وَإِنْ كَانَ كَبُرَ عَلَيْكَ إِعْرَاضُهُمْ فَإِنِ اسْتَطَعْتَ أَنْ تَبْتَغِيَ نَفَقاً فِي الْأَرْضِ أَوْ سُلَّماً فِي السَّمَاءِ فَتَأْتِيَهُمْ بِآيَةٍ وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ لَجَمَعَهُمْ عَلَى الْهُدَى فَلا تَكُونَنَّ مِنَ الْجَاهِلِينَ) (الأنعام:35)
چنانجه انکار و اعتراض آنها تورا سخت می آید اگر توانی نقبی در زمین بساز یا نردبانی بر آسمان بر افراز تا آیتی بر آنها آوری و اگر خدا می خواست همه را مجتمع بر هدایت می کرد پس تو البته از آن جاهلان مباش .


پس حمد و ستایش خداوندی که به ایمان به غیب راضی است وایمان را از راه غیب واز خلال غیب قرار داد وبه ایمان به ماده راضی نمی شود و آن را در ماده و از طریق ماده قرار نمی دهد تا اینکه اهل قلوب وبصیرت نافذ از بصیرتهای کور وقلب های مختوم جدا سازد و در حقیقت واقعیت همین است
و چنانچه مردم شهر و دیار همه ایمان آورده و پرهیزگار می شدند همانا ما درهای برکات آسمان و زمین را بر روی آنها میگشودیم و لیکن چون تکذیب ( آیات و پیغمبران ما را )کردند ما هم آنانرا به کیفر کردار زشتشان رسانیدیم .
پس خداوند سبحان وتعالی آنانی که امید به ایمان وتقوی آنها است نقصان و کمی در ثمرات وبرکات را به آنها می چشاند وبه این وسیله به آنها رحمت می بخشد چون باعث سوق دادن آنها بسمت ایمان و تقوی میشود وبا توجه به حدیث قدسی ضعف وفقرباعث توجه بسوی خداوند می شود ( ياابن عمران اذا رايت الغنى مقبلا فقل ذنب عجلت عقوبته واذا رايت الفقر مقبلا فقل مرحبا بشعار الصالحين ) . ای پسر عمران هرگاه دیدی غنا ودارائی به سمت شما می آید بگو گناهی است که در عقوبت آن تعجیل شده است و اگر دیدی فقر به سوی تو می آید پس بگو خوشا به شعار صالحین .
اما اگر اهل زمین ایمان آوردند وتقوی الهی پیشه کردند خداوند به عذاب آنها چه می کند وچه نفعی برای او در نقصان وکمی ثمرات و برکت زمین شان و اعمالشان دارد بلکه به آنها وعده داده که ( لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَيْهِمْ بَرَكَاتٍ مِنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ ) . اگر اهل قری ایمان بیاورند وتقوی پیشه کنند بر انها می گشایم برکاتی از آسمان و زمین .
پس لازم است که سعی و حرکت انسان بسوی تکامل روحی و ایمان حقیقی باشد اما درپیشرفت مادی جسمانی که انسان برای آن تلاش می کند باید از دیدگاه تکامل روحی باشد یعنی سعی در پیشرفت مادی برای اطاعت وپیروی از خدا وبرای تحقق اراده خداوند در نشر توحید ورحمت وعدالت بر این زمین باشد .
واما مؤمنین مپندارند که پیشرفت مادی کافران توفیق الهی یا در آن برای آنها خیری هست بلکه برای آنها شر است چون باعث ادامه دادن آنها درسرکشی وتکبر بر اراده خداوند سبحانه وتعالی است (وَلا يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّمَا نُمْلِي لَهُمْ خَيْرٌ لِأَنْفُسِهِمْ إِنَّمَا نُمْلِي لَهُمْ لِيَزْدَادُوا إِثْماً وَلَهُمْ عَذَابٌ مُهِينٌ) (آل عمران:178)
گمان نکنید آنان که به راه کفر رفتند که مهلتی ما به آنها دهیم به حال آنان بهتر خواهد بود ، بلکه مهلت برای امتحان می دهیم تا بر سرکشی بیفزایند و آنان را عذابی است خوار وذلیل کننده .
دنیا و زیور آن سبب مستی وسرگردانی و دوری آنها از خداوند سبحانه وتعالی می شود (لَعَمْرُكَ إِنَّهُمْ لَفِي سَكْرَتِهِمْ يَعْمَهُونَ) (الحجر:72) بجان تو قسم که این مردم دنیا همیشه مست شهوات نفسانی و به حیرت گمراهند .
چه زیانی بزرگتر از اینکه انسان دشمن خدا باشد و چه کسبی پلیدترازدنیا و زیورهای آن
(وَلَوْلا أَنْ يَكُونَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً لَجَعَلْنَا لِمَنْ يَكْفُرُ بِالرَّحْمَنِ لِبُيُوتِهِمْ سُقُفاً مِنْ فِضَّةٍ وَمَعَارِجَ عَلَيْهَا يَظْهَرُونَ) (الزخرف:33)
و اگر نه این بود که مردم همه یک نوع و یک امتند ما آنان که کافـر به خدا می شوند (به مال دنیا ) سقف خانهایشان از نقرۀ خام قرار میدادیم و (چند طبقه ) که با نردبام بالا روند

nasr

تعداد پستها : 10
تاريخ التسجيل : 2010-04-05

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي بازگشت به بالاي صفحه


 
صلاحيات هذا المنتدى:
شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد